پست:
883
|
موضوع مرتبط:
عقیده
(اركان عقیده)
1 ـ عقیـده ی ما: ایمان به خــدا و فرشتـگان خـدا و كتاب هاى خدا و پیامبران خدا و روز آخرت و قضا و قدر خیر و شر آن .
(تفصیل ایمان به خدا)
2 ـ ایمان مى آوریم به پروردگارى خداى تعالى ؛ یعنى ، او معبود و خالق و مالِك و تدبیركننده ی تمام كارهاست .
3 ـ ایمان مى آوریم به خداوندى ِ بارى تعالى ؛ یعنى اوست پروردگار و معبود حقیقى و جز او همه ی خدایان بیهوده و باطل است .
4 ـ ایمان مى آوریم به نام ها، صفت های بارى تعالى ؛ یعنی، نام هاى نیك و خوب و صفت های عالى و كامل، مخصوص اوست .
5 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خدا تنها و یكتاست و در پروردگارى و خدایی، در نام ها و صفت ها هیچ شریكی ندارد .
بارى تعالی مى فرماید: )رب السماوات والأرض وما بینهما فاعبده واصطبر لعبادته هل تعلم له سمیا(65)( . [مریم] . [تنها اوست پروردگار آسمان ها و زمین و هر چـه بین آن هاست، پس باید همان خداى یكتا را بپرستی (و در راه بندگى او صبر و تحمل كن). آیا دیگرى را مانند او (در ذات و نامها و صفات و افعال را) مى شناسى ؟ هرگز نخواهى یافت].
6 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )الله لا إله إلا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوات وما فی الأرض من ذا الذی یشفع عنده إلا بإذنه یعلم ما بین أیدیهم وما خلفهم ولا یحیطون بشیء من علمه إلا بما شاء وسع كرسیه السماوات والأرض ولا یئوده حفظهما وهو العلی العظیم(255)( . [البقرة] . [خدا یكتاست، جز او معبودی نیست، زنده ی پاینده است، هرگز او را كسالت و خواب نمى گیرد. اوست مالك آن چه درآسمان ها و زمین است. كیست كه در پیشگاهش، جز به فرمان او، شفاعت كند. علمِ او محیط است به آن چه پیش نظر خلق آمده است، و آن چه سپس خواهد آمد، و خلق به هیچ مرتبه ی علم او احاطه نتواند كرد، مگر به آن چه او خواهد. كرسى اش آسمان ها و زمین را در بر گرفته است. و نگهبانى زمین و آسمان بر او دشوار نیست، او بلند مرتبه اى بزرگوار است] .
7 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )هو الله الذی لا إله إلا هو عالم الغیب والشهادة هو الرحمان الرحیم(22)هو الله الذی لا إله إلا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتكبر سبحان الله عما یشركون(23)هو الله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنى یسبح له ما فی السماوات والأرض وهو العزیز الحكیم(24)( . [الحشر] .
[اوست خداى یكتایى كه جز او معبودی بر حق نیست، از نهان و آشكار دانا و آگاه است، بخشاینده ى مهربان است (در حق بندگان). اوست خدایى كه غیر او، معبودی به حق نیست، فرمانروایِ عالم، (پاك از نقص و آلایش، و منزّه از هر عیب و ناشایست). ایمنى بخش (دل هاى هراسان)، نگهبان (جهان و جهانیان)، غالب و قاهر (بر همه خلقان)، باجبروت و باعظمت (و بزرگوار و برتر از حدٍ فكرت). زهى منـزه و پاك است خدا از هر چه به او شریك پندارند. اوست خداى نو پدید آورنده (عالم)، نگارنده ی صورت (خلقان). او را نام هاى نیكوتر (بسیار) است، و آن چه در آسمان ها و زمین است همه به تسبیح و ستایش (جمال و جلالش) مشغولَند، و اوست غالب با حكمت] .
8 ـ ایمان مى آوریم بـه این كه: براى اوسـت ملك آسمان ها و زمین؛ بارى تعالی مى فرماید: )لله ملك السماوات والأرض یخلق ما یشاء یهب لمن یشاء إناثا ویهب لمن یشاء الذكور(49)أو یزوجهم ذكرانا وإناثا ویجعل من یشاء عقیما إنه علیم قدیر(50)( . [الشورى ] .
[ … هر چه بخواهد مى آفریند، به هر كه خواهد دختر و به هر كه خواهد پسر عطا مى كند، یا (در یك رَحٍم، دو فرزند) پسر و دختر با هم مى دهد، و هر كه را خواهد عقیم و نازاینده مى گرداند، او (به صلاح خلق) دانا (و به هر چه خواهد)، تواناست] .
9 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )فاطر السماوات والأرض جعل لكم من أنفسكم أزواجا ومن الأنعام أزواجا یذرؤكم فیه لیس كمثله شیء وهو السمیع البصیر(11)له مقالید السماوات والأرض یبسط الرزق لمن یشاء ویقدر إنه بكل شیء علیم(12)( . [الشورى ] .
[(خدا) آفریننده ى آسمانها و زمین است، همسران شما را از جنس خودتان قرار داد، و همچنان جفتهاى براى چارپایان، پراكنده مى كند، شما را به دین وسیله، مانند او چیزى نیست. و او شنوای بیناست؛ كلـید آسمان ها و زمـین او راست. هر كه را خواهد رزق وسیع مى دهد، و هر كه را خواهد تنگً روزى كند، كه او به هر چیز، آگاه است] .
10 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )وما من دابة فی الأرض إلا على الله رزقها ویعلم مستقرها ومستودعها كل فی كتاب مبین(6)( . [هود] .
[هیچ جنبنده اى در زمین نیست مگر این كه روزى اش بر خداست و خدا جاى ماندن و نگاهداشتن او را مى داند، و همه ی اینها در كتاب روشن است] .
11 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها إلا هو ویعلم ما فی البر والبحر وما تسقط من ورقة إلا یعلمها ولا حبة فی ظلمات الأرض ولا رطب ولا یابس إلا فی كتاب مبین(59)( . [الأنعام] .
[و كلیدهای خزانه ى غیب، نزد خداست. كسى جز او بر آن آگاه نیست، و (نیز) آن چه در خشكى و دریاست، همه را مى داند، و هیچ برگى از درخت نیفتد مگر آن كه، او به آن آگاه است و هیچ دانه در زیر تاریكى هاى زمین و هیچ تر و خشكى نیست جز آن كه در كتاب روشن (نوشته) است] .
12 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )إن الله عنده علم الساعة وینـزل الغیث ویعلم ما فی الأرحام وما تدری نفس ماذا تكسب غدا وما تدری نفس بأی أرض تموت إن الله علیم خبیر(34)( . [لقمان] .
[همانا علم ساعت و قیامت، نزد خداست، و او باران را فرو مى بارد، و او آن چه (از نر و مـاده، زشت و زیبـا كه) در رحٍم هاى آبستن است مى داند، هیچ كس نمى داند كه فردا چه خواهد كرد، و هیچ كس نمى داند كه به كدام سرزمین، مرگش فرا مى رسد؛ هر آئینه خدا (به همه چیز خلایق)، دانا (و به تمام اسرار و دقایق عالم)، آگاه است] .
13 ـ ایمان مى آوریم به این كه: بارى تعالی سخن مى گوید به آن چه بخواهد، و هر زمان بخواهد، و هرگونه كه بخواهد؛ چنان كه مى فرماید: )وكلم الله موسى تكلیما(164)( . [النساء] .
[و خدا با موسى (به طور آشكار و روشن) سخن گفت] .
و مى فرماید: )ولما جاء موسى لمیقاتنا وكلمه ربه( . [الأعراف 143] .
[و چون موسى (در وقت معین) به وعده گاه ما آمد و خدا با وى سخن گفت] .
و مى فرماید: )ونادیناه من جانب الطور الأیمن وقربناه نجیا(52)( . [مریم] . [و ما او را از جانب راست كوه طور، ندا كردیم و او را راز گویان نزدیك ساختیم] .
14 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )لو كان البحر مدادا لكلمات ربی لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربی ولو جئنا بمثله مددا(109)( . [الكهف 109] . [اگر دریا براى نوشتن كلمات پروردگار من، مركب شود، پیش از آن كه كلمات الهى به آخر رسد، دریا خشك خواهد شد] .
و مى فرماید: )ولو أنما فی الأرض من شجرة أقلام والبحر یمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله إن الله عزیز حكیم(27)( . [لقمان] .
[و اگر درختان روى زمین قلمها شود، و آب دریا به اضافه ی هفت دریاى دیگر مداد گردد، باز نگارش كلمات خدا ناتمام بماند، كه همانا خدا غالب با حكمت است] .
15 ـ ایمان مى آوریم به این كه: كلمات و سخنان خدا كامل ترین كلمات و سخنان است، صادق در اخبار، عادل در احكام، و نیكو در گفتار؛ چنان كه بارى تعالی مى فرماید: )وتمت كلمة ربك صدقا وعدلا(115)( . [الأنعام] . [كلام و سخن پروردگار تو، از روى راستى و انصاف و عدالت، به حدٍ كمال رسید] .
و مى فرماید: )ومن أصدق من الله حدیثا(87)( . [النساء] . [و كیست راستگوتر از خدا در سخن؟] .
16 ـ ایمان مى آوریم كه قرآن كریم، كلام خداى تعالی است، به آن از روی حقیقت، سخن گفته است و آن را به سوى جبریـل u افكنده، سپس جبـریل آن را بر قلـب رسول الله (ص) نازل كرده است؛ چنان كه مى فرماید: )قل نزله روح القدس من ربك بالحق(102)( . [النحل] . [بگو كه این آیات را روح القدس؛ (جبریل u) از جانب پروردگار تو، به حقیقت و راستى نازل كرده است] .
و مى فرماید: )وإنه لتنـزیل رب العالمین(192)نزل به الروح الأمین(193)على قلبك لتكون من المنذرین(194)بلسان عربی مبین(195)( . [الشعراء] .
[و این قرآن، به حقیقت از جانب خدا نازل شده. جبریل u آن را بر قلب تو نازل كرد تا از ترسانندگان شوى ، و به زبان عربى فصیح و روشن، هدایت كنى ] .
17 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداى عزوجل و بزرگوار، به ذات و صفت خود، بر خلقش برترى دارد؛ چنان كه مى فرماید: )وهو العلی العظیم( . [البقرة 255] .
[او بلند مرتبه ى بزرگوارست] .
و مى فرماید: )وهو القاهر فوق عباده وهو الحكیم الخبیر(18)( . [الأنعام] .
[و او بر بندگان خود غالب است، و اوست با حكمت آگاه (از همه امور جهان و جهانیان)] .
18 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )خلق السماوات والأرض فی ستة أیام ثم استوى على العرش یدبر الأمر(3)(. [یونس] . [(بارى تعالی) آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، آنگاه (ذات مقدسش) بر عرش قرار گرفت (اوست كه) تدبیر امور مى كند] .
قرار گرفتنِ خدا بر عرش، علُو و برترى بر آن با ذات مقدس خود، خاص و شایسته ی جلال و عظمت خداوندى است هیچ كس بجز خدا چگونگى آن را نمى داند .
19 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداى تعالی با خلق خود است، و او بر عرش مى باشد، احوال آن ها را مى داند، گفتار آن ها را مى شنود، كارهای آن ها را مى بیند و امور و شؤون آن ها را تدبیر مى كند؛ فقیر را رزق و روزى مى دهد، هركس را بخواهد عزتِ مُلْك و سلطنت مى بخشد، و از هركه بخواهد مى گیرد، به هركه بخواهد عزت و اقتدار مى بخشد، و هركه را خواهد خوار و ذلیل مى گرداند، هر خیر و نیكویى ، به دست اوست، و تنها او بر هر چیز تواناست .
و آن ذاتى كه داراى چنین مرتبه و مقام مى باشد، او حقیقتاً با آفریدگانش همراه است، با آنكه خود در حقیقت بالاى آنها بر عرش خود قرار دارد؛ چنان كه مى فرماید: )لیس كمثله شیء وهو السمیع البصیر( . [الشورى 11].
[آن (خداى یكتا) را هیچ مثل و مانندى نیست، و او (به كردار بندگان)، شنواى بیناست] .
و ما عقیده ی گروه حلولیه مانند جهمیه را نمى پذیریم كه مى گویند: خدا در همه چیز حل شده است؛ (بعضی از غالیان شیعه به حلول روح خدا در علی وفرزندان او‹y› هم قایل شده اند. فرهنـگ فـارسی معـین ـ ویراستار) ـ كه مى گویند: «خدا با خلقش در زمین است» ـ و بر این باوریم كه هركس این چنین بیندیشد، كافر و گمراه است؛ زیرا خداوند را به نقائص و عیبها توصیف كرده است كه سزاوار و شایسته ی او نیست .
20 ـ ایمان مى آوریم به آن چه رسول اكرم (ص) خبر داده است كه: خداوند متعال، هر شب به آسمانِ دنیا فرود مى آید آنگاه كه یك سومِ شب، باقی مانده باشد و مى فرماید:
((من یدعونی فأستجیب له، من یسألنی فأعطیه، من یستغفرنی فأغفر له)) . [متفق علیه] .
چه كسى مرا دعا مى كند تا او را اجابت كنم، و چه كسى از من پرسشى دارد تا به او عطا نمایم، و چه كسى از من آمرزش مى خواهد تا گناهان او را ببخشایم .
21 ـ ایمان مى آوریم كه: خداوند بارى تعالی روز قیامت براى فصل (جدا كردن حق و باطل ـ ویراستار) و حكم كردن بین بندگان مى آید؛ چنان كه مى فرماید: )كلا إذا دكت الأرض دكا دكا(21)وجاء ربك والملك صفا صفا(22)وجیء یومئذ بجهنم یومئذ یتذكر الإنسان وأنى له الذكرى (23)( . [الفجر] . [چنین نیست (كه دنیاطلبان پندارند)، (روزى كه از زلزله ی پى در پى )، آن زمین به كُلّى خُرد و متلاشى شود و آن هنگام كه بارى تعالی آید و فرشتگان، صف در صف، (به عرصه ی محشر) آیند. و آن روز، جهنم را آورده شود و همان روز آدمى متذكرِ( كار خود) گردد و آن تذكر، چه سود به حال او بخشد] .
22 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداوند: )فعّال لما یرید [البروج 16] . [كننده آنچه بخواهد است] .
23 ـ ایمان مى آوریم كه: بارى تعالی دو نوع اراده دارد:
الف ـ اراده ى كونى (متعلق به كائنات): این كه مراد و خواست او [یعنی تقدیر و سرنوشتى كه خداوند بر بندگان خود تعیین كرده است و ناگزیر باید این سرنوشت و تقدیر واقع گردد. مانند حوادث و رویدادهایى كه در جهان هستى رخ مى دهد ـ مترجم] باید واقع گردد و لازم نیست كه آن مراد (آنچیزى كه طبق اراده اش واقع مى گردد) براى او محبوب و دوست داشتنى باشد؛و این نوع اراده را مشیت نیز گوید، چنان كه مى فرماید: )ولو شاء الله ما اقتتلوا ولكن الله یفعل ما یرید(253)( . [البقرة] . [و اگر مى خواست، با هم بر سر جنگ و نزاع نبودند ولیكن خدا (به مصلحتى كه داند)، هر چه بخواهد انجام مى دهد] .
و مى فرماید: )إن كان الله یرید أن یغویكم هو ربكم(34)( . [هود] . [اگر خدا خواهد كه شما را گمراه كند، او خداى شماست] .
ب ـ اراده ی شرعی (متعلق به اوامر و نواهی): و حتمى نیست كه مراد وى طبق این اراده واقع گردد، ولى مراد خداوند در این جا محبوب است؛ (محبوب است یعنى خدا آن را دوست دارد، با این حال لازم نیست كه واقع گردد مثل شخص كافر؛ خدا دوست دارد كه او مسلمان باشد ولى مسلمان نیست ـ مترجم) چنان كه مى فرماید: )والله یرید أن یتوب علیكم( . [النساء 27] . [و خدا مى خواهد توبه ی شما را قبول نماید] .
24 ـ ایمان مى آوریم به این كه: مراد و خواست خدا چه كونى و چه شرعى باشد، تابع و پیرو حكمت اوست .
پس، هر چه را اراده ى واقع شدنش كرده باشد، و یا به آن شرعاً بندگانش را مكلف نموده باشد، همه ى آن طبق، و ناشى از حكمت اوست، چه اینكه به آن چیزى پى بریم، و یا عقل و فهم ما از درك آن قاصر باشد؛ چنان كه مى فرماید: )ألیس الله بأحكم الحاكمین(8)( . [التین] .
[مگر خدا بهترین حاكمان (داوران) نیست؟] .
و مى فرماید: )ومن أحسن من الله حكما لقوم یوقنون(50)( . )المائدة] . [و چه كسى بهتر از خدا حُكم فرماست، براى كسانى كه یقین دارند؟] .
25 ـ ایمان مى آوریم كه: خداوند، اولیاى خود را دوست دارد و همچنین اولیا، خدا را دوست دارند؛ چنان كه مى فرماید: )قل إن كنتم تحبون الله فاتبعونی یحببكم الله( . [آل عمران 31] . [بگو اى پیامبر! اگر خدا را دوست مى دارید، مرا پیروى كنید كه خدا شما را دوست دارد] .
و مى فرماید: )فسوف یأتی الله بقوم یحبهم ویحبونه( . [المائدة 54] . [به زودى ، خدا قومى را مى آورد كه آنان را بسیار دوست دارد، و آن ها (نیز) خدا را دوست دارند] .
و مى فرماید: )والله یحب الصابرین( . [آل عمران 146] . [و خداوند، صابران را دوست مى دارد] .
و مى فرماید: )وأقسطوا إنَّ لله یحب المقسطین( . [الحجرات 9] . [و عدالت كنید كه خدا، اهل عدل و داد را دوست مى دارد] .
و مى فرماید: )وأحسنوا إنَّ الله یحب المحسنین( . [البقرة 195] . [و احسان و نیكویى كنید؛ زیرا خداوند، نیكوكاران را دوست مى دارد] .
26 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداى تعالی آن چه از كردار و گفتار، حكم فرموده، به آن راضى و خشنود است و آن چه از آن نهى كرده، آنرا بد مى بیند؛ چنان كه مى فرماید: )إن تكفروا فإن الله غنی عنكم ولا یرضى لعبـاده الكفر وإن تشكروا یرضه لكم (7)( . [الزمر] .
[اگر (همه) كافر شوید، خدا از (همه ی) شما بى نیاز است و كفر و شرك را (هم) از بندگانش نمى پسندد، و اگر شما (اطاعت و) شكرش را به جاى آورید، پسند اوست] .
و مى فرماید: )ولكن كره الله انبعاثهم فثبطهم وقیل اقعدوا مع القاعدین(46)( . [التوبة] .
[لیكن خدا از (توفیق دادن و) برانگیختن آن ها (براى جهاد) كراهت داشت، آن ها را باز داشت و گفته شد كه شما (هم) با نشسته گان (معذورانِ عاجز)، (در خانه ی خود) بنشینید] .
27 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خدا از كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح و نیك انجام دادند، راضى و خشنود است؛ چنان كه مى فرماید: )رضی الله عنهم ورضوا عنه ذلك لمن خشی ربه(8)( . [البینة] . [خداوند از آن ها خشنود است و آن ها هم از خدا راضى هستند و این (جزاى نیك)، مخصوص كسى است كه از خدا ترسید] .
28 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداى تعالی بر كسانى كه سزاوار عٍقاب [و عذاب] هستند، مانند كافران و غیر آنها، خشم و غضب مى گیرد؛ چنانكه مى فرماید: )الظانین بالله ظن السوء علیهم دائرة السوء وغضب الله علیهم(6)( . [الفتح] . [و آنانى كه به خدا بد گمان بودند ، روزگار بد (و هلاكت) بر آنان باد، و خشم خدا بر آنان باد].
ومى فرماید: )ولكن من شرح بالكفر صدرا فعلیهم غضب من الله ولهم عذاب عظیم(106)( . [النحل] .
[لیكن كسى كه به اختیار و هواى نفس، دلش آكنده به ظلمت كفر گشت، خشم و غضب خدا و عذاب بزرگ بر آنهاست] .
29 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خدا را روى (چهره) است موصوف به عظمت و بزرگى و انعام و احسان؛ چنان كه مى فرماید: )ویبقى وجه ربك ذو الجلال والإكرام(27)(. [الرحمن] . [و باقى خواهد ماند روى (چهره) پروردگار تو كه موصوف به عظمت و انعام است] .
30 ـ ایمان مى آوریم به این كه: براى خداوند است دو دست گرامى و عظیم و بزرگ؛ چنان كه مى فرماید: )بل یداه مبسوطتان ینفق كیف یشاء(64)( . [المائدة] . [براى خداست دو دست كه (به جلال و كمال او تعلق دارد) بلكه دو دست او گشاده بوده، هر گونه بخواهد انفاق مى كند] .
و مى فرماید: )وما قدروا الله حق قدره والأرض جمیعا قبضته یوم القیامة والسماوات مطویات بیمینه سبحانه وتعالى عما یشركون(67)( . [الزمر] .
[(و آنان كه غیرِ خدا را طلبیدند)، خدا را چنان كه شاید، به عظمت نشناختند (و اوست كه روز قیامت)، زمین در قبضه ی دست او و آسمان ها در دست راست او پیچیده است، (خدا) منزه و بزرگ تر است از آنچه به او شریك مى گیرند] .
31 ـ ایمان مى آوریم به این كه: براى خداى تعالی دو چشم حقیقى است؛ چنان كه مى فرماید: )واصنع الفلك بأعیینا ووحینا( . [هود 37] .
[و كشتى را به دستور وحى ما و زیر نظر ما بساز] .
و چنان كه رسول اكرم (ص) مى فرماید: ((حجابه النور لو كشفه لأحرقت سبحات وجهه ما انتهى إلیه بصره من خلقه)). [الدارمی].
«حجاب خدا نور است، اگر آن را ظاهر و آشكار كند جلال و عظمت و روشنایى چهره اش، (تمامى ) آن آفریدگانش را كه چشمش به آن رسد بسوزاند (در برابر دیدگانش قرار گیرد ـ ویراستار)» .
اهل سنت وجماعت، همگى بر این قولَند كه چشمان خداى متعال دوتاست؛ چنان كه رسول اكرم (ص) در باره ی دَجال (مردى كذّاب و بسیار دروغگو كه در آخرالزمان ظهور كند و مردم را بفریبد. فرهنگ فارسى معین ـ ویراستار) مى فرماید: ((إنَّه أعور، وإنَّ ربكم لیس بأعور)) . [متفق علیه] . «دجال یك چشم دارد و چشم دیگرش كور است و خداى تعالى چنین نیست، بلكه دو چشم دارد» .
32 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )لا تدركه الأبصار وهو یدرك الأبصار وهو اللطیف الخبیر(103)( . [الأنعام] .
[او را هیچ چشمى (در دنیا) درك ننماید، حال آن كه او (خدا) چشمها را در مى یابد (درك مى نماید) و اوست مهربان آگاه (به هر چیز)] .
33 ـ ایمان مى آوریم به این كه: مؤمنان، در روز قیامت خدا را خواهند دید؛ چنان كه مى فرماید: )وجوه یومئذ ناضرة(22)إلى ربها ناظرة(23)( . [القیامة] .
[آن روز، چهره هاى (گروهى ) تازه باشند، بسوى پروردگار خود بیننده باشد] .
34 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداوند، مثل و مانند ندارد، زیرا كه صفت های او كامل است؛ چنان كه مى فرماید: )لیس كمثله شیء وهو السمیع البصیر(11)( . [الشورى ]. [آن خداى یكتا را هیچ مثل و مانندى نیست و او به كردار بندگان، شنوا و بیناست] .
35 ـ ایمان مى آوریم به این كه: )لا تأخذه سنة ولا نوم(255)( . [البقرة] . [هرگز او را كسالت خواب (پنیگى و خواب سبك) فرا نگیرد، (تا چه رسد كه به خواب رود)] . براى این كه زندگى و قیومیت (تدبیر عالم) خدا در بلندترین درجه كمال است .
36 ـ ایمان مى آوریم به این كه: به هیچ كس ظلم نمى كند؛ زیرا عادل است، و این كه از اعمال و كردار بندگانش غافل نیست؛ زیرا او كاملاً آگاه و مراقب بر آفریدگانش مى باشد .
37 ـ ایمان مى آوریم به این كه: خداوند، از آن چه در آسمان ها و زمین است، عاجز و ناتوان نیست؛ زیرا او در علم و قدرت خود كامل است؛ چنان كه مى فرماید: )إنما أمره إذا أراد شیئا أن یقول له كن فیكون(82)( . [یس] . [فرمان نافذ خدا، (چون اراده ی خلقت چیزى را بكند) جز آن نیست، به محض اینكه بگوید: «باش» بى درنگ موجود شود] .
و این كه هیچ خستگى و فرسودگى بر او وارد نمى شود چرا كه نیرو و قوت او كامل است؛ چنان كه مى فرماید: )ولقد خلقنا السماوات والأرض وما بینهما فی ستـة أیام وما مسنا من لغوب(38)( . [ق] .
[و ما آسمان ها و زمین و آن چه بین آن هاست، همه را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگى به ما نرسید] .
38 ـ ایمان مى آوریم به درست بودن آن چه خداوند براى خود ثابت كرده است، و آن چه رسول اكرم (ص) براى او ثابت و تصدیق كرده است، از نام ها و صفت هاى بارى تعالی لیكن از دو امر نادرست به شدت دورى كرده، آن را انكار مى كنیم:
اول ـ همانندى : (شباهت دادن و مانند كردن). این كه با قلب یا زبان خود بگوید، صفت هاى خداوند همانند صفتهاى مخلوقات است .
دوم ـ كیفیت: چگونگى و چگونه بودن. این كه با قلب یا زبان خود بگوید صفت هاى خداوند چنین و چنان است .
39 ـ ایمان مى آوریم به آن چه خدا یا رسول (ص)، از خدا نفى و انكار كرده و از او دور دانسته اند و این كه آن نفى و دورى ، شامل اثباتِ كمال ضد آن (صفت هاى نفی شده براى خداوند است)، و آن چه خدا و رسولش (ص) در آن سكوت كرده اند، ما نیز در باره آن خاموش مى مانیم .
40 ـ بر این باور و عقیده ایم كه پیروى از این راه و روش، بر ما فرض و واجب است و باید آن را بپذیریم؛ زیرا آن چه خدا ثابت كرده، یا آن را از خود نفى كرده، خبرى است كه از سوى خود بر ما وحى نموده است، و خداى تعالی در باره خود، از هركسِ دیگر داناتر و آگاه تر است. كیست كه در گفتارش از خدا راستگوتر است؟ و كیست كه از خداوند
نوشته:
اهل سنت جنوب
ساعت:
12:12 ب.ظ
تاریخ: جمعه 7 دی 1386 |+|