در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 570 | موضوع مرتبط: عمومی
| ||||||||||
استاد: سمندرغوریانی ما نباید مانند بعضی ها بدون هیچگونه احساس مسؤولیتی هر آنچه را که نفس ما می خواهد ویا که شیطان به ما القاء می کند به خدا ورسول صلی الله علیه وسلم نسبت بدهیم،بلکه باید مؤدب باشیم واگر حکمی از کتاب خدا وسنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم در موضوع مورد بحث موجود نبود و یا آنکه وجود داشت وما از آن اطلاع نداشتیم،بایستی خاموش بنشینیم واز خداوند متعال برای خود طالب هدایت شویم. من به پندار خود می خواهم آیه مبارکی از سوره نساء را راجع به طرز دید علمانیگری،از نگاه قرآن بیاورم که اگر به خطا رفته باشیم از نفس من وشیطان است واگر به حق گفته باشم از عطیه خداوندی واز اثر توفیق الهی است ولی بیشتر از آن،آنچه را که من از اصطلاح علمانیگری فهمیده ام می خواهم برسم مقدمه،چند کلمه کوتاه خدمت شما خوانندگان عزیز،عرض وارایه نمایم،در اسلام گرایش به علمانیگری از لحاظی مورد ندارد که در جامعه اسلامی،قدرت به صورت یک زوج،کلیسا - دولت ویا دولت - کلیسا وجود ندارد که تا ما بخواهیم به تفکیک دین از حکم ویا که حکمرانی از دین،دست یازیم. |
پست: 569 | موضوع مرتبط: عمومی
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسنده: دكتر محمّدهادى مؤذن جامى فرهنگ موضوعى قرآن مجید. كامران فانى و بهاء الدین خرمشاهى. الهدى تهران 1369. چاپ دوم شانزده«420ص. المعجم المفهرس لمعانى القرآن العظیم محمد بسام رشدى الزین اشراف: محمد عدنان سالم. دارالفكر بدمشق ودارالفكر المعاصر بیروت 1995/1416 الطبعة الاولى 2جلد 1360ص.قرآن همواره محور اندیشه مسلمین بوده است و از همه سو در آن نظر شده است تا آنجا كه حروف و حركات آن را نیز شمرده اند. اما فراهم آوردن یك مرجع كامل براى یافتن آیات قرنها طول كشید تا سرانجام به كوشش استاد محمد فؤاد عبدالباقى المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم منتشر شد و واژه یابى نسبتاً دقیق فراهم آمد. از سوى دیگر كاوش در موضوعات و مطالب قرآن نیز گرچه پیشینه اى دیرینه دارد اما فهرست مضبوط و كاملى از موضوعات آن هنوز هم فراهم نشده است. نخستین فهرست موضوعى قرآن تفصیل الآیات ژول لابوم است كه افراد متعددى سعى در تكمیل كار او داشته اند. در كشورهاى عرب زبان الجامع لمواضیع آیات القرآن الكریم اثر محمد فارس بركات تبویب آى القرآن من الناحیة الموضوعیة اثر احمد ابراهیم مهنّا الترتیب والبیان عن تفصیل آى القرآن الكریم اثر محمد زكى تصنیف آیات القرآن الكریم اثر محمد محمود اسماعیل و تفسیر و بیان مفردات القرآن اثر دكتر محمد حسن حمصى نمونه اى از فهرستهاى موضوعى است. در ایران عزیزمان نیز كشف المطالب اعتماد السلطنه براساس فهرست ژول لابوم فراهم آمده است و تفصیل الآیات كیكاوس ملك منصور و طبقات آیات خلیل صبرى ادامه همان كارهاست و تفاوت اساسى اى به چشم نمى خورد. جدیدترین كارها یكى فهرس المطالب1 مرحوم دكتر محمود رامیار است در 33 فصل و بیش از 1500 موضوع و فرهنگ موضوعى قرآن مجید 2 اثر آقایان بهاءالدین خرمشاهى و كامران فانى با 7000 مدخل اصلى و 3000 مدخل ارجاعى و شیوه اى نو در تألیف و سرانجام تفسیر راهنماى آیت الله هاشمى. فرهنگ موضوعى قرآن مجید على رغم پیشرفتگى و دقت و سادگى و نوآورى كمبودهایى دارد كه برخى از آنها را راقم تهیه و به مؤلفان محترم تقدیم كرده است تا در چاپهاى بعدى اصلاح كنند و تاكنون اثرى ندیده ام. اصل فكر یعنى استخراج موضوع از آیه در دو كتاب اخیرالذكر قابل توجه است و هریك راهى نپیموده را گشوده اند. المعجم المفهرس لمعانى القرآن العظیم جدیدترین اثرى است كه در این زمینه منتشر شده است و شیوه كار مؤلف آن با شیوه كار مؤلفان فرهنگ موضوعى قرآن مجید قرابتى شگفت آور دارد و آن عبارت است از گردآورى آیات مربوط به یك موضوع و تفریع این آیات به مواد جزئى تر و موضوع بندى مناسب و ترتیب الفبایى آنها. ذكر آیات به شكل كامل یا تقطیع مناسب از مزیتهاى این كتاب است. راقم بین بخشهایى از دو كتاب حاضر مقایسه كرد و نكاتى فراهم آورد كه جهت تكمیل هر دو كار لازم است. بخشى از این مقایسه به قرار ذیل است: 1. فرهنگ موضوعى مصادیق و مبهمات قرآن و مواردى را كه در خصوص فرد یا افرادى شأن نزول مشخص است موضوع فرض كرده و آنها را فهرست كرده است. لذا اسامى افراد یا چیزهایى كه عیناً در قرآن نیست در این كتاب هست و با علامت ستاره مشخص شده است. به مواردى از آنها متعاقباً اشاره خواهد شد. امّا در معجم چنین كارى مغفول مانده است. 2. نحوه بسط و تفریع یك موضوع متشابه در هر كتاب فاقد ضابطه مشخص است. لذا هریك موضوعى را بنحوى كلى یا مبسوط فهرست بندى كرده اند. این مطلب نیز در سطور آتى ارائه خواهد شد. 3. در نحوه گردآورى آیات متعلق به یك موضوع از نظر شكلى شاید تفاوتى مهم به چشم نخورد اما هر دو كتاب در خصوص گردآورى آیات متعلق به یك موضوع از نظر محتوا موفق نبوده اند. در فرهنگ موضوعى ارجاعات متعدد كمى از عدم توفیق كامل كاسته است اما به هرحال تا رسیدن به نقطه مطلوب راه طولانى است. شگفت آنكه هر یك از كتابها در موضوعى عنایت به گردآورى محتوایى داشته اند و در موضوعى دیگر غفلت كرده اند. 4. سهولت كار با معجم به دلیل ذكر شاهد مثال و آیات متعلقه مزیت مهمى است كه مؤلفان محترم فرهنگ موضوعى ـ به اختیار خود ـ از آن محروممان داشته اند و این خود مایه خطا در ذكر نشانى آیات هم شده است. 5. در فرهنگ موضوعى براى فهرست سازى (اغلب عین صورت صرفى و نحوى موجود در قرآن) (ص هفت مقدمه) حفظ شده است. اما بنا به ضرورت فرهنگ نویسى حالت صرفى و نحوى كلمات یا تعبیرات قرآنى را تغییر داده اند. فى المثل فعل را به مصدر برگردانده یا بر سر اسامى الف و لام (ال) آورده اند. یا صورت نصب و جر را به حالت رفع تبدیل كرده یا بعضى ضمایر افزوده اند. مدخلهاى اصلى یا اسمند (مثل الصبر) و یا صفت (البارد) و یا تركیب (دارالآخرة) و یا عبارت (یوم ینفع الصادقین صدقهم) و یا مفرد (الشاعر) و یا جمع (الشعراء). دو كار مفید دیگر عبارت است از پیش بینى مدخلهاى ارجاعى كه با حروف نازك چاپ شده است و استفاده از مترادفات فارسى براى خواننده فارسى زبان. همین امر موجب فوایدى شده است; مثلاً تمایز نهادن بین دو مشترك لفظى الرجال به معنى پیادگان و الرجال به معنى مردان مایه عدم غفلت از موضوع اول شده است در حالى كه در معجم مشترك لفظى گهگاه فراموش شده است. مترادف دیگر كه خاص كتاب به زبان فارسى است به صورت مدخل ارجاعى دیده مى شود (مثلا شكیبایى الصبر). در معجم روش كار عبارت است از: گردآورى شكلى و محتوایى آیات مربوط به یك موضوع(مثلاً آخرت) ترتیب و تفریع به موضوعات جزئى تر (مثلاً اسماء الآخرة الایمان بالآخرة صفات الآخرة) سپس تنظیم موضوعات جزیى به صورت زیرمدخلهاى اصلى و موضوعات كلیدى ذیل موضوع اصلى (مثلاً الآخرة: اسماؤها الآخرة: الایمان بها). در این معجم نیز گزینش كلمات كلیدى براساس اصل نزدیكى آن به ذهن جستجوگرست. اما اساس را بر ذكر صورت مفرد كلمه قرار داده است مگر آنكه كلمه كلیدى قرآن به صورت جمع باشد (مانند الآیات الحدود). در این كتاب فهرست سازى و فرهنگ نویسى براساس روش الفبایى است و از ارجاع كلمات به ریشه لغوى آنها خوددارى شده است. در معجم نیز مدخلهاى ارجاعى پیش بینى شده است اما به گستردگى فهرست موضوعى نیست. نكته مهم آنكه در فرهنگ موضوعى مدخلهاى اصلى بیشترى از آیات قرآنى استخراج شده و اكثر قریب به اتفاق آنها عین كلمه قرآنى و نص صریح قرآن است اما در معجم این گزینش مغفول مانده است و مؤلف محترم بیشتر موضوع سازى كرده است تا موضوع گزینى. موضوع سازى گرچه كارى بس مهم در استخراج معارف قرآنى است اما مقدمه آن یعنى موضوع گزینى واجبتر است. به نظر حقیر موضوع گزینى قرآن براساس تدوین دوایر متداخل و مماس موضوعات قرآن ـ از نظر شكل و محتوا ـ آسانتر از موضوع سازى است. براى نمونه در قرآن اسامى مشخص و بدون ابهامى در خصوص بدن انسان ذكر شده است. وقتى كه فهرست نویسان ما در گزیدن و مرتب كردن این اسامى دقت لازم را ندارند چگونه مى توان به موضوع گسترده تر در خصوص انسان در قرآن ـ از جنبه طبیعى و فیزیكى ـ پرداخت؟ یا وقتى مؤلف محترم معجم عمیق را در آیه (یأتین من كل فج عمیق) (حج/27) به معنى ژرفا گرفته* و در ابعاد ثلاثه فهرست كرده است چگونه مى توان در مورد واژه هاى دیگر به قضاوت لغوى او اعتماد كامل داشت؟ اكنون به مقایسه دو كتاب در برخى از فصول و موضوعات مى پردازم: 1. بررسى فصول 1ـ1. حرف ثاء: مدخلهاى ثابت بن رفاعه ثابت بن قیس ثابت بن یسار الانصارى كه مربوط به مبهمات است و الثاقب الثالث ثالث ثلاثه الثالثه ثانى اثنین كه عیناً از قرآن موضوع گزینى شده است در معجم نیست. تا اینجا در هر دو كتاب دو كلمه دیگر نیست یكى الثابت و دیگرى ثبات (جمع ثبه به معنى دسته و گروه سوره نساء/71). در موضوع مشترك ثبات قدم كه در فرهنگ موضوعى ثبات القدم با مدخلهاى ارجاعى ثبات القدم نیز التثبیت; الاستقامه. و ثبوت قدم ثبات القدم فهرست سازى شده است در معجم موضوعى الثبات به چشم مى خورد. در فرهنگ موضوعى آیات 173 و 187 سوره آل عمران و آیه 35 سوره محمد صلى الله علیه وسلم كه ربط موضوعى و محتوایى دارند آمده است اما آیه 120 سوره هود مغفول مانده است. برعكس در معجم آیه اخیر آمده اما سه آیه یاد شده مغفول مانده است. هر دو كتاب ثبات قدم و تثبیت را به هم آمیخته اند و هر دو غلط چاپى دارند (فرهنگ: انفال/ 46 بجاى انفال/45 معجم ابراهیم/2 به جاى ابراهیم/27). اما در معجم به دلیل ذكر آیه مشكلى ایجاد نمى شود. اشتباه عجیب تر ذكر ثبات (دسته) ذیل موضوع الثبات در معجم است. در فرهنگ موضوعى برخى آیات مربوط به استقامت و تأیید الهى (مجادله/22 جن/16) نیز ضمن ثبات القدم فهرست شده است. این مدخلها در فرهنگ هست اما در معجم نیست: ثجاج الثقف الثقلان الثلة الثمن الثیبات (از مدخلهاى فارسى شأن نزول و ارجاعى صرف نظر شد). برعكس مَدخل الثرى در معجم هست و در فرهنگ نیست. البته برخى مدخلها بدون ذكر ارجاع در سایر فصول آمده است; مثلا در معجم ذیل موضوع عدد گزینه هاى ثَلاث (سه) ثُلات (سه سه) و ثلاث مأة ثلاثه ثلاثون ثلاثة آلاف الثُلث و… آمده است. در فرهنگ ثمانین (نور/4) كه یك بار در قرآن داده شده به شكل ثمانون ضبط شده است كه درست نیست و ثلثا (دو سوم) نیز مغفول مانده است. در مدخلِ الثقلِ معجم آیات بیشترى نقل شده است و در فرهنگ3 مدخل الثقال (اصلى) و ثقیل الثقال و الثقال نیز اسحاب الثقال (فرعى) با 2 آیه در مدخل اصلى دیده مى شود. آیات ذكر شده ذیل مدخل الثمر در معجم كاملتر از فرهنگ است (آیات 57 اعراف 3 رعد و 27 فاطر مغفول مانده است). در عوض در فرهنگ مدخل فرعى الثمرات ـ نقصها و مدخلهاى ارجاعى الثمرات نیز آیات الله ـ الثمرات; الفواكه; الاكل و الثمرة الثمرات دیده مى شود. ضمنا دو مدخل اصلى الثمر و الثمرات پیش بینى شده است. چند آیه كه از نظر محتوایى به بحث مربوط است ذیل مدخل الثمرات آمده (نحل/12 كهف/32) كه در معجم نیست. مدخل الثمن معجم كاملتر از فرهنگ است (آیات 174 بقره 77 و 187 و 199 آل عمران 44 و 106 مائده در فرهنگ نیامده است). گرچه مدخل ارجاعى الثمن نیز الاشتراء; البیع; التجارة; الاقتصاد و ثمن بخس یوسف ـ شراؤه مزیت فرهنگ است. مدخل ثمود در معجم كاملتر از فرهنگ است (آیات 95 هود 9 ابراهیم 59 اسراء و…( گرچه آیات 80 تا 84 حجر را ذكر نكرده است. در عوض فرهنگ موضوعى با تفریع 38 موضوع شاهكار كرده است و آیات مغفول را جبران. مدخل الثناء على الله معجم در فرهنگ موضوعى نیست. مدخل الثواب معجم كاملتر از فرهنگ است اما تفریع موضوع و ارجاعات فرهنگ جبران مافات كرده است. و با وجود غفلت از آیات 153 و 195 آل عمران و 76 مریم معلوم نیست چرا آیه 110 بقره در فرهنگ آمده است. لازم بود ثواب الكفار (مطففین/36) ذكر مى شد. در مدخلهاى فرعى ثواب الآخرة و ثواب الدنیا به جاى آیه 148 آل عمران آیه 152 ذكر شده كه اشتباه است. آیات مدخل الثیاب فرهنگ با دو مدخل فرعى تطهیرها و وضعها مانند مدخل الثوب معجم است (بجز كهف/31 كه در فرهنگ نیامده است) اما مدخل فرعى و ارجاعى فرهنگى بسیار كارگشاست. 1ـ2. حرف ذال: در مدخل الذات معجم تمام آیات وارده بجز ذواتى اكل (سباء/16) همان 30 آیه در بر دارنده كلمه ذات است. اما در فرهنگ 17 مدخل (4 اصلى و بقیه فرعى) گزیده شده است. در هر دو كتاب كمبود دیده مى شود ذواتى اكل در فرهنگ و ذواتا افنان (الرحمن/48) در معجم مغفول مانده است. در فرهنگ ذات قرار و ذات لهب نیز به چشم نمى خورد. این مدخلها در فرهنگ هست و در معجم نیست: ذأم المذؤم; ذا متربه مسكینا ذا متربه; ذا مقربه ذوى القربى; یتیماً ذا مقربه; الذر عالم الذر; الذرع; الذلول; ذوحظ; ذو سعه; ذو عسرة; ذو العصف; ذو قربى ذوى القربى; الاقارب; ذو مال وبنین; ذو المعارج; ذوى عدل; ذوى القربى; ذى حجر; ذى علم العلیم; ذى مسغبه یوم ذى مسغبه بر اینها مدخلهاى ذو الاوتاد فرعون و ذو الخویصره را نیز مى توان افزود. برعكس مدخلهاى ذمّ و ذهاب با تفریعات آن در فرهنگ نیست. مدخل الذبح با مدخلهاى الذبح لغیرالله: تحریمه; الذبیحه; الذبیحه المحرم كلها در معجم با تفاوتهایى در مدخلهاى الذبائح الذبح; الذبیحه التذكیه الصید الاصطیاد اهل الكتاب ـ ذبائحهم; الذبح; الذبح نیز التذبیح الذبیحه ذبح شرعى ماذكر اسم الله علیه; ذبح عظیم; الذبیحه; الذبیحه نیز ما احلّ به لغیر الله قابل مقایسه است و البته ارجاعات فرهنگ بسیار عالى است. از مدخلهاى الذراع و الذره كه بگذریم مدخل الذریه در معجم تفریعات خوبى دارد مانند ذریة ابلیس الذریة الصالحة اما ارجاع به الابناء والولد ندارد. مدخل الذكورة معجم كاملتر از مدخل الذكر (= زینه) فرهنگ است. در فرهنگ آیات 11 نساء و 136 انعام یاد نشده و به هم ریختگى دیده مى شود. ضمناً به جاى نحل/ 97 به اشتباه نساء/97 ضبط شده است. مدخل الذكر معجم كاملتر و تفریعات بیشترى دارد كه بسیار گره گشا و عالى است مانند: الذكر: اطلاقه على الرسالات السماویة; الذكر: اطلاقه على الشرف والعزة; الذكر: اطلاقه على العذاب; الذكر: اطلاقه على القرآن; ذكر الله ذكرالله: آثاره: البعد عن المنكر; ذكرالله: آثاره: الصبر; ذكرالله: آثاره: الطمأنینه; ذكرالله: آثاره: الفلاح; ذكرالله: احواله; ذكرالله: الاكثار منه; ذكرالله: الامربه; ذكرالله بنعمه; ذكرالله: ثوابه; ذكرالله ذم تركه; ذكرالله القلبى ذكرالله: مصاحبته للعبادات; ذكرالله: مصاحبته للمعاملات; ذكرالله: وقته; الذكر بالسوء والذكرى. البته در فرهنگ گرچه آیات ذكر ذیل مدخل الذكر آمده است اما مدخلهاى فرعى الذكر نیز القرآن الدعاء التذكر اللوح المحفوظ الله ذكره الملقیات ذكراً ذكر اسم الله الصید ـ ذكر اسم الله; الذكر الحكیم القرآن (الاسماء والاوصاف) ـ الذكر الحكیم ذكر الرحمن الله ـ ذكره; ذكرالله الله ـ ذكره; الاعراض عن ذكر الله الذكر المحدث ذكر نعمت النعمة ـ ذكرها آمده كه برخى تفریعات در معجم مشهود نیست. مدخل الذل در معجم دو تفریع مهم ذل التواضع و ذل الكافرین دارد. در فرهنگ ارجاع به اذلال و اذله و ذلت یهود آمده اما به صاغرون ارجاع نداده است. مدخل الذم معجم واقعاً عالى است آن هم با تفریعات الذم: افعاله: بئس; الذم: افعاله: ساء; الذم: انواعه: التشبیهى; الذم: انواعه: الوصفى. عجیب آنكه این مدخل در فرهنگ از یاد رفته است. مدخل الذنب والذنوب فرهنگ با ارجاع به الاثم الخطیئه المعصیه السیئه الفاحشه والاعتراف بها خوب است اما مدخل الذنب معجم با تفریعات الذنب: الاصرار علیه; الذنب: التوبة منه; الذنب: العقاب علیه: الذنب علم الله به; الذنب: غفرانه بهتر است. مدخل الذهاب معجم با تفریعات آن (الذهاب الى الله الذهاب بالابصار الذهاب بالحقوق الذهاب بالماء الذهاب بالنعم الذهاب بالنور الذهاب بالوحى ذهاب الحزن ذهاب الخوف ذهاب الرجز زهاب الرجس; ذهاب الزبد ذهاب السیئات ذهاب الطیبات ذهاب الغیظ الذهاب للبحث الذهاب للدعوة الذهاب للسباق الذهاب للقتال الذهاب للمراسله الذهاب والاستخلاف ذهاب النفس الذهاب والاستئذان الذهاب والتكبر الذهاب والغضب) در فرهنگ دیده نمى شود. مدخل ذوالقرنین فرهنگ با تفریعات ده گانه بهتر از همان مدخل در معجم است. و نیز مدخل ذوالكفل در فرهنگ با سه تفریع. مدخل الذوق والذائقه والذائقون در فرهنگ به پاى مدخل الذوق معجم با تفریعات آن (الذوق الحسى الذوق المعنوى الذوق المعنوى للعذاب الذوق المعنوى للنعیم) نمى رسد. سرانجام در هر دو كتاب مدخلهاى ذرء (خلق) و الذكى التذكیه مغفول مانده است. 1ـ3. حرف ضاد: از مدخلهاى مشتركى چون ضامر و الضأن كه بگذریم دسته بندى معجم دقیقتر است. براى نمونه الضأن به الحیوان: النَّعم: الغنم یا الضمى به الزمن: الضحى ارجاع داده شده است و الضَبح كه در فرهنگ نیامده است به الصوت ارجاع داده شده است. مدخل الضدّ در فرهنگ موضوعى دیده نمى شود. مدخل الضرّ معجم كاملتر و تفریعات دقیقترى دارد مانند الضر بالآخرین: تحریمه; الضرّ: الصبر علیه; الضرّ: عدم لحوقه بالله; الضر: كشفه من الله وحده; الضر: من الله وحده. در فرهنگ مدخل ارجاعى الضر نیز الله ـ ضره و مدخل اصلى الضراء و
پست: 568 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 12:07 ب.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 567 | موضوع مرتبط: عمومی نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 11:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 566 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 565 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 564 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 563 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 562 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 561 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 560 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| پست: 559 | موضوع مرتبط: عمومی
نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+| |