تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 97 | موضوع مرتبط: عمومی
مظلومیت زهرا رضیالله عنها
یكی از بزرگترین قضایایی كه میان اهل سنت و شیعه كینه و دشمنی را شعلهور میكند قضیهی ظلم بر حضرت زهرا رضیالله عنها میباشد.
ما و شما كه در آن زمان وجود نداشتهایم، محبت و علاقه من به حضرت علی رضیالله عنه ایجاب میكند كه شهادت و گواهی او را در این زمینه بپذیرم، و گمان میكنم كه شما خواننده عزیز نیز چنین هستنید…
حضرت علی رضیالله عنه حضرت عمر رضیالله عنه را با الفاظی ستوده كه گویای تقوا و پرهیزگاری و عدم امكان وقوع چنین ستمی از ایشان است، بلكه خبر داده كه حضرت عمر رضیالله عنه با دامنی پاكیزه و كمترین عیب از دنیا رفته است و اكنون شما را با امام علی رضیالله عنه تنها میگذارم كه خود برایتان سخن بگوید..
ایشان حضرت عمر رضیالله عنه را به بهترین وجه ممكن ستوده است، حضرت علی رضیالله عنه در مدح عمر بن الخطاب {و بنا به قولی، ابوبكر } فرموده است:« لله بلاء فلان در روایتی آمده:« لله بلا و فلان » ابن ابی الحدید میگوید در بارهی این شخص از نقیب ابو جعفر یحیی بن ابی زید علوی پرسیدند به من گفت او عمر ابن الخطاب است، گفتم: آیا امیر المؤمنین او را اینگونه میستاید؟ گفت: آری، و میافزاید: اگر امیر المؤمنین اعتراف كند كه (عمر) سنت را اقامه نموده و با دامنی پاك و كمترین عیب از دنیا رفته و عبادت پروردگار را انجام داده و پرهیزگارترین بوده، پس این نهایت مدح و ستایش است{شرح نهج البلاغه:2/4}
- أی عمر علی الارجح – لقد قوم الأود و راوی العمد و أقام السنة و خلف البدعة و ذهب نقی الثوب، قلیل العیب، أصاب خیرها و اتقی شرها، ادی لله طاعته و اتقاه بحقه، رحل و تركهم فی الطریق متشعبة لا یهتدی إلیها الضال و لا یستیقن المهتدی…» نهج البلاغه، شرح محمد عبده: 430.
« خداوند به او- عمر- خیر دهد! كه كجیها را راست كرد و بیماریهارا مداوا نمود، سنت را به پاداشت و فتنه را پشت سر گذاشت با جامهای پاك و كم عیب از این جهان رخت بربست به خیر و نیكی آن رسید، از شر و بدی آن رهایی یافت، وظیفه خویش را نسبت به خداوند انجام داد و آنچنان كه باید از مجازات او میترسید، خود رفت و مردم را برسر چند راهی باقی گذاشت كه نه گمراهان در آن هدایت مییافتند و نه هدایت یافتگان به آن یقین پیدا میكردند».
خداوند گوینده را خیر دهد، چه سخن زیبا و رسایی است، این سخن حضرت علی رضیالله عنه كاملاً موافق با وصفی است كه خداوند از مهاجرین، من جمله حضرت عمر رضیالله عنه، بیان نموده است، اما متأسفانه این سخن خوشایند شیعه نیست؛ زیرا این سخن مانعی در جلوی رویشان است و این امر شیخ ابن میثم بجرانی را وا داشته تا چنین بگوید: « بدان كه این سخن برای شیعه سوال برانگیز است، زیرا آنها میگویند: این ستایشی كه در باره یكی از آن دو نفر- ابوبكر یا عمر – است، مخالف با اجماع ما بر تخطئهی ابوبكر و عمر و غصب خلافت توسط آنان میباشد، یا این كه این سخن از حضرت علی رضیالله عنه نیست و یا این كه اجماع ما اشتباه است».
تلاشهای گستردهی شیعه برای رد كردن این گفتار روان و فسیح حضرت علی رضیالله عنه واقعاًشگفت انگیز است، گویا میخواهند حضرت علی رضیالله عنه، فقط با مطابق با میل آنان سخن بگوید، آیا نزد شیعه حتی با درصد پاینی هم احتمال نمیرود كه این كلام حضرت علی رضیالله عنه واقعاً ستایشی بجا و مطابق با واقعیت باشد؟ !!.
برخی از شیعه كوشیدهاند تا این گفتار را تأویل كنند، یكی از آنان میگوید: حضرت علی برای به دست آوردن دل مردم چنین فرموده است؛ زیرا مردم در بارهی شیخین ابوبكر و عمر – اعتقاد راسخ و محكمی داشتند، این سخن به معنای متهم نمودن حضرت علی رضیالله عنه به دروغ گویی به خاطر دنیاست، ایشان از چنین افترایی پاك و مبرا ست از این گذشته آیا اگر حضرت علی رضیالله عنه واقعاً نمیخواست كه آنان را بستاید، به این همه تأكید و مبالغه نیازی بود؟!…
ای خردمندان: اگر واقعیت این باشد كه عمر حضرت فاطمه رضیالله عنها را نزده و به سوختن خانهاش تهدید نكرده و این حكایت افسانهای دروغین باشد به شما چه زیانی میرسد ؟ مگر شما آرزو نمیكنید كه كاش حضرت فاطمه رضیالله عنها را اذیت و آزار نمیكرد؟!.
این شهادت و گواهی حضرت علی رضیالله عنه است كه حضرت عمر رضیالله عنه پاك دامن و با كمترین عیب از دنیا رفته، عبادت پروردگارش را انجام داده و پرهیزگاری نموده است، آیا آیههای واضح و آشكار و این گواهی حضرت علی رضیالله عنه كافی نیست برای این كه حقیقت را بپذیریم و افسانههای دروغین را دست آویز قرارندهیم و اصحاب رسولالله صلیالله علیه وسلم را متهم نكنیم كاری كه در قیامت بر ایمان هیچ سودی نخواهد داشت؟ !!.
چه شهادت عظیمی و چه شاهد با عظمتی، اكنون كه این مطلب را درك كردهایم پس تعجب نمیكنیم كه حضرت علی رضیالله عنه یكی از فرزندانش را عمر بنامد و یا دخترش را امكلثوم را به نكاح حضرت عمر رضیالله عنه در آورد.
منبعahlesonnat