تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
سیماى ابراهیم خلیل در قرآن

پست: 856  |  موضوع مرتبط: عمومی

 

سیماى ابراهیم خلیل در قرآن

شیخ علی جلالی
حضرت ابراهیم از جمله كسانی است كه خداوند او را به شدت آزمود. جفای قوم، ذبح فرزند، سكونت در جای خشك و بی‌آب، رفتن در آتش و ... هم از موارد ابتلای شدید ابراهیم(علیه السلام) بود كه در پی جواب مثبتش خداوند او را به امامت انسانها برگزید. "و إذ ابتلی ابراهیم ربه بكلمات فأتمهن قال إنی جاعلك للناس اماما" آن هنگام كه خداوند ابراهیم را با كلمات و مسائلی آزمود كه او به نحو أحسن پاسخ داد . خداوند فرمود، من تو را امام انسانها قرار دادم

سیماى ابراهیم خلیل در قرآن

امامت و پیشوایی مردم چیزی نیست كه به راحتی نصیب هر كس شود بلكه برای رسیدن به این مقام والا باید مراحل بسیار سخت را پشت سر گذاشت. كسی كه می‌خواهد بر اوج قله كوه بنشیند باید مشقات و سختیهای بالا رفتن را تحمل كند و كسی كه مروارید می‌خواهد باید به قعر دریا فرو رود. "إنّ مع العسر یسراً"
یكی از ابر مردان تاریخ بشریت كه خداوند متعال او را به عنوان امام و الگوی مردم و خلیل خود بر گزید حضرت ابراهیم(علیه السلام) است.
اما سِرِّ این اختیار و امتیاز چیست؟
خداوند متعال در قرآن كریم سیمای حضرت ابراهیم را در دو بعد فردی و اجتماعی یا ذاتی و دعوی ارائه می‌دهد كه با تأمل در آنها می‌توان سر این امتیازها را كشف كرد.
الف) بعد ذاتی یا فردی:
"
إذ جاء ربه بقلب سلیم": قلب سالم و پاك از هر نوع آلودگی و مرض، بهترین گوهر و عنصری بود كه ابراهیم از آن برخوردار بود و نجات و سعادت را مشروط به داشتن آن می‌دانست "یوم لاینفع مال و لابنون إلا من أتی الله بقلب سلیم" در آن روز مال و فرزند به انسان فایده‌ای نمی‌رساند آری صلاح و سلامت قلب است كه می‌تواند بقیه اعضاء و جوارح را صالح و سالم بگرداند و آنها را مطیع فرمان خدا سازد.
پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «ألا أن فی الجسد مضغه إذا صلحت صلح الجسد كله و إذا فسدت فسد الجسد كله ألا و هی القلب» (آگاه باشید كه در وجود انسان تكه گوشتی است كه اگر درست باشد بقیه اعضا نیز درست می‌شوند و اگر فاسد و تباه شد بقیه اعضا نیز فاسد و تباه می‌شوند، بدانید كه آن قلب است).
و برای دوری از مرض شك و رسیدن به آرامش قلب، ابراهیم از خدا خواست تا زنده شدن مردگان را به او نشان دهد كه خداوند به او فرمود: "أو لم نؤمن ؟ قال بلی و لكن لیطمئن قلبی" آیا ایمان نداری؟ جواب داد: بله ولیكن می‌خواهم قلبم آرام بگیرد.
"
و أذكر فی الكتاب ابراهیم إنه كان صدیقا نبیا": ملازمت با صدق و مداومت بر آن سبب شد تا خداوند اضافه بر مقام نبوت او را از صدیقین بگرداند رسول الله ( صلى الله علیه و سلم) فرموده است، «و أن الرجل لیصدق حتی یكون صدیقا» (انسان به استمرار صدق را پیشه می‌كند تا اینكه از صدیقین شمارده ‌شود).
"
إن ابراهیم كان أمه": خداوند فضایل و مواهب را بین افراد بشر تقسیم كرده تا بتوانند با همكاری هم به رشد و ترقی و كمال برسند اما بزرگی و وسعت شخصیت ابراهیم به حدی است كه خداوند او را امت خوانده زیرا ظرفیت و توانایی یك امت در او وجود داشته است.
"
قانتا لله": قنوت به معنای خشوع و قیام و فرمانبری است. ابراهیم ایستاده و خاشعانه آماده خدمت به خدا بود و هر دستوری كه می‌داد بدون چون و چرا اجرا می‌كرد. "إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت لرب العالمین" : آن هنگام كه پروردگارش به او فرمود: تسلیم شو. گفت : تسلیم پروردگار جهانیان شدم. و آن هنگام كه امر به ذبح فرزند شد بلافاصله اقدام به اجرای آن كرد. نماز خاشعانه‌ترین حالت بنده در مقابل خداست به همین خاطر ابرهیم از خدا می‌خواست كه او و ذریه‌اش را از پادارندگان نماز قرار دهد. "رب اجعلنی مقیم الصلاه و من ذریتی"
باز به منظور بر پایی نماز بود كه خانواده‌اش را در كنار خانه خدا در جای خشك و بی‌آب اسكان داد. "ربنا انی اسكنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتك المحرم ربنا لیقیمو الصلاه" او نماز را از هر چیزی بزرگتر و مهمتر می‌دانست.
"
حنیفا و لم یك من المشركین" گرایش به حق و حقیقت از علائم بارز حضرت ابراهیم بود. او در بین خانواده مشرك بدنیا آمد و زندگی كرد اما هیچگاه حالت انفعالی به خود نگرفت بلكه در پی رسیدن به حق و معرفی آن به دیگران بود.

از شرك گریزان بود و از خدا می‌خواست كه او و فرزندانش را از شرك دور نگه دارد. "واجنبنی و بنی ان نعبد الأصنام"
او آفرینش و رزق و هدایت و شفا و زندگی و مرگ و مغفرت را از آن خدا می‌دانست و در این امر هیچ احدی را شریك خدا قرار نمـی‌داد بلكه خدایان مشركین را دشمن خود می‌‌‌‌‌‌شناخت.

"
فإنهم عدو لی إلا رب العالمین . الذی خلقنی فهو یهدین و الذی هو یطعمنی و یسقین و إذا مرضت فهو یشفین و الذی یمیتنی ثم یحیین و الذی أطمع أن یغفرلی خطیئتی یوم الدین"
"
شاكر الأنعمة": شكر نعمت سبب افزایش آن می‌شود. این وعده خداست كه خلاف آن صورت نمی‌گیرد. خداوند به خاطر شكر ابراهیم نعمتش را بر او افزایش داد و به بهترین وجه از او قدردانی كرد.
"
اولی الایدی و الابصار" قوت درشخصیت و دین و احسان و انعام به دیگران و برخورداری از دیده حقیقت بین از صفات والای حضرت ابراهیم بود كه به واسطه آنها خداوند او را برگزید.
"
ذكری الدار" كثرت یاد مرگ و قیامت سبب شكستن غرور و رقت قلب انسان می‌شود. پیامبر اكرم ( صلى الله علیه و سلم) فرمود: «اكثروا ذكر هاذم اللذات»
حضرت ابراهیم از جمله افرادی بود كه قیامت را بسیار یاد می‌كرد و یاد زیاد آن سبب می‌شد كه برای آنجا بیشتر كار كند و در دنیا زهد را در پیش گیرد.
بی باك و شجاعت و شهامت، وقتی كه مشركین او را از خشم خدایان بر حذر داشتند با كمال ایمان و شجاعت جواب داد: "و لا أخاف ما تشركون به" (من هرگز از معبودان شما نمی‌ترسم).
مهمان نوازی از مقتضیات ایمان است. رسول الله( صلى الله علیه و سلم) فرمود: «من كان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلیكرم ضیفه»
جود و كرم و مهمان نوازی از خصلتهای نیك حضرت ابراهیم بود او به بهترین وجه اكرام مهمان می‌كرد. "هل أتاك حدیث ضیف ابراهیم المكرمین"
حلیم: بسیار بردبار و صبور بود به همین خاطر وقتی كه فرشتگان مأمور عذاب قوم لوط آمدند با آنها مجادله كرد و اصرار داشت كه عذاب آنها به تأخیر افتد.
"
أواه منیب": بسیار به درگاه خدا آه و ناله و دعا و استغفار و توبه می‌كرد و به واسطه این اعمال خداوند او را بسیار دوست می‌داشت.
ابتلا و امتحان: سنت خداوند بر این است كه بندگان را بیازماید تا مدعیان واقعی از غیر واقعی و راستگویان از دروغگویان و مؤمنین از منافقین جدا شوند و هر چه نصیب انسان از ایمان بیشتر باشد ابتلای او نیز شدیدتر است:
"
إن أشد الناس ابتلاء الانبیاء ثم المثل فا لامثل"
حضرت ابراهیم از جمله كسانی است كه خداوند او را به شدت آزمود. جفای قوم، ذبح فرزند، سكونت در جای خشك و بی‌آب، رفتن در آتش و ... هم از موارد ابتلای شدید ابراهیم(علیه السلام) بود كه در پی جواب مثبتش خداوند او را به امامت انسانها برگزید. "و إذ ابتلی ابراهیم ربه بكلمات فأتمهن قال إنی جاعلك للناس اماما" آن هنگام كه خداوند ابراهیم را با كلمات و مسائلی آزمود كه او به نحو أحسن پاسخ داد . خداوند فرمود، من تو را امام انسانها قرار دادم.
بُعد اجتماعی یا دعوی:
ابراهیم(علیه السلام) از همان جوانی نسبت به جامعه خود احساس مسئولیت می‌كرد و سعی بر آن داشت كه آنها را به سوی دین حق راهنمایی كند.
"
قالوا سمعنا فتی یذكرهم یقال له ابرهیم": گفتند شنیدیم كه جوانی به نام ابراهیم آنها را یاد می‌كرد.
او پدر، فرزندان، پادشاه، و قوم خود را به توحید و پیروی از دین حق و دوری از شرك و معصیت خدا دعوت داد.
سیاست ابراهیم در دعوت به اینصورت بود كه از اساسی‌ترین و مهمترین موضوع كه نقطه خلاف بین او و قوم بود شروع كرد.
"
و إذ قال ابراهیم لابیه و قومه إننی براء مما تعبدون"
حجت، جدل، بینه، حكمت، علم و حلم از ادوات دعوت ابراهیم بودند كه در مراحل مختلف دعوت از آنها استفاده می‌كرد.
در دعوت پدر: "یا أبت لم تعبد ما لایسمع و لایبصر و لایغنی عنك شیئا"
در مجادله با ملك: "إن الله یأتی بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب" - كه پادشاه مات و مبهوت ماند و شكست خورد.
در بحث با قوم: به هنگام طلوع ستارگان و ماه و خورشید آنها را خدا می‌نامیدند اما به وقت غروب اعلان می‌كرد كه آنها خدا نیستند چون غائب شدند. یا به هنگام شكستن بتها و رها كردن بت بزرگ وقتی كه از او پرسیدند، آیا تو آنها را شكستی؟ جواب داد: از بتهای شكسته بپرسید. در آنجا قوم اعتراف كردند كه در اشتباهند و بتها حرف نمی‌زنند. فرمود: "أفتعبدون من دون الله ما لاینفعكم شیئا و لایضركم"
ادب در دعوت : وقتی كه ابراهیم پدرش را دعوت می‌داد قبل از هر جمله، با یا أبت او را خطاب می‌كرد و وقتی كه پدر او را تهدید به ضرب و شتم كرد جواب داد: "سلام علیك سأستغفر لك ربی"

صبر و استقامت در دعوت : وقتی كه كافران مستكبر خواستند او را بسوزانند و از صحنه زندگی حذف كنند هرگز از موضع خود عقب نشینی نكرد بلكه با ایمان كامل وارد آتش شد و به امر خدا آتش بر او سرد و سلامت گشت.
وصیت فرزندان به تمسك به دین حق : نصح و دلسوزی و احساس مسئولیت در قبال خانواده ابراهیم را بر آن داشت تا فرزندان را به پایبندی به اسلام سفارش كند. "و وصی بها ابراهیم و یعقوب یا بنی إن الله اصطفی لكم الدین فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون"
ترحم بر مخالفین خود: عطوفت و رأفت و رحمت او به حدی زیاد بود كه حتی برای مخالفین خود نیز طلب آمرزش می‌كرد. "و من عصانی فإنك غفور رحیم"
آری! این ابر مردی است كه ملتهای مختلف اعم از یهود و نصاری و مشركین ادعای انتساب به او را دارند اما خداوند ادعای آنها را مردود می‌شمارد و منتسبین واقعی به او را معرفی می‌فرماید: "ما كان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا ولكن كان حنیفا مسلما و ما كان من المشركین . إن اولی الناس بابراهیم للذین إتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا والله ولی المؤمنین"
ابرهیم یهودی و نصرانی نبود بلكه انسانی حقگرا و مسلمان بود و از مشركین نیز نبود.
شایسته‌ترین مردم به ابراهیم كسانی هستند كه واقعا از او پیروی كردند و همچنین پیامبر( صلى الله علیه و سلم) و مؤمنان همراه او، و خدا ولی مؤمنان است.

.http://www.bidary.com/



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 11:11 ق.ظ تاریخ: سه شنبه 6 آذر 1386 |+|