تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
سخن چینی چرا ؟

پست: 72  |  موضوع مرتبط: عمومی

    

سخن چینی چرا ؟

میان دو كس جنگ چون آتش است     سخن چین بدبخت هیزم‌كـــش اسـت
كنند این وآن دگر باره دل     وی‌اندر میان كور بخت و خجل
یكی از شاخه‌های  هرز زبان و عادات بسیار بد  كه متأسفانه در میان بعضی از افراد دیده می‌شود، نمامی و  سخن‌چینی است. سخنانی رااز طرف یك شخص كه باعث رنجیدگی  و قطع رابطه با كسی دیگر گردد به وسیله گفتن ، نوشتن، اشاره  یا با سایر اسباب بازگونمودن سخن چینی گفته می‌شود ، و از آن رو  كه ایجاد ارتباط  سالم و حسن  معاشرت از  مقاصد مهم تعلیمات نبوی است  كسی كه  در صدد بر هم زدن این ارتباط صمیمانه برآید و بذر كینه و دشمنی و عداوت را میان  دوستان بكارد،  و در مقابل  دعوت خداوند  كه به برادری و همبستگی  و دوری از تفرقه  دستور می‌دهد ، قد علم  كند ، مسلماً  مرتكب بدترین  گناه شده‌است: چه قتلها، جنایتها ، نزاعها و كشمكشهای  سختی كه بر اثر  سخن چینی  به وقوع  پیوسته است، این  خوی  زشت چه خانواده‌هایی را متلاشی ساخته و  بین زن و شوهر ، والدین و اولاد جدایی افكنده است.
سخن چینان به دو دسته تقسیم می‌شوند.
1) گروهی به عمد برای ایجاد تفرقه، اختلاف و دشمنی  دیگران مانند كرم از این  خانه به آن خانه می‌روند و نزد این و آن می‌نشینند و تا سخن خبری را به گوش خود می‌شنوند، بلافاصله به راه می‌افتند و  با خبر چینی  خود ،  فتنه و آشوب  برپا می‌كنند. 
2)  دسته‌ای دیگر  افرادی‌اند كه بدون قصد و غرضی  دوست دارند برای پر كردن اوقات نزد این و  آن بنشینند و از دیگران  سخن چینی‌كنند، این گروه افرادی هستند كه به قول  معروف تا یك حرف و سخنی  به گوششان می‌رسد،  آن را یك كلاغ و چهل كلاغ می‌كنند و در نتیجه باعث بروز تشنج و  اختلاف میان  مردم و اعضای  یك خانواده و افراد  جامعه می‌شوند. از نظر دین مقدس اسلام  سخن چینی یكی از رذایل اخلاقی  و حرام است  كه باعث  محرومیت انسان از  بهشت و گرفتار آمدن  به عذاب  دوزخ  می‌شود.
خداوند متعال ارشاد می‌فرمایند: ( و لا تطع كل حلاف مهین  هماز مشاء  بنمیم ) { قلم : 11-10}
از فرومایه‌ای  كه بسیار  سوگند می‌خورد پیروی مكن، بسیار  عیب جویی  كه همواره سخن چینی می‌كند. سپس در ادامه می‌فرمایند :  (عتل بعد ذلك  زنیم)  علاوه بر اینها در سنگدلی  و زشت خویی و بدكاری انگشت نماست.
حضرت عبدالله بن  مبارك می‌‌گوید :  زنیم به معنای  حرامزاده‌ای است ناكس و بی تربیت  و هیچ اسراری را نگه نمی  دارد.
این آیه  اشاره دارد كسانی كه  سخنان دیگران  را نگه نمی‌دارند و به شیوه نمایی و سخن  چینی آن را بازگو می‌نمایند،  ناكس و ناانسان بشمار می‌رود و از زمره‌ انسانها محسوب نمی‌گردد.
ابن مبارك  این اشاره را از  آیه  ( عتل بعد ذلك زنیم ) استنباط كرده‌اند و زنیم به كسی گفته می‌شود كه از  جهت  نسبت  متهم باشد{ احیاء علوم الدین  ج 3 ص 154 } 
خداوند در حق  همسر ابولهب می‌فرمایند: (حمالةالحطب )  {مسد :4}  او  آتش  بیارمعركه و سخن چین است.
حضرت رسول اكرم ـ صل‌الله علیه وسلم - نیز  سخن  چینی را مورد  نكوهش  قرار داد. و نسبت به عواقب اخروی آن  هشدار داده‌اند. 
عن  حذیفه  قال  : سمعت  رسول الله  - صلی‌الله علیه وسلم یقول: « لایدخل الجنة  قتات » .  (متفق‌علیه )  حضرت  حذیفه  روایت می‌كنند  كه آن حضرت فرمودند: آدم سخن  چین  وارد بهشت نمی‌شود. در حدیث  صحیح مسلم تعبیر  « نمام» بكار رفته  كه آن هم به معنای  سخن‌چین است.
آری سخن چینی  از آن عادات زشت و ناپسند بوده كه مبتلایان  آن به سادگی وارد بهشت نمی‌شوند و این  رذیله  اخلاقی  بر سر راه  ورودشان  مانع ایجاد خواهد كرد.
عن عبدالرحمن بن  غنم و اسماء بنت یزید ان النبی ـ صلی الله علیه وسلم ـ قال: خیار عبادالله الذین  اذ رأؤا   ذكر الله  و شوار  عباد الله  المشاؤن  بالنمیمة المفرقون  بین الاحبة  الباغون  البراء  العنت ». { رواه احمد}از  حضرت عبدالرحمن  بن غنم  و اسماء  بنت یزید روایت شده‌است  كه حضرت رسول اكرم ـ صلی الله  علیه وسلم ـ فرمودند  : شایسته ‌ترین بندگان خداوند كسانی  هستند كه از مشاهده‌ی آنها آدمی به یاد الله  می‌افتد  و  بدترین بندگان  خدا كسانی هستند  كه با سخن چینی  میان دوستان  باعث جدایی  آنان شده بدین سان به اشخاص پاكدامن، لكه ننگ  و عیبی را نسبت می‌دهند. 
سخن چینی موجب عذاب  قبر است
عن ابن عباس ان النبی ـ  صلی‌الله علیه وسلم ـ  مر علی قبرین  فقال : انهما یعذبان و ما یعذبان  فی‌كبید،هذا فكان  لایستنزه عن بوله و اما هذا فكان  یمشی بالنمیمه .»  {جامع ترمذی ، ج 1 ، ص 21}
از  حضرت ابن عباس  ـ رضی‌الله علنهما- روایت شده است  كه روزی پیامبر خدا از  كنار دو قبر عبور می‌كرد  كه ناگهان ایستاد  و  فرمود : این  دو در  چیزی كه آن را گناه بزرگ نمی‌پنداشتند اكنون مبتلا به عذاب  قبر اند یكی از نجاست ادرار پرهیز نمی‌كرد  و دیگری سخن‌چین بود.
قحط و خشكسالی  در بنی اسرائیل
كعب  احبار می‌گوید:  در یكی از سالها، قحط و خشكسالی  شدیدی قوم بنی‌اسرائیل را  تهدید می‌كرد.  حضرت موسی ـ علی نبینا و علیه‌السلام ـ  از  خداوند  برای رفع  خشكسالی طلب باران كرد.
خداوند به سوی موسی  وحی فرستاد و فرمود: « ای موسی ! من دعای  تو و كسانی  كه همراه تو هستند رااجابت نمی‌كنم، زیرا در میان شما شخصی  نمام و سخن چین  وجود دارد كه بر این كار زشت خود اصرار و پافشاری  و سعی  و كوشش می‌كند.  حضرت  موسی عرض كرد:« پروردگارا! آن شخص كیست  تا او را از میان جمع خود برانیم ؟ 
خداوند فرمود : « ای  موسی! من شما را از نمامی و سخن‌چین  نهی می‌كنم،حال چگونه  خود سخن‌چین باشم ؟! قوم موسی  چون از این ماجرا اطلاع یافتند  همگی به درگاه  خداوند توبه كردند، آنگاه  خداوند به سبب بركت  و رحمت گسترده‌ی خود، برآنها باران رحمت فرستاد  تا از قحطی  و خشكسالی  نجات یافتند. {احیاء علوم الدین ج 3 ص155}
               عوامل  سخن چینی 
1- محیط بارآمدن و تعلیم و تربیت :
بعضی از  انسانها در  محیطی رشد  كرده‌اند كه طعن و بدگویی  از دیگران جزو عادت و فرهنگ  شان  بوده است و او هم خواسته  یا ناخواسته  تحت تأثیر  قرارگرفته  و با آنان هم  آوا گردیده‌است.
2-  حسادت و بدخواهی :
گاهی حسادت و بدخواهی نسبت به دیگران  عامل مهمی در پیدایش  فتنه‌جویی و سخن چینی‌است.
امام محمد غزالی  به نقل از حمادبن سلمه می‌گوید :  شخصی برده‌اش را به قصد فروش به بازار می‌برد. در موقع معامله به خریدار  گفت :  این غلام  هیچ  عیبی به جز  سخن چینی ندارد. مشتری با داشتن  همین عیب  به معامله راضی شد و او را خرید و به  خانه‌اش برد ، مدتی  سپری شد.  روزی  غلام به همسر ارباب خود گفت :  شوهرت  تو را دوست ندارد و می‌خواهد همسری دیگر بگیرد، اگر بخواهی از این كار منصرف شد  باید به وسیله تیغ مقداری از موی پشت سرگردن او را بریده برای من بیاوری تا در  آن دعا و افسونی  بخوانم  تا قلبش  به تو مایل شود و تو را دوست بدارد.
همان روز به ارباب خود گفت :  همسر تو زنی  خائن است و دل به عشق دیگری داده و می‌خواهد تو را بكشد ،  اگر حرف مرا باور نداری ،  امشب خود را بخواب بزن  تا او گمان كند كه تو خوابیدی ، آنگاه ببین چه می‌كند؟ 
هنگام شب  مرد برای استراحت به  رختخواب  رفت و چنین وانمود كرد  كه خوابش برده ، همسرش را دید كه تیغی در دست دارد و بر بالین او می‌آید ، مرد با دیدن این صحنه  یقین كرد كه زن قصد كشتن او را دارد، لذا بلافاصله بلند شد و زنش را كشت. در همین  اثنا غلام به سرعت نزد خانواده زن رفت و ایشان را از قتل وی  آگاه ساخت ، وقتی خبر  به خانواده‌ی همسر رسید ، همگی  به خانه مرد ریختند و او را كشتند و در نتیجه میان دو قبیله  كشت و كشتاری آغاز شد. { احیاء علوم الدین، ج 3 ص 158 }
3- تملق  و چاپلوسی :
در برخی  موارد تملق  و چاپلوسی  برای جلب  رضایت یا كسب  منفعت از صاحبان مال و حكومت  سبب بیماری  سخن چینی  می‌شود. زیرا  بعضی از مردم با نگرش  منفی  خود  گمان  می‌برند كه  به وسیله  سخن‌چینی  و هتك حرمت و فتنه ‌انگیزی  میان دیگران می‌توانند  رضایت مسئولان را جلب كنند و از این كانال به نوایی برسند.
4-  تشریح  و گرم كردن مجلس :
عده‌ای از  مردم  گمان می‌كنند كه غرق شدن در اموری بی‌اهمیت و ناروا و ایجاد چند دستگی میان مردم، و فسادآفرینی كاری است شوخی و برای مجلس آرایی و تفریح  مناسبت دارد. به محض اینكه یك نفر از میان آن  جمع  از جانب كسی  سخن‌  را و یا در مورد شخصی  خبری را نقل می‌كند، همه حواسشان را جمع نموده،  چهارگوش  و چهار چشمی،  صاف و منظم می‌نشینند،  به دنبال هم  می شنوند  و سخن می‌گویند، بدون آنكه ذره‌ای  احساس  كسالت و خستگی  كنند.  بدین ترتیب  عده‌ای با سخن‌چینی و غیبت به حریم  حقوق و حیثیت و آبروی مردم تجاوز نموده ، فتنه و آشوب بر پا و دنیا و آخرت  خود را ویران می‌كنند.
5- عدم احساس مسئولیت مردم در بر خورد با سخن چینان  :
گاهی  بی‌توجهی‌ مردم  نسبت به مسئولیت خود  از قبیل  تكذیب  نمودن ، توبیخ ، ترساندن  و زشت دانستن  كار آنان و گاهی با سكوت و خندیدن  به سخنان‌شان كوتاهی می‌ورزند و این خود یكی از عوامل اساسی  پیدایش  بیماری  سخن چینی و شیوع آن در میان مردم می‌شود.
بسیاری از  گذشتگان  ما نسبت به مسئولیت  خود در برابر  غیبت گران و سخن چینان  به خوبی  آگاه بودندو با ادای  مسئولیت خود راه را برآنان می‌بستند.
هر كه عیب دگران  پیش تو آورد و شمرد   
               بی‌گمان عیب توپیش‌دگران خواهدبرد
روزی مردی  نزد امیرالمومنین  عمر بن عبدالعزیز ـ رحمه الله ـ آمد  و درباره شخصی بدگویی و سخن‌چینی كرد.  عمر بن عبدالعزیز به او گفت :  اگر می‌خواهی در مورد این موضوع تحقیق می‌كنم ، اگر دروغ گفته باشی  مشمول آیه  « ان جاء كم  فاسق بنبإ فتبینوا)  {قلم:10}  قرار می‌گیری و  اگر بخواهی تو را مورد عفو قرار می‌دهیم. آن شخص گفت: مرا ببخشید قول می‌دهم  هیچ گاه مرتكب این  معصیت و عمل زشت نشوم.
روزی یكی از  كارگزاران صاحب بن عباد  كه مردی  متملق  و خبر چین بود در نامه‌ای برای ایشان نوشت : « مردی وفات كرده و  مال  وثروت فراوانی از خود به ارث  گذاشته و تنها  وارث او پسركوچكی است كه نیازی به داشتن این همه مال و دارایی ندارد مرد می‌خواست  بدین ترتیب  عباد را به تصاحب  مال  یتیم تشویق نماید اما ایشان در پاسخ  پشت همان نامه نوشتند « السعایه قبیحه  و ان كانت صحیحه » سخن چینی  و  چاپلوسی زشت است ، هر  چند  درست هم باشد، اگر  این را به قصد اندرز برای من نوشته‌اید، برای شما زیانش از خیرش  به مراتب بیشتر است به خدا پناه می‌برم  كه متهمی  را نسبت به كاری نامعلوم مجازات كنم و چنانچه  شما پیرمرد  و ضعیف نبودید پاداش این كارت را به كف  دستتان  می‌گذاشتم  از این كارها پرهیز كن  ای ملعون  معیوب، خداوند به رازهای  پنهان  آگاه تر است،  ایزد منان  آن مال و دارایی را  افزونتر نماید و مرحوم را مورد رحمت  و  آمرزش خود قراردهد،  و آن بچه  یتیم را  زنده و پا برجا  بگرداند  و از شر و  گرفتاری  مصون  نماید و سخن چین را لعنت كند. 
        برخورد  حضرت علی  با سخن چین
روزی مردی نزد حضرت علی ـ رضی‌الله عنه ـ  درباره  شخصی بدگویی و سخن چینی كرد. ای مرد! من در مورد این مطلبی كه گفتی  تحقیق و سئوال می‌كنم ، اگر راست باشد ، نسبت به تو خشمناك شده ، از تو ناراحت و متنفر خواهم بود،  و اگر دروغ  باشد تو را كیفر داده  ، مجازات  خواهم كرد و اگر از  كار زشتت پشیمانی و می‌خواهی توبه نمایی  تو را مورد عفو قرارخواهیم داد. 
آن  مرد گفت : ای امیرالمومنین  مرا ببخش  كه دیگر  هرگز بدگویی و سخن چینی كسی را نخواهم كرد.
{ احیاءعلوم الدین ج 3 ، ص 157،156 }
6-  غفلت  از پیامدهای  سخن چینی : 
گاهی  غفلت  و بی‌توجهی  در مورد عواقب  سخن چینی  سبب  گرفتارآمدن به مرداب  آن است  از پیامدهای  زیانبار  این پدیده شوم  می‌توان به موارد ذیل اشاره‌كرد:
أ‌- قساوت قلب :
سخن چینی مانند سایر گناهان  منجر به قساوت  و سختی دل می‌شود.
ب‌-  از دست دادن اطمینان  و هیبت میان مردم :
سخن چینی  باعث از دست دادن اطمینان  و هیبت صاحبش از میان مردم خواهدشد، زیرا همه‌ می‌دانند  كه كسی که عیب دیگری  را برای آنان بیاورد ،  سخن آنها را هم برای دیگران می‌برد و هر  گاه اطمینان و باور مردم را از دست دهد، همه رشته‌هایش پنبه می‌شود و زندگی  با كرامتی برای او در میان باقی‌نخواهد ماند.
ت‌-  افلاس و بدبختی :
سخن چین با این عمل زشت خود علاوه بر مشكلات و گرفتاری دنیوی اگر حسناتی  داشته باشد یكی پس از دیگری  از دست خواهد داد و مورد  خشم و غضب قرار می‌گیرد،  خشمی كه سرانجام  آن آتش  جهنم است.
           مداوای  بیماری  سخن‌چینی
1- عدم تصدیق  و تایید انسان سخن چین زیرا نمام فاسق است ، همان گونه كه خداوند می‌فرمایند:
یا ایها الذین امنوا  ان جاء كم فاسق  بنبأ فتبینوا ان  تصیبوا  قوماً  بجاهلة  فتصبحوا  علی مافعلتم نادمین )  { حجرات : 6} 
ای  كسانی  كه ایمان آورده‌اید ، اگر  شخص  فاسقی خبری  را به شما رسانید  درباره آن  تحقیق كنید، مبادا به گروهی ـ بدون  آگاهی از  حال و احوالشان  ـ آسیب برسانید ، از  كرده خود پشیمان شوید.
2-   روی تافتن از  آدم سخن‌چین به گونه‌ای  كه متوجه زشتی  كار خویش شوید  زیرا او با  انتخاب  این عمل زشت مبغوض خداوند است.
3- تقویت  و پرورش  خوی  پرهیزگاری  و تقوا در خویشتن
4-  سالم سازی  محیط  خانواده ، مراكز  تعلیم و تربیت و اجتماع  چرا كه انسان میوه درخت خانواده و محیط و اجتماع  است.
بسیاری از  مردم  این خوی پلید را از دوران كودكی  و درخانه‌ی پدر و مادر كسب می‌كنند : پدر و مادر نیز در این  باره مسئولیت دارند. 
والدین برای  اینكه فرزندانشان  به این خوی زشت عادت نكنند، ابتدا باید خود سخن چینی نكنند، مادر سخنان عمه ، خاله و همسایه را برای شوهرش نقل  نكند  و پدر  گفتار دیگران  را برای  مادر حكایت نكند زیرا اگر والدین به سخن‌چینی عادت داشته باشند، كودكان شان نیز از آنان تقلید خواهند كرد و این عادت زشت را از  آنها یاد می‌گیرند.
5-  عدم سوء ظن  نسبت به برادران دینی خود 
خداوند متعال ارشاد می‌فرمایند:
(و اجتنبوا كثیراً من الظن ان بعض اظن اثم){ حجرات :12}
و از بسیاری گمان‌ها  بپرهیزید كه برخی از گمانها گناه است.
6-  ایمان  و اطمینان به اینكه  با گناه و نافرمانی انسان نه تنها  چیزی بدست نخواهدآورد، بلكه همه چیزش را از دست خواهدداد.
7-  یاد آوری و اندیشه در عواقب سوء سخن چینی
8-  چنانچه آدم سخن چین  بر عمل خود اصرار داشت و روش‌های پیشین موثر نبود‌با او قطع رابطه شود چرا  كه طبق حدیث نبوی ـ من رای منكم فلیغیره بیده ، فان لم یستطع فبلسانه ، فان لم یستطع فبقلبه ـ این آخرین شیوه نهی كردن از منكرات است.
9-  هنگامی كه سخن چین را از عملش بازداشتند خودتان سخنان او را نقل نكنید كه فلانی برایم چنین گفته است ،زیرا این سخن چینی و غیبت خواهدبود.
10- خوانندگان  عزیز ! پس بیاییم كمی بیشتر بیندیشیم و  در گفتن و شنیدن خود تجدید نظر نماییم و بی جهت سر این كوچه و خیابان و بر در این خانه و آن منزل و در این  مجلس و آن محفل، اوقات گرانمایه و عمر عزیز خود را بیهوده تلف نكنیم و به سخن چینی از دیگران مشغول نشویم چرا كه با ایجاد آتش فتنه ، آشوب و اختلاف در میان مردم به واسطه این  آفات زشت و پلید سرانجام خود نیز در آتش فتنه زبان  خود طعمه حریق خواهیم شد. 
                                                                                        

          



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 06:03 ق.ظ تاریخ: جمعه 26 اسفند 1384 |+|