تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 713 | موضوع مرتبط: عمومی
کسی که قبل از رسیدن به صف، رکوع برد
از ابوبکره روایت است : (أنة انتهی إلی النبیr و هو راکع، فرکع قبل أن یصل إلی الصف، فذکر ذلک للنبیr فقال : زادک الله حرصا و لاتعد)[1] «او در حالی که پیامبرr به رکوع رفته بود به مسجد وارد شد و قبل از اینکه به صف برسد رکوع برد، جریان را برای پیابمرr بازگو کرد. پیامبرr فرمود : خداوند حرص تو را زیاد کند اما تکرار نکن».
از عطاء روایت است که ابن زبیر روی منبر میگفت : (إذا دخل أحدکم المسجد و الناس رکوع، فلیرکع، حتی یدخل، ثم یدب راکعا حتی یدخل فی الصف، فإن ذلک السنه)[2] «هرگاه یکی از شما در حالی داخل مسجد شد که مردم در حال رکوع بودند، به رکوع برود تا داخل نماز شود سپس در همان حال رکوع، داخل صف شود چون این کار سنت پیامبرr است».
از زید بن وهب روایت است : (خرجت مع عبدالله – یعنی ابن مسعود – من داره إلی المسجد، فلما توسطنا المسجد رکع الإمام فکبر عبدالله و رکع و رکعت معه، ثم مشینا حتی انتهینا إلی الصف حین رفع القوم رؤوسهم فلما قضی الإمام الصلاة قمت و أنا أری أنی لم أرک. فأخذ عبدالله بیدی و أجلسنی ثم قال : إنک قد أدرکت)[3] «باعبدالله بن مسعود از خانهاش به طرف مسجد خارج شدیم وقتی به وسط مسجد رسیدیم امام به رکوع رفت، عبدالله، الله أکبر گفت و به رکوع رفت و من هم با او به رکوع رفتم، سپس (در همان حال) حرکت کردیم، وقتی مردم سرشان را بلند کردد، به صف رسیدیم. وقتی امام نمازش را تمام کرد، بلند شدم چون گمان میکردم که به یک رکعت نرسیدهام، عبدالله دستم را گرفت و مرا نشاند و گفت: به رکعت رسیدی».
[1]) صحیح : [ص. ج 3565]، خ (783/267/2)، د (67069/378/2)، نس (118/2).
[2]) صحیح : [الصحیحه 229].
[3]) صحیح : [الصحیحه 2152]، هق (90/2).