تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
رابطه علم و ایمان

پست: 559  |  موضوع مرتبط: عمومی

رابطه علم و ایمان

تهیه: محمد عادل

معرفت خداوند و شناخت عقلانى نسبت به ذات و صفات او اولین مرتبه از مراتب كمال نظرى انسان است وقتى عقل انسان وجود خداى خالق قادر متعال را بپذیرد نخستین شرط حركت به سوى او را به دست آورده است ولى هر حركتى علاوه بر شناخت نیازمند انگیزه است شناخت به تنهایى نمى‏تواند انسان را به حركت آورد به ویژه اگر حركت در جهت و مسیر خاصى دشوار باشد. شناختى مى‏تواند انسان رابه حركت آورد كه شوق‏انگیز باشد و اشتیاق انسان وقتى برانگیخته مى‏شود كه نتیجه حركت خود را لذت آور، سعادت بخش و كمال آفرین بیابد. كسى كه لذت عملى را چشیده باشد و خوشى حاصل از كارى را تجربه نموده باشد اشتیاق بیشترى براى انجام آن عمل دارد به خصوص اگر تجربه به او نشان دهد كه با تكرار آن عمل لذت و خوشى بیشترى پدید مى‏آید نه آن كه لذت حاصل از آن عمل یك نواخت و ملال آور شود لذت‏هاى جسمانى مانند لذت خوردن و آشامیدن در صورتى كه از حد معینى تجاوز كنند به رنج و ناخوشى بدل مى‏شوند لذیذترین غذاها وقتى كه زیاد خورده شودند لذت بخش نخواهند بود و موجب زیان جسم و تنفر روح مى‏گردند. اما لذات معنوى این گونه نیستند یعنى تكرار آنها موجب دلزدگى نمى‏شود و هر بار كه تكرار مى‏شوند لذت بیشترى به همراه مى‏آورند. اگر شناخت انسان نسبت به یك حقیقت نشان دهنده وجود كمال و لذتى خاص در اثر عملى خاص باشد انگیزه اولیه براى انجام عمل پدید مى‏آید. براى روشن شدن مطلب دو شناخت را با هم مقایسه مى‏كنیم اگر كسى ارتفاع قله دماوند را بداند هیچ گاه به خاطر این آگاهى انگیزه حركت به سوى فتح قله را نخواهد یافت چنین شناختى حركت آفرین نیست ولى اگر كسى بداند كه با فاتحان قله دماوند جایزه‏اى گرانبها مى‏دهند انگیزه حركت در او پدید خواهد آمد آن گاه رنج این سفر را با جایزه آن مقایسه مى‏كند و اگر جایزه را به قدر كافى ارزشمند بیابد، رنج فتح قله را بر خود همواره مى‏سازد. شناخت خدا و صفات او از نوع شناخت‏هایى است كه حركت آفرین است زیرا انسان موحد مى‏داند كه جهان مخلوق خداوندى علیم است و او مختار است كه راه حركت به سوى خدا را انتخاب كند و اگر چنین كند به برترین لذت‏ها و پایدارترین سعادت و كمال دست مى‏یابد پس براى درك این لذت و كسب این كمال باید حركت كرد این آگاهى شوق آفرین است ولى كافى نیست زیرا كسى كه از وجود

سعادت و لذتى به سبب گواهى عقل یا اخبار دیگران باخبر مى‏شود به اندازه كسى كه لذت و سعادتى را چشیده باشد اشتیاق به درك آن را ندارد. بنابراین مى‏توان شناخت كسى را كه آن لذت را تجربه كرده است شناختى عمیق‏تر و حركت آفرین‏تر دانست. با توجه به توضیحات فوق ایمان فوق ایمان را این گونه تعریف مى‏كنیم ایمان معرفتى است شوق آفرین و حركت بخش به حقیقت متعالى كه در نتیجه شناخت عقلانى پدید مى‏آید و در اثر تجربه عملى رشد مى‏كند و در گفتار و رفتار فرد تجلى مى‏یابد.

ایمان به چیزى بیشتر از شناخت عقلانى و یا یقینى است. ایمان، یقین توأم با عمل و عشق است. با توجه به مطالبى كه قبلا درباره یقین و مراتب آن گفتیم مى‏توان مراتب علم الیقین و بالاتر از آن را معرفت توأم با ایمان دانست زیرا انسان مؤمن در اثر عمل صالح و ریاضت‏هاى شرعى یقین خود را بالإ؛ مى‏برد. این گونه ریاضت‏ها و اعمال صالح در اثر اشتیاق به حقیقت شناخته شده صورت مى‏گیرند و در انسان مؤمن تجربه‏اى پدید مى‏آورند كه از سویى شناخت نزدیك‏تر و عمیق‏تر است و از سویى دیگر موجب اشتیاق بیشتر و عمل افزون‏تر مى‏شود.

بنابراین شناخت یقینى عقلانى مطابق با واقع كه آن را علم مى‏نامیم شرط لازم و مقدمه ضرورى ایمان است ولى ایمان چیزى فراتر از علم است ایمان علاوه بر علم اشتیاق و عمل را نیز به همراه دارد چه بسا انسان‏هایى كه با وجود داشتن علم ایمان نمى‏آورند و به مقتضاى علم خود عمل نمى‏كنند.

فرعون و پیروان او نمونه انسان‏هایى هستند كه با وجود داشتن علم یقینى ایمان نیاوردند. موسى آیات روشن‏گر خدا را به آنان عرضه كرد و آنها به درستى سخن او یقین كردند ولى با او به مبارزه و مخالفت پرداختند: { وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ}[النمل :14]؛ و با آن كه دلهایشان بدان آیات خدا یقین داشت از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند. پس ببین فرجام فسادگران چگونه است.مخالفت فرعون با موسى در حالى كه شاهد معجزات موسى بوده است. دیگران و از جمله ساحرانى كه فرعون براى مقابله با موسى استخدام و خداى موسى ایمان آوردند و در زبان و عمل به ایمان خود وفادار ماندند. آنان پس از مشاهده معجزه موسى بى‏درنگ به سجده افتادند و ایمان خود را به پروردگار موسى اعلام داشتند. آنها حتى از تهدید و خشونت فرعون نهراسیدند و وحشت شكنجه و نابودى آنان را از ایمانشان جدا نكرد.

در این جا پرسش مهمى مطرح مى‏شود: چرا علم به تنهایى موجب ایمان نمى‏شود؟

موانع ایمان

چنان كه قبلا اشاره كردیم ایمان آوردن عملى اختیارى است یعنى انسان به اختیار خود حركت به سوى حقیقت متعالى عالم؛ یعنى خداى خالق جهان را آغاز مى‏كند. بنابراین علاوه بر علم اراده نیز در ایمان مؤثر است عوامل مؤثر در اراده و اختیار انسان اگر با ایمان سازگار باشند انسان مى‏تواند طریق ایمان را برگزیند و اگر با آن ناسازگار باشند انتخاب ایمان دشوار خواهد بود؛ بنابراین براى رسیدن به ایمان باید موانع ایمان را شناخت و راه مبارزه با آن را آموخت.

دیگر آن كه عواملى همچون دنیا پرستى، سطحى نگرى، رذایل نفسانى و... حتى اگر مانع شناخت حقیقت نشوند در موارد بسیارى مانع از دل بستن به حقیقت و عمل كردن به مقتضاى آن مى‏شوند یعنى این موانع حتى اگر در مرحله شناخت كه شرط لازم ایمان است كارگر نباشند در مرحله تحقق شرط كافى ایمان و التزام عملى و حركت به مقتضاى معرفت، مؤثر مى‏افتند و مانع ایمان مى‏شوند براى مثال رذایل نفسانى همچون برترى‏طلبى و تكبر درباره فرعون و فرعونیان مانع شناخت آنان نبوده است ولى مانع پذیرش عملى حقیقت شده است چنان كه در آیه 14 سوره نمل دیدیم آنان با وجود یقینى كه به آیات الهى یافتند با آن مقابله نمودند. علت انكار و مقابله آنها همان طور كه در آیه ذكر شده است ظلم و تكبرى بود كه نفسهایشان را آلوده ساخته بود. فرعونیان انسان‏هایى فاسد بودند و عاقبت مفسدین محرومیت از ایمان است، حتى اگر عقول ایشان حقیقت را دریابد و به آن یقین آورد.

آثار ایمان

ایمان به خداوند متعال زندگى را به سوى امور معنوى و متعالى جهت مى‏بخشد و شور حركت و تلاش را در انسان افزایش مى‏دهد. انسان مؤمن لذت و كمالى را خواستار است كه هیچ لذت دنیایى و كمال مادى به ارزش و مطلوبیت آن نمى‏رسد پس شوق او در خواستن این لذت و كمال بیشتر از شوق كسانى است كه خواستار لذت و كمالات مادى هستند.

ایمان به وجود خداوند حكیم و توانا موجب مى‏شود كه جهان را هدف دار بدانیم. هدف آفرینش كمال و سعادت انسان است پس نظم جهان به گونه‏اى است كه مانع كمال و سعادت انسان نمى‏شود. این اعتقاد موجب آرامش واطمینان در انسان مى‏شود. انسان با امید به آینده تلاش مى‏كند و به سوى كمال حركت مى‏نماید. انسان مؤمن در اثر شكست ظاهرى ناامید نمى‏شود، زیرا خداوند را ناظر بر عمل خویش مى‏داند و معتقد است كه نظام عادلانه هستى، تلاش خالصانه او را براى رسیدن به كمال نادیده نمى‏گیرد و پاداش زحمات او به او داده خواهد شد: { إِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ}[التوبة : 120]؛ همچنین پیروزى ظاهرى نیز موجب غرور مؤمنان نمى‏شود زیرا مى‏دانند كه همه پیروزى‏ها در اثر لطف و امداد خداوند است:{ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى} [الأنفال:17]

ایمان به خداوند و دین الهى به بهبود روابط اجتماعى نیز از دو جهت كمك مى‏كند انسان متدین از سویى رعایت حقوق دیگران را تكلیف شرعى خود مى‏داند و معتقد است اگر حقوق دیگران را پایمال كند با تنبیه و عذاب الهى مواجه خواهد شد و ترس از عقاب الهى او را وادار مى‏كند كه حقوق انسان‏هاى دیگر را رعایت كند و از سوى دیگر معتقد است كمك و یارى به انسان‏هاى دیگر موجب خشنودى خداوند است. پس با احسان و نیكى به دیگران، پاداش الهى را دریافت مى‏كند و افزون بر آن رابطه خود را با خدا تقویت مى‏كند.

یكى دیگر از آثار اجتماعى ایمان به خداوند، تعهد مؤمنان به اصلاح نظام اجتماعى است. انسان مؤمن به سبب تكلیف دینى، خود را متعهد مى‏داند كه در برپایى نظام اجتماعى عادلانه تلاش كند و نیز مساعد ساختن محیط اجتماعى را براى تحقق كمالات انسانى، مطلوب و موجب تقرب به خداوند مى‏داند. او معتقد است در اجتماعى كه ارزش‏هاى الهى بر آن حاكم است رسیدن به كمالات انسانى امكان‏پذیر است و انسان‏هاى بیشترى مى‏توانند به هدف خلقت خویش نزدیك شوند.

فرهنگ اعجاز علمی در قران وحدیث



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:07 ق.ظ تاریخ: یکشنبه 31 تیر 1386 |+|