تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 557 | موضوع مرتبط: عمومی
| ||||||||||
نویسنده: دكتر محمّدهادى مؤذن جامى گروه اندیشه: «ابنِ اللبان»، فقیه شافعى، محدث،ادیب،و مفسر دمشقی در 24 شوال 749 هجری قمری درگذشت. به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا)، 678 سال پیش در 24 شوال 749 هجری قمری، «شمس الدین ابوعبدالله اسعردی دمشقی» ملقّب به«ابن لبان»، فقیه، محدث، ادیب و مفسرعرب درگذشت. تحصیلات اولیه او در زادگاهش دمشق سپری شد سپس در قاهره و اسكندریه نزد استادان برجسته فقه، اصول و حدیث را آموخت. وی درسرودن شعر نیز قریحهای سرشار داشت و اشعار به جای مانده از وی گواه این مطلباند. «رد معانی الایات المتشابهات الی معانی الآیات المحكمات» تنها اثر چاپ شده ابن لبان است. وی در دمشق به دنیا آمد و در همانجا نشأت یافت (یافعى، 4/333) مقدمات ادب را از «شمسالدین محمد بن ابى الفتح» آموخت و «شاطبیه» را نزد پدرش «شهابالدین» خواند (یافعى، همانجا) و از «ابوحفص ابن قواس»، «ابوالحسین یونینى» و «شرفالدین فزاری» حدیث شنید (صفدی، 2/168؛ داوودی، 2/80). سپس به مصر رفت و از «عبدالمؤمن بن خلف دمیاطى» در قاهره، «عبدالرحمان بن عبدالقوی خثعمى» در جیزه، «على بن احمد غرافى» در «اسكندریه» و «حسن بن عبدالكریم غماری» سبط زیاده حدیث شنید (صفدی، همانجا؛ ابن رافع، 2/104). فقه را از «جمالالدین شریشى»، «نجمالدین ابن رفعه»، «كمالالدین ابن زملكانى» و «صدرالدین ابن وكیل» فراگرفت و همگى به او اجازه فتوا دادند (یافعى، همانجا). ابن لبان بر اثر آشنایى و مصاحبت با «یاقوت حبشى شاذلى» در اسكندریه (نك: یوسفى، 339)، بدو گرایش یافت و به دامادی وی درآمد (شعرانى، 2/20( او در مصر ابتدا در «جامع عتیق» مجالس درس و وعظ داشت و بر طریق «شاذلیه» سخن مىگفت (اسنوی، 2/370؛ ابن قاضى شهبه، 3/69). وی علاوه بر خطابت «جامع افرم» سپس «جامع آقسنقر ناصری»، تدریس در مدرسه «خشابیه» را برعهده داشته است (اسنوی، همانجا؛ ابن دقماق، 13/205؛ ابن قاضى شهبه، 3/68.( از شاگردان او در فقه و اصول «ابن ام قاسم» و «تقىالدین محمد ابن ببائى» را مىتوان نام برد (ابن قاضى شهبه، 3/93؛ ابن حجر، 2/139). فردی مالكى به نام «عبدالواحد ابن مغربى» برضد ابن لبان اقامه دعوا كرده، مدعى شد كه او قائل به عدم حرمت سجود بر بت و تفضیل «یاقوت حبشى» بر بعضى از صحابه و غلو در حق اوست ولى با وساطت چند تن از امیران، سلطان از قضات خواست كه به توبه دادن «ابن لبان» اكتفا كنند (یوسفى، همانجا) در 10 محرم 737ق/19 اوت 1336م، بار دیگر ابن لبان به اتهام قول به حلول و اتحاد و غلو در عقاید «قرمطى» به محكمه احضار شد و به بعضى از موارد اتهام اعتراف كرد اما با شفاعت برخى از بزرگان از قتل او صرفنظر شد ولى از تبلیغ منع گردید (ابن كثیر، 14/177؛ نك: ابن حجر، 5/60؛ مقریزی، 2(2)/408( . وی چند سال بعد در 744ق/1343م در آرامگاه «شافعى» در «قرافه» به تدریس پرداخت (حسینى، 149؛ اسنوی، همانجا) و سرانجام در اثر ابتلا به طاعون درگذشت (همانجا.( ابن لبان شعر نیز مىسروده و «یافعى» اشعار او را ستوده است (3/334) و نمونهای از اشعار وی توسط «سبكى» (9/95-96)، «ابن ایاس» (1(1)/527) و «داوودی» (2/82) نقل شده است. «نقشبندی» (ص 544) نسخهای خطى را در موزه عراق معرفى كرده كه دربردارنده اشعاری از ابن لبان است. تنها اثر چاپ شده ابن لبان «رد معانى الایات المشابهات الى معانى الایات المحكمات» است كه در «قاهره» در «مطبعه المحمودیه» و نیز در «بیروت» در 1328 ق و بار دیگر به كوشش «حافظ وهبه» در «استانبول» در 1331ق/1913م به چاپ رسیده است. همچنین از كتاب تفسیر او كه گویا در اواخر عمر آن را شروع كرده و ناتمام مانده است (نك: یافعى، همانجا) نسخههایى در كتابخانههای «سلیمانیه استانبول» و «دارالكتب قاهره» موجود است (برای نسخه خطى یك اجازه و یك فتوا از او، نك: نموی، شم 1588 ؛ ، GAL,S همانجا؛ قس: كوپریلى، 2/309؛ برای دیگر آثار یافت نشده وی، نك: یافعى، همانجا؛ ابن حجر، 5/61 ( محمدهادی مؤذنجامى، دائره المعارف بزرگ اسلامی. منبع: الأعلام ، للزركلی ، دار العلم للملاییین ، بیروت ، لبنان . |