تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 555 | موضوع مرتبط: عمومی
اهانت دجالان به علی بن ابی طالب -رضی الله عنه- ادعای دفاع از اهل بیت چیزی جز نیرنگ و حیله برای رسیدن به هدفی پلید كه همانا ضربه زدن به اسلام می باشد، نیست. نخست با گستاخی تمام، ادعا كردند تمام یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) پس از وفات ایشان مرتد شدند. و گفتند ما عاشقان پر و پا قرص اهل بیت پیامبر هستیم. و پس از آن با مكر و حیله و بطور غیر مستقیم به اهل بیت رسول الله (صلى الله علیه وسلم) نیز اهانت كردند. و بدین ترتیب به تمام شخصیتهای تاریخ اسلامی اهانت شده تا اعتبار و احترام آنها را نزد مسلمانان از بین ببرند. در اولین مثال خواهیم دید دجالان چگونه سعی كرده اند با یك تیر دو نشان بزنند. آنها در این روایت از یك سو برخی از یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) همچون ابوبكر را ظالم و مزدور معرفی می كنند و از سوی دیگر از علی بن ابی طالب مردی ترسو و زبون می سازند كه حتی جرأت دفاع از خود را نیز ندارد. در این روایت كه از قصه به خلافت رسیدن ابوبكر صدیق -رضی الله عنه- سخن می گوید آمده است: |
اهانت دجالان به علی بن ابی طالب -رضی الله عنه- ادعای دفاع از اهل بیت چیزی جز نیرنگ و حیله برای رسیدن به هدفی پلید كه همانا ضربه زدن به اسلام می باشد، نیست. نخست با گستاخی تمام، ادعا كردند ت تمام یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) پس از وفات ایشان مرتد شدند. و گفتند ما عاشقان پر و پا قرص اهل بیت پیامبر هستیم. و پس از آن با مكر و حیله و بطور غیر مستقیم به اهل بیت رسول الله (صلى الله علیه وسلم) نیز اهانت كردند. و بدین ترتیب به تمام شخصیتهای تاریخ اسلامی اهانت شده تا اعتبار و احترام آنها را نزد مسلمانان از بین ببرند. در اولین مثال خواهیم دید دجالان چگونه سعی كرده اند با یك تیر دو نشان بزنند. آنها در این روایت از یك سو برخی از یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) همچون ابوبكر را ظالم و مزدور معرفی می كنند و از سوی دیگر از علی بن ابی طالب مردی ترسو و زبون می سازند كه حتی جرأت دفاع از خود را نیز ندارد. در این روایت كه از قصه به خلافت رسیدن ابوبكر صدیق -رضی الله عنه- سخن می گوید آمده است: «هنگامیكه امام علی (ع) از بیعت با ابوبكر سرباز زدند، ابوبكر قنفذ را به سراغ ایشان فرستادند. قنفذ و یارانش به خانه امام علی (ع) حمله كرده و وارد آن شدند. امام علی (ع) به محض دیدن آنها به سراغ شمشیر خود رفتند. اما آنها ایشان را گرفته و طنابی به گردن ایشان انداختند و امام (ع) را به طرف در كشیدند. فاطمه (ع) خواستند جلوی آنها را بگیرند. اما قنفذ ملعون با شلاقی كه در دست داشت ضربه محكمی به ایشان زد و امام علی (ع) را با كشیدن طنابی كه به گردن ایشان انداخته بود نزد ابوبكر برد»[1]. ببینید چگونه این روایت دروغین از علی بن ابی طالب یكی از بزرگترین سرداران تاریخ اسلام شخصیتی زبون و خوار می سازد. این در حالی است كه در برخی از روایات دروغین دیگر چنان در قدرت و توانایی علی بن ابی طالب افراط و زیاده روی می كنند كه از او شخصیتی خیالی می سازند. و در روایتی دیگر اهانت به علی بن ابی طالب را به فاطمه -رضی الله عنها- نسبت می دهند. آنها می گویند: «هنگامیكه بین فاطمه و ابوبكر بر سر میراث رسول الله (صلى الله علیه وسلم) اختلاف حاصل شد و امام علی (ع) خود را از این اختلاف دور نگاه داشتند و هیچ كمكی به فاطمه نكردند، فاطمه با ناراحتی و عصانیت به ایشان گفتند: ای فرزند ابی طالب! مشیمه نوزاد به تن كرده و در معرض اتهام جا خوش كرده ای و ...»[2]. در این روایت دروغین به هر سه تن از این شخصیتهای بزرگ اسلامی توهین شده است. ابوبكر شخصی ظالم و غاصب، فاطمه زنی پرخاشگر و علی مردی ناتوان و ترسو معرفی شده اند. و در رابطه با قصه ازدواج عمر بن الخطاب با ام كلثوم دختر علی بن ابی طالب -رضی الله عنهم اجمعین-، سردار رشید اسلام علی بن ابی طالب -رضی الله عنه- را متهم به پذیرفتن ذلتی كرده اند كه حتی پست ترین و زبون ترین انسانها نیز به آن تن در نخواهند داد. در كتاب حدیقه الشیعه گفته شده: «امام علی (ع) هرگز نمی خواستند دختر خود ام كلثوم را به عمر دهند، اما ترس از عمر سبب شد ایشان عموی خود عباس را وكیل كردند تا ام كلثوم را به عقد عمر در آورد»[3]. و می گویند: ابا عبدالله در این رابطه گفته اند: «ان ذلك فرج غصبناه = آن فرجی بود كه آنرا از ما غصب كردند»[4]. آیا برای اثبات دروغین بودن اینگونه روایات هیچ احتیاجی به دلیل و برهان است؟ آیا زندگانی امیرالمومنین علی بن ابی طالب سردار رشید اسلام، ثابت كننده این مسأله نیست كه طوسی وكلینی و مجلسی و طبرسی، دروغگویان و دجالانی بیش نیستند؟ مگر بنا بر روایات و اعتقادات باطل مذهب شیعه عمر -رضی الله عنه-، منافق و كافر نبوده است؟ پس چگونه ترس از انسانی كافر و منافق سبب شد علی بن ابی طالب دختر خود را به ازدواج او در آورند؟ آیا پست ترین انسانها به چنین ذلت و خواری تن در خواهند داد؟ و در روایاتی دیگر امیرالمومنین را به انسانی دنیا دوست و در پی پست و مقام معرفی می كنند كه در راه رسیدن به این هدف، شخصیت والای خویش و خانواده خود را پایمال می سازد. در یكی از این روایات گفته شده: «هنگامیكه پس از وفات رسول الله (صلى الله علیه وسلم) مردم با ابوبكر بیعت كردند، امام علی (ع) شب هنگام فاطمه را بر الاغی نشاندند و دست دو فرزند خود را گرفتند و به در خانه تمام یاران پیامبر رفتند و از آنها در راه رسیدن به خلافت كمك خواستند. اما هیچكدام از یاران به ایشان كمكی نكردند»[5]. و در روایت دیگری علی بن ابی طالب را شخصیتی منزوی و گوشه نشین معرفی می كنند. در این روایت گفته می شود: «هنگامیكه علی -علیه السلام- دریافتند مردم از نصرت و یاری رساندن به ایشان خودداری می كنند و همگی به دور ابوبكر جمع شده اند و او را خلیفه خود می دانند، گوشه نشینی و انزوا را برگزیدند»[6]. و در اهانتی دیگر به سردار رشید اسلام می گویند فاطمه -رضی الله عنها- هرگز ایشان را به عنوان همسر خویش نمی پسندیده و همواره از ازدواج با ایشان ناخشنود بوده است. در روایتی در این رابطه گفته شده: «روزی پس از اینكه پیامبر (صلى الله علیه وسلم) دختر خویش فاطمه را به ازدواج امام علی بن ابی طالب در آوردند برای دیدن ایشان به خانه آنها رفتند. ایشان فاطمه را در خانه گریان یافتند. پیامبر (صلى الله علیه وسلم) علت گریه را از فاطمه (ع) جویا شدند و سپس فرمودند: ای فاطمه، به خداوند سوگند اگر در میان خویشاوندان من كسی بهتر از وجود می داشت من هرگز تو را به او نمی دادم. بر تو است كه بدانی من و تو را به او نداده ام بلكه خداوند تو را به عقد او در آورده است»[7]. پس از شنیدن این روایات دروغین و دانستن این مطلب كه دجالان برای ضربه زدن به اسلام حتی از توهین نمی كنند، جا دارد به مطلبی كه تا حدودی به مسأله ربط دارد اشاره كنیم. از آنجائیكه اهانتهای موجود در این روایات به اندازه های شنیع و زشت هستند كه هیچ انسان مسلمانی نمی تواند آنها را بپذیرد لذا برخی از شیعیان كه اطلاع چندانی از جایگاه و منزلت كتابهای آقایان كلینی و سلیم بن قیس و مجلسی و ... در مذهب تشیع ندارند، می گویند ما اینگونه روایات را قبول نداریم و آنها را صحیح نمی دانیم. این گفته و سخن آنها بسیار نیكو و صحیح است. اما در این رابطه مسأله ای وجود دارد كه آنها بایستی به آن توجه كنند و آنرا مد نظر خود داشته باشند. این مسأله این است كه صحیح و یا غیر صحیح دانستن روایت و حدیث انتخابی نیست و به سلیقه و انتخاب اشخاص بستگی ندارد. بلكه محدثین وراویان حدیث برای قبول كردن صحیح دانستن روایت شروطی را مقرر داشته اند كه اگر این شروط در روایتی وجود داشته باشد آن روایت صحیح می باشد و بر هر شخص واجب می گردد به صحت آن یقین حاصل كند و در صورت عدم وجود یكی از این شروطها، روایت غیر صحیح می باشد. بعنوان مثال محدثین اهل سنت و جماعت برای پذیرفتن و صحیح دانستن حدیث، وجود پنج شرط را در آن لازم دانسته اند و در غیر این صورت آن حدیث نزد آنها صحیح نمی باشد. در اینجا می خواهیم به آن عده از اشخاص شیعی مذهب كه روایات توهین آمیز موجود در مراجع خود نسبت به امیرالمومنین علی بن ابی طالب را قبول نداشته و آنها را غیر صحیح می دانند بگوییم: این روایات همگی در مراجع و مصادر و توسط مؤلفینی ذكر گردیده اندكه همگی در مذهب شیعه موثق و معتمد هستند. بعنوان مثال برخی از این روایات در كتاب اصول كافی روایت شده اند. و در مورد این كتاب علمای شیعه معتقدند كه به امام زمان نشان داده شده است و او در مورد آن گفته است: «این كتاب برای شیعیان ما كافی است»[8]. از این سخنان، ما می خواهیم به این نتیجه برسیم كه آن اشخاص شیعی مذهب كه این روایات توهین آمیز، آنها را نسبت به صحت برخی از روایات موجود در مراجع و مصادر خود و همچنین نسبت به معتبر بودن شروط مقرر گشته توسط محدثین مذهب تشیع مشكوك ساخته، بایستی نسبت به سایر روایات موجود در این مراجع و مصادر نیز با تامل و تدبر بیشتری برخورد كنند. چون همان راویاتی كه آن احادیث اهانت آمیز را روایت كرده اند و با همان شروط غیر صحیح، سایر احادیث مراجع شیعه را نیز نقل كرده اند.
5- اهانت دجالان به فاطمه -رضی الله عنها- بانوی زنان بهشتی در برخی از روایات مصادر مذهب تشیع اهانتهای بزرگی به دختر پیامبر (صلى الله علیه وسلم) شده است. در این روایات ایشان را به مرتكب شدن اعمالی متهم می سازند كه حتی معمولی ترین زنان نیز از انجام دادن این اعمال خجالت می كشند. در یكی از این روایات گفته می شود: «رسول الله (صلى الله علیه وسلم) باغی را به امام علی بن ابی طالب بخشیدند. علی بن ابی طالب(ع) آن باغ را فروختند و مبلغ بدست آمده را بین فقراء و مساكین مدینه تقسیم كردند و چیزی از آن برای خود بجا نگذاشتند. هنگامیكه علی بن ابی طالب (ع) به خانه باز گشتند فاطمه -علیها السلام- به ایشان گفتند: ای پسر عمو! آیا باغ پدرم را فروختی؟ امام علی (ع) گفتند: بله. فاطمه به ایشان گفتند: پس پولش را چه كردی؟ علی (ع) در جواب گفتند: پول را به كسانی بخشیدم كه دوست ندارم دست دراز كردن مقابل دیگران آنها را خوار و ذلیل گرداند. فاطمه با ناراحتی به ایشان گفتند: من گرسنه هستم، بچه هایم گرسنه هستند و تو خودت نیز گرسنه هستی. آیا یك در هم از این اموال به من و بچه هایم نمی رسید؟ سپس فاطمه محكم لباس علی (ع) را چسبیدند. علی (ع) به ایشان گفتند: ای فاطمه! مرا رها كن. اما فاطمه (ع) به ایشان گفتند: تا پدرم در مورد من و تو قضاوت نكرده تو را رها نخواهم ساخت. در این هنگام جبریل بر رسول الله (صلى الله علیه وسلم) نازل شد و به ایشان گفت: ای محمد! خداوند بر تو درود می فرستد و می گوید: از جانب من به علی سلام برسان و به فاطمه بگو: هرگز اجازه نداری علی را از صدقه دادن و كمك به مستمندان بازداری»[9]. آیا فاطمه -رضی الله عنها- كه پیامبر (صلى الله علیه وسلم) ایشان را «سیده نساء اهل الجنه» معرفی كرده اند چنین زنی بوده كه به شوی خود پرخاش كند و لباس او را دو دستی بچسبد؟ ما هرگز نمی توانیم به سبب روایات دروغین كلینی و مجلسی و نشاپوری بپذیریم كه فاطمه -رضی الله عنها- چنین اخلاق ناپسندی داشته اند. و در روایت دروغین دیگری در مورد بانوی زنان بهشتی می گویند: « فاطمه (ع) برای گرفتن فدك به سراغ ابوبكر و عمر رفتند و با آنها مشاجره كرده و شیون و فغان براه انداختند و چنان سر و صدای بزرگی بپا كردند كه تمام مردم دور آنها جمع شدند»[10]. آیا ذره ای حب اهل بیت و احترام به آنها در قلب كسیكه اینچنین روایاتی را می پذیرد و راویان آنها را دروغگو نمی پندارد، وجود دارد؟ هرگز. آیا فاطمه -رضی الله عنها- كسی بوده كه برای امول دنیوی شخصیت خود و پدر بزرگوار خویش و شوهر دلاور خود را بر باد دهند؟ هرگز. و در روایت دروغین دیگری دجالان می پندارند: «روزی فاطمه (ع) یقه عمر را گرفتند و او را محكم به طرف خود كشیدند»[11]. گفته اند: «اگر از آزار و اذیت علی دست نكشی موهایم را پریشان می كنم و گریبانم را می درم»[12]. ببینید این دجالان چگونه به تمام یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) و اهل بیت ایشان توهین كرده اند. آیا پیامبر اسلام (صلى الله علیه وسلم) پس از بیست و سه سال صبر و بردباری و تلاش اینچنین افرادی پرورش داده اند؟ افرادی كه بنا بر معتقدات تشیع بیش از نود و نه در صد از آنها به محض وفات ایشان از اسلام مرتد شدند و مبدل به انسانهایی ظالم و غاصب گشتند. و افراد اندك باقیمانده نیز انسانهایی خوار و زبون و دنیا پرست بوده اند آیا با این وجود هیچ شكی در قلب انسان باقی می ماند كه هدف این دجالان چیزی جز ضربه زدن به اسلام و از بین بردن آن بوده است؟
[1] - كتاب سلیم بن قیس ص 84 و89. [2] - الامالی للطوسی ص 259، حق الیقین للمجلسی ص 203و204 الاحتجاج للطبرسی. [3] - حدیقه الشیعه للمقدس الاردبیلی ص 277. [4] - الكافی فی الفروع ج 2 ص 141 ط الهند. [5] - كتاب سلیم بن قیس ص 82، 83. [6] - كتاب سلیم بن قیس ص 83. [7] - الفروع من الكافی. [8] - مقدمه الكافی ص25. [9] - روضه الواعظین للفتال النیسابوری ج 1 ص 125. [10] - كتاب سلیم بن قیس ص253 [11] - الكافی فی الاصول. [12] - تفسیر العیاشی ج 2 ص 67. الروضه من الكافی ج8 ص238 |