تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
اولین كسی كه به فكر نوشتن تمام احادیث افتاد

پست: 525  |  موضوع مرتبط: عمومی

  

اولین كسی كه به فكر نوشتن تمام احادیث افتاد

 

حضرت ((عمر فاروق)) -رضی الله عنه-، اولین كسی می باشد كه به فكر تالیف یك كتاب بزرگ، مشتمل بر تمام احادیث صحیح منقول از رسول اكرم -صلی الله علیه وسلم- افتاد و تا مدتها در این باره تفكر نمود و اراده ی بی سابقه اش را از تمام جوانب مورد بررسی قرار داد. موضوع را با صحابه -رضی الله عنهم- در میان گذاشت و نظرشان را در مورد تصمیمش جویا شد.

كاری بس مهم و مفید بود. اگر تمام احادیث پیامبر -صلی الله علیه وسلم- یكجا جمع می شدند و رفته رفته، نسخه های متعددی از نسخه ی اولی، املاء شده و به گوشه های مملكت اسلامی فرستاده می شد، از بسیاری كارشكنی ها كه دشمنان ((سنت)) در پی اجرای آن بودند، برای همیشه جلوگیری به عمل می آمد و درست مانند ((قرآن)) حصاری مستحكم دور تا دور آن كشیده می شد.

اصحاب -رضی الله عنهم- با نظر به این فایده ی بزرگ، نه تنها رای موافق نشان دادند، بلكه ((عمر)) -رضی الله عنه- را در عملی كردن هر چه زودتر تصمیم سرنوشت سازش، تشویق نمودند.

اما، با وجود هموار شدن زمینه و اعلام همكاری صحابه -رضی الله عنهم-، ((عمر)) فوراً دست به این كار نزد. یك چیز وی را می آزرد و مانع از پیاده كردن اراده ی خطیرش می شد. چیزی كه خطرش رسول اكرم -صلی الله علیه وسلم- را نیز در اوایل از كتابت حدیث باز داشته بود.

یك ماه پس از تدبر پیرامون قضیه و استخاره كردن، بالاخره به نتیجه رسید و نزد صحابه -رضی الله عنهم- آمد و گفت كه از تصمیمش بازگشته است. او دلیل انصراف خود را چنین توضیح داد:

((می خواستم سنتها را یكجا گرد آورم و بنویسم. اما قومی را كه قبل از شما می زیستند، به خاطر آوردم. آنها بدست خویش كتابهایی نوشتند و چنان در آنها مستغرق شدند كه، كتاب خداوند را رها ساختند. سوگند به خدا، من هرگز چیزی دیگر به كتاب خدا نخواهم آمیخت))[1].

خطر اختلاط ((سنت)) با ((قرآن)) تنها عاملی بود كه ((عمر)) را مردد گذاشته و در آخر باعث شد كه او از خیر سنن بگذرد. عیناً همان مانعی كه در راه كتابت حدیث در زمان رسول اكرم -صلی الله علیه وسلم- سبز شده بود.

لازمست بدانیم، تا زمان ((فاروق اعظم))، جریان تدوین ((قرآن)) و جمع آوری آن از مصاحف متعدد و پراكنده، به آخر نرسیده بود و تازه داشت مراحل مقدماتی خودش را طی می كرد.

تا آن موقع فقط یك نسخه ی كامل از ((قرآن)) كه در دایره ی نظارت حكومت در زمان ((ابوبكر صدیق)) -رضی الله عنه- تهیه شده بود، وجود داشت و به جز آن، در هیچ جایی ((قرآن)) كامل و مستند وجود نداشت. ((عمر)) می ترسید، اگر احادیث را نیز مدون نماید، به تدریج برای عموم، خصوصاً تازه مسلمانان، قداست و رتبه ای هم طراز با ((قرآن)) پیدا كند و مانند آن قطعی تلقی گردد[2]. از گفته اش _ ((. . . سوگند به خدا، من هرگز چیزی دیگر به كتاب خدا بخواهم آمیخت.)) _ بوی همین ترس بر می خیزد. چنین شد كه اراده اش را فسخ نمود و این كار را به آیندگان سپرد.

------------------------------------------------

[1] ((جامع بیان العلم))، ج: 2، ص: 64.

[2] ن، ك: ((كتابت حدیث))، ص: 126 و 127

                                                                                   

                                             فهرست مقاله ها

 

 

 

 

 



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 10:06 ق.ظ تاریخ: شنبه 26 خرداد 1386 |+|