در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 519 | موضوع مرتبط: عمومی
برای شناخت خداوند عز وجل گر چه راههای بیشماری وجو دارد و انسانهای ورزیده و عقلمند می توانند خداوند را ز طریق کائنات و موجودات و اندیشه در آفاق و وجود انسان باز شناسند چنان که شاعر گوید: هر چه بود در جهان صنعت پروردگار جلوه صانع ببین هست در او آشکار چشم کجا بایدت دیده معنی بیار برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتریست معرفت کردگار اما واقعیت آنست که برای شناخت و معرفت صحیح خداوند تنها راهی که وجود دارد، راه پیامبران الهی می باشد، این طریق سالم ترین و راست ترین راه برای این منظور می باشد. علامه سید ابو الحسن علی ندوی می نویسد: بنابر این قرآن با تاکید بیان می دارد که پیامبران راهنمایان اند بر ذات و صفات حقیقی خداوند و آنان یگانه وسیله معرفت صحیح خداوند می باشند که هیچ نوع نادانی و گمراهی، سوء فهم و سوء تعبیر با آن آمیخته نیست و جز طریق آنان برای شناخت صحیح خداوند هیچ راهی وجود ندارد، خداوند عز وجل این حقیقت روشن را بر زبان اهل بهشت بیان نموده است و آنان اهل صدق و تجربه هستند و در جایگاه صدقی به این حقیقت اعتراف کردند: «الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله» (اعراف: 43) ستایش خداوندی راست که ما را به این (بهشت) راه نمود واگر خداوند ما را هدایت نمی کرد هرگز نمی توانستیم راه یابیم. و این اعتراف را با این گفتار قرین نمودند: «لقد جاءت رسل ربنا بالحق» (اعراف 43) بی گمان فرستادگان پروردگار ما به حق آمدند. این امر دلالت بر آن دارد که پیامبران و بعثت شان سبب گردید که بوسیله آن به معرفت خداوند برسند و رضایتش را باز شناسند وبا احکامش آشنا گردند و بدان عمل کنند که در نتیجه امکان دخول بهشت و رسیدن به سرای نعمت برای آنان فراهم گردید. (النبوة و الانبیاء فی ضوء القرآن /ندوی/ ص 20) اگر پیامبران که نمایندگان و فرستادگان خداوند عز وجل در زمین اند این رسالت مهم (معرفت صحیح خداوندی) را حامل نباشند و راه درست و صراط مستقیم شناخت خداوند را از جانب ذات باری تعالی بیان ندارند اموری خلاف مصلحت پیش خواهد آمد چه آن که هر کسی و هر مدعی ای مطابق با خواسته ها و هواهای خویش به بیان معرفت خداوندی می پردازد و معیاری نخواهد بود که بوسیله آن قول صحیح از نا صحیح متمایز گردد. اما این لطف و عنایت خداوند است که پیامبران را مبعوث گردانید تا راه درست شناخت خداوند را به عنوان معیار برای مردم بیان دارند و از کژرویها و امور خلاف مصلحت باز دارند. احسان پیامبران بر فرهنگ و تمدن بشری بعثت پیامبران و نبوت شان در واقع در خشش عظیمی بود بر سپهر بی کران علم و معرفت و نویدی بس میمون بود برای فرهنگ و تمدن بشری، زیرا اگر به پیشینه تمدن و فرهنگ اقوام منهای تعالیم پیامبران بنگریم، می بینیم که آمیزه ای است از استدلالهای خشک و بی روح که صبغه علم و دانش بخود گرفته است، تمدن و فرهنگ اقوام وملل زاییده محیط و فضای زندگی شان و بر آمده از خواهشات نفسانی بوده و بر پایه ظلم طبقاتی و استعمار استوار بود، خداوندگاران عرصه علم و اندیشه برای بر آوری اغراض و مقاصد مادی صرف و حیوانی دندانهای عقل خویش راتیز کرده بودند واز همین روی بود که تمدن و فرهنگ شان نتوانست راه درست را به آنان بنمایاند و دروازه های فساد اجتماعی و انحلال اخلاقی را مسدود گرداند. تاجایی که همه انسانها بسوی یک سراشیبی سقوط و مهلک در حرکت بوده اند و در چنین محیطی بود که واژه های عدل گستری، حق مداری،ظلم ستیزی، نوع دوستی خدا محوری مغفول مانده و یا در محاق ابهام فرو رفته بود، جز استفاده ابزاری از این واژه ها برای برآوری مقاصد و اهداف شخصی. به عنوان مثال یونان پیشکسوت علم و دانش و مشعل دار بحث و کنکاش در زمینه معارف بشری بوده است اما واقعیت آنست که علم شان، تمدن شان و فرهنگ شان در اهداف و اغراض مادی منحصر بوده است. امام سید ابو الحسن علی ندوی در باره تمدن و فرهنگ یونانیها چهار ویژگی را بر شمرده است: 1- اعتقاد داشتن به اشیای محسوس و بی اهمیت انگاشتن امور ماوراء حس. 2- قلت دین واطاعت 3- ارج نهادن بیشمار به زندگی دنیا و اهتمام زاید به منافع و لذت های آن. 4- ملیت گرایی در ادامه می نویسد: اندیشمندان اروپایی غلبه مادیگرایی تمدن یونان را تسلیم کرده اند و در کتابها و بحث های علمی شان آن را یاد آورد شده اند، اندیشمند آلمانی دکتر هاس «Hass» با عنوان «تمدن اروپایی چیست؟» سه مقاله در ژنو ارائه کرده است، این اندیشمند غربی بر این باور است که تمدن غرب از شرق متاثر نشده بلکه تمدن ممتازی است. خلاصه ای از مقاله اش را می آوریم: «تمدن یونانی محور تمدن کنونی غرب است. امر مهم در نزد آنان پرورش متناسب نیروهای انسانی بوده است و جسم زیبا و متناسب نزد آنان نمونه کامل شمرده می شده و مبنای این امر ارزشگزاری بیش از حد به محسوسات می باشد، بیشتر توجه شان به ورزش بدنی و بازیهای ورزشی و رقص و غیره بوده است و فرهنگ فکری شان شامل شعرخوانی، صورت گری، فلسفه، علوم طبیعی و فیزیکی بوده است و آن هم از محدوده خاصی تجاوز نمی کند تا تناسب پیشرفت ذهن همگام با جسم باشد و دین نیز از روحاینت معنوی خالی بوده است» (ابو االحسن علی حسنی ندوی، ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین) ص 237، دار ابن کثیر دمشق بیروت) این شیوه زندگی اثرات زیانباری بر جوامع شان گذاشت. چون لذت ها را حدی نیست و نفس انسانی هیچ گاه از لذت جویی و زیبایی پسندی سیر نمی شود لذا مشکلات عدیده و تاریکی های وحشت ناکی بر جامعه آنان حکمفرما بود. بعثت پیامبران الهی بارقه امیدی بود برای رهایی از قید و بند نفس و هوا خداوند عز وجل انبیاء را مبعوث گردانیده تا راه درست زیستن را به انسانها بیاموزند و راههای سعادت و کامیابی را برای انسانها روشن سازندو با جهت دهی مثبت علم و دانش برای مهار نفس انسانی شیوه های گوناگون را بیان داشتند. علامه ندوی در کتاب «النبوة و الانبیاء» می نویسد: پیامبران اهلی نه تنها مصدر معرف صحیح و علم یقینی هستند بلکه آنان نسلهای بشری را سرمایه دیگری نیز بخشیدند. سرمایه ای که مسبب اصلاح تمامی بشر و شکوفایی تمامی تمدن گردید. این سرمایه توان ایجاد کرد برای نا پسندی شر و محبت نیکویی، تمرد علیه نیروها و خاستگاههای شر، سرازیری به سویخیر و جهاد و در راه آن همین نیرو اساسی ترین و بزرگ ترین انگیزه تمامی جوانمردیها و نقش آفرینی های بشر بوده است و همواره وسایل و تابع اراده انسانی و عزم قوی بوده اند. تمامی امور بستگی دارد به خواست انسان و تمامی نیکیها بستگی دارد به این که انسان آن را بخواهد و سرچشمه این نیکیها همواره تعلیمات و داده های پیامبران بوده است، آنان بودند که در هر دورانی از دورانهای بعثت خویش در امت و نسلشان سرشت محبت خیر و ناپسندی شر، یاری حق و مبارزه با باطل و فساد را آبیاری کردند. و آنان بودند که هرگاه این سرشت رو به ضعف و رخوت می نهاد و سرشت انسانی به سرشت حیوانی و درندگی مبدل می گشت. چنان که خداوند حکایت آنان را در قرآن آورده است به معالجه آن پرداخته آن را به سرشت انسانی نرم و مهربان مبدل می کردند. و به برکت تعلیم زیبا، سعی و افر، گذشتن از خویشتن و لذت ها و در معرض خطر قرار دادن جان ها، توان و شرافت شان در میان این حیوانات بیابانی و درندگان وحشی، مردانی تربیت یافتند که جهان را با انفاس شان عطر آگین نمودند و زینت بخش تاریخ انسانی بوده در بزرگواری و درک بالا از فرشتگان پیشی گرفتند، انسانیت با آنان جان یافت، عدل برپا شد، ناتوان از توانا انصاف گرفت، گرگها به چوپانی گوسفندان رضایت دادند، رحمت عام شد محبت گسترش یافت، بازار خیر رواج یافت بازار بهشت نیز قائم گردید، نسیم های ایمان وزیدن گرفت، نفس انسانی از بند هوا و شهوت ها رهایی یافت و دل ها به سوی خیر مایل شدند چنان که آهن به سوی آهن ربا جذب می شود (النبوة و الانبیاء فی ضوء القرآن ص 30-29 دار القلم) جایگاه والای پیامبران در پرتو آیات از آنجایی که پیامبران بندگان برگزیده خداوند هستند در جای جای قرآن عظیم الشان با بهترین القاب و صفات به تبیین جایگاه بلند آنان پرداخته شده است در بسیاری موارد از آنان با لفظ «عباد» و «عبد» یعنی بنده که یکی از اوصاف نیک در بارگاه خداوندی است یاد کرده است چنان که درباره حضرت یوسف علیه السلام فرموده است:«انه من عبادنا المخلصین» (یوسف 24) و بسیاری از پیامبران خویشتن را با لفظ عبد معرفی کرده اند تا انسانهای دیگر نیز به آنها اقتدا نمایند و در بندگی خداوند و اطاعت از دستورات ایشان بکوشند. لفظ مومنین را نیز برای پیامبران بکار برده است چنان که خداوند عز وجل در سوره صافات برای هر یکی از پیامبران گذشته حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و هارون و حضرت الیاسین ارشاد فرموده است: «انه من عبادنا المومنین» (صافات، 81، 111، 122، 132) همچنین پیامبران الهی را با لفظ محسنین نیز یاد کرده است چنان که در همین سوره و سوره های دیگر برای پیامبران مذکور و غیره فرموده است: «انا کذلک نجزی المحسنین» (صافات 10، 105، 110، 110، 120، 130) بسیاری از پیامبران در قرآن کریم از صالحان شمرده اند به عنوان مثال خداوند عزوجل ارشاد فرموده است: «و زکریا و یحیی وعیسی و الیاس کل من الصالحین» (انعام: 85) و (نیز) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (هدایت کردیم) هر یک (از آنان) از صالحان بودند. و در باره برخی دیگر از پیامبران در جایی دیگر فرموده است: «و کلا جعلنا صالحین» (انبیاء: 72) در فرازی دیگر پیامبران را مخلصین نام برده است، در باره حضرت یوسف فرموده است: «انه من عبادنا المخلصین» (یوسف 24) و در باره حضرت موسی آمده است: «واذکر فی الکتاب موسی انه کان مخلصا و کان رسولا نبیا» (مریم: 51) و درجاهای مختلف پیامبران را با اوصاف زیبا و متنوعی یاد کرده است مانند: مجتبی مصطفی مقربان، اخیار، امناء، ناصحان، مرضی، صابران هدایت یافتگان اواب، وجیه؛ صدیق، مبارک، خلیل، سید و ... از خلال آیات مختلف و در پرتو چنین اوصاف بسیار زیبایی جایگاه بلند و والای پیامبران الهی جلوه گر است. فلسفه بعثت انبیاء علیهم الصلوة و السلام انسانها از آنجایی که سرشت و خوی اثر پذیری دارند و در برابر برخی جریانها منفعل شده اثرات گوناگونی می گیرند، بسا امکان آن می رود که بر اثر آسیب های محیطی و اجتماعی و نابرابریهای اخلاقی و عقیدتی از راه راست و شیوه عدل و انصاف بیرون روند فلسفه بعثت پیامبران را نیز همین نکاتی تشکیل می دهند که در واقع نقطه عطفی در تاریخ انسانیت و بشریت اند. پیامبران در وهله نخست رهنمود راه شوق و دوستی و در ثانی راهنمای انسانهای گم کرده راه هستند، انسانهایی که بطور عمد یا بنابر نا آگاهی و جهالت راه ضلال را بر می گزینند و حزب شیطان و انصار و اعوان او قرار می گیرند. پیامبران الهی ای ماموریت و مسئولیت راست و صراط مستقیم را برای مردم نشاندهی کنند در این مقام به برخی از فلسفه های بعثت انبیاء اشاره می شود: 1- راهنمایی انسانها در پرتو آیات قرآنی یکی از کارهای مهم پیامبران راهنمایی مردم بسوی خداوند عز وجل می باشد و در جای جای کلام الله به این امر تصریح شده است چنان که خداوند عز وجل در باره بسیاری از پیامبران همین امر را متذکر شده است. در مورد حضرت موسی علیه السلام فرموده است: «و اذ آتینا موسی الکتاب و الفرقان لعلکم تهتدون» (بقره 52) و هنگامی که به موسی کتاب (تورات) و فرقان (معجزه های جدا کننده حق از باطل) دادیم تا مگر راه یابید. و در جایی آمده است: «و یهدیهم الی صراط مستقیم» (مائدة 16) و آنان را به راه راست هدایت می کند. و در باره حضرت رسول صلی الله علیه وسلم ارشاد فرموده است: «و انک لتهدی الی صراط مستقیم» (شوری 52) و بی گمان تو به راه راست هدایت می کنی. در برخی موارد خداوند عز وجل به پیامبران این مسئولیت را عطا گردانیده است که انسانها را از تاریکی بیرون آورده به سوی راهنمایی روشنایی و نور رهنمون گردند و در واقع این امر نیز همان راهنمایی مردم به سوی سعادت می باشد. خداوند عز وجل ارشاد فرموده است: «یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه» (مائده 16) خداوند با آن کسی را که خشنودی او را بخواهد به راههای نجات هدایت می کند و آنان را به توفیق خود از تاریکیها به سوی نور بیرون می برد. «الم کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید» (ابراهیم 1) الف- لام- را. (این) کتابی است که آن را به تو فرو فرستاده ایم تا مردم را به حکم پروردگارشان از تاریکیها به روشنایی بر آوری. به سوی راه (خداوند) پیروزمند ستوده. این ارسال پیامبران و راهنمایی انسانها و توضیح و تبیین حق بدان جهت بود تا راه حق صاف و شفاف برای مردم بیان شود و دیگر حجتی برای آنان نماند که روز قیامت گویند ما را راهنمایی و پیشوایی در زمینه خدا شناسی نبوده است و بشارت دهنده و بیم دهنده ای به سوی ما نیامده است. خداوند عز و جل به همین نکته اشاره می کند: «رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجة بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما» (نساء 165) رسولانی مژده آور و بیم کننده تا برای مردم پس از ارسال رسولان بر خداوند حجتی (در میان) نماند و خداوند پیروزمند فرزانه است. «و ما اهلکنا من قریة الا لها منذرون- ذکری و ما کنا ظالمین» (شعراء: 209) و اهل هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه هشدار دهندگانی داشت. برای پند دادن و ستمکار نبودیم. 2- آموزش کتاب و حکمت یکی دیگر از فلسفه های بعثت پیامبران الهی این است که معلم باشند و محتوای کتابهای آسمانی را به مردم تعلیم دهند. در این راه از هیچ کوششی دریغ نکنند و انسانها را با کتاب خداوندی، فواید و ارزشهای دین آن آشنا گردانند. خداوند عز وجل نیز در جاهای مختلف قرآن عظیم الشان به این مهم اشاره نموده است. «ربنا و بعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمة» (بقره 129)پروردگارا و ازمیان آنان (آنچنان) رسولی از خودشان برانگیز که آیه هایت را برایشان می خواند و به آنان کتاب و حکم می آموزاند. «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون» (نحل: 44) وبه تو قرآن نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی آنچه را که بر آنان فرو فرستاده شده است و باشد که اندیشه کنند. همچنین سخنانی را که پیامبران از جانب خداوند بدان آگاهی دارند و انسانها آن را نمی دانند برای مردم بازگو کنند خداوند عز وجل فرموده است: «کما ارسلنا فیکم رسولا منکم ... و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون» (بقره 151) چنانکه در میان شما رسولانی از خودتان بر انگیختیم.... وآنچه را که نمی توانستید بدانید به شما آموزش می دهد. از این آیات مشخص می گردد که قرآن عظیم نسبت به علم و دانش و آگاهی بخشیدن به انسانها بویژه از جهان غیب نگرش مثبت و مناسبی دارد و با توجه به همین اصل است که حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمود : «انما بعثت معلما». تلاوت آیات یکی دیگر از فرازهای مهمی است که پیامبران بدان مامور و موظف می باشند، تا از این طریق راه کتابخوانی و جستجوی علم و دانش در میان ملت ها و انسانها باز شده این پدیده گسترش چشمگیری داشته باشد. «کما ارسلنا فیکم رسولا یتلو علیکم آیاتنا» (بقره: 151) چنانکه در میان شما رسولانی از خودتان بر انگیختیم که آیه های ما را به شما می خواند. از این آیت و آیات بیشمار دیگری از این قبیل ظاهر می گردد که محض تلاوت قرآن و کتابهای دیگر آسمانی وظیفه ای بس مهم و سترگ بوده، ارج و بهایی بس فراوان دارد. 3- تزکیه و درونکاوی یکی از فلسفه های مهم بعثت پیامران الهی آنست که زنگارهای جهل و گناه را از صفحه سینه های انسانها شستشو داده، آیینه قلب ها را با انوار معرفت الهی و محبت آن جلا بخشند تا راه ترقی و تعالی و عروج بسوی مکارم اخلاق و مدارج عالی برای آنان سهل و هموار گردد. خداوند عز وجل ارشاد فرموده است: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم» (جمعه 2) اوست کسی که در میان درس ناخواندگان رسولی از خود آنان بر انگیخت که آیاتش را بر آنان می خواند و آنان را تزکیه می کند. «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم» (ال عمران 164) براستی خداوند بر مومنان منت نهاد آنگاه که در میان آنان از خودشان رسولی بر انگیخت که آیاتش را بر آنان می خواند و پاکشان میدارد. 4- انذار و تبشیر بیم دادن از عذاب الهی و بشارت دادن، فلسفه ای دیگر از جمله فلسفه های بعثت پیامبران است، تا انسانها بدانند که فرجام نیکی ها و انجام عملکرد مثبت و منفی شان چه خواهد بود، خداوند عز و جل ارشاد فرموده است: «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعلمین نذیرا» (فرقان 1) خجسته است کسی که فرقان را برای بنده اش نازل کرد تا برای جهانیان هشدار دهنده باشد. و در موردی دیگر فرموده است: «و ما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین» (انعام 47) و ما رسولان را جز مژده آور و بیم دهنده نمی فرستیم. و در باره حضرت رسول صلی الله علیه وسلم نیز آمده است: «و ما ارسلناک الا مبشرا و نذیرا» (فرقان 56) و تو را جز مژده رسان و هشدار دهنده نفرستادیم. 5- دعوت ایمان و بندگی یکی از موارد مهم مسئولیت پیامبران دعوت دادن انسانها به سوی خداوند و باورهای دینی و عبادی می باشد، پیامبران ناگزیر با عمل و بیان راه خدا و خدا شناسی را برای مردم روشن گردانیدند تا حق طلبان بتوانند در پرتو انوار دین الهی به سعادت سرمدی و همیشگی برسند. «انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا لتومنوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه..» (فتح 9-8) ما تو را گواه و مژده آور و هشدار دهنده فرستادیم تا شما به خدا و رسول او ایمان آرید و دین او را یاری دهید و او را به بزرگی باور دارید. بندگی خداوند نیز محور اصلی خدا طلبی و رکن اساسی ایمان بشمار می رود تا خدا را بشناسند و بدو ایمان آرند و با عبادت و بندگی آن ذات بی همتا موجبات خشنودی اش را فراهم آورند، پیامبران الهی به تبلیغ این مهم نیز موظف بودند. «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدو الله» (نحل 36) و به یقین در (میان) هر امتی رسولی بر انگیختیم (با این دعوت که) خداوند را بندگی کنید. اهمیت این بعد از ابعاد دعوت پیامبران از آنجا نمایان می گردد که پیامبران خود نخستین عابدان و رهروان این راه بوده اند، خود با میل و رغبت و اشتیاق بیش از حد بندگی کرده اند و دیگران را نیز به این سو راهنمایی و ارشاد نموده اند. چنان که حضرت رسول صلی الله علیه وسلم چنان به عبادت خداوند عز وجل می پرداخت که پاهای مبارک ورم می کردند. حضرت مغیرة بن شعبه رضی الله عنه می گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم چنان عبادت و قیام می فرمود که پاهای مبارک متورم می شد. گفته شد: یا رسول الله! خداوند متعال تمام گذشته و آینده شما را عفو فرموده است. فرمود: «افلا اکون عبدا شکورا» (رواه البخاری و مسلم و الترمذی و النسائی) بنابر این دعوت پیامبران تاثیر شگفت انگیزی در انسانهای دیگر می گذاشت و آنان بطور کامل از عهده این کار بر می آمدند. 6- اصلاح جامعه بشری بعثت پیامبران در واقع درخشش نور ایمان و اصلاح و خاموشی فانوس فساد و نگون بختی است، مقصد انبیاء شورش علیه شیطان و شیطان صفتان و دعوت به سوی رحمان و کارهای پسندیده می باشد. در طول تاریخ بعثت پیامبران زمینه ساز رشد و تعالی انسانیت و طلیعه نوع دوستی و دوری از ناروایی های اخلاقی و عقیدتی بوده است، آنان سبب گردیدند تا انسانها راه بهروری و سعادت را باز یابند و به مقام بلند عبدیت و تقوا دست یابند. این اصلاحگران همیشه جاوید تاریخ برای این مهم شب و روز نمی شناختند و همواره در تلاش بودند تا انسانها را به صراط مستقیم رهنمون گردند. حضرت نوح علیه السلام فرموده است: «قال رب انی دعوت قومی لیلا و نهارا» (نوح 5) گفت: پروردگارا به راستی که من قوم خویش را شب و روز (به سوی فرمان تو) فراخواندم. پیامبران از جانب الله تعالی مامور بودند تا داوری میان مردم را در جهت خیر به عهده گیرند. خداوند عز وجل ارشاد فرموده است: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله» (نساء 105) ما کتاب را به راستی به تو نازل کرده ایم تا با آنچه خداوند به تو نمایانده است بین مردم حکم کنی. در زمینه های مختلف اگر اختلافات و منازعاتی داشته باشند، پیامبران که در واقع رحمتی از جانب پروردگارند در میان آنان داوری کرده اختلاف و دو دستگی را از میان بر می دارند. «و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه» (بقره: 213) و با آن کتاب آسمانی را به راستی فرو فرستاد تا در آنچه در آن اختلاف دارند میان مردم حکم کنند. خلاصه آن که دین حق بر تمامی ادیان غالب خواهد آمد، پیروان حق و حقیقت بر ایادی باطل پیروز می شوند و حزب رحمان در میدان مبارزه با حزب شیطان، از معرکه سرافراز بیرون خواهد آمد. این قانون طبیعی جهان است که هر گاه روشنی و نور آمد، تاریکی و ظلمت خود به خود از بین می رود و توانایی مقاومت را نخواهد داشت. خداوند عز وجل ارشاد فرموده است: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون» (توبه: 33) او کسی است که رسولش را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند و اگر چه مشرکان ناخوش دارند. در الموسوعة العربیة العالمیة آمده است: «بزرگترین ماموریتی که پیامبران بدان مکلف شدند، آشنا گردانیدن انسانها با خدای احد و واحد است و اینکه اوست خدایی که شریک ندارد، همتا و مددگاری ندارد، آسمانها و زمین و آفریننده هر چیز اوست زنده کننده و میراننده، و این امر را برای مردم بیان دارند که این زندگی دنیا فانی و محدود است و در روز رستاخیز (قیامت و روز جزا) مردم بنا بر کردارشان سزا داده می شوند، آنجا بهشت و دوزخی است و این دو محور زندگی جاویدان آخرت هستند. همچنین مسئولیت پیامبران آنست که زمین را از بت پرستی، نادانی، شرک، پرستش غیر پاک سازند و مردم را به سوی هدایت دستور و حکمت خداوندی رهنمون گردند.» (الموسوعة العربیة العالمیة 25/214) حضرت علامه سید ابو الحسن علی ندوی می نویسد: «یکی دیگر از ویژگیهای دعوت انبیاء علیهم السلام این است که آنان در تبلیغ رسالت شان و ارشاد امت ها از تعبیر هایی استفاده می کنند که با روح دعوت و رسالت شان هماهنگ باشد، آنان بدون ابهام و پیچیدگی، محتوای دعوت خود را اظهار می دارند و به سوی آخرت، قاطعانه فرا می خوانند و امت را به نعمت های بهشت تشویق می کنند و از عذابهای اخروی و حیات ابدی در جهنم بیم می دهند و به گونه ای از بهشت و نعمت های آن و دوزخ و مشقتهای آن سخن می گویند که گویی منظره آنها، جلوی چشم قرار دارد. آنان از مردم مطالبه ایمان بالغیب می کنند، آنان صریحا بر ایمان به خدا و صفات و افعال او و به فرشتگان و تقدیر (خوب و بد) و زندگی پس از مرگ دعوت کرده و از محبوس ماندن درچاه تاریک طبیعت باز می دارند و قاطعانه بدون کوچکترین تردید اعلام می نمایند که پاداش قبول دعوت آنان «بهشت برین» و خشنودی خداوند متعال است. (امام سید ابو الحسن ندوی، آیین زندگی ص 36، ترجمه مفتی محمد قاسم قاسمی، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام) خداوند عز وجل به پیامبران توفیق بخشید تا مردم را از گودالهای ضلالت و حیرت برهانند و به سوی سعادت دنیا و آخرت رهنمون گردند آنان از پس این رسالت سترگ موفق و پیروز بیرون آمدند و جهانی را به روشنایی و نور وصل کردند. به نقل از سنی انلاین
|