تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 509 | موضوع مرتبط: عمومی
احادیث ساختگی و شناخت آنها
احادیثی که در فصول گذشته به نقد آنها پرداختیم نمونه هایی بود از صدها حدیث نادرست و اخبار ساختگی که در جوامع حدیث گرد آمده است و آنچه در این کتاب آوردیم در برابر اخباری که از آنها یاد نکردیم مشتی نمونة خروار شمرده می شود. اکنون که به پایان سخن رسیده ایم لازمست برای آشنایی خوانندگان ارجمند، موازین و ضوابطی را خاطر نشان سازیم که در تشیخص احادیث ساختگی یا مغلوط نقش اساسی دارند. 1- نخستین میزان برای جداسازی احادیث صحیح از ناصحیح «قرآن کریم» است چرا که قرآن در آیات متعددی، خود را «فرقان» خوانده[1]. و فرقان که مصدر فرق یفرق است بمعنای «ما یفرق به بین الحق و الباطل» می آید یعنی چیزی که حق از باطل بدان جدا می شود. از همین رو بنا به گزارشی که آمده پیامبر بزرگوار اسلام -صلى الله علیه وسلم- ضمن خطبه ای به مسلمانان فرمود : «أیها الناس ما جائکم عنی یوافق کتاب الله فأنا قلته و ما جائکم یخالف کتاب الله فلم اقله».[2] «ای مردم! هر چه از من به شما رسید که با کتاب خدا سازگار بود، من آن را گفته ام و هر چه به شما رسید و با کتاب خدا سازگار نبود، من آن را نگفته ام». امامان اهل بیت -علیهم السلام- نیز بارها این گفتار پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- را تأیید نموده اند بطوریکه احادیث ایشان در این باره بلحاظ معنا، متواتر است چنانکه شیخ انصاری در کتاب «فرائد الأصول» بر تواتر معنوی احادیث مزبور، تصریح کرده است. بنابراین، هر حدیثی در درجة اول باید به قرآن مجید عرضه شود و با کلام الهی ارزیابی گردد. البته در فهم کتاب خدا لازمست از «اصول تفسیر» بهره گرفت و قواعدی را که برای درک زبان عرب مؤثر است از یاد نبرد و با شیوة سخن قرآن آشنا شد و به توجیه و تأویل بی دلیل روی نیاورد. ما در همین کتاب، بطور نمونه احادیثی را نشان دادیم که با کتاب خدا هماهنگی ندارند نظیر حدیث «جعلنا .... خزانه فی سمائه و ارضه»[3] که یادآور شدیم این جمله با آیة شریفة )قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّه([4] (انعام / 50) نمی سازد و گفتیم که در توجیه حدیث مذکور (و امثال آن) نباید پافشاری داشت زیرا اگر بنای کار را بر تأویل و توجیه بگذاریم، در آن صورت اساساً حدیثی ناسازگار با قرآن نخواهیم یافت! و معلوم نمی شود که رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- و ائمة هدی -علیهم السلام- آن همه سفارش را برای چه کس و بچه منظوری نموده اند؟! 2- دومین میزان برای تشخیص احادیث نادرست «سنت مسلم پیامبر -صلى الله علیه وسلم-» است به این معنا که اگر حدیث نادری در برابر آثار قطعی از سنت پیامبر -صلى الله علیه وسلم- قرار گیرد، حدیث مزبور را باید طرد کنیم چنانکه از امام صادق -علیه السلام- مروی است: «کل شیء مردود إلی الکتاب و السنة و کل حدیث لا یوافق کتاب الله فهو زخرف».[5] «هر چیزی به کتاب خدا و سنت رسول باید برگردانده شود و هر حدیثی که با کتاب خدا سازگار نباشد، باطل و ساختگی است». شاهد مثال روایتی است که دلالت دارد خطبههای نماز جمعه باید پس از نماز خوانده شود[6]! این روایت در برابر آثار قطعی که شیعه و سنی از رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- و امامان -علیه السلام- نقل کرده اند باطل و بیاعتبار است، آثار مزبور همگی دلالت دارند بر اینکه خطبه های نماز جمعه باید پیش از نماز خوانده شود. 3- سومین میزان «اجماع امت اسلامی» است یعنی هر حدیثی که با اجماع امت مخالف باشد، مردود شمرده می شود چنانکه أبو قره (از محدثان دورة عبّاسی) در بحث از رؤیت خداوند در دنیا» به امام رضا -علیه السلام- گفت : فتکذب الروایات؟ «آیا پس روایات را تکذیب میکنی؟» امام رضا پاسخ داد: «إذا کانت الروایات مخالفة للقرآن کذبتها و ما أجمع المسلمون علیه أنه لا یحاط به علما و لا تدرکه الأبصار و لیس کمثله شیء»[7] یعنی : «هنگامی که روایات با قرآن مخالف باشد، آنها را تکذیب میکنم و چیزی که مسلمین بر آن اجماع دارند اینست که احاطة علمی به خداوند ممکن نیست و دیدگان او را ادراک نمی کنند و هیچ چیزی همانند وی نیست» (در اینجا امام علاوه بر قرآن، اجماع مسلمین را نیز حجّت دانسته است). شاهد مثال روایتی است که می گوید هر کس جمعه ای بر او بگذرد و در آن مدّت، سورة «قل هو الله احد» را نخواند و سپس بمیرد، بر دین ابولهب مرده است![8] این حدیث به اجماع امّت اسلامی (از شیعه و سنی) باطل است زیرا خواندن سورة توحید – هر هفته یکبار – بر مسلمین واجب نیست تا چه رسد به آنکه تارکش بر دین ابولهب بمیرد! 4- چهارمین میزان برای تشخیص احادیث ساختگی «عقل» است. عقل یکی از ملاک های پر اهمیت در این راه بشمار می آید زیرا حقّانیّت اساس دین با عقل فهمیده می شود و اگر حجّیّت عقل بکلّی مورد انکار قرار گیرد، اثبات اصول دین ممکن نیست از این رو در قرآن مجید بارها به تعقّل سفارش شده و حتّی استدلالات عقلی در قرآن صورت پذیرفته است. در احادیث نبوی و آثار اهل بیت هم مکرّر از اهمیّت و حجّیّت عقل سخن بمیان آمده است. ابن سکّیت (یکی از أئمة ادب در دورة عبّاسی) از امام هادی -علیه السلام- پرسید : «فما الحجه علی الخلق الیوم»؟ یعنی : «امروز حجت بر مردم چیست؟ امام پاسخ داد: «العقل، یعرف به الصادق علی الله فیصدقه و الکاذب علی الله فیکذبه»![9] یعنی: «عقل است که بوسیلة آن هر کس بر خدا راست گوید شناخته می شود و تصدیق خواهد شد و هر کس بر خدا دروغ بندد نیز شناسایی می شود و تکذیب می گردد»! بنابراین، عقل اجازه دارد اخبار ضدّ عقلی و راویان آنها را تکذیب کند. شاهد مثال: خبری است که میگوید پیامبر خدا -صلى الله علیه وسلم- به یارانش فرمود: صبحگاهان ستاره ای از آسمان فرود میآید و در خانة یک تن از شما سقوط خواهد کرد. هر کس آن ستاره در خانه اش فرود آید، او وصیّ و جانشین و امام پس از من خواهد بود. سپس ستارة آسمانی در خانة علی بن ابی طالب -علیه السلام- فرود آمد.[10] عقل، این خبر را نمی پذیرد و راوی آن را تکذیب می کند زیرا می داند که کوچکترین ستارة آسمانی در تمام عربستان جای نمی گیرد تا چه رسد به خانة علی -علیه السلام-! در اینجا باید یادآور شد که مراد از حجّیّت عقل، حجّیّت «عقل طبیعی» است که دارای احکام روشن می باشد نه آراء پیچیدة عقلی که «عقل اکتسابی» نامیده می شود و مورد اختلاف عقلا قرار دارد. 5- پنجمین میزان برای تمییز احادیث ساختگی «علوم قطعی تجربی» است (نه تئوری های اثبات نشده)! زیرا قرآن مجید، آثار علمی را حجّت شمرده و به کافران فرموده است: )اِئْتُونِی بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ(. (احقاف / 4) ««بگو» کتابی پیش از این یا اثری علمی برای من آورید (که مدعای شما را به اثبات رسانند) اگر راست می گویید». شاهد مثال: روایتی است که میگوید: روز جمعه کوتاه ترین روزها است زیرا در روزهای دیگر، خورشید متوقّف می شود تا ارواح مشرکان در برابر آن، شکنجه شوند ولی در روز جمعه خورشید از حرکت باز نمی ماند و از اینرو روز جمعه کوتاه تر از دیگر ایام است![11] این روایت با تجربة علمی مخالف است زیرا با اندازهگیری های دقیق معلوم شده که روز جمعه کوتاه ترین ایام نیست و بعلاوه به اثبات رسیده که گذشتن خورشید از افقها در روزهای غیر جمعه، توقف بردار نیست (صرفنظر از اینکه گذشتن خورشید را از افق، نتیجة حرکت زمین می دانند نه خورشید). 6- ششمین میزان برای تعیین احادیث باطل، مخالفت آنها با «تاریخ صحیح» است. شاهد مثال : روایتی است که می گوید روز عرفه پس از تولد علی -علیه السلام- نامگذاری شد زیرا در آن روز، علی -علیه السلام- پیامبر خدا -صلى الله علیه وسلم- را شناخت[12]! با آنکه نزد مورّخان از مسلمات تاریخی است که عرفه پیش از تولد علی -علیه السلام- نامگذاری شده بود و در میان عرب شهرت داشت. 7- هفتمین میزان برای شناخت احادیث دروغین «تعارض دو حدیث با یکدیگر» است که قطعاً هر دو نمی توانند درست باشند. شاهد مثال: روایتی است که بر لزوم وضوء بهمراه غسل جمعه دلالت دارد و روایتی که وضوء را با غسل جمعه، لازم نمیشمارد![13] 8- هشتمین میزان برای شناخت احادیث نادرست «وعدة ثوابهای مبالغهآمیز برای عملی آسان» است. شاهد مثال : روایتی است که دلالت دارد هر کس فلان نماز را بخواند، خداوند ثواب دوازده هزار شهید را به او می دهد![14] 9- نهمین میزان برای تمییز احادیث دروغین «جرأت بخشیدن مردم، به گناهکاری» است. شاهد مثال : حدیثی است که می گوید : هر کس فلان درود را بر محمد و آلش -صلى الله علیه وسلم- بفرستد تا یک سال گناهان او نوشته نمی شود![15] 10- دهمین میزان برای تشخیص احادیث ساختگی، اموری است که امام علی بن موسی الرضا -علیه السلام- آنها را بدینصورت توصیف نموده اند: «إن مخالفینا وضعوا أخبارا فی فضائلنا و جعلوها علی ثلاثه أقسام، أحدها الغلو و ثانیها التقصیر فی أمرنا و ثالثها التصریح بمثالب أعدائنا فإذا سمع الناس الغلو فینا کفروا شیعتنا و نسبوهم إلی القول بربوبیتنا و إذا سمعوا التقصیر اعتقدوه فینا و إذا سمعوا مثالب أعدائنا بأسمائهم ثلبونا بأسمائنا و قد قال الله عزوجل : (وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ)».[16] یعنی : «مخالفان ما اخباری را در فضائل ما ساخته اند و آنها را بر سه بخش کرده اند: یکی احادیث غلوآمیز. دوّم احادیثی که ضمن آنها در حقّ ما تقصیر و کوتاهی شده است. سوّم احادیثی که در آنها به عیوب دشمنان ما تصریح کرده اند. پس همین که مردم روایات غلوآمیز را دربارة ما می شنوند، پیروان ما را تکفیر می کنند و به آنها نسبت می دهند که مقام خدایی برای ما قائلند. و چون تقصیرها و کوتاهی هایی را که در حقّ ما روا داشتهاند می شنوند، به آنها عقیده پیدا می کنند و هنگامی که عیوب دشمنان ما را با نام و نشان آنها، از قول ما می شنوند با نام و نشان به ما ناسزا می گویند! با اینکه خدای تعالی (در قرآن کریم) فرموده است : غیر خدا را – که مشرکان می خوانند – ناسزا مگویید زیرا ایشان نیز از راه تجاوز و نادانی به خدا ناسزا خواهند گفت». و همچنین امام علیّ بن موسی الرضا -علیه السلام- به حسین بن خالد فرموده است : «یا بن خالد انما وضع الاخبار عنا فی التشبیه و الجبر الغلاه»![17] یعنی : «ای پسر خالد، غالیان از قول ما، اخباری را دربارة تشبیه (خدا به خلق) و عقیدة به جبر، جعل کردهاند»! در پایان کتاب از خداوند متعال درخواست می کنیم که با توفیق روز افزون به علمای روشنگر و دلسوز، فرهنگ مسلمانان را از گزند احادیث دروغین و خرافات ساختگی پاک فرماید. «بمنه و کرمه و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین»
[1]. به آیات 185 / بقره و 4 / آل عمران و 1 / فرقان نگاه کنید. [2]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 69. [3]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 144. [4]. الانعام / 50. [5]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 69. [6]. من لا یحضره الفقیه، ج 1، صص 432-433. [7]. الاصول من الکافی، ج 1، ص 96. [8]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 510. [9]. الاصول من الکافی، ج 1، ص 25. [10]. الصافی فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 17 ببعد. [11]. مصباح المتهجد، ص 205. [12]. بحار الأنوار، ج 35، ص 38. [13]. وسائل الشیعة، ج 1، ص 514 و همان کتاب، ج 1، ص 513. [14]. إقبال الأعمال، 193. [15]. مفاتیح الجنان، 49. [16]. عیون اخبار الرضا، ص 169. [17]. عیون اخبار الرضا، ص 82.
|