تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 506 | موضوع مرتبط: عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم ((سنت)) در زمان خلافت فاروقی محمد سلیم آزاد حضرت ((عمر فاروق)) -رضی الله عنه-، فعالیت های خلیفه ی اول را با جدیت و شدت بیشتر دنبال نمود و در این راه از طبع سرسخت و پر ابهت خویش بهره می گرفت و به قوانینی كه ((ابوبكر)) در حفظ و نقل و روایت حدیث وضع نموده بود، نظم و استحكام بخشید. نمونه هایی از شدت عمل ((فاروق)) در حفظ ((سنت))
((عمر)) -رضی الله عنه-، برای حمایت از ((سنت)) محدودیت های بسیاری در میان صحابه -رضی الله عنهم- در امر روایت ایجاد نمود و راههایی را كه ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- با ملایمت و نرمی طی كرده بود، با سختگیری و تشدد هر چه بیشتر دنبال كرد. به نمونه هایی از برخورد ((عمر)) -رضی الله عنه- با مسائلی مشابه آنچه كه برای ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- پیش آمده بود، توجه كنید:
الف_ ((ابوسعید)) -رضی الله عنه- نقل می كند: ((ابوموسی)) -رضی الله عنه- به ((عمر)) -رضی الله عنه- از پشت دروازه سه مرتبه سلام داد. اما از داخل اجازه ای برایش صادر نشد و برگشت. ((عمر)) یكی را به دنبالش فرستاد. وقتی كه آمد، از او پرسید: ((برای چه برگشتی؟)) گفت: از رسول الله -صلی الله علیه وسلم- شنیده ام كه فرمود: ((هرگاه یك نفر از شما سه بار سلام داد و جوابی نشنید، باید برگردد.)) ((عمر)) گفت: ((باید بر این گفته ات گواه بیاوری و گرنه مجازات می كنم.)) ((ابوسعید)) می گوید: ما نشسته بودیم و ((ابوموسی)) با رنگ پریده نزد ما آمد. از او پرسیدم ماجرا چیست؟ او قصه را تعریف كرد و گفت: ((آیا از میان شما كسی این حدیث را شنیده است؟)) گفتم: ((همه ی ما این را شنیده ایم.)) آنگاه یكی از آنها را نزد ((عمر)) فرستادند و بر آنچه كه ((ابوموسی)) روایت كرده بود، گواه شد[1]. می گویند، ((ابی بن كعب)) -رضی الله عنه- نزد ((عمر)) رفت و چنین گلایه سر داد: ((ای پسر خطاب! (خداوند تو را امیر مسلمین قرار داده است)، بر اصحاب نبی -صلی الله علیه وسلم-، مایه ی عذاب نباش!)) ((عمر)) از طرز برداشت ((ابی)) به شگفت آمد و دو بار ((سبحان الله)) بر زبان راند و گفت: ((چیزی شنیدم و دوست داشتم به پایه ی ثبوت برسد.))[2]
ب_ یك بار با اصحاب -رضی الله عنهم-، در مورد حكم اقساط جنین دیگری به طور عمد، مشاوره نمود. ((مغیره)) كه در آن جلسه حضور داشت، گفت: رسول الله -صلی الله علیه وسلم- در این گونه موارد، به یك ((غره))[3] قضاوت نموده است. ((عمر)) گفت: ((اگر راست می گویی، كسی را پیدا كن تا سخنت را گواهی نماید!)) یكی از اصحاب بنام ((محمد بن مسلمه))، به گفته ی ((مغیره)) شهادت داد[4]. حضرت ((عمر)) -رضی الله عنه- دوست داشت، احادیث پیامبر -صلی الله علیه وسلم- به هر طریق ممكنی كه باشد، موكد گردد و در آن احتمال كوچكترین خطا و اشتباهی نباشد. به همین دلیل، هر از چند گاه، از روایان گواه (و در اصطلاح علم حدیث، ((متابع))می طلبید. مسلم است، خبری كه دو نفر معتمد علیه آن را روایت كرده باشند، از خبر یك نفر، به مراتب قویتر و ارجح است[5]. اضافه بر این، با طلب گواه بر صحت مرویات، هیچكس جرات تراشیدن حدیث از خود را نخواهد داشت و نیز با این عمل، میزان حفظ راوی مشخص می گردد[6].
ج_ ((حافظ ذهبی)) در كتابش ((تذكره الحفاظ)) روایتی می آورد حاوی این مطلب كه، ((عمر)) سه تن از صحابه ی مكثرین را كه عبارت بودند از: ((ابن مسعود)) و ((ابو درداء)) و ((ابو مسعود انصاری)) رضی الله عنهم، به خاطر روایت بیش از اندازه ی حدیث، حبس نمود[7]. اگر این موضوع صحت داشته باشد،[8] پس درسی است از فاروق برای تمام شعبه ها، درباره ی احتیاط در اصول تشریع و بیداری و دقت كامل در روایت حدیث، (تحملاً و اداءً)[9]. حضرت ((عمر)) -رضی الله عنه-، با بكار بستن روشهای جدی در كم كردن نقل و روایت حدیث، موجب گردید كه ((حدیث)) در محدوده مطمئنی قرار گیرد و از آزادیهای نگران كننده ای كه قبل از آن در روایت وجود داشت، كاسته شده و تبدیل به پدیده ای منظم و تا اندازه ای تدوین یافته گردد. و در نتیجه ی آن، در دوره های بعدی صحابه -رضی الله عنهم- توانستند با اطمینان خاطر بیشتری احادیث پیامبر -صلی الله علیه وسلم- را برای مردم روایت نمایند. ناگفته نماند كه زمینه برای اعمال دستورهای به ظاهر شدید ((عمر)) در امر حفاظت از ((سنت))، كاملاً فراهم بود و مسلمین بنابر اعتقاد راسخی كه به ژرف بینی و دور اندیشی ((عمر)) در كارها داشتند، با جان و دل به فرامینش گوش می كردند و در صورت لزوم از همكاری با وی دریغ نمی ورزیدند. بسیاری از صحابه مكثرین در زمان ((عمر)) از تكثیر روایت دست برداشته و اجازه داده بودند تا او تدابیر مخصوصش را در حمایت از ((سنت)) پیاده نماید. ((ابوهریره)) -رضی الله عنه- از میان صحابه -رضی الله عنهم-، بیشترین تعداد احادیث را روایت كرده است اما در زمان ((عمر))، با افكار ((عمر)) هماهنگ شده و زیاد روایت نمی كرد. ((ابوسلمه)) از او پرسید: ((آیا در زمان عمر، مثل امروز حدیث می گفتی؟)) گفت: اگر در زمان عمر مثل حالا كه به شما حدیث می گویم، روایت می كردم، مرا با تازیانه اش می زد.))[10].
[1] ((تذكره الحفاظ))، ج: 1، ص: 6. [2] ((تدوین حدیث))، ذیل صفحه ی 291. [3] ((غره)) در اصطلاح به غلامی می گویند كه آن را به قیمت زیاد می فروشند. یعنی اگر یكی جنین دیگری را عمداً سقط كرد، یك غلام كه قیمت مناسب دارد، و یا معادل قیمت آن را به او بدهد. [4] ((تذكره الحفاظ))، ج: 1. [5] همان كتاب، ص: 6. [6] ((مزیل الغواشی))، ص: 330. [7] ((تذكره الحفاظ))، ج: 1، ص: 7. [8] علامه ((ابن حزم)) در كتاب ((الاحكام)) بر راویان این گونه احادیث جرح كرده و روایاتشان را مشكوك و مشتبه قرار داده است. (تدوین حدیث، ذیل صفحه ی 339). [9] زرقانی، ((مناهل العرفان))، ج: 1، ص: 326. [10] ((تذكره الحفاظ))، ج: 1، ص: 7. فواید تقلیل روایت
ممانعت از تكثیر روایت حدیث، با توجه به تاثیرات مثبتی كه در حفظ ((سنت)) به دنبال داشت، بسیار مورد توجه صحابه -رضی الله عنهم- و بالاخص حضرت ((عمر)) -رضی الله عنه- بود و در اجرای آن كوششهای بلیغ نمودند. حضرت ((عمر)) توانست با عمومی ساختن این فرمان، ((سنت)) را در یك مسیر آرام قرار دهد و آن را كاملاً تحت نظارت خویش و دانشمندان صحابه -رضی الله عنهم- در آورد. فوایدی كه ((تقلیل روایت)) مرتب ساخت، به قرار زیر بود: 1- یكی دیگر از موانع بزرگ سر راه منافقین بود و نگذاشت، آنان احادیث دروغین را شامل احادیث صحیحه گردانند. 2- طبیعی است آنكه زیاد روایت می كند، در گفتارش احتمال وجود خطا باقیست. بر خلاف او، آن كه كم روایت می كند، در امر محفوظ نگهداشتن عین حدیث، موفقتر است. بر این مبنا، قلت روایت، صحت احادیث را به ارمغان آورد. 3- كسانی وجود داشتند كه قادر نبودند ((قرآن)) را به نحو احسن تلاوت نمایند و اندیشه می رفت كه مشغول شدن آنها به چیزی دیگر، مثلاً حدیث، عاملی برای باز آمدنشان از قرائت ((قرآن)) گردد. ((تقلیل روایت)) این اندیشه را برطرف ساخت. این اقدام مهم كه اساس آن را ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- نهاده بود و ((عمر)) -رضی الله عنه- به آن نظم و رونقی خاص بخشید، آن قدر مورد توجه و قبول صحابه -رضی الله عنهم- واقع شد كه عده بسیاری از آنان تا زنده بودند، جز در موارد معدودی روایت نكردند. به همین خاطر است كه اصحاب جلیل القدری چون ((عبدالله بن عباس))، ((ابوعبیده))، ((عبدالله بن زبیر))، ((عمران بن حصین)) و . . . با وجود كثرت سماع، بسیار كم روایت نموده اند. یكی از دلایل قلت روایت ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- را نیز، همین نكته گفته اند. ((سعید بن زید)) -رضی الله عنه- _ یكی از مبشرین دهگانه به بهشت (عشره مبشره) _ نیز قلیل الروایت بود. هنگامی كه ((عبدالله)) از پدر خویش، ((زبیر)) -رضی الله عنه-، علت كمی روایتش را پرسید، چنین فرمود: هر كه بر من افترا نماید، خانه اش را در دوزخ بنا سازد))[1]. به همین صورت، هرگاه از ((زید بن ارقم)) -رضی الله عنه- درخواست بیان حدیث می شد، می گفت: ((ما دیگر پیر شده ایم و احادیث از یادمان رفته است. بیان حدیث پیامبر -صلی الله علیه وسلم- كاری سهل و معمولی نیست))[2]. امام ((شعبی)) می گوید: ((یك سال تمام هم نشین ((عبدالله بن عمر)) -رضی الله عنهما- بودم، اما از او حدیثی نشنیدم))[3]. ((اسامه بن زید)) می گوید: ((با سعید بن مالك -رضی الله عنه- تا مدینه همسفر بودم. در طول این سفر یك حدیث هم برایم روایت نكرد))[4]. اینها و دهها نمونه ی دیگر از این قبیل احتیاط و حزم، ناشی از ترس خطا در روایت حدیث بود كه، زیاده گویی می توانست در پی داشته باشد.
[1] ابو زهره، ((الحدیث و المحدثون)). [2] همان كتاب. [3] همان كتاب. [4] همان كتاب. یك استدلال پوچ
برخی از مبتدعین و دشمنان اسلام، تشدد ((عمر)) -رضی الله عنه- را كوششی جهت نابود ساختن ((سنت)) پیامبر -صلی الله علیه وسلم-، ذخیره مهم اسلام، دانسته اند و خدا می داند چقدر در این باره داد سخن داده اند. كسی كه با شخصیت حضرت ((عمر)) -رضی الله عنه- آشنایی داشته باشد، بخوبی در خواهد یافت كه سختگیری و تشدد در كارها، یكی از خصایل ذاتی او به شمار می رفت و این خصلت، جزیی لاینفك از طبع او بود. شدت عمل ((عمر)) كه بهتر است آن را در حق او ((قاطعیت)) بنامیم، در هر شعبه ای از شعبه های دینی و دنیوی با وی همراه بود. با این فرق كه در امر دین میزانی به مراتب بالاتر می یافت و در این مورد جای بحث نیست، چون رسول اكرم -صلی الله علیه وسلم- این خصلت وی را ستوده و وسیله ای برای پیشبرد اهداف اسلامی معرفی كرده است. آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- در ستایش این موارد اخلاقی ((عمر)) می فرماید: ((اشدهم فی امر الله عمر))[1] یعنی در میان امت من، ((عمر)) در اجرای اوامر دینی از همه شدیدتر است. ((حدیث)) یكی از بزرگترین سرمایه های اسلام و دومین مصدر تشریع پس از ((قرآن)) به شمار می رفت. پس كاملاً امری منتظره بود كه ((عمر)) در حفظ و بقای آن، آنچه در توان دارد، بكار برد. كسانی كه این شیوه ی عملكرد ((عمر)) را، مبنی بر دشمنی او با حدیث پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می دانستند، خود از گروهی بودند كه دوست داشتند دست به ((حدیث سازی)) بزنند، اما برخوردهای قاطعانه و رعب آمیز ((عمر))، آنان را از این كار باز می داشت و به ناچار علیه او دهان به انتقاد و عیب جویی گشادند. به نظر ما، برای بی اساس دانستن این عقیده كافیست بدانیم كه خود حضرت ((عمر فاروق)) از راویان احادیث پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بوده است و این در حالی بود كه مقام خلافت و نفوذ او در اعماق قلوب مسلمین، میزان پذیرش روایات او را در سطح بسیار بالایی كشیده بود. و مسلماً خودش این مطلب را می دانست و اگر ادعای مزبور صحت داشته باشد، می بایست ((عمر)) لب به حدیث گویی نگشاید و با اینكار رشته هایش را پنبه نكند! با خدماتی شایانی كه ((عمر)) در به اتمام رساندن اهداف ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- ارائه داده بود، و اقداماتی تازه و مفید كه خود در حمایت و حفظ و نگهداری ((سنت)) ابداع كرده بود، كوچكترین دستاویزی برای مطرح ساختن این انتقاد، باقی نمی ماند.
[1] سنن ترمذی، به روایت انس بن مالك -رضی الله عنه-. اقدامات حضرت ((عمر)) -رضی الله عنه-
خلیفه ی دوم علاوه بر تكمیل شیوه های حضرت ((ابوبكر)) -رضی الله عنه، توانست به ایجاد پاره ای دیگر از راه حلهای جدید اقدام نماید. در اینجا خوانندگان را با این اقدامات در خور توجه آن حضرت -رضی الله عنه- آشنا می سازم:
1- پایه ریزی ((تثبت)) در نقل احادیث ((عمر)) -رضی الله عنه-، اولین كسی است كه تثبت در نقل را برای محدثین پایه گذاری كرد[1]. چنانكه قبلاً متذكر شدیم، ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- در قبول احادیث، اولین كسی بود كه احتیاط و دقت را بكار بست، اما به سبب كوتاهی عمر _ در مدت خلافت _ و دچار شدن با مشكلات عدیده ی عظیم و فراگیر، نتوانست آن را تثبیت نماید و در یك سطح عمومی قرار دهد. اما ((عمر)) -رضی الله عنه- آن را وظیفه ای بر دوش محدثین نهاد و از آن به بعد درسی برای همه ی محدثین شد و در سایه ی آن توانستند به راحتی مقدمات تدوین حدیث را فراهم آورند. ((مناظره احسن گیلانی)) می نویسد: ((پایه گذاری بنیان تدوین حدیث از ((ابوبكر)) -رضی الله عنه- بود و ((عمر)) -رضی الله عنه- به پایه های آن استحكام و استواری بخشید))[2].
2- ارسال صحابه -رضی الله عنهم- به آفاق برای تعلیم ((سنت)) با فراتر رفتن قلمرو اسلامی در نتیجه ی فتوحات همه جانبه، احتیاج به تبلیغ آموزشهای اسلامی به اطراف و اكناف محدوده بزرگ اسلام پیدا شد. ((عمر)) برای برآوردن این نیاز شدید، دامنه ی فعالیتهایش را گسترش داد و عده ای از صحابه -رضی الله عنهم- را به همراهی وفود به هر جانب گسیل داشت تا در مناطق معین شده، به ترویج تعالیم قرآن و ((سنت)) بپردازند. شاه ((ولی الله)) دهلوی، این اقدام را یك از كارهای مشترك دو خلیفه _ اول و دوم _ گفته است و می نویسد: ((. . . و بر این اكتفاء ننموده اند و صحابه را در آفاق فرستاده اند و ایشان را طریق روایت آموخته اند و به روایت حدیث تحریض نموده اند و قوم را بر اخذ از ایشان حمل كرده اند، آنگاه تعهد ایشان نموده اند و روایات ایشان را در محك امتحان آورده اند، آنگاه ترتیب سنت بر كتاب چون: تخصیص عام كتاب به خاص سنت و حل متشابه ی كتاب به محكم سنت و مانند آن تعلیم فرموده اند))[3]. در یكی دیگر از كتابهایش در مورد وساطت ((عمر)) ما بین پیامبر و امت، چنین می نویسد: ((توسط فاروق اعظم در میان آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- و امت او در تبلیغ حدیث پس به وجهی واقع شد كه زیاده از آن متصور نباشد))[4]. ((فاروق اعظم)) -رضی الله عنه-، ((عباده بن صامت)) و ((ابو درداء)) را به همراهی جمعی به شام روانه كرد. و نیز ((عبدالله بن مسعود)) را در راس گروهی به سوی كوفه اعزام كرد. دو صحابه ی دیگر به نام های ((عبدالله بن مغفل)) و ((عمران بن حصین)) را به بصره فرستاد. وقتی كه ((ابو موسى)) به بصره رسید، به مردم گفت: ((مرا عمر به سوی شما فرستاده است، تا كتاب خدا و سنت نبی تان را به شما یاد بدهم و راه برای شما صاف نمایم))[5]. ((عمر)) -رضی الله عنه- تا زنده بود، پیوسته به استانداران و ماموران تبلیغی خویش، وصیت می كرد تا مرتبه و اهمیت ((سنت)) را پیش روی خود داشته باشند و مطابق با دستورات آن رفتار نمایند. نامه ی او به ((شریح)) _ قاضی كوفه _ در این باب مشهور است.
3- تشویق به نوشتن احادیث دستور او به كتابت حدیث، نمایانگر توجه ی مخصوص او به تدوین سنت بود. او می خواست، صحابه -رضی الله عنهم- احادیث را به رشته ی تحریر در آوردند تا تضمین سلامتی آن با كتابت افزایش یابد و مانند قرآن محدوده و مرزی معین و خدشه ناپذیر داشته باشد. برای تحریك مسلمین به این كار، مرتب آنها را با تكرار جمله ی ((قیدوا العلم بالكتاب))[6]، ترغیب و آماده می نمود. خلیفه ی دوم، خودش نیز به فكر نوشتن تمام احادیث افتاد. اما بنابر مصلحتی از این تصمیم منصرف گشت. (اندكی بعد ماجرای این تصمیم و علت انصراف از آن را، یادآور می شویم.)
4- مبارزه با ((رای)) در مقابل ((حدیث)) توسل به ((رای))، یكی از راههای هجوم دشمنان به منابع اسلامی می باشد و ((عمر)) كاملاً از مضار این پدیده ی شوم آگاهی داشت و در موارد متعدد، مسلمین را از نزدیكی به آن بر حذر می داشت. حمایت از ((سنت)) بدون دفاع در مقابل آفات ((رای)) ناقص می ماند. بنابراین، ((عمر)) مردم را به دشمنی ((اصحاب رای)) علیه ((سنت)) باخبر می ساخت و با افشای اهداف شیطانی شان، نقشه هایشان را نقش بر آب می كرد. او می گفت: ((ای مسلمانان! مواظب باشید كه اصحاب رای دشمن سنن هستند. حفظ احادیث بر ایشان مشكل شد، به رای فتوا دادند و با اینكار هم خودشان گمراه شدند و هم دیگران را در وادی ظلالت افكندند. بدانید كه ما مقتدی پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بوده و آغازگر هیچ چیزی نیستیم و همیشه متبع خواهیم ماند نه مبتدع. تا وقتی كه بر منهاج سنت هستیم، گمراه نخواهیم شد))[7].
5- مبارزه با جویندگان شبهات قرآنی
|