مذمت دروغ مولوی رضا رخشانی كسی را كه گردد زبان دروغ چراغ دلش را نباشد فروغ ‹سعدی› یكی از بازوهای پرتوان وفتنه انگیز زبان كذب ودروغ است .این اخلاق رذیله جلوی خود سازی را می گیردومنشا بسیاری از صفات زشت در انسان وموجب تباهی كانون خانواده ونابودی جامعه بشری است.اگر مؤسسات اقتصادی تنها در معرفی یكی از فراورده های خود متوسل به دروغ شوند،مردم نسبت به بهترین محصولات وكالاهای آنان بدبین خواهند شد... اگر زمامداران ورجال حكومتی دروغ بگویند،مردم به وعده های آنان،به دعوتها واعلام خطرهای آنان اعتنایی نخواهند كرد ودر نتیجه از پشتیبانی عظیم ملت محروم خواهند شد.
اگر در محیطهای علمی دروغ رایج گردد،دانشمندان وپژوهشگران به تحقیقات وگفته های یكدیگر اعتماد نخواهند كرد. آری ! صفت زشت دروغ ،ضد صداقت،راستی ،درستی وپاكی است.وقتی جامعه بشری صفت زیبای صداقت وراستی را رها نمود واز آن فاصله گرفت،قطعاً گرفتار بلای خانمانسوز دروغ ونفاق می شود كه ثمره آن جز ضرر وزیان در دنیا وآخرت چیزی دیگر نخواهد بود.زندگیدر فضایی كه دروغگویی در آن رایج شده واعتماد واطمینان مردم از یكدیگر سلب گردید.،بسیار تلخ، سخت وطاقت فرساستدروغ،خلاف فطرت انسان است واو را از درستی ودرستكاری به نادرستی وتباهكاری می كشاند وحتی به صورت یك بیماری سرایت كننده ،از پدر به فرزند ،از معلم به شاگرد،از خریدار به فروشنده بطور كلی از هر یك از افراد جامعه به فرد دیگر سرایت می كند وفطرت انسانها را از سرشت اولیه شان منحرف ودور می سازد. دروغ سرچشمه نفاق است،زیرا صدق هماهنگی زبان ودل ودروغ ناهماهنگی این دو است،واز اینجا تفاوت ظاهر وباطن انسان شروع می شود ودروغگو تدریجاً بسوی نفاق كامل پیش می رود.
قرآن مجید به این حقیقت اشاره ،می فرماید : «فأعقبهم نفاقاً فی قلوبهم إلی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه وبما كانوا یكذبون»‹التوبه:77 › خداوند نفاق را در دلهایشان پدیدار وپایدار ساخت تا آن روزی كه خدا را در آن ملاقات می كنند،این به خاطر آن است كه پیمان خدا را شكستند وهمچنین دروغ گفتند. دروغ ابزار بسیاری از گناهان است،افراد متقلب ومزور،دزد و خاین،كم فروش ومحتكر ،شیاد وپیمان شكن بدون دروغ دست پایشان بسته می شود وكارشان به بن بست می كشد. علل وانگیزه های دروغ 1- بی ایمانی؛ یكی از علل های دروغگویی بی ایمانی انسان نسبت به اصول دین اسلام است زیرا هر كسی كه به اصول اسلام عقیده داشته باشد،هر گز نمی تواند دروغ بگوید،خداوند می فرماید:«إنما یفتری الكذب الذین لایؤمنون بایات الله » ‹النحل:105 › ترجمه :تنها وتنها كسانی دروغ می بندند كه به آیات خدا ایمان نداشته باشند. 2- جلوگیری از رسوائی ؛بعضی از افراد كار خلاف ونادرست انجام می دهند وبرای جلوگیری از كیفر ومجازات رسواییمتوسل به دروغ می شوند وخود را افرادی پاك ومتعهد جلوه می دهند. 3-اظهار فضل وكمال؛ گاهی انسان برای آنكه خود را بیش از آنجه هست بنمایاند واظهار علم واطلاع كند در مسائل مختلف علمی وتاریخی وامثال آن دروغ می گوید.
4-سود جویی ؛انسان فطرتاً مخلوقی است ومنفعت طلب واز زیان وضرر گریزان است وپیوسته می كوشد درصدد كسب منافع باشد واز چیزهایی كه موجب ضرر وزیان اوست پرهیز كند لذا بخاطر علاقه شدید به مال وجاه ومقام وشهوات دیگری زبان دروغ می گشاید واز این وسیله نامشروع برای تأمین مقصود خود كمك می گیرد. 5-حب وبغضهای افراطی ؛گاهی تعصبهای شدید وحب وبغضهای افراطی سبب می شود كه انسان به نفع كسی كه مورد علاقه اوست یا به زیان كسی كه مورد نفرت وكینه او می باشد بر خلاف واقع سخن بگوید. 6- شخصیت طلبی؛ سرشت انسان شخصیت طلب است لذا همیشه تلاش می كند از هر راهی كه شده به هدف خویش برسد وبسیای از افراد نادان گمان می كنند با دروغگویی می توان عزت وشخصیتی برای خود كسب نموده بنابراین كارهای زشت ونا مطلوب خود را انكار می نمایند. 7- احساس كمبود شخصیت؛یكی دیگر از عوامل مهم دروغگویی احساس كمبود شخصیت وعقده حقارت است كسانی كه گرفتار چنین عقده ای هستند سعی می كنند با انواع دروغها ولاف وگزافها،حقارتی را كه در خود احساس می نمایند جبران كنند. پس در حقیقت تمام این عوامل كه ریشه دروغ را تشكیل می دهند از كمبود شخصیت وناتوانی روح واز همه مهمتر ضعف ایمان ناشی می گردد.
دروغ منافی ایمان انسا نمؤمن به مقتضای ایمان وفطرت درونی به خود اجازه متوسل شدن به دروغ را نمی دهد ممكن است معایب وضعفهای دیگری داشته باشد ولی عادت كردن به كذب ودروغ از خصلتهای بارز منافقان است وبا ایمان جمع نمی شود. همان گونه كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم می فرماید :«یطبع المؤمن علی الخلال كلّها الا الخیانة والكذب»‹راواه احمد والبیهقی فی شعب الایمان›
در طبیعت وفطرت مؤمن هر خصلتی راه دارد ونفوذ می كند؛مگر خیانت ودروغ .
در روایتی دیگری نیزمنقول است كه از پیامبر خدا پرسیده شد :«أیكون المؤمن كذّباً ؟قال :لا». آیا می شود مؤمن ترسو باشد ؟گفت :آری ممكن است مؤمن ترسو باشد وگفتند آیا ممكن است مؤمن بخیل باشد؟گفت:آری .گفته شد آیا ممكن است كهمؤمن بسیار دروغگو باشد؟فرمود :خیر.
پس چنانچه در كسی این عادات بد موجودند،باید دانست كه او را هنوز حقیقت ایمان نصیب نشدهاست،واگر نمی خواهد بر این محرومیت باقی بماند باید زندگی خود را ازاین خصلتهای مخالف ایمان پاك ومبّرا سازد.
تعفن وبوی بد دروغ
همانگونه كه اشیای مادی این جهان مادی ،دارای بوی خوش ویا بد هستند گناهان نیز صورتی در پرده دارد كه درعالم بصیرت وحقایق ،بدان نمایان می شود،فرشتگان الله این بوی بد را احساس می كنند وگاهی بندگان خاص ومقرب الهی كه معنویت بر آنها غالب است وشایستگی پس زدن این پرده را دیدن حقایق را داشته باشند شاید بتوانند چهره كریه پنهانی گناه را ببینند.
دروغگو نیز در آن عالم چهره ای زشت وقیافه ای منفوردارد كه یكی از خصوصیات آن بوی گندی است كه از او بر می خیزد كه آسمانیان وملكوتین را از او بیزار ومتنفر می سازد.
نبی مكرم اسلام فرموده اند:«إذا كذب العبد تباعد عنه الملك میلاً من نتن ما جاء به» ‹رواه الترمذی›. هنگامی كه آدمی دروغ می گوید ،فرشتگان از تعفن وبوی بد دروغ او به اندازه یك میل از او فاصله می گیرند.
بزگرترین خیانت دروغ گرچه از گناهان كبیره است ،ولی در بعضی مواقع سنگینی آن اضافه می شود یكی از آن مواقع این است كه شخصی بر تو اعتماد كامل دارد وتو را راستگو می داند،ولی تو از حسن ظن واعتماد او سؤء استفاده كرده وبا او به دروغ سخن گفته واورا فریب می دهی.
سفیان بن اسید حضرمی روایت می كند كه آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كبرت خیانة أن تحدّث اخاك حدیثاً وهو لك به مصدِّق وانت به كاذبٌ»‹رواه الترمذی› «این بزرگترین خیانت است كه با برادرت به دروغ سخن می گویی در حالی كه او با تو راست می گوید.»
اثر منفی دروغ در تجارت
گاهی تاجر در وصف كالای خود وبهای آن دروغ می گوید وعادتاً تجارت وداد وستد در میان ما بر مبنای طمع فراوان استوار است،فروشنده در بالا بردن جنس وخریدار در فرود آوردن آن مبالغه می كنند ودر بازار هر كسی به فكر منافع خویش است نه بیانحقیقت ،ئاسلام از چنین داد وستدهای آزمندانه غیر صادقانه نا خشنود است. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند :«البیّعان بالخیار ما لم یتفرقا ،فان صدقا وبیّنا بورك لهما فی بیعهما،وإن كتما وكذبا لحقت بركة بیعهما» ‹متفق علیه›
خریدار وفروشنده تا زمانی كه از هم جدا نشده اند حق خیار دارند وهر یكی می تواند پشیمان شود . اگر هر دو راست گفته باشند وعیوب را بیان كنند معامله شان با بركت است واگر دروغ گفته وعیوب را نهان داشته باشند، بركت معامله شان از بین می رود.
شهادت دروغین
دروغ وناراستی در شهادت وگواهی دادن از زشتترین انواع دروغ است فرد مسلمان در گواهی دادن از بیان حق پروایی ندارد ولو اینكه به زیان وضرر نزدیكترین خویشاوندان ویا دوستان وی باشد .هرگز خویشاوندان یا تعصب ،رغبت ،یارهبت وبیم وامید او را از راه راست منحرف نمی كند وشهادت دروغین نمی دهد.
خداوند در سوره حج این نوع دروغ را با شرك وبت پرستی ذكر نموده وتوصیه اجتناب از هردو را در یك جمله بیان كرده است.«فاجتنبوا الرجس من الأوثان واجتنبوا قول الزور›‹الحج:30 ›‹از پرستش پلیدها ،بتها دوری كنید واز گفتن دروغ بپرهیزید ›.
از خویم بن فاتك روایت است كه می گوید:صلّی رسول الله صلی الله علیه وسلم صلوة الصبح فلما انصرف قام قائماً فقال :عُدلت شهادة الزور بالاشراك بالله ثلث مرات ثم قرأ‹فاجتنبوا الرجس من الأثان واجتنبوا قول الزور حنفاء لله غیر مشركین به› ‹سنن ابی داود وابن ماجه›
روزی حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم بعد از اتمام نماز صبح بلند شد وارشاد فرموند :شهادت دروغین با شرك به الله مساوی است سه مرتبه این را بیان داشتندوپس از آن ،آیه سوره حج را تلاوت ف6رمودند :از نجاست وپلیدی پرستش بتها وسخن دروغ بپرهیزید وفقط خداوند را بپرستید وبا او كسی را شریك قرار ندهید. ستایش كاندیداهای انتخاباتی یا مشاغل عمومی دیگر ،اعطای مدارك وگواهی تحصیلی ،نوشتن مقدمه بر كتابها،نوعی شهادت وگواهی است كه باید در آن راه صدق وامانت را پیش گرفت پس كسی كه فرد بی كفایت ونادرست وغیر امینی را انتخاب كند وبه وی رأی دهد .یا شخصی كه كتاب نویسنده ای را كاملاً بررسی نكرده وآن را كاملاً نخوانده ،اما با اصرار مؤلف یا مترجم مجبور به نوشتن مقدمه ای بر آن كتاب می شود و در مقدمه اش تصریح می كند كه كتاب را خوانده ومحتوای آن را مفید تشخیص می دهد با این كار خود در واقع نوعی گواهی وشهادت غیر واقعی می دهد در قبال این تعبیرات پاسخگو خواهد بود.
از حضرت ابو بكر‹زض› روایت شده است كه نبی مكرم اسلام فرمودند :«ألا أنبئكم بأكبر الكبائر ؟ ثلاثاً قلنا: بلی قال: الإشراك بالله وعقوق الوالدین وقتل النفس وكان متكئاً فجلس وقال: ألا وقول الزور،شهادة الزور فمازال یكررها حتی قلنا لیته سكت.» ‹رواه الشیخان›
هان!شما را از بزرگترین گناهان كبیره خبر ندهم ؟سه بار چنین گفت – گفتیم :بله ما را آگاه كن ،فرمودند:شریك قرار دادن برای خداوند،ونافرمانی پدر ومادر وكشتن كسی به ناحق – پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم تكیه زده بود پس نشست وگفت :هان!گفتار وشهادت وگواهی دروغ نیز از جمله گناهان كبیره است این سخن را آن قدر تكرار می كرد كه گفتیم :ای كاش آرام می گرفت. واین قدر بر خود فشار وارد نمی كرد.
سوگند دروغین بسیار سوگند خوردن ،كار خوبی نیست وسبك شمردن نام مقدس الله است.اگر سوگند دروغ باشد ،زشت تر از زشت خواهد بود زیرا پلیدی دروغ را دارا می باشد ،به اضافه سبك قراردادن نام مقدس باری تعالی ،كه زشت ترین بی ادبی است.
از حضرت عبدالله بن مسعود‹زض›روایت شده است كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند:«من حلف علی یمین صبر وهو فیها فاجر یقتطع بها مال إمرئ مسلم لقی الله یوم القیامة وهو علیه غضبان» ‹رواه الشیخان›. كسی كه نزد حاكم وقاضی سوكند دروغین برداشت تا به وسیله آن ،مال مسلمانی را ضایع كند ویا بدست آورد ،در روز قیامت نزد الله تعالی در حالی حاضر می شود ،كه خداوند بر او سخت خشمگین وناراضی اند. از حضرت ابو امامه باهلی ‹رض› روایت شده است كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند :«من اقتطع حق إمرئ مسلم بیمینه فقد اوجب الله له النار وحرّم علیه الجنتة فقال له رجل وان كان شئاً یسیراً یا رسول الله ‹ص› قال :وان كان قضیباًمن اراك»‹رواه مسلم›.
هر كس با قسم دروغین مال مسلمانی را به نا حق تلف كرد ،خداوند برای چنین فردی دوزخ واجب كرده وبهشت را حرام كرده است .یكی از حاضرین گفت :یا رسول الله ‹ ص›اگر چه آن شئ معمولی باشد؟آنحضرت فرمودند :آری اگرچه چوبی از درخت خاردار اراك باشد.
یعنی اگر چیز بسیار معمولی وبی ارزش را با سوگند دروغین بدست آورد او هم به دوزخ خواهد رفت . حضرت اشعث بن قیس ‹ رض› روایت می كند كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند :«لایقتطع احد مالاً بیمین إلاّ لقی الله وهو اجذم» ‹رواه ابو داود›
هر شخصی كه مال فردی را با قسم دروغین به دست آورد ویا تلف كند، به پیشگاه پروردگار در حالی كه مبتلا به بیماری جذام خواهد بود ،حضور می یابد. آری استفاده از ابزاری از نام مقدس الله در محضر قاضی وبا دروغ مال كسی را تصاحب كردن ،یا آبروی او را از بین بردن آنچنان گناه سخت وجرم سنگین است كه هر چقدر عذاب وسزا به آن تعلق گیرد .مطابق با عقل وعین حكمت است.
دروغ با كودكان دروغ گفتن والدین به كودكان شان یكی دیگر از دروغ های بسیار زشت ونا پسندیده است دروغ آنان از دو نظر زشت است : یكی از نظرزشتی خود دروغ ،دیگر از نظر تعلیم دروغ گویی به فرزند وپرورش فردی نادرست وتقدیم آن به جامعه. پدر ومادر نبایستی مؤسس مكتب دروغ گویی در دودمان خود باشند وهر چند گاه فردی دروغ گو پرورش دهند،تا هم خود را گناهكار كرده وهم نور دیده خود را بدبخت سازند .چنین والدینی ،دوست فرزند خود نیستند وبر خلاف فطرت مهر به فرزند ،قدم بر می دارند ؛آنان دشمن فرزند خود هستند،زیرا نه تنها راه سعادت را بر او می بندند،بلكه كودك بی گناه خویش را در سراشیبی گناه سرازیر می كنند.از دیدگاه دین مقدس اسلام درست نیست كه پدر ومادر حتی از راه شوخی به فرزندشان دروغ بگویند،تا مبادا زشتی وگناه دروغ از دل فرزند بیرون رود.
عن عبد الله بن عامر ‹ رض› قال :«دعتنی اُمی یوماً ورسول الله صلی الله علیه وسلم قاعد فی بیتنا فقال ها تعال اُعطیك فقال لها رسول الله صلی الله علیه وسلم ما أردت أن تعطیه؟قالت :أردت أن تعطیه تمراً فقال لها رسول الله صلی الله علیه وسلم أما إنّك لو لم تعطه شیئاً كتبت علیك كذبة» ‹رواه ابو داود والبیهقی فی شعب الایمان› از حضرت عبد الله بن عامر روایت شده است كه روزی آنحضرت در خانه ما تشریف داشتند ومادرم مرا صدا كرد وگفت :بیا به تو چیزی خواهم داد.آن حضرت صلی الله علیه وسلم به مادرم فرمود :قصد داری چه چیزی به بچه ات بدهی ؟مادرم اظهار داشت :قصد دارم خرمایی به او بدهم رسول اكرم فرمودند :مواظب باش !اگر بعد از این گفته ات به او چیزی ندهی در نامه اعمالت یك نوع دروغ نوشته خواهد شد.
منشا اصلی این ارشاد رسول اكرم صلی الله علیه وسلم این است كه به منظور آرام كردن بچه ها هرگز از دروغ استفاده نشود ؛زیرا كه زبان مسلمان نباید با دروغ آلوده شود علاوه بر این حكمت ،حكمت بزرگی كه در این كلام وجود دارد این است كه چنانچه مادر وپدر به منظور آرام كردن بچه دروغ گویند،بچه ها از آنها دروغ می آموزند ودروغ گفتن را نادرست نمی دانند.فرزندان را باید به گونه ای تربیت كرد كه صدق وراستی را تقدیس نمایند واز دروغ بپرهیزند.
اندیشمند گرانقدر مولانا محمد قاسم قاسمی در كتاب ‹ تربیت واصلاح فرزندان› می نویسد:معمولاً بعضی از مادران عادت دارند كودكان را هنگام خواب یا وقت دیگر به دروغ بترسانند،بعضی ها از وعده ای از جن وگروهی از درندگان وغیره می ترسانند،ممكن است كودك در آن وقت بترسد ودست از گریه وفضولی بردارد،اما این ترساندن ضمن اینكه دروغ محسوب می شود از نظر روحی وروانی تأثیرات بدی بر كودك می گذارد،چنین كودكی در آینده ،وهمی ،ترسو،دروغگو وضعیف القلب به بار می آید،لذا مادران باید جداً از این نوع دروغهای تهدید كننده بپرهیزند وبه جای آن روش دیگری را بكار گیرند.
دروغ برای خنده
گاهی انسان به هنگام شوخی ومزاح دروغ را دست كم می گیرد وگمان می كتد كه هنگام لهو ولعب وشوخی دروغ حرام نیست.آدمهای نادانی كه خود را خوشمزه می نامند ولی می خواهند با مسخره كردن،متلك گویی ودروغ جلب عواطف كنند وگناهی را مرتكب می شوند كه خودشان هیچ لذتی از آن نمی برند بلكه خود را دلقك دیگران قرار داده اندجرم این افراد بسیار سنگین است چون با محرمات الهی ومحرمات اخلاقی شوخی واستهزاء می كنند.دین اسلام اگر چه سرگرمی وتفریح را مباح ساخته است اما باید در آن معیارهای شرعی رعایت گردد وجز راستی محض وصدق نباشد.
حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم می فرمایند :«ویل لمن یحدّث فیكذبُ لیُضحك به القوم ویل له ،ویل له» ‹رواه احمد والترمذی وابوداود والدارمی›
كسی كه به خاطر خنداندن مردم در كلام خود مرتكب دروغ شود،وای بر او،وای براو. برای شیرین كلامی وخنداندن مردم،مرتكب دروغ شدن،عادت بد وزشتی است ولو اینكه به كسی ضرری هم نرسد زیرا،نخست زبان گوینده با دروغ آلوده می شود وثانیاً تنفر وانزجاری كه مسلمانان از سخنان دروغ داشته باشند از آن كاسته می شود وسوم اینكه مردم به دروغ گفتن جرأت پیدا می كنند ودروغگویی رواج پیدا می كند.‹معارف الحدیث با اندكی دخل وتصرف›. حضرت ابو اسامه باهلی رضی الله عنه روایت می كند كه آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند :« أنا زعیم … ببیت فی وسط الجنة لمن ترك الكذب،وان كان مازحاً»‹سنن ابی داود›. من خانه ای را درمیان بهشت تضمین می كنم برای كسی كه دروغ را ترك كند اگر چه در حال شوخی نبز باشد.
شوخی های پیامبر خدا در شوخی بایستی یك چیز غیر عادی باشد تا موجب تعجب وخنده نگردد.امور عادی هیچ گونه خنده ای نمی آورد.شوخی های پیامبر اسلامبا آنكه بسیار دلپذیر بود،ولی خلاف حقیقتی در آنها نبود ودر عین حال،چیز غیر عادی در آنها موجود بود.
در شمائل ترمذی آمده استكه روزی پیرزنی سالخورده به محضر آنحضرت شرفیاب شد .عرض كرد كه ای رسول خدا برایم دعا كن تا خدا مرا به بهشت ببرد. حضرت رسول خدا فرمودند :پیرزن داخل بهشت نمی شود . یا وقتی همسر زیدبن اسلم در حضورش شرفیاب شد،نام شوهرش را برد،آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند :«همان مردی كه در چشمانش سفیدی است».
وقتی پیر زن اظهار نگرانی نمود آن حضرت فرمود در این حالت كهنسالی وارد بهشت نمی شود بلكه جوان شده وسپس به بهشت می رود .ودر چش هر شخصی سفیدی وجود دارد.
پخش سخنان دروغ مسلمان موظف است تنها سخنان درست ومفید را برای دیگران بازگو نماید هر سخنی را بدون تحقیق بیان كردن نیز نوعی دروغ محسوب می شود پس روزنامه نگاری كه خبر باطل وغیر واقعی را برای هزاران فرد پخش می كند یا فردی كه گزارش های واهی به ما فوق خودش می دهد وامثال اینها ناجایز است. از حضرت ابوهریره‹ رض› روایت شده است كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند :«كفی بالمرءكذباً ان یحدث بكل ما سمع» ‹رواه مسلم›.
برای دروغگویی آدم همین كافی است كه آنچه می شنود آن را بیان كند.
نوعی دیگر از دروغ برخی دیگر از دروغهایی كه بین مردم رایج است وآن را آسان می دانند وراحت می گویند اما در واقع نا روا است،چنین است ؛مثلاً اگر حال پدرشان یا اقوام شان را بپرسی می گویند :سلام رسانده در صورتی كه طرف چنین نگفته است یا وقتی كسی سر غذا وارد می شود وبه او می گویند :بفرمایید .جواب می دهد :میل ندارم یا صرف شده در صورتی كه چنین نیست.
حضرت أسماءبنت عمیس می گوید :در شب عروسی حضرت عایشه ‹ رضی الله عنها›من با عداهی از زنان،عروس را به خانه رسول خدا صلی الله علیه وسلم بردیم.به خدا سوگند در خانه ایشان چیزی برای پذیرایی غیر از ظرف شیری نیافتیم،آنحضرت مقداری از شیر را نوشید،بعد كاسه را به حضرت عایشه داد تا شیر بنوشد.
حضرت عایشه از شرم حیاء شیر را نگرفت.من به او گفتم بگیر دست رسول خدا را بر نگردان.حضرت ام المؤمنین ظرف شیر را گرفت وخورد.بعد حضرت به او فرمود :به زنان وهمراهانت بده تا بخورند.من ودیگر زنان تعارف كرده وگفتیم :ما میل نداریم.
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند:«لاتجمعن جوعاً ووكذباً»گرسنگی ودروغ را با هم جمع نكنید.من گفتم ای رسولل خدا،«إنقالل احدانا لشئ تشتیهه لا أشتیهه أیعد ذلك كذباً»اگر به چیزی میل داشته باشیم،اما تعارف كرده بگوییم میل ندارم،آیا این دروغ حساب می شود؟!
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند :«ان الكذب لیكتب كذباً،حتی تكتب الكذیبة،كذیبة » هر دروغی درر نامه اعمال انسان نوشته می شود،حتی دروغ كوچك،.به صورت یك دروغ كوچك نوشته خواهد شد. ‹احیاء علوم الدین 3،140 ›
دروغ های مشروع در موارد استثنایی درر شرع مقدس اسلام اجازه دروغ داده شده است.مثلاً شخصیی برایی نجات جان خود،یا دیگری مجبور به دروغ گفتن می شود وهیچ راهی غیرر از آاان وجود نداشته باشد كه به آن اضطرارر گویند یا برای اصلاح ذات بین البته درر همین موارد نیز سعی كند كه دروغ صریح نگوید بلكه تعریض وتوریه نماید برایی توضیح بیشترر این مطلب باید گفت كه بطور كلی برخی از گناهانی را كه در اسلام حرام وناروا شناخته شده اند،می توان به دو دسته تقسیم نمود.
نوع اول گناهانی كه قبح ذاتی دارند وخودبخود جز كارهای ناپسند وزشت بشمار می روند مانند:آدمكشی،ظلم،تجاوز به حقوقق دیگران،دزدی وتظایرآن .
نوع دوم گناهانی هستند كه مقدمه تبهكاری وآلودگی هستند وزمینه را برای سایرررر جرایم آماده می سازند. دروغ از نوع دوم گناهان والبته از گناهان كبیره وبزرگ اسست وكلید بسیاری از آلودگی ها وناپاكی هاس.بنابراین اگر مواردی پیش آید كه دروغ وسیله جلوگیری ازز گناه،یا كلید رفع ظلم از مظلومی باشد ناروا پیش زایل می شود،اما مشروط به اینكه توجهیی راسك برایی سخنش در ذهن داشته باشدوكلام دو پهلو باشد به گونه ای كه ذهن مخاطب به جانب ظاهرر كلام معطوف گردد.
نبی مكرم اسلام می فرمایند :«كل الكذب یكتب علی ابن آدم الاّ ثلاثاً.الرجل یكذب فی الحرب فان الحرب خدعة والرجل یكذب المرأة فیرضیها،،،والرجل یكذب بین الرجلین لیصلح بینهما» ‹رواه طبرانی›.
همه دروغهای فرزند آدم نوشته می شود به جز از سه دروغ :شخصی كه درر جنگ دروغ می گوید زیرا جنگ نوعی نیرنك است،شحصی كه با همسرش دروغ می گوید تا او را راضی كند،.شخصی كه دررر میان دو شخص دروغ می گوید تا در میان آنها صلح وآشتی برقرار نماید.
اسلام جنگ را به منظور كشور گشایی وجهانگیری ممنوع می داند ومقصود از جنگ وجوازز نیرنگ دررر آن،نبرد میان حق وباطل است،نیرنگ در این نبرد ها موجب تقویت حق وتضعیف باطل می شود وبدین جهت پسندیده است. همسر شریك حیات شوهر است لذا باید همچون یك روح دررر دو جسم باشند ونسبت به یكدیگر علاقه،مهر ومحبت،صدق وصفاورابطه تنگاتنگ داشته باشندو هرگز اعمالی مرتكب نشوند كه موجب دلسردی،بدبینی وبی تفاوتی آنان نسبت به یكدیگر گردد وچون اكصثرر زنان خواسته های زیادی دارند كه چه بسا بر آوردن آان از دست شوهر امكان پذیرر نیست،ونیز ممكن است پاسخ منفی اثرات ونتایج بدی داشته باشد در چنین مواردی اگرر شوهر بتواند تقاضای زن را برآوده سازد وبه وعده خود وفا كند چه بهتر واگر نتواند ویا صلاح نداند بازهم با دادن وعدهای همسر خودش را دلخوش نگه دارد وموجب دلسردیی ویی نشود رواست.
گاهی چنین می شود كه میان دو نفر یا دو گروه اختلاف ونزاع سختی رخ می دهد وهرر یك،دیگری را دشمن خویش می داند ودرر نتیجه،فساد ونزاعهایی بزرگی به پا می شود كه گاهی منجررر به قتل وغارتگری وهتك حرمت می شود وهرر گروهی ظلم وتعدیی بر دیگران را درر اثررر عداوت،حققق خویش می كند،دررر چنین حالی اگر شخص مخلص وغیرر مغرضی جهت صلح وآشتی میان این دو گروه تلاشش وكوشش نماید وبرای این منظور لازم بداند كه از یك طرف به طرف دیگر سخنان خوب وخیر اندیشانه ایی برساند،كه ازز آان آتششش جنگ خانوشش شود وفضای مصالحت و برادری به وجود آید ،وبرای این هدف سخنانی را از یك طرف به طرف دیگررر نقل كند،در حالی كه آان سخنان را كسی نگفته است ،این عمل آن بنده مخلص ،دروغ به حساب نمی اید.
از ام كلثوم روایت شده است كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند :«لیس الكذّاب الذی یصلح بین الناس ویقول خیراً» ‹متفق علیه›
آن شخص دروغگو نیست كه به منظور رفع اختلاف ومصالحه میان مردم تلاش كند ودر این رابطه از یك طرف دیگر سخنان خوب نقل می كند.
پرهیز از دروغ به وسییله تعریض وكلی گویی در سفر هجرت حضرت ابوبكر‹ رض› با حضرت رسول اكرم ‹ ص›همراه بود،مشركین مكه جهت دستگیری آنحضرت صلی الله علیه وسلم اطراف مكه را محاصره كرده بودند وبرای دستگیری پیامبر خدا صد شتر به عنوان جایزه وپاداش تعیین نمودند.دررر این اثنا مردی حضرت ابوبكر‹ رض› را دید كه با پیامبر ازز آن جا عبور می كند.آن شخص ابوبكرر صدیق را می شناخت اما حضرت رسول اكرم را قبلاً ندیده بود،پرسید همراه شما كیست؟دررر این لحظه ابوبكرر با خود اندیشید،اگرراست بگوید جان پیامبر خدا در خطر خواهد بود واگر چنین نگوید،دروغغ گفته است !اما خداوند درچنین شرایطی بندگان صالح خود را راهنمایی می كند.حضرت ابوبكر‹ رض› بلافاصله گفت :«هذا الرجل یهدینیی السبیل»این راهنمایی من دررر مسیرر است.
منظورر حضرت ابوبكر‹ رض›از سبیل راه دین وراه بهشت بود اما آن مرد گمان كرد كه راهنمای او دررر راه ظاهری است،درر چنین حالتیی نیزز حضرت ابوبكر صدیق‹ رض› از دروغ دوری می كند.
حضرت مولانا محمد قاسم نانوتوی وپرهیزازدروغ
در زمان استعمار انگلیس بر هندوستان،نیروهای این كشور در صدد دستگیری حضرت مولانا محمد قاسم نانوتوی مؤسس دارالعلوم دیوبند بودند.روزی ایشان درر مسجد «چته»در حالی كه لباس بسیار معمولی وساده به تن داشت تنها نشسته بود كه پلیس دررر آنجا وارد شد نیروهای پلیس تصور می كردندكه نانوتویی عالم بزرگ ومشهوری است وحتماً دارای لباسهای فاخری میی باشد وقتی مولانا محمد قاسم را دیدند به گمان اینكه خادم مسجد است از او پرسیدند :محمد قاسم نانوتوی كجاست؟ایشان بلافاصله از جایش برخواست وچند قدم عقب ترر رفت وگفت چند لحظه قبل همین جا بود وچنین وانمود كرد كه اكنون اینجا نیست .بندگان نیك وصالح خدا دررر چنین لحظات حساسس نیز حاضرر نیستند،زبان به دروغ بگشایند.‹بررگرفته ازز اصلاحی خطبات :3،152 ›
عمل نیزدروغین می شود
دروغ همانگونه كه با زبان گفته می شود،بسا اوقات نیز با عمل صورت می گیرد.انسانها گاهی اعمالی انجام می دهند كه عملشان دروغین است .
حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم در حدیثی می فرمایند:«المتشبع بما لم یعط كلابس ثوبی زور» ‹سنن ابی داود:رقم4997 ›
شخصی كه خود را با عملش چنین وانمود كند كه در ونیست،لباس دروغ پوشیده است. گاهی برخی از اشخاص متمول وثروتمند نیستند در دادستد وروش زندگی خود را بسیار ثروتمند نشان می دهند وبه تعبیر دیگرادای ثروتمندان را در می آورند وبالعكس برخی از صاحبان ثروت طوری وانمود می كنند كه مردم گمان كنند كه فقیر است واو را مورد لطف وعنایت قرار دهند،این هردو شیوه ،دروغ عملی محسوب می شود.‹با تلخیص ازز اصلاحی خطبات:3 ،153 › زیانهای دروغ
الف :تباهی ایمان؛آدم دروغ گو مورد خشم وغضب ونفرین خداونداست.متعال در قرآن مجید می فرماید:«لعنت الله علی الكاذبین» ونفرین خدا بر دروغ گویان ‹ال عمران:61 ›
وهمچنین می فرماید:«إنّ الله لایهدی من هو كاذب كفّار»خداوند دروغگوی كفر پیشه را به سوی حق هدایت ورهنمود نمی كند. ‹ زمر:3 ›
«إنام یفتری الكذب الذی لایؤمنون بایات الله» ‹النحل :105 ›
تنها وتنها كسانی دروغ می بندندكه به آیات خداوند ایمان نداشته باشند.
حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم می فرمایند:شبی در عالم خواب و رؤیا مردی را دیدم كه نزد من آمد وگفت :برخیز !وقتی از جای خود برخاستم،نزدیك خود دو مرد دیگر را دیدم كه یكی ایستاده ودیگری نشسته است. آنكه ایستاده بود چنگكی را در دست داشت كه آن را از یك گوشه دهان آن مرد فرو می كرد،وبه اندازه ای فشار می داد به حدی كه تا میان دو شانه اش فرو می رفت. بعد عصا را با فشار بیرون می كشید وسپس از گوشه دیگر دهان او فرو می برد .
به این صورت هر بار این كار را انجام می دادیك طرف دهان آن مرد بیچاره سالم شده ،وطرف دیگر دهان او پاره می شد،واین عمل را همچنان تكرار می كر د.من با دیدن این صحنه دلخراش از آن مرد پرسیدم :این مرد كیست وبه چه علت این چنین شكنجه می شود وعذاب می كشد؟!
گفت :«فانه الرجل یغدو من بیته فیكذب الكذبةتبلغ الافاق» این مردی است كه صبح وقتی بیدار می شود،دروغ می بافت وآن را پخش می كرد.‹صحیح البخاری:2،1044 ،باب تعبیر الرؤیا بعدصلاة الصبح›.
‹ب› زیان اجتماعی : دروغ از نظر اجتماعی زیانهایی ببار می آورد كه قابل تحمل نیست.دروغ گو در اجتماع آبرویش در خطر است وهمواره در لبه پرتگاه رسوایی قرار دار،بالاتر از این است كه دروغ انسان نزد دیگران فاش شود وارزش اجتماعیش در میان مردم از بین برود.
خردمندان،پیوسته در تلاشند تا در اجتماع آبرومند باشند وبرای كسب آبرو حاضرند ثروت خود را خرج كنند زیرا سرمایه آبرو،یكی از گرانمایه ترین سرمایه هاست.ولی دروغگو با دست خود وبا عمل زشت خویش این سرمایه ارزنده را از دست می دهد.
دروغ از نظر اقتصادی نیز زیانهای فراوان دارد .زیرا به دست آوردن ثروت،معمولاً مستلزم دادوستد با مردم وانجام معاملات است وهمانطور كه می بینیم اكثر معاملات مردم به خصوص داد وستد های بزرگ به صورت نسیه انجام می گیرد وپشتوانه این معاملات در درجه اول پیمان حسن اعتماد مردم به یكدیگر است.دروغ موجب سلب اعتماد می شود ونتیجه آن از رونق افتادن كسب وكار دروغگو وپریشانی وتهیدستی اوست.
‹ د›زیان روانی:
روان نیز از شر دروغ در امان نیست .روان دروغگو از زبانش زیانها می بیند زیرا راستی حقیقتی است كه وجود دارد وراستگو آن را دریافته وخبر می دهد.صورت ذهنی آن به طور طبیعی در مغز راستگو موجود است ونیازی به محافظت ندارد ولی چون دروغ ساخته وپرداخته خود دروغگوست وحقیقتی ندارد ،دروغگو بایستی نیرو صرف كند وبر مغز خود فشار بیاورد كه مصنوع خیالی خود را كه همان تصور معنای دروغ می باشد،فراموش نكند تا مبادا وقت دیگر آن به طور ی دیگر ذكر كند ودروغش آشكار گرددو برخی از این زیانهای روحی ،روانی عبارتند از :
1- فراموشی :شاید یكی از علل فراموشی دروغگو،همان است كه به آن اشاره شد ،كه دروغ وجود واقعی در خارج ودر مغز ندارد.روانشناسان می گویند :كثرت محفوظات موجب فراموشی است .محفوظ جدیدی كه می آید ،محفوظ قدیم را از صحنه مغز پاك می كند .كثرت دروغ وپشت سرهم دروغ گفتن هم فراموشی می آورد،زیرا دروغ های جدید ،آثار دروغ های قدیم را از مغز محو می كند.
2- نا امیدی :وقتی كه دروغی از دروغگو،كشف گردید،ضربه ای ب رمغز او فرود می آید،زیرا هدفی كه از دروغ گفتن داشته ،بر ضد آن نتیجه می گیرد ودر نتیجه روحیه اش متزلزل شده واتخاذ تصمیم برای او دشوار می شود واز موفقیت خود مایوس می گردد.
3- پرده دری وبی شرمی :اگر كشف دروغ ،روحیه دروغگو را متزلزلنكند واو همچنان به دروغگویی ادامه دهد،كشف های پی درپی ،شرم را از او می برد و وی را دروغگو ی حرفه ای می سازد ودیگر ،از آن كه عیبش اشكار شود إبایی ندارد ومصداق آن حدیث پیامبر خدا قرار خواهد گرفت كه : «اذا لم تستح فا صنع ما شئت »چون حیا رفت هر چه می خواهی انجام ده!
چنین كسی خطرناك ترین روز را جلو خواهد داشت ودنیای تیره وتاری در انتظارش خواهد بود. چه خوش فرموده پیشوای ما :«ایاكم والكذب فان الكذب یهدی الی الفجور وان الفجور یهدی الی النار وما یزال الرجل یكذب ویتحری الكذب حتی یكتب عند الله كذّاباً»
از دروغ همیشه دوری كنید؛زیرا كه عادت دروغ گفتن ،آدمی را بسوی راه بد راهنمایی می كندوراه بد به دوزخ می رساند وهنگامی كه آدمی به دروغگویی عادت كند،ودروغ را اختیار كند،نتیجه این خواهد شد كه نزد الله در گروه دروغگویان نوشته می شود. 4-سوءظن :زیان روانی دیگری كه ممكن است بر اثر دروغ ،نصیب دروغگو شود،سوء ظن به مردم است،این بیماری روانی بر اثر دو چیز در دروغگو،مسكن می گزیند. یكی آن كه چه خودش بر خلاف حقیقت سخن می گویددرباره دیگران همچنین نظری پیدا می كند ‹كافر همه را به كیش خود پندارد›
دومین چیزی كه ممكن است موجب سوء ظن دروغگو به دگران گردد عكس العمل است.او وقتی می بیند كه دیگران نسبت به او ،خوش بین نیستند وسلب اعتماد كردند،در او هم همچنین حالتی پیدا می شودتا به آنان بدبین شود واز آنها سلب اعتماد نماید. اینها پاره ای بود از زیانهای دنیوی واخروی دروغ ،آیا عاقلانه است كه انسان خدمند به خاطر دروغ خود را به انئاع ویروسهای مضر اقتصادی ،اجتماعی ،روحی وروانی این بیماری مهلك آلوده سازد؟
درمان دروغ 1- هنگام سخن گفتن اندكی باید تأمل نمود كه آیا بر اثر این سخن خداوند سمیع وبصیر نا خشنود نخواهد شد. 2- كسی كه خیلی عادت به دروغ گفتن دارد یكی از نسخه های شفا بخش برای او این است كه بلافاصله تكذیب گفتار خود را بیان كند.
3- اگر با شیوه دوم درمان موفقیت آمیز نبود واین رذیله اخلاقی تداوم یافت با صدور مجازات مالی به درمان خود مبادرت كند وگاهی در ازای دروغی كه گفته مقداری صدقه بدهد. ‹ تهذیب الاخلاق :ص 49 › این مطلب را با ابیاتی از شیخ سعدی به پایان می بریم : كسی را كه ناراستی گشت كار كجا روز محشر شود رستگار كسی را كه گرددزبان دروغ چراغ دلش را نباشد فروغ ‹ بوستان،خاتمه باب دهم›
http://www.sunnionline.ne |