تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
قضا و قدر

پست: 497  |  موضوع مرتبط: عمومی

  

بسم الله الرحمن الرحیم

قضا و قدر

ایمان به  قضا و قدر  به هیچ وجه با کار و کوشش در جهت دستیابی به مصالح و رفع مفاسد، منافات ندارد، و نباید اشخاص تنبل و بیکار بار سنگین مشکلات و اشتباهات خود را بر دوش قضا و قدر نهند، که چنین کاری دلیل بر ناتوانی و فرار از مسؤولیت است. خداوند دکتر محمد اقبال لاهوری را بیامرزد که می گفت: «مسلمان ضعیف، در کارهای خود استدلال به قضا وقدر می کند یعنی ضعف خود را با آن توجیه می کند، ولی مسلمان نیرومند معتقد است که خود او قضای الهی است که بازگشت ندارد و قدر اوست که شکست ناپذیر است، باور و اعتقاد مسلمانان پیشین نیز اینگونه بوده است».


 

سئوال- آیا هر آنچه  در دنیا برای انسان روی داده یا روی می دهد از قبیل مرگ و روزی و پیروزی و شکست و نیکبختی و بدبختی .... از ازل برای انسان نوشته شده است؟ و اگر مقدر شده باشد که کسی بهشتی یا دوزخی باشد، سعی و اتلاش انسان چه سودی خواهد داشت؟ آیا پزشکان می توانند در مقابل پیشامدهای ناگوار، انسان را از مرگ نجات دهند؟ آیا سعی و کوشش پی گیر یا خوب اداره کردن تجارت و کشاورزی ارتباطی با افزایش روزی دارد؟  یا اینکه رزق و روزی ما چه کار بکنیم و یا نکنیم، مشخص و مقدر است؟


جواب:

این سوال از سؤالات قدیمی و مشهور است که بنظر می رسد، با گذشت زمان، همچنان در اذهان خطور می کند، و بر زبانها جاری می گردد، و هیچگونه دلیلی برای حیرت و سرگردانی دراین مورد وجود ندارد؛ زیرا اسلام جواب کامل و کافی برای ما عرضه نموده است:


الف) اینکه هر چه در این جهان می گذرد مکتوب و ثبت شده است، از ضروریات دین می باشد، اگر چه ما از چگونگی نوشتن و ماهیت آن بی اطلاع باشیم.


بطور کلی، آنچه که باید بدان علم و آگاهی داشته باشیم این است که خداوند متعال این جهان هستی زا زمین و اسمان و جمادات و حیوانات و ... را مطابق با تقدیر ازلی خود خلق کرده، وعلم او بر همه مخلوقات و موجودات احاطه دارد، و حساب و کتاب همه  مخلوقات و موجودات در دست اوست؛ بنابر این، هر آنچه در این جهان پهناور به وقوع پیوندد، مطابق با علم و اراده ی او می باشد.


«و ما یعزب عن ربک من مثقال ذرة فی الارض و لا فی السماء و لا اکبر الا فی کتاب مبین» (یونس 61) هم وزن ذره ای نه در زمین و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نیست و نه کوچکتر و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر اینکه در کتابی روشن درج شده است.


«و ما تسقط من ورقة الا یعلمها و لا حبة فی ظلمات الارض» (انعام 59) و هیچ برگی فرو نمی افتد مگر اینکه خداوند آن را می داند وهیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی روشن ثبت شده است.
«ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها ان ذلک علی الله یسیر» (حدید 22) هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در درون شما، به شما نرسد مگر اینکه پیش از آنانکه آن را پدید آوردیم در کتابی است این کار بر خدا آسان است.


ب) علم و دانش فراگیر خداوند و حساب و کتاب دقیق و ثبت و ضبط کلی او نسبت به همه اشیاء و حوادث، قبل از قوع، با سعی و کوشش در ارها و بکارگیری اساب و وسایل منافات ندارد.


خداوند متعال همانطور که مسببات را مکتوب فرموده اسباب را هم مکتوب و مقرر داشته است، و همانطور که نتایج امور را مقدر فرموده، مقدمات آنها را نیز مقدر فرموده و ثبت نموده است.


خداوند متعال – مثلا – برای دانشجوموفقیت تنها را اراده نفرموده است، تا به هر وسیله بدان نایل آید، بلکه پیروزی و موفقیت او را همراه با وسایل و اسباب آن یعنی کوشش و پشتکار و زیرکی و هوشیاری و صبر و عوامل و اسباب دیگر در نظر گرفته است یعنی همانطور که اسباب و وسایل با «قدر» منافات ندارد؛ بلکه اسباب و وسایل نیز از جلمه مقدرات بحساب می آیند.


وقتی از پیامبر خدا (ص) در باره ی داروها و اسباب و وسایل پیشگیری و بهداشت سؤال شد که آیا اینها روی قدر و اراده خداوند اثری گذارند؟ جواب قاطع ایشان این بود که:
«هی من قدر الله» آن داروها و اسباب و وسایل نیز خود از مصادیق قدر خداوند می باشند.


احمد بن حنبل وابن ماجه این حدیث را روایت کرده و ترمذی آن را حسن دانسته است.


عمر بن خطاب (رض) با عده ای از اصحاب عازم دیار شام بود؛ شنید که در آن مملکت بیماری «وبا» شیوع پیدا کرده است؛ با مشوره  اصحاب تصمیم گرفت که از وارد شدن به شام منصرف شود و با مسلمانانی که همراه او بودند باز گردد. به او گفتند: ای امیر المؤمنین از قدر خدا فرار می کنی؟ گفت: آری.


«نفر من قدر الله الی قدر الله» از قدر خدا به سوی قدر خدا می گریزم!


آیا توجه ندارید به اینکه وقتی شما به دو قطعه زمین، یکی سبز و خرم و دیگری بی آب و علف دسترسی داشته باشید، اگر چارپایان خود را در آن قطعه سبز و خرم بچرانید، این قدر خدا است، و اگر آنها را در زمین خشک و بی آب و علف نیز بچرانید، بازم همگام با قدر خدا است؟!


ج) بعلاوه قضیه قدر یک امر غیبی است و از ما پوشیده است، و تا زمانی که چیزی یا حادثه ای واقع نشود پی به مقدر بودن آن نمی بریم، البته قبل از وقوع آن مأمور و مکلف هستیم که از سنتهای تکوینی و تعلیمات شرعی پیروی نماییم تا خیر دنیا و آخرت خود را به دست آوریم.

إنمـا الغیـب کتـاب صـانه            عن عیون الخلق رب العالمین
لیس یبدو منه للناس سوی         صفحـة الحاضـر حینـا بعد حین

غیب کتابی است که خداوند آن را از دید مخلوقات باز داشته است، و همواره جز صفحه کنون آن چیزی برای مردم عیان نمی گردد.
سنن الهی در طبیعت و شریعت ما را ملزم می نماید به اینکه در امورات خود اسباب و وسایل را به کار گیریم، همانطور که نیرومندترین انسان  از لحاظ اعتقاد به خدا و قضا و قدر او یعنی رسول الله (ص) در غزوات و مسافرتها احتیاط می کرد، و به تجهیز سپاه و آماده سازی نیرو و لشکر می پرداخت، جاسوسان و پیش قراولان را جهت کسب اطلاع به مناطق مختلف می فرستاد، زره و کلاه خود می پوشید و تیراندازان را بر گذرگاه کوه می گماشت و اطراف مدینه خندق می ساخت، و به یاران خود اجازه هجرت به حبشه و مدینه می داد و خود آن حضرت نیز مهاجرت فرمود و انواع راههای احتیاط را نیز در هجرت رعایت نمود، از جمله آنکه شتران قوی ای برای سواری آماده کرد و راهنما همراه خود برد، و مسیر راه را تغییر داد، در غار ثور خود را مخفی کرد، نسبت به تهیه خورد و خوراک اقدام نمود، و برای خانواده اش به قدر کفاف یک سال آذوقه تدارک دید، و در انتظار این نبود که روزی او از آسمان فرود آید، و در جواب سؤالی که از حضرتش پرسید: شترش را ببندد یا با توکل به خدا آن را رها کند؟ فرمود:
«اعقلها و توکل» (بان حیان با سند صحیح از عمرو بن امید ضمری روایت کرده و این خزیمه و طبرانی با سند با لفظ - قیدها و توکل - روایت کرده اند) با توکل زانوی اشتر را ببند.
و فرمود:
«فر من المجذوم فرارک من الاسد»(این حدیث را بخاری روایت کرده است) همانطور که از شیر درنده فرار می کنی از شخص جذامی نیز فرار کن.

و می فرماید:
«لا یوردن محرض علی مصحح» (این حدیث را بخاری روایت کرده است) شترداران بخاطر پیشگیری از سرایت بیماری، نباید شتران بیمار را با شتران سالم آمیزش دهند.
د) بنابر این، ایمان به قضا و قدر به هیچ وجه با کار و کوشش در جهت دستیابی به مصالح و رفع مفاسد، منافات ندارد، و نباید اشخاص تنبل و بیکار بار سنگین مشکلات و اشتباهات خود را بر دوش قضا و قدر نهند، که چنین کاری دلیل بر ناتوانی و فرار از مسؤولیت است. خداوند دکتر محمد اقبال لاهوری را بیامرزد که می گفت: «مسلمان ضعیف، در کارهای خود استدلال به قضا وقدر می کند یعنی ضعف خود را با آن توجیه می کند، ولی مسلمان نیرومند معتقد است که خود او قضای الهی است که بازگشت ندارد و قدر اوست که شکست ناپذیر است، باور و اعتقاد مسلمانان پیشین نیز اینگونه بوده است».

در یکی از فتوحات اسلامی، مغیره بن شعبه بر یکی از فرماندهان روم وارد شد، فرمانده سپاه روم به او گفت: شما کیستید؟ مغیره گفت: ما قدر خدا هستیم، خداوند شما را بوسیله ما آزمود، اگر بالای ابرها هم می بودید بدانجا صعود می کردیم، یا شما به سوی ما پایین می آمدید!!

سزاوار نیست که انسان به قدر، پناه برد، مگر هنگامی که نهایت سعی و کوشش خود را در جهت مطلوب خود، مبذول دارد، و بعد بگوید این قضای پروردگار است.

در محضر رسول خدا (ص) مردی بر دیگری غلبه یافت، شخص مغلوب گفت: «حسبی الله» خدا مرا بس است. پیامبر(ص) هنگامی که دید ظاهر عبارت او بیانگر ایمان است، اما در حقیقت بیانگر عجز و ناتوانی اوست، خشمگین گردید، و فرمود: عجز و ناتوانی مورد سرزنش و ملامت پروردگار است، تو باید زیرک باشی و در کارها چاره اندیشی کنی! آنگاه، اگر در کاری شکست خوردی بگو(حسبی الله). ابو داود این حدیث را روایت کرده است.


هـ) از جمله ثمرات و نتایج ایمان به قضا و قدر این است که شخص یاس و ناامیدی بخود راه ندهد و در میان نبرد عزیمت، و هنگام خطر شجاعت، در مواقع نزول حوادث و مصیبت، بردباری واستقامت و در بهره برداری از متاع دنیا به کسب حلال  رضایت داشته باشد. یعنی به هنگام سعی و کوشش شایسته است که بگوید:
«لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا» (توبه 51) جز آنچه خداوند برای ما مقرر داشته هرگز به ما نمی رسد.


و هنگام نبرد و قتال با کافران بگوید:
«قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم» (آل عمران 154) بگو: اگر شما در خانه های خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنها نوشته شده قطعا به سوی قتلگاه خویش می رفتند.
در موقع نزول بلا و مصیبت بگوید: قضا و قدر الهی است و هر چه را خدا بخواهد انجام می دهد.
و در برابر حاکم ظالم بگوید: تو نمی توانی اجل مرا جلو بیندازی و نمی توانی از رزق و روزی که برای من مقرر شده است، مرا محروم سازی.

بنابر این، هرگاه اعتقاد به قضا و قدر بطور صحیح تفهیم و تعلیم گردد، می توان زا آن در جهت ساختن یک امت تلاشگر و مجاهد و مقاوم چنان بهره برد که برای رهبری تاریخ بشری شایسته و لایق باشد.

 

به نقل از سایت سنی انلاین

 

                                                                                   

 

 



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 09:06 ق.ظ تاریخ: جمعه 25 خرداد 1386 |+|