تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
تعددزوجات

پست: 467  |  موضوع مرتبط: عمومی

  

تعددزوجات

زمین از روی نادانی خواست كه بر آسمان برتری یابد .

و سنگریزه ها و تخته سنگها بر اختران خرده گرفتند .

سپاس بی کران بر عالم و آفریدگار مطلق هستی او که خالق دانای این دنیای پهناور است او که آسمان نیلگون را با ستارگان درخشنده زیبائی بخشید. و پهنای زمین را با موجودات و مخلوقات گوناگون تنوع بخشید. وآدم را از خاک آفرید و برای طیب خاطر و سکون و آرامشش از وجود او زن را آفرید و پیمان و رابطه آنان را معلوم ساخت وبرای وقار و زیبایی آنان لباس مزینی به شکل تقوا خلق کرد و فرمود: « یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء» (نساء: 1)

حکیم دانا طبیعت و سرشت زن را طوری خلق کرده که وقتی زن پارسا و مومن زندگی و ازدواج با مردی ر ا می پذیرد ، تمام مهر و محبت خویش را نثار شوهرش می کند و چون علم و حکمت خداوند ظرفیت و جواز یک عقد را برای زن مقرر ساخته لهذا زن مومن با تمام توجه ذهن و علاقه اش را متوجه شوهرش می کند و التفات و توجهی به این معنی به شخصی دیگر ندارد .

اما ببینیم چرا در مورد مرد این امر از لحاظ علمی وعملی وتاریخی و شرعی صدق نمی کند و چرا مسئله ی تعدد زوجات پیش می آید؟

علل تعدد زوجات :

اگر اندکی در مورد جامعه مطالعه کنیم در می یابیم که جمعیت زنان بیش از مردان می باشد چرا که اولا خلقت خداوند به گونه ای است که جنس مؤنث بیش از جنس مذکر متولد می شود در ثانی مردان بعلت سفرهای کاری یا غیره غالبا دچارسانحه یا حوادثی مانند تصادف ،قتل و هزاران موارد دیگر برایشان اتفاق می افتد وهمچنین برای دفاع از سرزمین و ناموس خویش حکم جهاد فی سبیل الله را دارند و این حکم برایشان صادر شده که طبیعتا جمع کثیری از مردان در این راه کشته یا شهید می شوند.

پس از لحاظ علمی کاملا واضح است که اگر تک همسری مطلق در جامعه رواج یابد عده ی کثیری از زنان درجامعه موفق به تشکیل خانواده نمی شوند و اگر حق تاهل این عده به رسمیت‏شناخته نشود و به مردانى که واجد شرایط اخلاقى و مالى و جسمى هستند اجازه چند همسرى داده نشود ، رفیقه بازى و معشوقه گیرى ریشه تک همسرى واقعى را مى‏خشکاند.

زیرا آن که از حق طبیعى خود محروم مى‏ماند یک موجود زنده است ‏با همه عکس العمل‏هایى که یک موجود زنده در محرومیتها نشان مى‏دهد ، یک انسان است‏با همه عوارض روانى و عقده‏هاى روحى در زمینه ناکامیها، نیروى شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد .

پس در مقابل این واقعه چند گزینه وجود دارد :

1 – همه ی عمر خود را در حسرت محرومیت از نعمت زندگی خانوادگی و مادری بسازند و بسوزند .

2 – یا اینکه آلت دست مردان پست و پوچ و ناپاک قرار گیرند و فرزندانی نامشروع و سر راهی زیادی را تحویل اجتماع بدهند .

3 - عده ای سقط یا زنده به گورشوند.

4 – ازدواج با مردی که دارای همسر دیگری است برا ی آنان مباح و روا باشد ، مردی که از شخصیت و کرامت او پاسداری نماید و مخارج زندگیش را فراهم کند .

پس اسلام برای شهوترانی به چند زنی توصیه نكرده است و ازدواج نیز فقط برای كسب لذت نیست بلكه نشانی از توانائی بر تربیت و سرپرستی خانواده می باشد .

آیا برای زن و شوهر بهتر و محترمانه تر نیست که همراه با رعایت حقوق و اکرام و احترام و ماندن زن اول مرد با زن دیگری ازدواج کند تا با آوردن فرزندانی آرامش و محبتی بیشتر فضای خانواده را عطرآگین نماید ؟

مقایسه تعدد أزواج در برنامه ی آسمانی و تعدد معشوقه ها در برنامه های زمینی :

1 – در اسلام باید وجه ی قانونی داشته باشد ، اما در غرب کاملا آزاد است .

2- در اسلام مرد باید نسبت به زنانش تعهدات مادی و معنوی داشته باشد ، ولی در غرب ممکن است تعهدی مادی آن هم در قالب یک میهمانی شبانه داشته باشد .

3- در اسلام مرد در برابر فرزندان یتیم زن ( از همسران دیگرش) مسئولیت دارد ، اما در غرب این مسئولیت با سقط جنین یا رها کردن آن در جامعه رفع می شود .

4- اسلام میزان چند همسری را به چهار نفر_آنهم با شرط عدل تحدید نموده است. اما در غرب هیچ معیاری برای تعدیل و تحدید وجود ندارد .

پس آیا اینها که چشمها را روى هم گذاشته اند و شعار می دهند و فریاد می زنند : «زنده‏باد تک همسرى و مرگ بر چند همسرى‏» نمى‏دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد ! و ربطى به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟

آیا آنها که با لحنى معصومانه مى‏گویند : ” ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بى‏وفا ” واقعا مدافع حقوق زنان هستند؟

خیر.

آنها مدافع معشوقه‏گیرى وآزادى از قیود ازدواج ورهایی ازحقوق خانواده هستند،زن شرعى و قانونى را سربار و مزاحم مى‏دانند و یکى‏اش را هم زیاد مى‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن، و تنها براى ساده‏دلان چنین وانمود مى‏کنند که ما مدافع تک همسرى هستیم .

حکم تعدد زوجات در اسلام:

بحث حکم تعدد زوجات در اسلام ، از هر دو وجه استدلال حول این آیات می چرخد:

وإن خفتم ألا تقسطوا فی الیتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى وثلاث ورباع فإن خفتم ألا تعدلوا فواحدة أو ما ملكت أیمانكم ذلك أدنى ألا تعولوا (آیه ی 3 سوره ی 4 -نساء)

وَ لن تستطیعوا اَن تَعدِلوا بَینَ النِّساءِ وَلَو حَرَصتم فَلا تَمیلوا کلَّ المَیل فَتَذَروها کَالمعَلَّقَه وَ اِن تصلِحوا و تَتَّقوا فَاِن اَللهَ کانَ غَفورا رَحیما (آیه ی 129 همان سوره)

عده ای از جمع بندی این دوآیه مردود بودن حکم تعدد زوجات را اثبات می نمایند میگویند : در آیه اول شرط تعدد زوجات عدالت قرار داده شده ودر آیه ی بعد توانایی ایجاد عدالت نفی شده است پس نتیجه نفی حکم تعدد زوجات می شود!

بدون توجه به اینکه در اینجا خود را فهمیده تر از پیامبر، در دین دانسته اند وحکمی مخالف با اقوال پیامبروافعال تمامی یاران وأئمة راصادر کرده اند!

جواب این شبهه را در دعایی که از پیامبر وارد شده است می یابیم :

اللهم هذا قسمی فیما أملك فلا تلمنی فیما تملك ولا أملك ” پس منظور ازعدل در آیه ی اول ، برابری در امورمادی وظاهری است وعدل در آیه ی دوم ، امور قلبی می باشد چرا که حب قلبی در حیطه ی تسلط انسان نیست وخداوند در آنچه اختیارنداده ،مؤاخذه نمی کند ، بلکه از بروزدادن تفاوت حب قلبی در عمل نهی می کند .

پس دو آیه باهم در تضاد نیستند .

بحث دیگر در این است که آیا دراسلام تعدد زوجات فقط امری مباح می باشد یا اینکه اهمیت و فضیلتی به آن داده شده است ؟

اگربه آیه سوم سوره ی نساء توجه کنیم می بینیم که ابتدا دعوت به تعدد زوجات شده است آنگاه برای آنکه توانایی عدالت بین زوجات ندارد تک همسری یا ازدواج با کنیزمطرح شده است.

عده ای چنین برداشت می کنند که بهتر است انسان خود را در معرض ایجاد عدالت قرار ندهد ، اما آیا واقعاً اینچنین است ؟

بایک مثال این امر واضح می شود:عده ای در مجلسی حضور دارند میزبان میوه و چاقو می آورد و می گوید: ” این میوه ها را ببرید اما اگرکسی می ترسد دست خود را ببرد به آن دست نزند”.

آیا آنکه هنر بریدن را ندارد فضیلت دارد یا آنکه دقت وسعی می کند و به درستی این کار را انجام می دهد ؟

همچنین در این آیه مسا له ی تعدد ازواج و مساله ی کفا لت ایتام دریک کادر مطرح شده ومسئله ی تک همسری و ازدواج با کنیزدر طرف دیگر مطرح شده است وپیامبردر بهشت همراه سرپرست یتیم است ”أنا وكافل الیتیم فی الجنة هكذا” درحالی که خداوند ازدواج با کنیزرا تنها برای کسی که از افتادن در زنا بر خود می ترسد جایز دانسته و صبر کردن را از ازدواج با کنیز بهتر می شمارد:

( ذلك لمن خشی العنت منكم وأن تصبروا خیر لكم) (25 نساء)

پس از این نظرتعدد زوجات برتری می یابد خصوصاً برای کسی که شرایط اخلاقی و مادی مهیا داشته باشد.

بعضی ازحکمتهای تعدد زوجات :

1 - ابتلا و آزمایش مرد وزن که تا چه حدی تسلیم فرمان خدا هستند ودرعدالت وصاف دلی می کوشند.

2 - در صورت نازایی و عقیم بودن زن و علاقه شدید آنان به فرزند داشتن از نعمت فرزند صالح که عمل باقی برای زوجین است محروم نگردند

علل جبهه گیریهای منفی در مقابل این امر:

الف ) مهمترین علتی که باعث زشت شدن این امر در نظر عموم شده این است که امروزه اکثرکسانی که دست به تعدد زوجات می زنند عدالت بین أزواج را ترک می کنند بنابر این در اذهان ، تعدد زوجات مساوی با تعدی بر حقوق یکی از همسران شده است .

اما آیا واقعاً این امر باعث می شود که حکم تعدد زوجات تغییر کند ؟

برای جواب دادن به این أمربه مثال میهمانی که قبلا زدیم برمی گردیم :

آیا اگر در آن مجلس چندین فرد باشند که هنر بریدن میوه را نداشته باشند ودستهای خود را ببرند ، آنکه می تواند میوه را ببرد هم باید خود را در صف آنها قرار بدهد واین کار بر همه ممنوع شود ؟

ب) ضعف ایمان به رازق بودن خداوند و معتقد به فقیر شدن کسی که چند خانواده دارد.

ج) حب شدید زن به شوهرش به گونه ای که او را کاملا متعلق به خود می داند و غیرت او اجازه نمی دهد که کسی غیر از خودش در عقد او یا در محبت با او شریک باشد!

اما اینجا باید توجه داشته باشیم که نیاز یک جامعه فدای احساسات فرد نمی شود همچنین نباید حساسیت و ناراحتی زن را در این باره زیر سوال برد. چرا که حتی زنان پاک و اسوه ما نیز نتوانسته اند این طبیعت و صفت را در خود خاموش کنند.

چنانکه حضرت ساره در ابتدای امر به دلیل محرومیت از نعمت فرزند، خودش حضرت ابراهیم خلیل الله را اجازه ازدواج با حضرت هاجر را دادند اما بعد از ازدواج و دیدن عشق و علاقه ابراهیم (ع) نسبت به هاجر و فرزندش احساس غیرت و غم و اندوه در وجود حضرت ساره شعله ور شد، و خدای مهربان دستور هجرت هاجر را به وادی مکه اعلام داشت.

حتی در میان همسران پیامبر نیز این اشتباه را مشاهده می کنیم (سبب نزول تحریم) .

پس نتیجه معلوم است که زنان بعلت حب شدید نسبت به شوهر خود دارای غیرت و رقابت هستند. البته زنان مومن بعلت ایمان و یقین سعی بر برقراری اعتدال و تمسک به صبوری می نمایند.

نکات اضافه شده:

1 - باید توجه داشته باشیم که ازدواج مجدد نباید به قیمت از دست دادن همسر اول تمام شودو اگر همچون شرایطی پیش آید در ازدواج مجدد هیچ خیریتی نیست زیرا نگه داشتن موجود از بدست آوردن معدوم مهمتر است.

                                                                                   

 

 منبع:http://www.sultanolama.com/?page_id=131

 

 

 



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 08:06 ق.ظ تاریخ: جمعه 25 خرداد 1386 |+|