بسم الله الرحمن الرحیم شجاعت علما در اظهار حق جرات در اظهار حق یكی مهمترین صفاتی است كه شایسته است علما به آن متصف باشند آنطور که منكر را انكار كنند و به معروف امر كنند و آنكه را «بد» كرده است تذكر دهند، هركس و در هر رتبه ای كه باشد و علمای مسلمان در طول تاریخ اسوه حسنه ای برای علمای مسلمان امروزند ما اینجا سه مثال از جرات در گفتن حق از سه عصر مختلف بیان خواهیم كرد: نمونه اول: چگونگی برخورد صحابی جلیل ابی سعید خدری (رضی الله عنه) با مروان بن حكم خلیفه اموی: وقتی كه مروان روز عید وارد مصلی شد و خواست قبل از نماز به خطبه بپردازد (1) ابوسعید لباس مروان را گرفت و او را بسوی خود كشید و گفت: به خدا قسم كه (سنت رسول الله را) تغییر دادید... او بصورت علنی این كار مروان را بر او انكار كرد و نگفت بگذار بعدا و بصورت پنهانی قضیه را به او بگویم... (2) نمونه دوم: رفتار عزبن عبدالسلام (معروف به سلطان العلماء) با ملك الصالح ایوب: ملك الصالح بر شام حكومت می راند و به سبب اختلافی كه بین او برخی از عموزاده هایش پیش آمد در برابر نصاری از برخی از قلعه ها عقب نشینی كرد. پس از این واقعه عزبن عبدالسلام روز جمعه در جامع اموی (مسجد جامع مشهور دمشق) خطبه گفت و اینگونه دعا كرد: «خدایا بر این امت حكومتی قرار بده كه در آن اهل طاعتت عزیز شوند و اهل معصیتت ذلیل گردند و در آن به معروف امر شود و از منكر نهی شود» و فتوا به عدم جواز فروش اسلحه به نصاری، كه اسلحه خود را از دمشق می خریدند داد. سلطان از این مساله خشمگین شد و دستور به حبس عز بن عبدالسلام داد... پس از آن سلطان یكی از نزدیكان خود را به نزد او فرستاد تا برایش وساطت كند [آن شخص] به سلطان العلماء گفت: من برایت نزد سلطان وساطت می كنم تا تو را آزاد كند ولی تنها از تو یك چیز می خواهم و آن این است كه از سلطان عذرخواهی كنی و سرش را ببوسی. عزبن عبدالسلام در جوابش گفت: «مرا رها كن به خدا قسم راضی نیستم كه سلطان دستم را ببوسد! خداوند مرا از وضعیتی كه شما در آن هستید نجات داده است، ای قوم من در یك وادی هستم و شما در یك وادی دیگر.» سلطان برای دیدار با فرمانده نصاری به نزد آنان رفت و عزبن عبدالسلام را نیز به همراه خود برد اما او را در خیمه ای حبس كرد... در حالی كه سلطان در مجلس نصاری بود صدای عزبن عبدالسلام كه در خیمه خود در حال قرائت قرآن بود به گوششان رسید؛ سلطان گفت: آیا می دانید این صدای كیست؟ گفتند: خیر، گفت: این از بزرگترین كشیشان ماست (و نگفت از بزرگترین علمای ما) می دانید چرا او را حبس كرده ام؟ گفتند: خیر، گفت: چون به عدم فروش سلاح به شما فتوا داده است، نصاری در پاسخ او گفتند: به خدا اگر او كشیش ما بود پاهایش را می شستیم و آبش را می نوشیدیم! سلطان كه این را شنید از كار خود شرمگین شد و دستور به آزادی سلطان العلماء داد... نمونه سوم: موقف شیخ خضر حسین شیخ الازهر در برابر محمد نجیب رهبر كودتای مصر است. وقتی انقلاب مصر به پیروزی(3) رسید محمد نجیب اعلام كرد بین مرد و زن در قوانین مساوات برقرار خواهیم كرد.(4) شیخ ازهر وقتی این راشنید با محمد نجیب تماس گرفت و به او گفت: یا از حرفت برمی گردی و یا فردا من و جمعی از علمای الازهر كفن می پوشیم و به خیابان خواهیم آمد، یا مرگ و یا زندگی! محمد نجیب و جمعی از وزرا برای معذرت خواهی به نزد او آمدند و گفتند: ای امام، ما از تو معذرت می خواهیم، حرف ما اشتباه بود. شیخ گفت: از من معذرت نخواهید بلكه آن را اعلام كنید، آنها گفتند: اعلام كردن این مساله برای عموم مردم كار ساده ای نیست! شیخ در جواب گفت: ای محمد نجیب! یا از حرفت در برابر عموم معذرت می خواهی و آن را انكار می كنی و یا من فردا كفن پوشان به خیابان می روم. فردای آن روز محمد نجیب اعلام كرد روزنامه ها از قول او دروغ نوشته اند و او چنین سخنانی را نگفته است... اینگونه علم و ایمان، به علمای واقعی جرات گفتن حق را می دهد به طوری كه در گفتن آن از سرزنش هیچ كس باكی نداشته باشد --------------- (1) سنت رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در نماز عید بر این است كه اول نماز عید برگزار شده و پس از آن خطبه خوانده شود اما مروان می خواست اول خطبه بخواند و بعد نماز (به مانند نماز جمعه) بر اساس رای ابن حجر در «فتح الباری شرح صحیح بخاری» از آنجا كه خیلی از مردم در زمان مروان بعد از نماز خطبه را ترك می كردند او بر اساس اجتهاد خود می خواست به مانند نماز جمعه نماز را پس از خطبه برگزار كند. البته واضح است كه این خلاف سنت است و اجرای سنت رسول الله اولی و صحیح است همانگونه كه امت بر آن اتفاق كرده اند (مترجم) (2) و این البته اهمیت نصیحت پنهانی را نفی نمی كند بلكه هر وضعیتی نیاز به نوعی نصیحت دارد (گاهی اوقات پنهانی و گاهی علنی) (3) البته این انقلاب بیشتر یك كودتا بود تا انقلاب مردمی و توسط افسران آزاد و به رهبری محمد نجیب علیه حكومت پادشاهی رخ داد
نوشته:
اهل سنت جنوب
ساعت:
02:06 ق.ظ
تاریخ: پنجشنبه 24 خرداد 1386 |+|
|