تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
شبهات تاریخى - ازدواج پیامبر با زینب بنت جحش

پست: 441  |  موضوع مرتبط: عمومی

    

شبهات تاریخى - ازدواج پیامبر با زینب بنت جحش



پیامبراكرم ( صلى الله علیه و آله) در میان یهود و نصاراى زمان خویش، دشمنان كینه توزى داشت. اینان به رغم آن كه شاهد نزول آیات بودند، آن را انكار مى‏كردند، در حالى كه در كتاب‏هاى مقدس و پیشین خود، بشارت‏هایى را دیده و خوانده بودند كه (گواه و) تصدیق كننده‏ى پیامبر بود و اهل كتاب را به پیروى از پیامبر فرا مى‏خواند، اما آن را انكار مى‏كردند و نمى‏پذیرفتند...

 

در هر زمانه‏اى، این دو شیوه انكار و لجاجت پیروانى داشته است كه بر راه و روش پیشینیان خود بوده‏اند. اینان در آن چه اعتقاد داشتند، تعصب مى‏ورزیدند كه از تحقیق علمى و پژوهش غیرجانب‏دارانه، بازشان مى‏داشت. در نتیجه خاتم الانبیا ( صلى الله علیه و آله) را بزرگ‏ترین دشمنى مى‏پنداشتند كه مشروعیت‏بقاى راه و روش انكار و لجاجت را بر باد مى‏داد. از این رو تلاش نمودند حقیقت نبوت خاتم‏الانبیا ( صلى الله علیه و آله) را سلب كرده، ایشان را فقط نابغه‏اى قرار دهند كه بر عرب حكم راند و این وضع براى هر نابغه‏اى مانند ایشان پیش مى‏آمد، اما چون در سیره و كردار پاكش، آن چه مؤید نظریه و خواسته شان باشد نیافتند، با خیال و پندار خود افسانه‏هایى بافتند و آن را به ایشان انگ زدند، تا در نبوتش خدشه وارد كنند. همه‏ى آن چه را در این باره (و بدین منظور) بافتند، تاریخ تكذیب مى‏كند. آنان بدین وسیله ملت و امت‏خود را فریب مى‏دهند تا از گسترش اسلام میانشان جلوگیرى كنند. 

 

از شمار این پندارهاى نادرست موارد مربوط به زندگى زناشویى پیامبر ( صلى الله علیه و آله) است. وضع اعتقادى و اجتماعى خیال‏بافان، آنان را بر بافته‏هاى یاوه‏ى خود یارى كرد. وضع آنان بدیشان اجازه نمى‏داد جز بیش از یك همسر داشته باشند، به رغم آن كه راه براى روابط جنسى بى‏حد و مرز باز مى‏گذاشت، حتى براى مرد و زنى كه ازدواج كرده باشند، تا آن اندازه كه بیشتر ملت‏هاى اروپایى اعتقاد داشتند: ضرورتى براى بودن مرد در خانه نیست، زیرا به هر حال خانه از مرد خالى نمى‏ماند، گر چه مردانى باشند كه با همسر شوهر دوست‏اند یا این كه زن مى‏توانست مادر باشد بى آن كه نیاز باشد به صورت سنتى ازدواج كند كه مجبور باشد فقط با یك مرد رابطه داشته باشد!

معتقدان بدین فرهنگ در پى نكته‏اى قابل خدشه در زندگى زناشویى پیامبر ( صلى الله علیه و آله) بودند. از این رو با پندار و خیال، افسانه‏هاى عشقى و رمانتیك بافتند و همان را دلیل ازدواج پیامبر ( صلى الله علیه و آله) با زینب بنت جحش - كه شوهر كرده بود - دانستند و مى‏پنداشتند پیامبر كارى كرد كه شوهرش او را طلاق دهد تا خود بتواند با زینب ازدواج كند!

افسانه ‏هایشان چنین مى‏گوید:

«زینب بنت جحش با زید بن حارثه ازدواج كرده بود. روزى پیامبر ( صلى الله علیه و آله) به خانه‏ى زید رفت و او را صدا زد، اما وى را در خانه نیافت. در خانه‏ى او پرده‏اى بیش نبود و باد وزید و پرده كنار رفت و زینب از پشت آن دیده شد. وى زنى زیبا و دل ربا بود كه مانندش را محمد پیش‏تر ندیده بود. از این رو از زیبایش شگفت زده شد و از پشت پرده با زینب سخنانى گفت، سپس برگشت، در حالى كه در دل عشق زینب را داشت!    

 

هنگامى كه زید به خانه برگشت، زینب ماجرا را بدو گفت و زید دانست پیامبر عاشق زینب شده، از این رو وى را طلاق داده، آن گاه محمد با او ازدواج كرد!»

در ابتدا افسانه بسیار احساس برانگیز است و به حقیقت‏باید چنین باشد براى هر كه نداند زینب كیست و چگونه با زید ازدواج كرد و چه سان زید طلاقش داد، آن گاه چگونه پیامبر با زینب ازدواج كرد. اما براى كسى كه به همه یا جزیى از حقیقت آگاه باشد، این افسانه، خرافه‏اى بیش نیست كه در برابرش رنگ باخته، مى‏داند این داستان، نمونه‏اى از كارهاى برخى شرق شناسان براى تشویه و زشت جلوه دادن كردار و سیره‏ى نبوى است تا به اغراض و اهداف تبلیغات مسیحى میان مسلمانان دست‏یابند. در این صورت، حقیقت كدام است؟     

 

نخستین حقیقت:

براى از بین بردن این افسانه، از پایه و اساس، كافى است كه بدانیم زینب كیست و پیش از ازدواج با زید، چه نسبتى با پیامبر داشته است. زینب دختر امیمه دختر عبدالمطلب، عمه‏ى رسول‏الله است! پس وى دختر عمه‏ى پیامبر ( صلى الله علیه و آله) است كه كنار و نزدیك رسول‏الله رشد و نمو كرد. زینب در كودكى و جوانى نزدیك و كنار پیامبر بود و رسول خدا وى را پیوسته مى‏دید و پیش از آن كه حجاب بر زنان واجب شود، زینب را مشاهده مى‏كرد. در این صورت چرا در آن زمان، جمال و زیبایى زینب، پیامبر را مسحور و جادو نكرد؟ ! اگر پیامبر مایل به ازدواج با زینب بود، چیزى مانعى نبود، بلكه باعث افتخار و شادمانى زینب و خانواده‏اش بود! اگر فقط همین حقیقت را بدانیم، دیگر كوچك‏ترین ارزش و اثرى براى آن افسانه‏ى ساختگى نمى‏ماند...

در ادامه حقایقى دیگر مى‏آید كه این افسانه‏ى خیالى و شگفت آور را سبك و سست مى‏كند.  

 

دومین حقیقت:

چگونه زینب با زید ازدواج كرد؟

پیش از آن كه پیامبر مبعوث و برانگیخته شود، زید را پسر خوانده‏ى خود كرد. وى نزد پیامبر رشد كرد و «زید بن محمد» نامیده شد.

سومین كسى كه پس از خدیجه و على (علیهم ا
لسلام) در خانه‏ى پیامبر اسلام آورد، زید بود. پیامبر وى را بسیار دوست داشت و تصمیم گرفت او را با خانواده‏اى هاشمى وصلت و پیوند دهد تا جایگاه و موقعیتش را بالا برد، تا مسلمانان بدانند مرد مؤمن هم شان و كفو زن مؤمن است و پس از ایمان آوردن، فخر فروشى به خاطر اصل و نسب ارزشى ندارد.

پیامبر به خانه‏ى عمه‏اش رفت تا دخترش، زینب، یعنى دختر عمه‏ى هاشمى و قریشى رسول‏الله را براى زید كه در عرف قریشیان، در شمار بردگان و خدمت‏گزاران بود، خواستگارى كند. این امر بر زینب سخت و دشوار آمد و خواسته‏ى رسول‏الله را نپذیرفت. برادر زینب پشتیبان خواهر بود، اما پیامبر كه نویدآور مكارم اخلاق براى آموزش آن به مردم بود، مى‏خواست‏خود نخستین كسى باشد كه پاى بند اخلاق باشد و بدان عمل كند، تا در عمل و كردار، اخلاق را به مسلمانان یاد داده، جزیى از فرهنگشان باشد... از این رو برخواسته‏ى خود به زینب و برادرش پافشارى كرد، اما آن دو نمى‏پذیرفتند، تا آن كه خداى بلند مرتبه، سخن والاى خود را فرو فرستاد:

هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد. (1)

پیامبر بر زینب و برادرش این آیه را خواند، سپس به زینب فرمود: زید را به عنوان همسر تو مى‏پسندم. زینب عرض كرد: به آن چه رسول‏الله مى‏پسندد، راضى‏ام! بدین گونه ازدواج انجام شد.

دومین حقیقت نیز، آن افسانه را از بین مى‏برد، زیرا مى‏توان گفت چرا در تمام این مدت كه پیامبر ( صلى الله علیه و آله) با زینب سخن مى‏گفت و وى ازدواج با زید را نمى‏پذیرفت، چرا پیامبر وى را براى خود خواستگارى نكرد؟ این چنین است كه افسانه‏هاى غرض ورزان، سست‏تر از تار عنكبوت است!

سومین حقیقت:

زید، غلام و پسر خوانده‏ى رسول‏الله با زینب، دختر عمه‏ى پیامبر ازدواج كرد، اما زندگى مشترك آن دو دوام نیافت. زینب كه براى خشنودى رسول‏الله راضى به ازدواج شده بود، نتوانست از نخوت و خودبزرگ بینى‏اش دست‏بكشد. وى شریف‏ترین نسب عرب را داشت و از همه به رسول‏الله نزدیك‏تر بود و زید در خانه‏ى اینان، خدمت‏گزار بود!

زید مؤمن و فروتن، این بزرگ بینى را بر نمى‏تافت و به پیامبر شكایت‏برده، متمایل به طلاق دادن زینب بود، اما پیامبر او را به شكیبایى مى‏خواند اما مى‏دانست‏خود بزرگ بینى به آسانى از دل‏ها نمى‏رود. در جامعه‏اى كه برخورد با مردم فقط بسته به نسب و ثروت بود، پیامبر نخستین تجربه را مى‏نمود شاید بتواند سنت تفاخر به اصل و نسب و ثروت را بشكند، كه شاید با گذشت زمانى دراز و نبوغ و برترى نسل‏هاى آتى و تكرار این تجربه با زنانى دیگر كه از سنت پیامبر پیروى كنند، جفا كارى از بین رفته و مردمان بر دوستى و یك رنگى و همدلى برانگیخته شوند.

زید كه هر روز دست‏به گریبان مشكلش بود، دیگر نمى‏توانست تحمل كند و شكیبایى ورزد. از این رو پیوسته به احترام پیامبر بدو رجوع مى‏كرد، زیرا ایشان زید را همسر داده، و پیامبر هر بار به زید مى‏فرمود: «همسرت را داشته باش!» .

روزها مى‏گذشت و وضع میان زید و همسرش زینب بحرانى‏تر مى‏شد. وحى رسید و به پیامبر خبر از آن داد كه در دل داشت، اما به سبب ترس از حرف مردم پنهان مى‏داشت، زیرا پیامبر، رهبر و الگوى مردم بود. در این هنگام زید آمد و به پیامبر خبر داد روابط میان او و زینب به حد انفجار رسیده، هر دو به نتیجه‏ى طلاق رسیده‏اند. آن چه را پیامبر در همین باره در دل پنهان مى‏داشت، اكنون بر زبان آورد كه فرمایش خداى بلند مرتبه بود: (2)

(به خاطر بیاور) زمانى را كه به آن كس كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودى (به فرزند خوانده‏ات «زید») مى‏گفتى: همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهیز! (و پیوسته این امر را تكرار مى‏كردى) ; و در دل چیزى را پنهان مى‏داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‏كند، و از مردم مى‏ترسیدى در حالى كه خداوند سز
اوارتر است كه از او بترسى!»

آن چه را پیامبر به خاطر ترس از (حرف و حدیث) مردم پنهان مى‏داشت، چه بود؟

خداوند مى‏خواست‏حكمى را ثابت كرده، روش دیگرى را به مردم بیاموزاند كه مخالف و ناهمخوان با احكام و آداب جاهلیت‏بود. اگر عرب‏ها كسى را پسرخوانده‏ى خود مى‏كردند، بدو نسبت‏خود را داده، وى را فرزند و پسر خویش مى‏شمردند و دیگر او را منسوب به پدر واقعى‏اش نمى‏نمودند، كه ستمى آشكار بود. قرآن به اینان مى‏فرمود:

«آنان را به نام پدرانشان بخوانید كه این كار نزد خدا عادلانه‏تر است.» (3)

و از آن رو كه پسرخوانده‏ها منسوب به ارباب (و پدر خوانده‏ها) مى‏شدند، آن چه را بر فرزندان واقعى خود حرام مى‏دانستند، بر اینان (فرزند خوانده‏ها) نیز روا نمى‏دانستند. خداوند مى‏خواست نهایت و پایانى براى این سنت‏بنهد، از آن رو كه بر پایه‏ى درستى بنا نشده بود; وانگهى مى‏خواست پیامبر نخستین كسى باشد كه این سنت را گسسته، معارف جدیدى در اسلام پایه گذارى كند. از این رو خدا دستور داد پس از آن كه زید - كه بدو زید بن محمد مى‏گفتند - زینب را طلاق گفت، پیامبر با وى ازدواج كرده، زید را به نسبت درستش یعنى زید بن حارثه برگرداند:

«هنگامى كه زید نیازش را از آن زن به سر آورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآوریم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان - هنگامى كه طلاق گیرند - نباشد; و فرمان خدا انجام شدنى است (و سنت غلط تحریم این زنان باید شكسته شود) .» (4)

آن چه برشمردیم، حقایق ازدواج پیامبر با زینب بود، كه آن چه را غرض‏ورزان با پندار و خیال خود بافته بودند، از بین مى‏برد! هرگاه شبهه‏اى به منظور كاستن شان و جایگاه پیامبر و اهل بیتش، در این جا و آن جا بشنویم یا ببینم، مانند این افسانه، ما را به پژوهش پیوسته براى دست‏یابى به حقایق تاریخى فرا مى‏خواند.

پس از این ماجراها زینب به عنوان یكى از همسران پیامبر وارد خانه‏ى ایشان شد و به همسرى خویش افتخار كرده، مى‏گفت: خداوند مرا به ازدواج پیامبرش درآورد و درباره‏ى من آیه‏اى نازل كرد كه تبدیل نمى‏شود و تغییر نمى‏پذیرد و مسلمانان آن را مى‏خوانند.

عموهاى زینب نیز بدین پیوند افتخار كرده، با رقیبان خود، در شمار آن چه به عنوان افتخار برمى‏شمردند، مى‏گفتند:

آیا زنى میان شما هست كه از آسمان‏هاى هفت‏گانه‏ى بالا خداوند او را به ازدواج پیامبر در آورده باشد؟ !

ویژگى زینب میان دیگر همسران پیامبر این بود كه در درجه‏ى دوم پس از خدیجه قرار داشت و به فقیران و نیازمندان بسیار انفاق و بخشش مى‏كرد. خداوند با ثروتى كه به خانواده‏ى زینب بخشیده (و به وى رسیده) بود، وضع را بر وى راحت كرده، پیوسته و بى آن قطع شود، بخشش و دهش مى‏كرد، گر چه دباغى مى‏نمود و حصیر مى‏بافت و مى‏فروخت و پولش را صدقه مى‏داد و با جارى‏هاى خود به نیكى سخن مى‏گفت. روزى پیامبر كه با زنان خود نشسته بود فرمود: «آن كه دستش درازتر است، زودتر (دربهشت) به من مى‏پیوندد» . در وهله‏ى نخست، مردم از این فرمایش، ظاهر لغوى آن را برداشت كرده، دست‏هاى خود را مى‏كشیدند تا ببینند دست كدام یك درازتر است، اما بعد فهمیدند مقصود پیامبر این است كه كدام یك بیشتر در راه خدا بخشش و دهش دارد، كه كسى جز زینب دختر جحش نبود. وى نخستین زن (از همسران رسول‏الله) است كه پس از وفات پیامبر بدو پیوست.

 



 

دربعضی از كتب تفاسیر به این واقعه اشاره شده است ولی تمامی انها از نظر علمی بی ارزش واز لحاظ سند ساقط وموضوع ( یعنی دروغ ) میباشد  

بررسی بعضی از روایات موضوع در این ضمینه در كتب تفسیر

 

1-        در تفسیرابن جریرطبری دركتاب جامع البیان (22/12)در تفسیر أیه { وإذ تقول للذی أنعم الله علیه وأنعمت علیه أمسك علیك زوجك واتق الله ، و تخفی فی نفسك ما الله مبدیه ، و تخشى الناس والله أحق أن تخشاه ، فلما قضى زید منها وطراً زوجناكها لی لا یكون على المؤمنین حرج فی أزواج أدعیائهم إذا قضوا منهن وطراً وكان أمر الله مفعولاً } [الأحزاب/37]. 

2-        امام رازى در كتاب تفسیر رازى (13/184) وهمچنین به روایت موضوع ذكر كرده است . 

 

3-        وابن القیم در كتاب الجواب الكافی (ص 247) 

به روایت موضوع ذكر كرده اند.

 

4-        وامام : الزمخشری در كتاب تفسیرش (3/262)  

به روایت موضوع ذكر كرده اند.

 

*روایت موضوع: یعنى حدیثى كه سند ندارد یعنى ضعیف است و مصداقیت ندارد وبالتالى جایز نیست روى چنین احادیثى تكیه كرد، چون حكم دروغ بودن بیشتر دارد از راست بودن، بنا براین نمى تواند دلیل مثبت باشد.

 

*چرا این روایات در كتب مذكور  ذكر شده است ؟   

 

*اولا : از جمله عوارض بشرى مانند خشم وفراموشى وغیره بحساب آورده اند .

 

*ثا نیا : در نقل أسانید ومتن روایات دقت نكردند .   

 

*ثالثا : هرچه در كتابها ذكر میشود همه اش صدرصد صحیح نیست مگر كتاب الله ( القرأن ).

 

*رابعا  : ما ازخداوند طلب مغفرت وآمرزش برایشان داریم ، وازاو میخواهم تا ایشان را پاداش نیكو عطاء كند ، چون ایشان در مسئله اجتهاد كرده اند .       

 

*تنبیه : روایتهائیكه در این كتب تفسیر وهچنین كتب دیگر  بهمین معانی ذكر شده

أصلاً صحیح نمیباشد

ونسبت دادن این مسئله برسول الله صلى الله علیه وآله وسلم جهل ونادانیست .  

 

·  این روایتها از لحاظ متن وسند صحیح نمیباشد وأهل اختصاص حدیث این روایتها را از  لحاظ متن وسند نقد   كرده اند .

 

 

*أقوال علماء اسلام  : 

 

*ابن العربی دركتاب أحكام القرأن میفرماید : (هذه الروایات كلها ساقطة الأسانید) أحكام القرآن (3/1543) . 

 

*این روایتها هیچ كدام سند صحیحی ندارند.


*امام القرطبی دركتاب الجامع لأحكام القرأن میفرماید : این أقوال از كسى صادر میشود كه عصمت وپاكدامنی رسول الله را ندانسته است یا اینكه حرمت وبزرگوارى رسول الله  را نادیده بگیرد .

 

 * فهذا إنما صدر عن جاهل بعصمة النبی صلى الله علیه و آله وسلم عن مثل هذا ، أو مستخف بحرمته .    الجامع  لأحكام القرآن     (14/191) .

 

*ابن حجر در كتاب فتح الباری دراین باره  میفرماید : بعضى روایت از أبی حاتم وامام طبرى وبعضی از مفسرین روایت شده كه درست نیست خودرا به  ان مشغول كنیم .

 

*و قال ابن حجر: وردت آثار أخرى أخرجها ابن أبی حاتم والطبری و نقلها كثیر من المفسرین لا ینبغی التشاغل بها . فتح الباری (8/524) .  

 

 

 

*علماء معاصرین در این مسئله :

   

*الشیخ محمد رشید رضا

 

*این گفتار در شأن ومقام رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم جایز نیست وباید رسول الله را از این أقوال بیهوده بدور بدانیم .  

 

*یقول الشیخ محمد رشید رضا : وللقصاص فی هذه القصة كلام لا ینبغی أن یجعل فی حیز القبول ، و یجب صیانة النبی صلى الله علیه وآله وسلم عن هذه الترهات التی نسبت إلیه زوراً و بهتاناً . كتاب محمد رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ( ص 275) .   

 

*قول صحیح در این مسئلة :  

 

*ازدواج رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم با زینب دختر جحش درذی القعده در سال پنجم  هجرى و سن زینب 35 سال بود      ابن سعد فی الطبقات (8/114

 

*أمام بخارى میفرماید :

 

*زید خدمت حضرت آمد واز زنش شكایت میكرد ورسول الله صلى الله علیه وآله وسلم میفرمود از خدا بترس زنت را در عصمت زن وشوهرى نگاه دار .  

 

*عایشه رضی الله عنها میفرمود كه ا


نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 02:06 ق.ظ تاریخ: پنجشنبه 24 خرداد 1386 |+|