تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
معاویه مردم را به سب علی از بالای منابر اجبار می‌كرد!!!

پست: 279  |  موضوع مرتبط: عمومی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

معاویه مردم را به سب علی از بالای منابر اجبار می‌كرد!!!

معاویه بن ابی‌سفیان [كاتب وحی] چنانكه می ‌گویند مردم را به دشنام دادن و لعن علی بن ابیطالب بر روی منابر مساجد مجبور می ‌كرد. همچنان كه مورخان مى گویند، و مسلم در صحیح خود در فصل فضائل علی بن ابیطالب شبیه این را آورده است و معاویه در همه شهرها به كارگزاران خود دستور داده بود كه آن لعنت را به عنوان سنت قرار داده تا خطبا در همه جا بر روی منابر آن را تكرار كنند.

می ‌گویند: معاویه مردم را وادار به لعن علی بر منابر می‌كرد، ادعایی است كه نیاز به دلیل دارد، همچنان كه نیاز به صحت نقل دارد . معاویه -رضی الله عنه- از چنین تهمتی مبراست. علت آن اثبات فضائل او در دین است. او كاتب وحی پیامبر -صلى الله علیه وسلم- خداست[مسلم در صحیح خود از ابن‌عباس روایت می كند كه ابوسفیان از پیامبر تقاضای سه چیز نمود و او پذیرفت و از میان آن سه چیز یكی اینكه معاویه را كاتب خود قرار دهد. پیامبر هم پذیرفت.) صحیح مسلم 4/1945. و ابن‌عساكر می ‌گوید صحیح ‌ترین روایتی كه درباره فضیلت معاویه وارد شده حدیث ابوحمزه از ابن عباس است كه او از روزی كه اسلام آورد كاتب پیامبر بود. ابن‌كثیر البدایة و النهایة 8/125]. در سنن ترمذی با سند صحیح از حدیث عبدالرحمن بن عمیره روایت است كه پیامبر -صلى الله علیه وسلم- درباره معاویه گفته است: «بار خدایا او را هادی و مهدی قرار ده و به وسیله او دیگران را هدایت كن»[ترمذی، كتاب المناقب، فصل مناقب لمعاویة 5/687، و می‌گوید این حدیث حسن غریب است و آلبانی این حدیث را تصحیح نموده است و در سلسلة الاحادیث الصحیحة 4/615 می‌گوید: رجال آن همگی ثقات و از رجال مسلم بوده و حق آن تصحیح است) و می‌ گوید: روی هم رفته این حدیث صحیح است].
 او در میان امت دارای سیرتی نیكو بوده است و بعضی از صحابه و بزرگان تابعین او را ثنا گفته و به وسیله دین، علم، عدل، حلم و بقیه صفات نیكو از او یاد كرده ‌اند.

هنگامی كه عمر بن خطاب-رضی الله عنه- او را والی شام نمود گفت: «معاویه را جز با نیكی یاد نكنید»[ابن كثیر البدایة و النهایة 8/125]. علی-رضی الله عنه- بعد از بازگشت از صفین می‌ گفت: «ای مردم! از امارت معاویه ناراحت نباشید، اگر او را از دست بدهید، می بینید كه سرها چون حنظل بلند خواهد شد»[همان منبع].
از ابن عمر –رضی الله عنهما- روایت شده است كه می‌ گوید: «بعد از رسول خدا حكمران ‌تر از معاویه كسی را ندیده ‌ام، به او گفته شد حتی پدرت، گفت: پدرم عمر -رضی الله عنه- از معاویه بهتر است و اما معاویه حكمران‌ تر از او بود»[الخلال، السنة 1/443، ذهبی: سیر الاعلام النبلاء 3/152، ابن كثیر: البدایة و النهایة 8/137]. و از ابن ‌عباس روایت شده است كه می ‌گوید: «فردی را كه به حكومت مناسب‌ تر از معاویه باشد ندیدم»[ ابن كثیر البدایة و النهایة 8/137]. و در صحیح بخاری آمده است كه به ابن ‌عباس گفته شد: «آیا تو مثل امیرالمؤمنین معاویه انجام می ‌دهی او جز یك ركعت وتر نمی ‌خواند، گفت: او فقیه است»[بخاری كتاب الفضائل الصحابة، فتح الباری 7/103 ح 3765].

از عبدالله بن زبیر روایت شده است كه می ‌گوید: آفرین بر پسر هند [یعنی معاویه] ما او را می ‌ترساندیم و شیر از او جسورتر نبود، اما برای ما تظاهر به ترس می ‌كرد، ما او را بازی می ‌دادیم و در روی زمین زیرك‌ تر از او وجود نداشت .اما تظاهر می ‌كرد كه فریب ما خورده است، به خدا قسم مادامی كه بر این كوه – قبیس- سنگ وجود دارد دوست داشتیم از او بهره و استفاده ببریم[ابن كثیر البدایة و النهایة 8/138]. از قتاده روایت شده است می‌ گوید: «اگر یكی مانند عمل یك شب معاویه را انجام می ‌داد اغلب شما می‌ گفت این مهدی است»[الخلال السنة 1/438]. و مجاهد گفته است: «اگر معاویه را می دیدید می گفتید او مهدی است»[همان منبع و ابن كثیر: البدایة و النهایة 8/137]. و زهری می ‌گوید: «عمل معاویه به سیرت عمر بن خطاب است كه گذشت سالها در آن نقصی به وجود نمی‌ آورد»[الخلال: السنة 1/444 و محقق می‌گوید روایت صحیح است].

از عدل عمر بن عبدالعزیز در نزد أعمش سخن گفته شد، گفت: اگر معاویه را می ‌دیدید چه می ‌گفتید؟ گفتند: ای ابومحمد یعنی در حلم او؟ گفت: خیر! بلكه در عدالتش[الخلال : السنة 1/437]. از معافی پرسیده شد: «معاویه برتر است یا عمر بن عبدالعزیز؟ گفت: معاویه از ششصد فرد مثل عمر بن عبدالعزیز بهتر بود»[همان منبع]. آثار متعددی در این مورد از سلف وارد شده است. من فقط بعضی از آن را ذكر كردم. علما و محققان در سیرت و تاریخ و علما رجال نیز بر معاویه ثنا كرده‌اند، ابن قدامه مقدسی می‌ گوید: «معاویه دایی مؤمنان و كاتب وحی و یكی از خلفای مسلمین بوده است»[لمعة الاعتقاد و الهادی الی سبیل الرشاد ص 33].

شیخ الاسلام ابن‌تیمیه می ‌گوید: «علما اتفاق دارند بر اینكه معاویه بهترین حاكم این امت بوده است، چهار نفر قبل از او خلفای نبوت بوده ‌اند و او اولین حاكم است كه دوران او عصر حكومت و رحمت بود»[مجموع الفتاوی 4/478]. و می ‌گوید: «از حكام مسلمان كسی از معاویه بهتر نبوده است و مردم در دوران هیچ حاكمی بهتر از زمان معاویه نبوده‌ اند»[منهاج السنة 6/232].

ابن‌كثیر در شرح حال معاویه-رضی الله عنه- می ‌گوید: «ملت همگی در سال چهل و یك بر بیعت او اتفاق نمود و تا همین سال كه وفات نمود حكومت مستقلاً در دست او بود و جهاد در سرزمین دشمن ادامه داشت و كلمه الهی برتر بود، غنیمتها از سرزمینهای پهناور به سوی او می ‌آمد و مسلمانان با او در عدالت و آسایش و عفو و بخشش زندگی می كردند»[البدایة والنهایة 8/122]. ابن ابی‌الغز حنفی می‌گوید: «معاویه اولین حاكم مسلمان و از بهترین حكام بود»[ شرح عقیدة الطحاویة ص 722]. ذهبی درباره او می‌گوید: «امیرالمؤمنین حاكم اسلام است»[سیر الاعالم النبلاء 3/120]. می ‌گوید: «معاویه از بهترین حكام بود كه عدلش بر ظلمش پیش گرفته بود»[همان مصدر 3/159].  اگر این در مورد معاویه درست باشد، بسیار بسیار بعید است كسی كه سیرتش این باشد، مردم را به لعن علی بر سر منابر وادارد، آن هم شخصی كه فضیلتش بر همه روشن است، و معنای این سخن این است آن همه سلف امت و اهل علم بعد از آنها همگی معاویه را تبرئه كرده ‌اند. باید بدانیم كه پیامبر می ‌فرماید: امت من بر ضلالت اتفاق نمی ‌كند[ابن ابی عاصم در (السنة) از حدیث انس –رضی الله عنه- آن را روایت نموده است ص 41 شماره 2-3-4 و هیثمی در مجمع الزوائد 5/218، و آلبانی در ظلال الجنة آن را تحسین نموده است چاپ شده با (السنة) ص41-42 و سلسلة الاحادیث الصحیحة 3/319- 320 شماره 1331].  هر كس كه سیرت معاویه، سیاستمداری، حلم، بردباری، گذشت و نیك رفتاری او با رعیت را بشناسد می ‌داند این ادعاها از دروغهای بزرگ و روشن است. چون معاویه در صبر ضرب المثل و اسوه نسلها بود، عبدالملك بن مروان كه نزد او معاویه ذكر كرده شده ‌گفت: من مثل حلم و صبر و كرم او ندیده ‌ام[ البدایة و النهایة ابن كثیر 8/138].قبیصه بن جابر گفته است: «من سیاستمدارتر، صبورتر، دورنظرتر و نرمتر و با سعه صدر كه با مسائل با نیكی برخورد كند از معاویه بهتر ندیده ام»[البدایة و النهایة 8/138].  ابن‌كثیر نقل كرده‌ است: فردی حرف بدی به معاویه زد، به او گفته شد: ای كاش تنبیهش می‌ كردی! گفت: من از خدایم شرم می ‌كنم كه حلم و صبر من با گناه یكی از رعیتم تنگ آید[همان منبع].

مردی به معاویه گفت: من پستتر از تو ندیده ‌ام، معاویه گفت: آری چه مردانی كه چنین مواجهه نشده‌ اند[صحیح مسلم كتاب الفضائل الصحابة 4/187]. آیا معقول است كه حلم معاویه شامل نادانان و عوامی كه علناً در مقابل او كه امیرالمومنین بود و بر او بد می ‌گفتند، بشود آنگاه بعد از آن دستور به لعن خلیفه راشد علی بن ابی‌طالب بر منابر را بدهد، و عمالش را امر به آن كند! كه قضاوت را به اهل عقل و اندیشمندان واگذار می ‌كنیم.


اما استدلالی كه در با لا امد
 آن افترایی را كه به صحیح مسلم نسبت داده اند. در آن هیچ حجتی بر گفته ‌اشان نیست، كه قصد انان اشاره به حدیث عامر بن سعد بن ابی وقاص از پدرش است كه می‌ گوید: «معاویه بن ابی‌سفیان به سعد گفت كه چه چیز تو را از دشنام گفتن به ابوتراب منع نمود؟ گفت: آن سه موردی كه ذكر نمودی كه رسول خدا-صلى الله علیه وسلم- برایش ذكر كرده‌ سب او نكردم. اگر یك مورد از آنها برای من باشد آن از شتران سرخ برایم بهتر است...».نووی در شرح صحیح مسلم می‌گوید: «در این گفته معاویه این تصریح وجود ندارد كه به سعد دستور دشنام او داده باشد، بلكه از سبب و مانع از دشنام سوال كرده است، مثل اینكه بپرسد: آیا بخاطر پرهیزكاری یا ترس و یا چیز دیگری از این كار امتناع كرده‌ای، اگر به خاطر تقوا و اجلال او از این كار امتناع كرده‌ای كارت صحیح است. اگر به دلیل دیگر باشد جواب دیگری دارد، گویا كه سعد در میان گروهی بوده است كه او را دشنام می‌ دادند و او در این كار با آنها امتناع كرده‌ است، و از انكار عاجز بوده و یا اینكه انكار كرده‌، و این سوال را از او پرسیده است، گفته اند، احتمال دیگری وجود دارد، كه معنای آن اینست چرا از اشتباه دانستن رای و اجتهاد او امتناع كردی، برای مردم اجتهاد و رأی درست ما را روشن كرده‌ و اشتباه او را ظاهر می‌كرد»[شرح صحیح مسلم 15/175].قرطبی در تعلیق وصف علی توسط ضرار صدائی و ثنای او در حضور معاویه و گریه معاویه به سبب آن و در تصدیق ضرار می‌گوید: «این سخن دلیل شناخت و معرفت معاویه به فضیلت و منزلت و مكانت و حق بزرگ اوست و در چنین وضعیتی بعید است معاویه با عقل و دین و حلم و كرم اخلاقی كه داشته، دستور به دشنام و لعن علی داده باشد و اغلب روایاتی كه در این مورد نقل شده نادرست و دروغ است و درستترین گفته كلامی است كه به سعد بن ابی ‌وقاص گفته است كه در آن دشنام به طور صریح وجود ندارد. بلكه پرسشی است از سبب امتناع او از دشنام گفتن، تا اینكه آنچه در قلب او نهفته است یا ضد آنرا از او در بیاورد، همچنان كه از جواب او پیدا است و هنگامی كه معاویه آن را شنید سكوت كرد و موافقت نمود، و حق مستحق را به جا آورد»[المفهم، قرطبی 6/278].آنچه من از این امر می‌ فهمم [و الله اعلم] این است كه معاویه آن سخن را به عنوان شوخی و كنایه به سعد گفته و می ‌خواست بعضی از فضائل علی-رضی الله عنه- را ظاهر كند، چون معاویه مردی زیرك بوده و با مردان درافتاده تا رازهای آنها را بشناسد، و می‌ خواست آنچه را كه درباره علی-رضی الله عنه- در دل سعد بود بداند. به همین دلیل سوالش را به این شكل پرسیده است و درست شبیه این را از ابن عباس پرسیده و گفته تو از ملت علی هستی؟ ابن‌عباس به او گفته، حتی بر ملت عثمان هم نه، من بر ملت رسول خدا هستم[ابن بطه: الابانه الكبری 1/355، الصغری ص145، لالكائی: شرح اصول اعتقاد اهل السنه 1/94]. معلوم است كه گفته معاویه به ابن‌عباس در اینجا بعنوان مطالبه و مداعبه است و گفته‌ اش به سعد نیز از همین نوع است. اما ادعای آ نان درباره دستور معاویه به دشنام دادن علی به چند علت خیلی بعید است كه از معاویه-رضی الله عنه- مثل آن صادر شود:

اول: اینكه خود معاویه علی را دشنام و لعن نكرده‌ تا دیگران را بدان امر كند، بلكه او را تعظیم كرده‌ و به فضیلت و سابقه او در اسلام همچنان كه اقوال ثابت او دلالت می‌ كند اعتراف كرده است.

ابن‌كثیر می‌گوید: از چند جهت آمده است كه ابومسلم خولانی و گروهی پیش معاویه رفته و به او گفتند، آیا با علی نزاع می‌ كنی آیا تو مثل او هستی[البدایه و النهایه، ابن كثیر 8/132].

گفته است به خدا قسم من می ‌دانم او بهتر و افضل تر و مستحق‌تر از من به حكومت است... .

ابن‌كثیر نیز از جریر بن عبدالحمید از مغیره روایت می‌ كند وقتی كه خبر قتل علی به معاویه رسید گریه نمود، همسرش به او گفت: برایش گریه می‌ كنی در حالی كه با او می‌ جنگیدی؟ گفت: وای بر تو، نمی ‌دانی كه مردم چه فضل و فقه و علمی را از دست داده‌ اند[البدایه و النهایه، ابن كثیر 8/132].

آیا در هیچ عقل و دینی درست درمی‌آید كه معاویه دستور به دشنام علی بدهد و درباره او چنین اعتقادی داشته باشد!!

دوم: اینكه با هیچ نقل درستی شنیده نشده است كه معاویه در هنگام جنگ با علی در زمان حیاتش با او در اثنای جنگ سب و شتم كرده‌ باشد، آیا معقول است كه بعد از انتهای جنگ و بعد از وفات او دستور دشنام دادن به او را داده باشد، این در نزد عقلا خیلی بعید و بعیدتر از آن این است كه مردم را بر چنین كاری وادار كرده باشد.

سوم: اینكه معاویه مردی زیرك و دانا بوده و به عقل و فراست و باهوشی مشهور بود. اگر می‌ خواست كه مردم را به دشنام دادن علی بخواند [كه این كار از او ناممكن است] آیا چنین كاری را از سعد بن ابی ‌وقاص كه مردی با فضیلت و تقوی بوده و اصلا در این فتنه دخالت نكرده‌ درخواست می ‌كرد؟ این كاری است كه كم‌ عقل‌ترین و كم‌تدبیرترین فرد نیز انجام نمی دهد، چه برسد به اینكه آن فرد معاویه باشد.

چهارم: معاویه بعد از سازش حسن بن علی-رضی الله عنهما- خلافت را به تنهایی به دست گرفت و دلها بر او جمع شده و سرزمینها مطیع او شد برای او چه سودی در بدگویی به علی وجود دارد؟ بلكه حكمت و سیاست نیك او اقتضای غیر این را دارد، چون سبب آرامش دلها و آرام شدن اوضاع می‌ شود، این چیزی نیست بر معاویه كه امت بر تدبیر و سیاست مداری او گواهی داده است مخفی بماند.

پنجم: اینكه بین معاویه بعد از به دست ‌گرفتن خلافت و بین فرزندان علی الفت و تقاربی بود كه در كتب تاریخ و سیرت مشهور است از آن جمله اینكه حسن و حسین به نزد معاویه آمده و به آنها دویست هزار درهم عطا كرده‌ و گفت: قبل از من كسی چنین عطایی نكرده است و حسین به او گفت: به كسی بهتر از ما داده نشده است[البدایه و النهایه، ابن كثیر 8/132]. یك بار حسن به نزد معاویه داخل رفت و به او گفت: خوش آمدی ای پسر رسول خدا و دستور داد كه سیصد هزار درهم به او داده شود[39]. اینها به طور قطع ادعای آ نان درباره معاویه و اینكه مردم را بر دشنام دادن علی وادار می‌ كرد‌ تكذیب می ‌نماید. زیرا اگر چنین كند چگونه این الفت، مودت و تكریم  بین او و فرزندان علی پیش می ‌آید.

بدین ترتیب حقیقت در این مسأله ظاهر و روشن می ‌شود. فلله الحمد و المنه.
دفاع از اهل بیت با اندكی تلخیص



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 08:03 ق.ظ تاریخ: شنبه 19 اسفند 1385 |+|