تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 276 | موضوع مرتبط: عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم |
|
میگویند: جواب این دو روایتی را كه ذكر كرده اند از انس-رضی الله عنه- ثابت هستند و بخاری در صحیح خود نیز آنها را آورده است[1]، اما برخلاف ادعای انان در آن هیچ انتقادی متوجه اصحاب رسول خدا-صلى الله علیه وسلم- نیست، چون انس آن را در تقبیح حجاج بن یوسف كه والی امویان در عراق بود و نماز را به تاخیر می انداخت گفت. لذا انس این را هنگامی تقبیح كرد كه در عراق اقامت داشت، همچنان كه ثابت بنانی روایت كرده و می گوید: «ما با انس بن مالك بودیم كه حجاج نماز را به تاخیر انداخت. انس برخاسته و می خواست با او سخن گوید: برادرانش به خاطر ترس بر او از جانب حجاج او (انس) را نهی كردند. پس خارج شد و سوار مركبی شد و در راه گفت: به خدا قسم آنچه را كه در دوران رسول خدا-صلى الله علیه وسلم- می شناختم نمی بینم.... الخ»[2]. بعد از آن انس به دمشق رفت و از روایت دوم سخن گفته كه زهری بعد از آمدن او به دمشق از او روایت كرده است. ابنحجر میگوید: آمدن انس به دمشق در هنگام امارت حجاج بر عراق بود كه برای شكایت از حجاج به نزد خلیفه آمده بود كه در عهد ولید بن عبدالملك بود[3]. پس روشن می شود كه گفته انس-رضی الله عنه- در وصف حال زمانی است كه در آخر عمرش دچار آن شده و آن تغییر حالت را دیده كه از طرف بعضی از امرای بنی امیه نماز را از وقتش تاخیر می كرده اند و انس به بركت دعای پیامبر-صلى الله علیه وسلم- كه برایش دعای طول عمر كرده بود، عمری طولانی داشت، انس روایت می كند ام سلیم گفت: برای خادم كوچك خود دعا نمی كنی؟ گفت: بار خدایا به او مال و اولاد فراوان ده و عمرش را طولانی بگردان و او را مغفرت نما، سه دعا برایم نمود، او در سال 130 وفات كرد. او می گوید: محصول من در سال دو بار می آید و عمرم چنان طولانی شده كه از مردم خجالت می كشم و امید مغفرت دارم[4]. و وفات انس در سال 93 بود[5] و آمدن او به دمشق یك سال قبل از آن یعنی در سال 92 بود. ابنكثیر از عبدالرزاق بن عمر از اسماعیل روایت می كند: انس در سال 92 پیش ولید آمد[6]. معلوم است كه در آن هنگام از صحابه جز اندكی باقی نمانده بودند و حتی بعضی از علما بر این رفته اند كه انس بن مالك از آخرین صحابهای است كه فوت كرده و سپس ابوطفیل عامر بن واثله لیثی است[7]. بنابراین با به وجود آمدن تغییر در مردم بعد از صحابه چه سرزنشی متوجه صحابه می شود؟ مخصوصاً اگر كسی از آنها زنده بود این عمل را تقبیح می كرد. همچنان كه در روایت انس كه گذشت جز اینكه این تغییری كه انس ذكر كرده در تمام نقاط كشور اسلامی عام نشده بود. بلكه فقط در بعضی از سرزمینها مانند عراق و شام و نه سرزمینهای دیگر رخ داده است، گواه این مطلب حدیثی است كه بخاری از بشیر بن یسار انصاری روایت كرده كه انس بن مالك به مدینه آمد. به او گفته شد: با مقایسه روزی كه رسول خدا-صلى الله علیه وسلم- را دیدهای و الان وضعیتی كه بر ما است چیزی را ناروا نمیدانی. او گفت: منكری را نمی بینم جز اینكه صفهایتان را راست نمی كنید[8]، و حافظ ابن حجر (رحمه الله) در شرح دو حدیث سابق به این مورد اشاره كرده و می گوید: اطلاق نمودن انس بر این حمل می شود كه فقط شامل آنچه از امرا و حكام شام و بصره مشاهده كرده است. و الا در این كتاب بیان خواهد شد هنگامی كه به مدینه آمد گفت: «چیزی را انكار نمی كنی... »[9]. سپس این اثر را آورده است. اما در ادامه می گویند: اولین كسانی كه سنت پیامبر-صلى الله علیه وسلم- را تغییر دادند عثمان و عایشه-رضی الله عنهما- بودند، كه به كامل كردن نماز توسط عثمان در منی و عایشه در سفر اشاره می كند. جواب انان اینست كه عایشه و عثمان-رضی الله عنهما- مجتهد بودند و علما در وجه اجتهاد آن دو بسیار اختلاف كرده و جوابهای متعددی داده اند[10]. اما آنچه را كه اكثر محققان تصویب كرده و بر آن اجماع كرده اند اینست كه آن دو جواز قصر نماز و یا اتمام آن را جایز دانسته و به یكی از آن عمل كرده اند. این گفته نووی است[11]. قرطبی میگوید: در اتمام عایشه و عثمان در سفر اقوال متعددی گفته شده است كه بهترین آنها این تاویل است كه آن دو قصر را غیر واجب و جایز دانسته و به كاملتر عمل كرده اند و بقیه این اقوال یا بعید و یا فاسد است و سپس بقیه آرا را ذكر كرده و آنها را رد كرده است[12]. آنچه را كه قرطبی در اینجا در سبب تاویل آن دو در ترجیح اتمام بر قصر ذكر كرده است به اعتبار این است كه قصر رخصت و اتمام عزیمت است و لذا گفته به اكمل عمل كرده اند و این برخلاف توجیه نووی است كه ظاهراً دو مساله با هم مساوی بوده و به یكی از آن دو كه هر دو جائزند عمل كرده اند. بعضی از محققان بین علت اتمام عثمان و اتمام عایشه تفاوت قائل شده اند، همچنان كه ابنحجر در شرح عبارت می گوید: تشبیه به عثمان در اتمام به تاویل آن دو كه اسباب متعدد در تاویل عثمان برخلاف تاویل عایشه این را تقویت می كند. بعد از آن می گوید: چنین نقل شده است كه سبب اتمام عثمان اینست كه قصر را مخصوص كسی می دانست كه در راه می بود، اما كسی كه در اثنای سفرش مقیم مكه می شد حكم مقیم را داشته و می توانست اتمام كند، و حجت آن روایت احمد با سند حسن از عباد بن عبدالله بن زبیر است كه می گوید: هنگامی كه معاویه برای حج پیش ما آمد ظهر را در مكه دو ركعت خواند، و سپس به دارالندوه بازگشت و مروان و عمرو بن عثمان پیش او رفته و گفتند، بر خلاف پسر عمویت عمل نمودی كه نماز را تمام می خواند، گفت: عثمان وقتی به مكه می آمد ظهر و عصر و عشا را چهار ركعت می خواند و هنگامی كه به منی و عرفات خارج می شد قصر می خواند [یعنی دو ركعت] و هنگامی كه از حج فارغ می شد و به منی اقامت می گزید اتمام می كرد[13]. این گفته ابنحجر قول دیگری در سبب اتمام عثمان -رضی الله عنه- است. لهذا ابن حجر بعد از آن گفته قرطبی را كه گذشت نقل كرده و آنرا به ابن بطال نسبت داده است و می گوید: این را گروهی ترجیح داده اند كه آخرین آنها قرطبی است، اما وجه سابق اولیتر است چون راوی سبب را تصریح كرده است[14]. اما درباره وجه اجتهاد عایشه -رضی الله عنها- ابن حجر می گوید: اما سبب اتمام عایشه صریحا آمده است كه بیهقی از طریق هشام بن عروه از پدرش نقل كرده كه می گوید: «عایشه در سفر چهار ركعت می خواند. به او گفت: ای كاش دو ركعت می خواندی؟ گفت: ای خواهرزاده ام، برای من مشتقی ندارد و بر من سخت نیست». اسناد این روایت صحیح است. دلیل بر این است كه او قصر را رخصت و اتمام را برای كسی كه مشقتی ندارد بهتر دانسته است[15]. می گویم: این نظر موافق چیزی است كه قرطبی سابقاً در سبب اتمام عایشه-رضی الله عنها- ذكر نمود. بعضی از محققان در مورد صحابه در رد براین گروه گفته اند آنچه عثمان-رضی الله عنه- را وادار به اتمام در منی نمود این است كه شنیده بود بعضی از اعرابی كه در گذشته با او حج كرده بودند گمان كرده بودند كه نماز دو ركعت است و می خواست به آنها بفهماند كه چهار ركعت است. ابونعیم در كتاب «الامانیة» می گوید: سبب اتمام عثمان اینست كه شنید بعضی از اعراب بادیه نشین كه شاهد نماز او در منی بودند. به سوی قبائل خود بازگشته و گفتند: نماز دو ركعت است، ما با امیرالمومنین عثمان بن عفان -رضی الله عنه- در منی دو ركعت خواندیم، بدین سبب چهار ركعت خواند تا به آنها بفهماند كه در وقت اشتباه و اختلاف به آن روش عمل كنند[16]. ابن العربی در «عواصم» در معرض رد بر شبهه هایی كه بر ضد عثمان ایراد شده می گوید: و اما ترك قصر، اجتهاد است. چون می شنید كه بعضی ها به سبب قصر به فتنه افتاده و در منازل خود چنین كرده اند، فكر كرده كه شاید سنت سبب اسقاط فرض شده و به خاطر از بین بردن بهانه آن را ترك كرده است، با وجودی كه گروهی از علما بر این رفته اند كه مسافر بین اتمام و قصر آزاد است[17]. میگوییم: تایید این مطلب اینست كه عثمان -رضی الله عنه- در آغاز خلافت نماز را به صورت قصر می خواند، بلكه در هفت سال خلافت خود در منی نماز را قصر خوانده و بعد از آن به طور اتمام می خواند و علت این كار سبب جدیدی است كه ظاهر شده است. ابن ابی شبیه از عمران بن حصین روایت كرده كه می گوید: با عثمان در وقت خلافتش هفت بار حج كردم. جز دو ركعت نمی خواند. بعد از آن در منی چهار ركعت خواند[18]. به هر حال، هر كدام از عثمان و عایشه -رضی الله عنهما- به هر سببی كه باشد در رأی خود صاحب نظر و مجتهد بوده اند، الان كه این مساله روشن شد ادعای تیجانی در بدگویی از آنها باطل و شبهه او روشن و افترا و ظلم او باطل و بی اساس است. علاوه بر این در اینجا موارد دیگری را می آورم كه تاكید بر برائت امیرالمومنین عثمان و ام المومنین عایشه-رضی الله عنهما- از تهمت های آنان دارد. اول اینكه: آن دو مجتهد بودند. مجتهد در هر حال معذور و بلكه در هر حال ماجور است پیامبر-صلى الله علیه وسلم- فرموده است: «اگر حاكم اجتهاد كرده و حكم كند، اگر به حق اصابت كند دارای دو اجر است، و اگر اجتهاد كرده و حكم كرد و اشتباه كند دارای یك اجر است»[19]. این موضوعی متفق علیه بین اهل سنت است كه در آن اختلافی ندارند. بلكه فقط اهل بدعت در آن اختلاف می كنند. شیخ الاسلام ابنتیمیه می گوید: بدون شك اشتباه در امور دقیق علمی برای امت مورد بخشش است. اگر چنین نمی بود اكثر فضلای امت هلاك می شدند[20]. می گویند: این گفته سلف و ائمه فتوا مانند: ابوحنیفه، شافعی، ثوری، داود بن علی و دیگران است كه مجتهدی كه اشتباه كرده را در مسائل اصولی و فرعی گناهكار نمی دانند، همچنان كه ابنحزم و دیگران از آنها نقل كرده و گفته اند این رأی مشهور از صحابه و تابعین و ائمه دین است كه كسی از مجتهدان اشتباه كار را نه در مسائل عملی و نه در مسائل علمی كافر و یا فاسق و یا گناهكار نمی دانند... [21]. دوم: رأی اتمام نماز در سفر مخصوص عایشه و عثمان-رضی الله عنهما- نیست بلكه گروهی دیگر از صحابه نیز بر اساس آن عمل كرده اند. ابونعیم گوید: «رأی گروهی از صحابه بر اتمام نماز در سفر بوده است، از آن جمله عائشه و پدرش و عثمان و سلمان و چهارده نفر از اصحاب رسول خدا...»[22]. میگویم: سلمان كسی است كه رافضیان معتقد به عدالت او هستند همچنان كه در كافی آمده كه به محمد باقر نسبت داده اند [و او از آن مبرا است]: «مردم همگی مرتد شدند بعد از پیامبر جز سه نفر مقداد بن اسود و ابوذر غفاری و سلمان فارسی...»[23]. اگر سلمان-رضی الله عنه- در اجتهاد خود برای اتمام نماز معذور باشد عثمان و عایشه-رضی الله عنهما- نیز همان حكم را داشته و معذور هستند، همچنان كه سرزنش در این مورد به عثمان و عایشه شامل سلمان نیز به یك اندازه می شود. سوم اینكه: صحابه -رضی الله عنهم- چه آنهایی كه به اتمام نماز قائل شده و چه آنهایی كه به قصر آن معتقد بوده اند، هیچكدام بر همدیگر ایراد نگرفته اند، ابن ابی شیبه از طریق عبدالرحمن بن حصین از ابونجیح مكی روایت كرده كه میگوید: اصحاب پیامبر-صلى الله علیه وسلم- در سفر همراه یكدیگر بودند و بعضیها نماز را اتمام خوانده و بعضی قصر می خواندند. و بعضیها روزه می گرفتند و بعضیها افطار می كردند و هیچكدام بر دیگری ایراد نمی گرفت[24]. میگویم: این دلیل بر اینست كه آنها موضوع را در این مورد وسیع می دانستند و در غیر این صورت گروهی بر دیگری آنچه كه منكر می دانست انتقاد می كرد، چون آنها بعد از رسول خدا پایبندترین مردم به دینداری و حفظ سنت بودند. (خداوند از همه آنها راضی باد.) چهارم اینكه: ثابت شده است كه عموم صحابهای كه با عثمان در منی نماز خواندند، از او پیروی كردند. و برخی كه امام گروه خود بوده اند، به خاطر پیروی از عثمان چهار ركعت خواندند. چون او خود امام عام و امیرالحاج بود. طبری در تاریخ خود از عبدالرحمن بن عوف نقل كرده او با عثمان درباره كامل خواندن نماز سخن گفته است و از او عذر خواسته است، عبدالرحمن خارج شده و ابن مسعود را دیده است و گفته است: ابومحمد آنچه را كه مشهور است تغییر داده است! گفت: خیر، گفت در این صورت چه كار كنم؟ گفت: به آنچه می دانی عمل كن. ابن مسعود گفت: اختلاف بد است. شنیده ام او با همراهانش چهار ركعت خوانده است، به همین خاطر با همراهانم چهار ركعت خواندم، عبدالرحمن بن عوف گفت: من شنیدم كه او با اصحابش چهار ركعت خواند. اما من با همراهانم دو ركعت خواندم، و اما الان همان كاری را خواهیم كرد كه می گویی: یعنی چهار ركعت می خوانیم[25]. در سنن ابوداود آمده است كه اعمش می گوید: معاویه بن قره به نقل از شیوخ خود آورده است كه: عبدالله چهار ركعت خواند و سوال شد كه با عثمان مخالفت نمودی؟ سپس چهار ركعت خواند و گفت اختلاف بد است[26]. خطابی در تعلیق بر این روایت می گوید: معتقدم اگر مسافر برایش جایز نمی بود كه نماز قصر را كامل بخواند، از عثمان پیروی نمی كردند. چون پیروی از او در باطل در حضور صحابه جایز نیست. پس این دلالت بر رای آنها بر جواز اتمام است، اگر چه بسیاری از آنها قصر را بهتر دانسته و اختیار كرده اند[27]. پنجم اینكه: از علی -رضی الله عنه- ثابت شده است كه در مسائلی اجتهاد كرده و برخلاف سنت آنرا تاویل و در اجتهادش اشتباه كرده است و چون مجتهد بوده است برایش ضرری ندارد. شیخ الاسلام ابنتیمیه بعضی از این امور را ذكر می كند و می گوید: «همچنین علی -رضی الله عنه- درباره «مفوضه» حكم كرد كه مهریه آن با مرگ ساقط می شود. حال آنكه پیامبر -صلى الله علیه وسلم- درباره بروع دختر واشق حكم كرده بود كه به او مهریهای همانند زنان دیگر تعلق می گیرد. همچنین علی -رضی الله عنه- خواست دختر ابوجهل را به نكاح خود در آورد تا اینكه پیامبر -صلى الله علیه وسلم- خشمگین شد. در نتیجه علی -رضی الله عنه- نیز از این تصمیم منصرف شد. همچنین زمانی كه پیامبر -صلى الله علیه وسلم- او و فاطمه برای بیدار شدن و خواندن نماز شب مورد ندا قرار داد، علی -رضی الله عنه- به قدر استناد كرد پیامبر فرمود: آیا نماز نمی خوانی؟ علی گفت: جانهای ما در دست خداوند است چنانچه نخواهد ما را بیدار كند، چنین خواهد كرد. پیامبر برگشت در حالی كه بر صورت خود سیلی می زد و می گفت: ?وَكَانَ الْأِنْسَانُ أَكْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً?. (الكهف: 54) «آدمی بیش از هر چیز جدل می كند». و علی از بعضی از این امور مانند به ازدواج در آوردن دختر ابوجهل پشیمان شد و بازگشت. اما از بعضی از امور بازنگشت و بر اعتقاد به آنها باقی ماند تا اینكه از دنیا رفت. از جمله این امور فتوای او مبنی بر اینكه زنی كه شوهرش وفات كرده است، طولانیترین عده را باید بگذارند و در صورتی كه شوهر مفوضه از دنیا برود، به او مهریه تعلق نمی گیرد و اینكه چنانچه زنی میان طلاق و ماندن در نكاح شوهرش مخیّر و آزاد گذاشته شود این امر به معنا واقع شدن یك بار طلاق است. حال آنكه پیامبر زنانش را میان طلاق و ماندن آزاد گذاشت اما این امر به معنای وقوع طلاق نبود. اینها و مسائل بسیار دیگری در این زمینه وجود دارند كه شافعی آنها را در كتاب (اختلاف علی و عبدالله) گرد آورده است[28]. معتقدم كه بزرگترین مسألهای كه در دوران علی -رضی الله عنه- اتفاق افتاد همان جنگ وكشتار عظیم میان مسلمانان بود كه یكی از طرفین آن علی -رضی الله عنه- بود كه در آن جنگها بسیاری از دنیا رفتند. اگر عذر علی در این امور و مسائل دیگری كه با علمای صحابه مخالفت ورزید قابل قبول است كه تعداد آنها چنانكه شیخ الاسلام ذكر كرد بسیار زیاد است، پس عذر عثمان در یك مسأله كه آن هم بسیاری از اصحاب با او موافق بودند بیشتر قابل قبول است و بقیه اصحابی هم كه با او هم عقیده نبودند عذر او را پذیرفتند. علاوه بر این دوران او از این امتیاز برخوردار بود كه خون مسلمانان حفظ شد تا اینكه او با حفظ خود به طولانی شدن فتنه كمك نكرد. بلكه شورشیان او را در خانه اش محاصره كردند. و او خون مسلمانان را بر خود ترجیح داد و اصحابی را كه می خواست از او دفاع كنند از جنگ نهی كرد تا اینكه به شهادت رسید. برخلاف علی -رضی الله عنه- كه او با دشمنانش جنگید و مردم را به جنگ با دشمنانش فراخواند. او در همه این امور معذور بلكه مأجور است. خداوند از او راضی باد. در اینجا قصد خرده گیری بر علی -رضی الله عنه- نبود. بلكه فقط خواستیم شبهه این رافضی كینه توز را به وسیله جواب دندان شكن پاسخ دهیم. بدین ترتیب برائت عثمان و عایشه –رضی الله عنهما- از اتهامات این گروه به سبب اجتهادشان در مسأله قصر نماز روشن گردید. الحمد لله و المنة.
[1]- صحیح البخاری، كتاب مواقینت الصلاه، فتح الباری 2/13. [2]- ابن حجر در فتح الباری 2/13. [3]- فتح الباری 2/13. [4]- بخاری در «ادب المفرد» همراه با شرح آن توسط «فضل الله الصمد» 2/106 و آلبانی در سلسله الاحادیث الصحیحه این حدیث را تصحیح نموده است 5/284 ح 2241 و بخاری از طریق دیگری نیز حدیث را آورده است، كتاب الدعوات، فتح الباری 11/144 و مسلم در كتاب قضائل الصحابه 4/1928، و در روایت صحیحین: «در حیاتش را طولانی بگردان» وجود ندارد. [5]- البدایه و النهایه، 9/94، الاصابه ابن حجر 1/113. [6]- البدایه و النهایه 9/94. [7]- الباعث الحثبیت شرح اختصار علوم الحدیث ابن كثیر ص 16. [8]- بخاری، كتاب الاذان، فتح الباری 2/209 ح724. [9]- فتح الباری 2/14. [10]- شرح صحیح مسلم، نووی 5/195، المفهم، قرطبی 2/327، فتح الباری، ابن حجر 2/570-571. [11]- شرح صحیح مسلم 5/195. [12]- المفهم القرطبی 2/327. [13]- فتح الباری 2/571، حدیث را احمد در مسند آورده است 4/94 [14]- فتح الباری، ابن حجر 2/571 [15]- همان منبع [16]- الامانیه و الرد علی الرافضه ص312. [17]- العواصم من القواصم ص90 [18]- المصنف ابن ابی شبیه 2/207 [19]- بخاری، كتاب الاعتصام، فتح الباری 13/318 ح7352، مسلم، كتاب الاقضیه 3/1342، ح1716. [20]- مجموع الفتاوی 20/165. [21]- مجموع الفتاوی 19/207. [22]- الامانیه 312. [23]- روضه الكافی 8/245. [24]- المصنف، ابن ابی شبیه 2/208 [25]- تاریخ الطبری 4/268. [26]- السنن 2/492. [27]- السنن 2/181 [28]- منهاج السنه 28.6-26 |