تبلیغات
در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
طعن به همسران پیامبر صلیالله علیه وسلم در واقع طعن به آن حضرت است
پست: 271 | موضوع مرتبط: عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم |
|
شهادت شیخین بر علیه خودشان .اینكه از بشر نباشند _______________ تاریخ گفته او را نیز ثبت كرده است كه گفته است: كاش كه من از گوسفندان خانواده مان بودم و هر طور كه می خواستند مرا فربه كرده و سپس هنگامی كه مهمانی محبوب پیش آنها می آمد مرا كشته و كباب كرده و می پختند و سپس می خوردند و من به صورت مدفوع خارج می شدم و هرگز بشر نمی بودم. همچنانكه تاریخ گفته ابوبكر را كه نیز شبیه این است ثبت كرده است. هنگامی كه ابوبكر پرندهای را بر درختی دید، گفت: خوشا به حالت ای پرنده، بر درخت نشسته و محصولش را می خوری و حساب و كتابی نداری، كاش كه من درختی بر سر راهی می بودم و شتری بر من گذشته و مرا می خورد و مرا به صورت مدفوع خود خارج می كرد و من بشر نبودم». تا اینكه میگویند: «چگونه شیخین (ابوبكر و عمر) آرزو می كنند از بشر نباشند در صورتی كه خداوند بشر را بر سایر مخلوقات برتری داده است، و اگر مومن عادی كه در زندگیش مستقیم باشد ملائكه بر او نازل شده و به او بشارت جایگاهش در بهشت را می دهند و از عذاب الهی نترسیده و اندوهگین نمی شود… پس بزرگان صحابه چنانكه به ما یاد داده اند بهترین خلق بعد از رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- هستند آرزو می كنند كه مدفوع باشند». _______________ اولاً: این روایتهای مذكور, دلالت بر شدت ترس شیخین و تعظیم آنها نسبت به خدا دارد كه این خود از كمال فضل و علو شأن آنها در دین است. به همین دلیل خداوند در كتاب خود كسانی را كه از او خوف داشته و از عذاب او می ترسند در آیات متعددی تمجید كرده است: (وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَى(. (النازعـات: 41). «و اما كسانی كه از آیات پروردگارشان ترسیده و نفس را از هوسها نهی می كنند، بیتردید بهشت جایگاه آنهاست». (وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ). (الرحمن: 46). «و كسی كه از مقام پروردگارش بترسد دارای دو جنت است». (الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ(. (الانبیاء: 49). «آنهایی كه به سوی پروردگارشان بازمیگردند و از او بیم دارند و از روز قیامت میترسند». خداوند در وصف مؤمنان می فرماید: (رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِیتَاءِ الزَّكَاةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ(. (النور: 37). «مردانی هستند كه تجارت و خرید و فروش آنها را از ذكر الهی و اقامه نماز و دادن زكات بازنمیدارد و از روزی می ترسند كه دلها و چشمها در آن منقلب می شود». و در وصف آنها می فرماید: )وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ). (الرعد: 21). «آنهایی كه وصل میكنند آنچه را كه خداوند دستور وصل آن داده است و از پروردگار خود خشیت داشته و از بدی حساب خوف دارند». و در این باره آیات فراوانی نازل شده است كه همه اینها دلالت بر این دارد كه ترس از خداوند از اوصاف مومنانی است كه خداوند به وسیله آن آنها را مدح كرده و آن را از آنها دوست داشته و به خاطر ترس آنها در دنیا سعادت و نجات آنرا در آخرت مترتب كرده است. آنچه را كه شیخین (رضی الله عنهما) گفته اند در متحقق نمودن این مقام خوف از خداوند بوده است كه به وسیله آن مستحق آن فضل بزرگ از طرف خداوند شده و از بقیه امت سبقت گرفته و بعد از پیامبر جزو برترین افراد امت شدهاند. ثانیاً: شدت خوف شیخین را حمل بر گناه و مخالفت كرده اند. از فرط جهالت و نادانی اش نسبت به شرع میگویند: اگر چنین نمیبود اینگونه نمیگفتند.حال آنكه از لوازم علم، خوف و خشیت است، خداوند می فرماید: (إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ). (فاطر: 28). «بیتردید از میان بندگان خداوند علما هستند كه از خداوند می ترسند». هر چقدر كه این علم قویتر شود خشیت در نفس انسان بیشتر میشود. به همین دلیل رسول خدا به اصحاب خود فرموده است: (به خدا قسم اگر آنچه را كه من میدانم میدانستید كم میخندیدید و زیاد گریه میكردید، و از زنها در بسترها لذت نمیبردید و به بیابانها میرفتید و زاری خداوند میكردید).[المستدرك حاكم 4/623 و میگویند: سندش به شرط شیخین صحیح است و ذهبی موافقت او نموده است.] پیامد همه اینها استقامت بر طاعت و عبادت نیكو، انقطاع به سوی خداوند خواهد بود. خداوند میفرماید: (تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ). (السجدة: 16). «از بستر خواب پهلوهایشان را فاصله میدهند، پروردگارشان را با بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنها داده ایم انفاق می كنند». وصف خداوند بندگانش را با خوف و عبادت دلیل تلازم و اجتماع آن دو است. برعكس عدم خوف همراه با تفریط و ترك عمل است، خداوند در وصف كافران می گوید: (مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ * لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ). (المدثر: 42- 46). «چه چیزی شما را به جهنم كشانده است، میگویند ما از نماز خوانان نبودیم، و به مسكینها طعام نمیدادیم و با آنان كه سخن باطل میگفتند هم آواز میشدیم و روز قیامت را دروغ میپنداشتیم». تا اینكه میفرماید: (كَلاَّ بَلْ لاَ یَخَافُونَ الْآخِرَةَ). (المدثر: 53). «آری كه از آخرت نمی ترسند». آنها را به عدم عمل و عدم خوف وصف كرده است. بنابراین جهل و نادانی این گروه در مذمت شیخین به ترس الهی كه از صفات ویژه مومنان و اهل عمل بوده ظاهر می شود. ثالثاً: نظیر آنچه را كه از ابوبكر و عمر ثابت شده است خداوند از مریم (علیها السلام) خبر داده است: قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً. (مریم: 23). «گفت: كاش قبل از این مرده بودم و به فراموشی سپرده میشدم». ابنعباس –رضی الله عنهما- در تفسیر: هَذَا وَكُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً. «به فراموشی سپرده می شدم». میگوید: یعنی خلق نشده و چیزی نمی شدم. قتاده می گوید یعنی: چیزی كه شناخته نشده و قابل ذكر نیست. ربیع بن انس می گوید: یعنی سقط[ تفسیر الطبری 8/6-325.]. همچنان كه گذشت از علی روایت شده است در روز جمل به فرزندش حسن گفت: كاش پدرت قبل از بیست سال مرده بود. همچنان از ابوذر روایت شده است كه گفته كاش من درختی میبودم كه قطع میشد و سابقاً ذكر آن گذشت، آیا اینها بدینوسیله مورد مذمت قرار می گیرند [حاشا]؟ وگر نه پس چرا شیخین به وسیله اموری شبیه آن مورد مذمت قرار گیرند. رابعاً: گفته انان كه میگویند مومن عادی برایش فرشته نازل شده و بشارت جایگاهش را در جنت به او می دهد، و نمی ترسد و اندوهگین نمی شود و اشاره به این گفته الهی دارد كه: )إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا). (فصلت: 30). «آنهایی كه گفتند پروردگار ما الله است و سپس استقامت گزیدند ملائكه بر آنها نازل شده كه نترسید و اندوهگین مشوید».از جهالت بزرگ و رسوای او به معنای آیه این است كه این مژده در هنگام وفات می باشد. همچنان كه مفسران از ائمه تفسیر, مانند مجاهد وسدی و زید بن اسلم و فرزندش و دیگران نقل كرده اند[تفسیر الطبری 11/108 و تفسیر ابن كثیر 4/99. بشارت پیامبر برای شیخین به جنت در این صورت اشكالی پیش نمیآورد، چون ترس از خداوند از ویژهترین صفات مومنانی است كه در دلشان راسخ شده كه نمیتوانند به هیچ صورت از آن رهایی یافته یا آن را دور كنند، بلكه هر اندازه كه ایمان و علم و اطاعت از خداوند بیشتر شود خوف او نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل پیامبر همچنان كه درباره خود سخن گفته و بدان قسم خورده، باخشیتترین فرد امت بود، میفرماید: «اما به خدا قسم من از همگی شما باخشیت تر و پرهیزگارتر هستم...»[ بخاری كتاب النكاح فتح الباری 9/104 ح 5063 و صحیح مسلم كتاب النكاح 2/1020 ح 1401]. این چنین است حال پیامبران چنانكه خداوند متعال از آنها خبر داده است، میفرماید: (أُولَئِكَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرائیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِیّاً). (مریم: 58). «اینها گروهی از پیامبران بودند كه خداوند به آنها انعام كرده بود، از فرزندان آدم و فرزندان آنان كه با نوح در كشتی نشاندیم و فرزندان ابراهیم و اسرائیل [نام دیگر یعقوب] و آنها كه هدایتشان كردیم و برگزیدیمشان، و چون آیات خدای رحمان بر آنها تلاوت می شد، گریان به سجده می افتادند». اگر پیامبر كه بیشتر از شیخین و بقیه امت از خداوند خوف وترس دارد، و بدون تردید انبیای الهی هم از آن دو خشیت بیشتری داشتهاند پس در چنین موردی چه سرزنشی متوجه آن دو خواهد شد؟ و اگر این گروه با فهم كجاندیش خود گمان میكنند كه بر مومن واجب است كه [از خدا] نترسد چون خداوند به او مژده بهشت داده است و به خاطر ترس از خدا، شیخین را سرزنش و بدگویی میكند، پس بنا بر ادعای او سزاوارترین مردم برای عدم ترس پیامبران الهی هستند كه خداوند آنها را به رسالت برگزیده و وعده درجات بالای بهشت را برایشان داده است. خامساً: واضح است سبب آنچه را كه شیخین گفته اند ترس از خداوند بوده است، ترس از خدا باتفاق خردمندان از صفات پسندیده و نیكوست. همچنانكه در نزد آنها عدم ترس از خداوند از صفات پست و مذموم است، به همین دلیل مردم وقتی بخواهند كسی را مدح كنند میگویند فلانی از خدا می ترسد و كسی را كه بخواهند مذمت كنند عكس آن را گفته و می گویند فلانی از خدا نمی ترسد.بنابراین مذمت تیجانی نسبت به شیخین به خاطر ترس از خداوند، با شرع و عقل تعارض دارد و بلكه نزد خردمندان و متفكران موجب نهایت شگفتی است. بدین وسیله سخن اهل علم هم تحقق پیدا می كند كه مثلاً شعبی (رحمه الله) [كه خود شیعه بوده و از آن دسته است] میگوید: من فرقه ها را بررسی كردم و با آنان سخن گفتم بیعقلتر از رافضه ندیدم[ منهاج السنة 1/8.] [آن زمان مشهور به خشبیه بودند] و امام شافعی (رحمه الله) می گوید: من در میان فرقه ها از رافضه دروغگوتر و گستاختر به شهادت دروغ ندیدم. شیخ الاسلام ابنتیمیه (رحمه الله) میگوید: اینها گمراهترین مردم از راه راست هستند، چون دلیل یا نقلی و یا عقلی است، و این قوم از گمراهترین افراد در منقول و معقول و در شناخت مذاهب و آراء هستند و اینها شبیهترین افراد به كسانی هستند كه خداوند درباره آنها گفته است: ?وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ?. (الملك: 10). «و گفتند: اگر می شنیدیم و تعقل می كردیم از اصحاب آتش نمی بودیم». |