تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
عمر در مقابل نص قرآن و برخلاف آن اجتهاد می ‌كرد!!!

پست: 267  |  موضوع مرتبط: عمومی

عمر  در مقابل نص قرآن و برخلاف آن اجتهاد می ‌كرد

می گویند:
عمر در مقابل نصوص صریح قرآن و سنت نبوی اجتهاد و تأویل می ‌كرد. از جمله اینكه می‌ گوید: «متعتان كانتا علی عهد رسول الله -صلى الله علیه وسلم- و أنا أنهی عنهما وأعاقب علیهما»: «دو متعه كه در زمان رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- وجود داشتند من شما را از انجام آنها منع و به سبب انجام دادن آن نهی می ‌كنم». و خطاب به كسی كه جنب می ‌شد و آبی برای غسل كردن نمی‌ یافت می‌ گفت: نماز نخوان. علیرغم اینكه خداوند در سوره مائده فرموده است:  «فإن لم تجدوا ماءً فتیمموا صعیداً طیباً»[ صحیح ان چنین است (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً). (سوره مائده آیه 6).]: «چنانچه [برای وضو یا غسل] آب نیافتید با خاك پاك تیمم كنید».

جواب
طعن این گونه افراد نسبت به عمر -رضی الله عنه- به سبب نهی او از دو متعه از اتهامات قدیمی این گروه نسبت به عمر بن خطاب –رضی الله عنه- است كه علما به وسیله آنچه ادعایشان را باطل می ‌كند به آن پاسخ داده ‌اند.

عمر  در مقابل نص قرآن و برخلاف آن اجتهاد می ‌كرد

می گویند:
عمر در مقابل نصوص صریح قرآن و سنت نبوی اجتهاد و تأویل می ‌كرد. از جمله اینكه می‌ گوید: «متعتان كانتا علی عهد رسول الله -صلى الله علیه وسلم- و أنا أنهی عنهما وأعاقب علیهما»: «دو متعه كه در زمان رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- وجود داشتند من شما را از انجام آنها منع و به سبب انجام دادن آن نهی می ‌كنم». و خطاب به كسی كه جنب می ‌شد و آبی برای غسل كردن نمی‌ یافت می‌ گفت: نماز نخوان. علیرغم اینكه خداوند در سوره مائده فرموده است:  «فإن لم تجدوا ماءً فتیمموا صعیداً طیباً»[ صحیح ان چنین است (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً). (سوره مائده آیه 6).]: «چنانچه [برای وضو یا غسل] آب نیافتید با خاك پاك تیمم كنید».

جواب
طعن این گونه افراد نسبت به عمر -رضی الله عنه- به سبب نهی او از دو متعه از اتهامات قدیمی این گروه نسبت به عمر بن خطاب –رضی الله عنه- است كه علما به وسیله آنچه ادعایشان را باطل می ‌كند به آن پاسخ داده ‌اند.

شیخ ‌الاسلام ابن‌تیمیه (رحمه الله) در منهاج السنه در ردّ كلام ابن ‌مطهر در این ‌باره می‌ فرماید: «اگر آنها به این علت نسبت به عمر طعن وارد كنند، پس باید بدانند كه ابوذر بیش از عمر از این كار نهی می‌ كرد[مسلم در صحیحش روایت از ابراهیم تیمی به نقل از پدرش به روایت از ابوذر آورده است كه گفت: «متعه فقط مخصوص اصحاب پیامبر -صلى الله علیه وسلم- بود» و در روایت دیگری آمده است:«دو متعه یعنی متعه زنان و متعه حج فقط برای ما جایز است. (صحیح مسلم متاب الحج باب جواز المنتع) ج2 ص897.
] و می ‌گفت: متعه فقط مخصوص اصحاب پیامبر -صلى الله علیه وسلم- بود. این در حالی است كه این گروه گمراه ادعا می‌ كنند ابوذر را دوست دارند و او را گرامی می ‌دارند. اگر در این مسأله مستوجب طعن و سرزنش باشد. پس باید ابوذر را هم به خاطر این گفته سرزنش كنند و گر نه چگونه است كه عمر و نه ابوذر را سرزنش می‌ كنند در حالی كه عمر از فضایل، فقه و علم بیشتری داشت».

همچنین باید گفت عمر -رضی الله عنه- متعه حج را تحریم نكرد. بلكه از ضبّی بن معبد روایت شده است زمانی كه گفت: من برای حج و عمره با هم احرام بسته‌ ام. عمر به او گفت: تو به سنت پیامبرت هدایت شده‌ای. نسائی و دیگران آن را روایت كرده ‌اند.

از عبدالله بن عمر -رضی الله عنهما- روایت شده است كه او آنها را به متعه فرا می ‌خواند. به او گفتند: پدرت مردم را از آن نهی می ‌كرد. او در پاسخ گفت: قصد پدرم آن چیزی نبود كه شما می ‌گویید. هنگامی كه بر او اصرار كردند گفت: آیا رسول خدا سزاوارتر است كه از او پیروی كنید یا عمر؟

همچنین از عمر روایت شده است كه گفت: چنانچه حج بگذارم متعه می ‌كنم. یعنی حج و عمره را با یك احرام انجام خواهم داد. قصد عمر این بود كه به آنها دستور بدهد بهترین و برترین اعمال را انجام دهند. به علت آسان بودن متعه حج، مردم به جا آوردن عمره در غیر از ماههای حج را ترك كردند. پیامبر -صلى الله علیه وسلم- خواست كه خانه خدا در طول سال خالی نباشد. به همین دلیل حج واجب را در ماههای حج به تنهایی به جا آورند. سپس در طول سال عمره خود را انجام دهند. این عمل به اجماع علمای مذاهب چهارگانه اهل سنت و علمای دیگر دارای ثواب بیشتری است. چنانچه امام برای مردمش امر بهتر را برگزیند در واقع از امر دیگری نهی كرده است. بنابراین نهی عمر از متعه حج بنا به وجه اختیار بود نه تحریم. برخلاف آنچه این گروه  ادعا می‌كنند او نگفت من آنها را حرام اعلام می‌كنم. بلكه گفت: من شما را از انجام آن دو عمل نهی می ‌كنم. نهی او از متعه حج بنا به انتخاب عمل بهتر بود نه تحریم آن. گفته شده است: او از فسخ [نیت حج و عمره] مردم را نهی می ‌كرد. فسخ در نظر بسیاری از علما حرام است. این امر جزو مسائل اجتهاد است. ابوحنیفه، مالك و شافعی فسخ را حرام می ‌دانند. اما امام احمد و فقهای دیگر به ویژه فقهای معاصر فسخ را نه تنها حرام نمی ‌دانند بلكه آن را مستحب نیز می‌ شمارند. بلكه بعضی از آنها آن را واجب نیز می ‌دانند و از نظر علما در این مسأله پیروی نمی ‌كنند. بلكه به گفته علی، عمران بن حصین، ابن عباس و ابن عمر و اصحاب دیگر در این امر عمل می ‌كنند.

اما آنچه كه در نهی عمر از نكاح متعه ذكر شده باید گفت از پیامبر -صلى الله علیه وسلم- روایت شده است كه ایشان نكاح متعه را پس از آنكه حلال بود حرام اعلام كرد. راویان ثقه در صحیحین و كتابهای دیگر از زهری به نقل از عبدالله و حسن دو پسر محمد بن حنیفه به نقل از پدرشان محمد بن حنیفه او هم به روایت از پدرش علی بن ابیطالب -رضی الله عنه- روایت كرده‌ اند كه علی به ابن عباس -رضی الله عنهم- گفت: اگر نكاح متعه را حلال بدانی تو گمراه و سرگردان هستی. پیامبر -صلى الله علیه وسلم- در سال وقوع فتح خیبر، نكاح متعه و گوشت الاغهای اهلی را حرام اعلام كرد. علمای مسلمان در دوران خودشان و داناترین مردم به كتاب و سنت و حافظان آن، چون مالك بن انس، سفیان بن عینیه و دیگران آن را از زهری روایت كرده ‌اند كه مسلمانان بر علم، عدل و حافظ بودن آنها اتفاق دارند. علما درباره این حدیث اختلافی ندارند كه این حدیث صحیح و مورد قبول است و هیچ عالمی درباره آن تردید نداشته یا نسبت به آن طعن وارد نكرده است.

روایتهای صحیحی آمده است كه پیامبر در روز فتح مكه متعه زنان را تا روز قیامت حرام كرده‌ است[صحیح مسلم 2/1025]. و راویان حدیث علی اختلاف كرده‌ اند آیا «سال خیبر» فقط توقیت تحریم گورخرها (الاغهای اهلی) است یا اینكه متعه نیز شامل آن تحریم است كه رأی اول گفته ابن عیینه و دیگران است و گفته‌ اند: كه در سال فتح مكه متعه تحریم شده است و كسانی كه به رای دیگر رفته ‌اند گفته ‌اند اولا تحریم و سپس تحلیل و سپس تحریم شده است. و طایفه سومی ادعا كرده‌ بعد از آن حلال شده و سپس در حجة الوداع حرام شده است.

روایتهای متواتر بر تحریم متعه بعد از تحلیل آن اتفاق دارد و صحیح این است كه بعد از تحریم حلال نشده و در سال فتح مكه حرام شده و بعد از آن حلال نشده است، در سال خیبر حرام نشده و بلكه در آن سال گوشت گورخر (الاغ اهلی) حرام شده است. و ابن ‌عباس متعه و گوشت گورخر(الاغ اهلی) را مباح دانسته كه علی بن ابیطالب آن را تقبیح كرده‌ است.

از ابن عباس روایت شده است هنگامی كه حدیث نهی به او رسید از آن قول بازگشته است، و اهل سنت از علی و بقیه خلفای راشدین در آنچه از پیامبر روایت كرده ‌اند، پیروی كرده‌ و شیعه با روایت علی از پیامبر مخالفت كرده‌ و قول مخالفان او را پذیرفته است[ منهاج السنة 4/184-191].

دهلوی در ضمن مذمت رافضه بر عمر و رد بر آن می ‌گوید: از آن جمله است منع عمر از متعه زنان و متعه حج با اینكه این دو متعه در زمان پیامبر وجود داشته و عمر آنچه را خداوند حلال كرده بود منسوخ نمود، به دلیل آنچه در نزد اهل سنت ثابت شده است كه گفته: «دو متعه در دوران رسول خدا بوده و من از آن دو نهی می ‌كنم».

جواب: اینكه صحیح‌ ترین كتب در نزد اهل سنت كتب سته (شش‌گانه) است كه صحیح‌ ترین آنها بخاری و مسلم است و مسلم در صحیح خود از سلمه بن اكوع و سبره بن معبد جهنی آورده است كه پیامبر متعه را بعد از اینكه برای سه روز اجازه داده بود حرام نمود و تا قیامت حرمت آن را اعلان نمود و شبیه این روایت در كتب دیگر نیز وجود دارد. در صحیحین و بقیه كتب اهل سنت براساس روایت ائمه از علی تحریم آن ثابت شده است اگر شیعه ادعا كند كه آن در غزوه خیبر بوده و سپس در جنگ اوطاس حلال شده است، این ادعا مردود است. چون جنگ خیبر مبدأ تحریم گوشت گورخر است نه متعه زنان و گروهی از اهل سنت از عبدالله و حسن دو فرزند محمد بن حنفیه از پدرشان از حضرت علی (كرم الله وجهه) نقل كرده ‌اند كه گفته است: «پیامبر به من امر كرده است برای تحریم متعه ندا دهم» پس دانسته شد كه تحریم متعه در دوران رسول خدا یك یا دو بار صورت گرفته است، هر آنكه نهی به او رسیده بود از آن امتناع كرده‌ است و هر كس به او نرسیده بود، خیر. هنگامی كه در دوران عمر ارتكاب به آن شایع شد حرمت آن را ظاهر و روشن نمود و مرتكب آن را تهدید می ‌كرد و آیه ‌های قرآن بر حرمت متعه دلالت دارد.

متعه حج: یعنی ادای اركان عمره با حج در یك سفر و در ماههای حج قبل از بازگشت به خانه و كاشانه، كه عمر هرگز ازآن منع كرده‌ است و در روایت تحریم از او افترای روشنی است،‌ آری نظر او این بود كه حج تنها و عمره تنها بهتر از حج و عمره هر دو در یك احرام [یعنی حج قران] و یا در یك سفر [یعنی حج تمتع] است كه امام شافعی و سفیان ثوری و اسحاق بن راهویه و دیگران برآنند، زیرا خداوند می‌ فرماید: (وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ) . «حج را با عمره به اتمام برسانید».

تا اینكه می ‌گوید: (فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ). (البقرة: 196). «هر كس كه عمره را با حج تمتع كند آنچه را كه از قربانی میسر شد ذبح نماید».

كه خداوند قربانی را بر متمتع واجب كرده است نه بر حج مفرد. و آن نیز به خاطر جبران نقصان است، همچنانكه اگر در حج اشتباهی رخ دهد آن را واجب كرده‌ است. چون پیامبر در حجة الوداع حج مفرد انجام داد و در عمره قضا و عمره جعرانه، فقط عمره را به جا آورد كه در آن حج ننمود و علیرغم وجود مهلت به مدینه بازگشت.

اما آنچه از قول عمر نقل كرده‌ اند كه «من از آن دو نهی می ‌كنم» بدین معناست كه فاسقان و عوام الناس به نص كتاب اهمیت نمی ‌دهند كه همان آیه شریفه است كه می ‌گوید: (فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ). (المؤمنون: 7 والمعارج: 31). «هر كس غیر از آن بجوید پس آنها از تجاوزكارانند».

نیز: (وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ). «جمع حج و عمره را برای خدا اتمام نمایید».

مگر اینكه حاكم و سلطان بر آنها مسلط شده و آنها را به مراعات اوامر و نواهی مجبور كند، به همین دلیل نهی را به خود اضافه كرده‌ است، به همین دلیل ساختگی بودن اقوال اینها و گمراهی‌شان روشن شده، سخن حق همواره برتر است.[مختصر التحفة الاثنی عشریة ص8-256]

بنابراین بطلان ادعای این گروه در مذمت عمر برای نهی دو متعه روشن می ‌شود، چون حج تمتع را نه به خاطر تحریم بلكه برای انتخاب افضل و بهتر منع كرده بود و آن هم به خاطر ترس از اینكه مردم خانه كعبه را در ماههای غیر حج خالی كنند. گفته شده است كه عمر فسخ حج را نهی كرده‌ است كه این گفته اكثر اهل علم است، همچنانكه ابن قدامه نقل كرده‌ است، چون حج یكی از دو مناسكی است كه فسخ آن همانند عمره جایز نیست[المغنی ابن قدامه 5/252.].

اما كسی كه متعه زنان را بعد از اینكه حلال بود حرام كرده‌ است خود رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- بوده و علی از شدیدترین مخالفان آن بوده است و ابن ‌عباس آن را حلال می‌ دانست و علی او را به خاطر این نظر تقبیح و محكوم كرد‌ و ابن‌عباس دوباره از قول خود بازگشت. چون حدیث تحریم كه علی از رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- روایت كرده‌ به او نرسیده بود. همچنین احادیث تحریم متعه از طرف غیر علی و بقیه صحابه نیز روایت شده است كه در كتب صحاح اهل سنت آمده است، پس چه مذمتی بر عمر است كه نهی از متعه بعد از اثبات تحریم آن از طرف شخص رسول خدا-صلى الله علیه وسلم- تا روز قیامت است.

دفاع از اهل بیت
با اندكی تلخیص

فهرست مقاله ها



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 09:03 ق.ظ تاریخ: جمعه 11 اسفند 1385 |+|