تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
نخستین انتقاد بر حضرت عثمان رضی الله عنه

پست: 172  |  موضوع مرتبط: عمومی

نخستین انتقاد
نخستین انتقاد بر حضرت عثمان رضی الله عنه این بود كه چرا در اعضای كابینه و كارگزاران دولت كسانی را قرار داده كه دارای سوابق درخشان و جایگاه بلند دینی در جامعه نبودند، و از آنان اعمالی سر می زد كه در نگاه مردمی كه اولیای امور را با اعمال و كارگزاران زمان رسول الله و ابوبكر و عمر مقایسه می كردند، جای نقد و اعتراض در وجود داشت؛ بنابراین مردم به مذمت و اعتراض در مورد آنان می پرداختند. در صورتی كه یك خلیفه یا زمامدار مملكت، دارای اختیارات اداری و سیاسی ویژه ای است كه هنگام تشكیل كابینه دولت و انتخاب مسئولان اداری از آن استفاده می كند و نمی تواند برای تك تك مردم در مورد علت انتخاب هر یك از كارگزارانش توضیح دهد و همه را قانع كند، یا اینكه در انتخاب فقط جنبه ی دینی و اخلاقی را ترجیح دهد (گرچه شخص از كاردانی و وجدان كاری بی بهره باشد).

استاد كرد علی در مجموعه سخنرانی های خود موسوم به ((الاداره الاسلامیه)) به نقل از تاریخ طبری می گوید: سه چهار عمال و كارگزاران پیامبرصلى الله علیه وسلم از بنی امیه بودند. زیرا آن حضرترضی الله عنه مسئولان را بر اساس كاردانی و توانایی بر انجام وظیفه ی انتخاب می كردند، و كسانی را كه از نظم و نسق امور آگاهی نداشته و از انجام وظیفه عاجز بودند (هر چند دارای فضایل اخلاقی و دینی بودند) برای اداره امور انتخاب نمی نمودند و این خود بزرگترین دلیل بر این امر است كه انتخاب افراد برای فرماندهی ارتش، نظم  و نسق امور سیاسی و انجام امور اجرایی حكومت، وظیفه امام یا زماندار است و او در این مورد ثروت، نژاد، رفاقت و سن را در نظر نمی گیرد، بلكه دانایی، شایستگی و قدرت بر كار محوله و درك موقعیت سیاسی نظام را در نظر گرفته، افرادی را برای احراز این مقامها می گمارد.( 33 )

ابن ابی الحدید قول قاضی القضاه عبدالجبار را در دفاع از حضرت عثمان رضی الله عنه نقل كرده كه می گوید: نمی توان ادعا كرد كه زمانی كه حضرت عثمان رضی الله عنه این افراد را به عنوان استاندار و والی انتخاب كرده، همه چیز را در مورد آنها می دانسته است، بلكه آنچه امكان دارد این است كه ایشان در آن زمان به شاخصهایی كه دال بر صلاحیت این افراد در انجام مسئولیتهای محوله بوده آگاه بوده است، و به اینكه از آنان جرم آشكاری سر زده باشد آگاه نبوده است.( 34 )

استاد كرد علی می گوید: آیا حكمت سیاسی مقتضی نبود كه عثمان رضی الله عنه به قوم و خویشان خود كه مورد اطمینان او بودند، اعتمادكند،( 35 ) در صورتی كه طبیعتاً آنان از دیگر افراد برای او دلسوز تر و برای موفقیت دولت او فداكارتر و خیرخواه تر بودند؟

گرچه در مورد حق به جانب بودن حضرت عثمان در قضیه انتخاب امرا و والیان می توان توجیهات بسیاری را ذكر كرد، اما ما با این وجود او را معصوم و مبرا از خطا نمی دانیم، بلكه او را مجتهدی می دانیم كه راه صواب را می پیماید و ممكن است گاهی از او خطایی سرزند. ما مروان بن حكم، ولید بن عقبه، عبدالله بن سعد بن ابی سرح را در رفتار و سلوك و طرفداری از خویشان، بری نمی دانیم و از سوی دیگر كفایت و قدرت آنان بر اداره امور را نادیده نمی گیریم، با این وجود معتقدیم كه اغلب معترضین و منتقدین كسانی بودند كه در كار خود مخلص نبوده و از اغراض شخصی و انگیزه های سیاسی پاك نبودند.

استاد عباس محمود عقاد، در تحلیل این نارضایتی بسیار بجا نوشته اند:

در مورد محاسبه ی عملكرد خلیفه بسیار غلو و افراط شده و از حق آزادی رأی كه اسلام به افراد امت اسلامی داده، سوء استفاده شده و بی مورد به كار گرفته شده است. برخی از كسانی كه برای استیضاح و شورش علیه عثمان رضی الله عنه قیام كرده بودند افرادی مغرض بودند كه آنچه خود می گفتند بدان عامل نبودند، و عملشان با قولشان مطابقت نداشت، در میان آنان كسانی دیده می شد كه حضرت عثمان رضی الله عنه بر اثر ارتكاب جرم بر آنان حد شرعی را اجرا كرده بود، یا بر اثر جرمی پدر و خویشانشان را زندانی كرده بود. كسانی هم دیده میشد كه به صورت غیر قانونی با زنی ازدواج كرده بودند و ایشان حكم به جدایی آنان داده بود. همچنین كسانی بودند كه طالب پست و مقامی بودند و با خواسته آنان موافقت نشده بود. و برخی نیز بودند كه از این موارد بر ایشان پیش نیامده بود اما دنبال شورش و هرج و مرج بودند؛ هر یك از این اهداف و عوامل  را می توان محركی برای قیام علیه خلیفه به شمار آورد.( 36 )
______________________
33- الاداره الاسلامیه، ص: 102.
34- ابن الحدید، شرح نهج البلاغه: 3/12.
35- الاداره الاسلامه، ص: 103.
36- العبقریات الاسلامیه، ص: 706.



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 03:08 ق.ظ تاریخ: پنجشنبه 12 مرداد 1385 |+|