در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 170 | موضوع مرتبط: عمومی
مدح حضرت علی رضیالله عنه برابوبکر ودیگر صحابه
وی دربارهی بیعت با حضرت ابوبكر رضیالله عنه میگوید: « فمشیت عندة ذلك إلی ابی بكر فبایعته و نهضت فی تلك الأحداث حتی زاغ الباطل و زهق و كانت كلمة الله هی العلیا و لو كره الكافرون، فتولی أبوبكر تلك الامور فیسیرو سددو قارب واقتصد فصحبته مناصحاً و أطعته فیما أطاع الله فیه جاهداً».شرح نحج البلاغه 6/94، البحار 33/566، الغارات ثقفی: 2/305-307
« آنگاه نزد ابوبكر رفتم و باوی بیعت نمودم و در آن وقایع نقش ایفا كردم تا اینكه باطل نابود شد و دین خدا قالب گشت، گرچه كافران ناپسند بدارند، پس ابوبكر زمام امور را بدست گرفت پس آسانی و میانه روی كرد و به راه راست و درست رفت، خیر خواهانه همراهیش كردم و در آنچه از خداوند اطاعت نمود از او اطاعت كردم ».
در ابتدای این روایت آمده كه حضرت علی رضیالله عنه در ابتدا از بیعت كردن امتناع ورزید؛ زیرا به خاطر قرابتی كه با آن حضرت صلیالله علیه وسلم داشت، خود را به این امر حق دارتر میدانست و سپس بعد از آن بیعت نمود و حضرت ابوبكر رضیالله عنه را چنان كه گذشت مدح و ستایش فرمود و اگر حضرت ابوبكر رضیالله عنه چنان نمیبود، هرگز او را به آن صفات نمیستود.
سید محمد آل كاشف الغطا این واقعیت را صراحتاً بیان كردهاست، او میگوید:« هنگامی كه «حضرت علی رضیاللهعنه» دید كه هردو خلیفه (اول و دوم) برای نشر توحید و تجهیز سپاه و توسعهی فتوحات، آخرین توان خود را به كار گرفتند و تكروی و استبداد نكردند، با آنان بیعت و صلح نمود». نگا: اصل الشیعه الاثنی عشریه و اصولها ص 123-124
بنا براین معلوم میشود كه این سخن كه صحابه رضیالله عنه با امر خدا و رسولش مخالفت كردهاند و خلفای ثلاثه حق حضرت علی رضیالله عنه را غصب و در روی زمین ستم كردند، سخنی بی اساس و باطل است، زیرا علاوه بر این روایت از حضرت علی رضیالله عنه، روایتی كه میان وی و خلفای ثلاثه وجود داشته، بر خلاف این است؛ زیرا تنها رابطهای كه آنان با هم داشتند، رابطهی دوستی و احترام و اعتراف به فظیلت یكدیگر بود..
حضرت علی رضیالله عنه خلافت شرعی و معتبر را خلافتی میداند كه با مشورت مهاجرین و انصار باشد و او خلافت حضرت ابوبكر و عمر رضیالله عنهما را خلافتی مشروع میدانست و آنان را بسیار میستود این مطلب را بیشتر توضیح خواهیم داد.
حضرت علی رضی اللهعنه میفرماید: «انه بایعنی القوم الذین بایعوا ابابكر و عمر و عثمان علی ما با یعوهم علیه فلم یكن للشاهد أن یختار و لا للغائب أن یرد و إنما الشوری مهاجرین و الانصار، فإن اجتمعو اعلی رجل و سموه اماماً كان ذلك لله رضا، فإن خرج منهم خارج بطعن او بدعة ردوه إلی ما خرج منه، فإن ابی قاتلوه علی اتباعه غیر سبیل المؤمنون و ولاه الله ما تولی » نهج البلاغه، شرح محمد عبیده:246، 247، البحار، 33/67
« همان كسانی كه با ابوبكر،عمر وعثمان بیعت كردند با همان شرایط و كیفیت با من بیعت نمودند، بنابراین نه آن كه حاضر بود (هماكنون) اختیار فسخ دارد و نه آن كه غایب بود اجازه رد كردن، شوری فقط از آن مهاجرین و انصار است، اگر آنها متفقاً كسی را امام نامیدند خداوند راضی و خشنود است، اگر كسی از فرمان آنها با طعن و بدعت خارج گردد او را به جای خود مینشانند و اگر طغیان كند با او پیكار میكنند، چرا كه از غیر طریق مؤمنان تبعیت كرده و خدا او را در بیراهه رها میسازد».
حضرت علی رضیاللهعنه با این سخنان بر معاویه اقامه حجت نمود تا او را به بیعت كردن وا دارد و بیان كند كه حق این است كه: هر كسی را كه مهاجرین وانصار با او بیعت كنند، خلافتش منعقد میشود و رضای خداوند نیز بر آن خواهد بود، حضرت علی رضیالله عنه برتر از آن بوده كه نا حق از كسی طرف داری كند و یا برای اثبات حق، به باطل استدلال كند و یا به خاطر كسی سخنی ناحق و باطل بگوید، مگر نه این است كه شیعه معتقدند كه او معصوم است، معصوم هرگز و تحت هیچ شرایطی سخن باطل و ناحقی نمیگوید.
از این گذشته در بارهی بیعت مهاجرین و انصار میگوید: اگر آنان به اتفاق مردی را برگزینند و او را امام بنامند، رضایت خداوند نیز بر آن خواهد بود، بدون تردید مهاجرین و انصار بر بیعت با او اتفاق داشتند همان گونه كه پیش از آن بر بیعت با حضرت ابوبكر، عمر و عثمان رضیاللهعنهم اتفاق نمودند و هر یك از آنان را امام مسلمین نامیدند.
حضرت علی رضیالله عنه این مطلب را بسیار روشن و واضح بیان نموده است، اما جای تأسف است كه شیعهها از این متن و امثال آن تجاهل كنند و یا به راستی از آن ناآگاه و بی خبر باشند و یا بكوشند تا آن را تأویل كنند و سپس ادعا كنند كه ما پیروان امام علی رضیاللهعنه هستیم.
ایشان بیان نموده است كه خلافت شرعی و معتبر آن است كه از طریق مهاجرین و انصار منعقد شده باشد، و نگفته كه در این زمینه از جانب خداوند نصی وجود دارد، و اگر بگوییم كه عامهی صحابه و مهاجرین وانصار مرتد شدهاند، پس حضرت علی رضیالله عنه چگونه به خلافت رسیده است؟!!.