تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
زندگی حضرت ابوبكر صدیق رضی الله عنه

پست: 165  |  موضوع مرتبط: عمومی

زندگی حضرت ابوبكر صدیق رضی الله عنه

چون حضرت ابوبكر رضی الله عنه اولین متهم در كودتا علیه حضرت على رضی الله عنه است نا چاریم شخصیت آن حضرت را كمى بیشتر مورد بررسى قرار دهیم و به سابقه زندگى او بنگریم شاید با یافتن حسن یا سوء سابقه جوابى قانع كننده درله و یا علیه این ادعا بیابیم . یكى از مهم ترین دلایلى كه باعث شده تا رسول خدا حضرت محمد را خیلى دوست بداریم این است كه ایشان در ابتداء یكه و تنها در محیط خشن مكه براى نشر اسلام و هدایت مردم متحمل زحمات فراوان و طاقت فرسائى شدند اول خدیجه به ایشان ایمان آورد و سپس حضرت ابوبكر . البته اهل تشیع مى گوید دوم على بود وسوم ویا چهارم یا شاید هم پنجم ابوبكر بود قبول است زیاد فرق ندارد اما این نكته نا گفته نماند كه حضرت على در خانه پیامبر بزرگ شده بود و 8 سال داشته اما ابوبكر دوست وهم عمر ایشان بودند .ایمان ابوبكر رضی الله عنه خیلى زیاد بود وآنچه را كه پیامبر مى فرمود باجان دل مى پذیرفت یك روز رسول خدا ادعا كرد كه یكشب رفته به بیت المقدس واز آنجا رفته آسمان و آسمان هفتم را هم دیده و پس در عین شب بر گشته است به زمین . ابو جهل به تمسخر این حرف را براى ابوبكر تعریف كرد او گفت آیا محمد صلی الله علیه وآله وسلم اینرا گفته ابوجهل خنده كنان گفت (بله این ادعاى اوست) ابوبكرجواب داد (پس راست مى گوید ) اینگونه اعمال باعث شد كه او به لقب صدیق مفتخر گردد از جمله كارهاى آن حضرت كه نشان دهنده خلوص ومحبت وارادت وى نسبت به آخرین فرستاده خداست تزویج دختر 9 ساله خویش به حضرت محمد كه آنزمان 50 ساله بودند است او دختر خود را وقتى به حضرت محمد بزنى داد كه آن حضرت درنهایت ضعف بودند و خطر از هر طرف ایشان را تهدید میكرد و در آستانه فرار از شهر و دیار خود بودند . حضرت ابوبكر در تمام سختیها شریك و یار پیامبر بودند و آنگاه كه فرمان هجرت آمد همه مسلمانان از مكه رفتند تنها حضرت محمد ابوبكر و على باقى ماندند وقرار براین شد  كه على كه خانواده متشخص ترى داشت در مكه بماند و خطر خوابیدن در جاى رسول الله را به جان بخرد و ابوبكر همراه آن حضرت هجرت كند و خطر تعقیب ددمنشان را پذیرا شود در اینجا دنباله سر گذشت ابوبكر را رها مى كنم تا این نكته را بگویم كه اگر ما از فضایل على در این كتاب چیزى ننوشتیم یا اندكى نوشتیم نه به آن معنى است كه اعتراف به قهرمانى على نداریم بلكه فقط به آن دلیل است كه خوشبختانه در مورد این صحابى جلیل القدر با عالمان شیعه موافقیم وآنچه كه آنها بودن غلو مى گویند ، از عقاید مسلمه ما نیز هست .  بارى ابوبكر با پیامبر همراه شد و كفار به تعقیب آنان پرداختند حضرت پیامبر و یار همراهش در غار ثور ماواء گرفتند اما كفار به مدد ره یابان تا به در غار نیز رسیدند در این اثنا ابوبكر از خطرى كه او و  پیامبر را تهدید میكرد و قدم به قدم به آن دو نزدیك مى شد حزین و غمگین شد پیامبر به او فرمود اندوه مخور كه خدابا ماست آیات قرآن ازواقعات فوق اینطور یاد میكند .( إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَهَ الَّذِینَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَهُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیا وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ)سورة التوبة آیة 40 ( اگر نصرت ندهید پیامبر را (چه باك ) كه خدا یاریش داد و پیروزش گرداند هنگامى اخراج كردند او را كافران، وقتى دومى از دو نفرى بود كه د رغار بودند وقتى كه به یار خود گفت ( غمگین مشو كه خدا باماست ) پس نازل كرد خدا آرامش را بر او و یاریش كرد به لشكرى كه ندیدند آن را و  كلمه كافران را فروتر ساخت و سخن خدا همانا كه بلند وغالب است وخدا عزیز وحكیم است .) ازجمله (خدا باماست ) معلوم مىشود كه منظور پیامبر در آیه این است كه ( اى ابوبكر خدا با من و تو ست ) و میدانیم خدا ب اهمه است با كافرو با مسلمان مراقب همه است اما پیامبر در اینجا قصد دیگرى دارد او منظورش این است كه ( اى ابوبكر ناراحت نباش چون خدا با من و توست ) یعنى الله با رحمتش با من و توست اگر به جاى ابوبكر حضرت على همراه پیامبر بود حتماً حالا بچه هاى كوچك شیعه این آیه را حفظ میكردند و كلمه ( الله معنا) ورد و شعار مذهب شیعه مى شد اما از نظر آنها بدبختى دراینجاست كه آیه درحق حضرت ابوبكر است پس باید به طریقه اى دیگر تفسیر شود پس علماى شیعه آمدند وگفتند ( ابوبكر ناقص الایمان بود زیرا ترسید ) وبا طرفندى خاص كلمه حزن را در فارسى به ترس ترجمه كردند در حالیكه معنى درست آن درزبان پارسى حزن و غم و اندوه است و حق هم بود كه ابوبكر از شكست اسلام و پیروزى كفر و شهادت پیامبر و خودش حزین و اندوهگین شود اگر این عیبى باشد متوجه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم هم هست زیرا ایشان هم گاهى حزین مى شدند خداوند خطاب به او مى فرماید . ( قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُكَ الَّذِی یقُولُونَ ) الانعام آیة 33 (بدرستكه میدانیم كه تو را اندوهگین مى سازد آنچه كه آنها مى گویند)اما براى كسى كه حزن را به ترس ترجمه مىكند لازم است گفته شود كه اولاً ازخدا بترسد وترجمه دقیق بنماید وترجمه را تحریف نكند وثانیاً حتى ترس هم درچنین لحظات گناه نیست فرشتگان خداوند(ج) به حضرت لوط میگویند . ( وَلَمَّا أَنْ جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لا تَخَفْ وَلا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ ) (العنكبوت:33) (و هنگامیكه فرستادگان ماپیش لوط آمدند تنگدل و اندوهگین شد بسبت آنها فرشتگان گفتند نه بترس ونه اندوهگین شو ما ترا نجات میدهیم .) باقران جوابشان را دادیم شاید گردن به حق فرود آرند . ابوبكر درمدینه نیز خدمات درخشانى انجام داد ودر كلیه جنگها همراه پیامبر بود اول ایمان آورد وبعد هجرت كرد پس جهاد نمود وبه حق مشمول این آیات است ( الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَهٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ ) سورة التوبة 20ـ22 (  كسانیكه ایمان آوردند وهجرت كردند وجهاد نمودند با مال وجان درراه خدا آنها داراى مرتبه اى بلند تر در نزد خدایند وآنها پیروز شدگان هستند خدایشان به آنها بشارت رحمت و خشنودى و باغهاى بهشت را میدهد كه در آن نعمت جاودان مقیم هستند و خدا در نزد او پاداش بزرگ است .) ابوبكر علاوه بر اینها انفاق نیز مى نمود وقتى یكى از فامیلهاى فقیرش كه همیشه مورد لطف او بود و از او كمك مالى در یافت میكرد علیه عایشه در ماجراى غوغاى منافقان شایعه پراكنى كرد ابوبكر قسم خورد كه دیگر به او كمك نكند اما این آیات نازل شد . ( وَلا یَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعة أَنْ یؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلْیعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ) (النور:22 ) (و نباید كه قسم بخورند دارندگان مال مكنت از شما به اینكه به خویشاوندان و فقیران و مهاجران راه خدا چیزى ندهند باید كه عفو كنند و در گذرند آیا دوست ندارید كه خدا از شما بگذرد و خدا غفور و رحیم  است) ابوبكر وقتى این آیه را شنید . (الاتحبون ان یغفرالله لكم) ( آیا دوست ندارید كه خدا شما را بیامرزد ) گفت : چرا دوست داریم كه خدا مرا بیامرزد پس به كمك خود ادامه داد تامشمول رحمت خدا شود.
او در جنگها از جان مایه میگذاشت فرزند كافرش در جنگ در صف كفار بود بعدها كه مسلمان شد به پدرش گفت ( پدرجان در یكى از ساعات جنگ در پشت تو قرار گرفتم اما رحمت پدر فرزندى مانع ازحمله من به توشد ) ابوبكر فرمود ( به خدا اگر من در چنان موقعیتى بودم به تو رحم نمى كردم ) او از مال خود نیز در راه پیشرفت اسلام گذشت . در روزهائیكه پیامبر بیمار بودند بیماریى كه منجربه رحلت حضرت شد این ابوبكر بود كه به امر رسول خدا پیش نماز مردم شد . پس از وفات آن حضرت نیز سكان كشتى طوفان زده اسلام در دستهاى پر توان و پر تدبیر ابوبكر قرار گرفت و با آنكه مدت خلافت ایشان كوتاه بود اما با این و جود كارنامه درخشانى از ایشان باقى ماند. مدعیان نبوت و مرتدان را از بین برد و به مرزهاى ایران و روم لشكر كشید و طعم شكست را به ابر قدرتهاى زمان خود چشاند و چون در جنگ با پیامبران دروغین خیلى از حافظان و قاریان قرآن شهید شدند ابو بكر احساس خطر كرد و دستور جمع آورى قرآن
را صادر كرد و این نیز از جمله كارهاى عظیم آن حضرت است . خدایش درجه بلند عطا فرماید آمین .



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 03:08 ق.ظ تاریخ: پنجشنبه 12 مرداد 1385 |+|