در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 164 | موضوع مرتبط: عمومی
داستان اوج گیری فتنه و شهادت سیدنا عثمان رضی الله عنه
اوج فتنه
در اینجا، داستان اوج گیری فتنه و شهادت سیدنا عثمان رضی الله عنه را- در حالی كه در خانه اش محاصره شده بود- با اعتماد بر كتاب البدایه و النهایه ابن كثیر مختصراً ذكر می كنیم:
در مصر گروهی بودند كه با حضرت عثمان رضی الله عنه دشمنی داشتند و او را با القاب زشت یاد می كردند، و از او خرده می گرفتند كه گروهی از بزرگان صحابه را بر كنار كرده و كسانی را روی كار آورده كه در درجه ای پایین قرار دارند یا صلاحیت این مقام ها را ندارند. اهل مصر، ولایت عبدالله بن سعد بن ابی سرح را بعد از بر كناری عمرو بن عاص نمی پسندیدند، لذا عبدالله بت صعد از این امر دست بردار شد و به جهاد با اهل مغرب و فتح بلاد بربر و اندلس و آفریقا پرداخت. از سوی دیگر، در مصر گروهی از منتسبین صحابه، مردم را علیه عثمان رضی الله عنه تحریك كرده و به جنگ با وی تشویق می كردند، كه معروفترین آنها محمد بت ابی بكر و محمد بت ابی حذیفه بودند، این دو نفر لشكری آماده كرده و در ماه رجب ظاهراً برای انجام عمره ولی در حقیقت برای ایجاد آشوب و اعتراض علیه عثمان رضی الله عنه به سوی مدینه حركت كردند، عبدالله بن ابی سرح به عثمان رضی الله عنه اطلاع داد كه این گروه به ظاهر برای انجام عمره ولی در باطن برای شورش به مدینه می آیند. چون این گروه به مدینه نزدیك شدند، عثمان، علی بن ابی طالبرضی الله عنه را ماموریت داد تا نزد آنان برود و پیش از اینكه وارد مدینه شوند، به مناطق شان باز گرداند. طبق برخی از روایات حضرت عثمان رضی الله عنه گروهی از مردم را برای اینكار ماموریت داده بود، اما حضرت علیرضی الله عنه داوطلبانه برای انجام این كار اعلام آمادگی كرد، بنابراین حضرت عثمان رضی الله عنه او را نمایندگی داد و به سوی آنها فرستاد و عده ای از معتمدین نیز او را همراهی كرد. آنان حضرت علی را بسیار محترم می شمردند و در این مورد غلو و افراط می كردند، حضرت علی آنان را توبیخ و نكوهش كرد. آنها در حالی كه یكدیگر را سرزنش می كردند به سوی حضرت علی اشاره كرده و می گفتند: آیا همین است كسی كه به سبب او علیه امیر (خلیفه) می جنگید و به خاطر او علیه امیر احتجاج می كنید؟
حضرت علیرضی الله عنه علت شورش آنان را پرسید، مواردی ذكر كردند، حضرت علیرضی الله عنه از سوی عثمان رضی الله عنه به آنها پاسخ گفت و دلیل آن كارها را برایشان توضیح داد.( 37 ) سپس آنها را به خاطر این اقدام ناشایست سرزنش كرد و همین جا برگردانید، بدین ترتیب از آنجا ناكام مراجعت نموده و به هدف سوء خود نرسیدند. علیرضی الله عنه نزد عثمان رضی الله عنه برگشت و خبر بازگشت آنها را به او داد، در ضمن چند پیشنهاد به ایشان داد و عثمان رضی الله عنه نیز صمیمانه از پیشنهادات خیرخواهانه ی ایشان استقبال كرد.
مدتی گذشت، اما بار دیگر سران گروههای مخالف از مصر و بصره و كوفه، برای شورش و حركت به سوی مدینه با هم مكاتبه كردند و برای آن كه دعوتشان در میان مردم ناآگاه بیشتر موثر باشد نامه هایی از پیش خود جعل كرده و به نام اصحاب بزرگ رسول اللهصلى الله علیه وسلم كه در مدینه بودند پخش می كردند و چنین مطرح می كردند كه آنان خواستار قیام علیه خلیفه و حركت به سوی مدینه هستند.( 38)
سرانجام، مصریان در شوال سال 35 هجری در حالی كه به ظاهر وانمود می كردند كه برای مراسم حج می روند، به شهر مدینه شورش بردند و آن را محاصره كردند.( 39 )
اهل مدینه و صحابه آنها را نكوهش كرده مانع ورودشان به مدینه شده و كوشیدند آنها را بر گردانند. ] آنان چون از ورود مایوس شدند، دست به حیله زدند و به ظاهر شروع به عقب نشینی كردند، مردم مدینه به گمان این كه آنان از اراده ی خود منصرف شده اند، با اطمینان كامل به خانه های خود باز گشتند ولی دیری نگذشت كه شورشیان دوباره بازگشته آنان را غافل كردند. [حتی حضرت علی به اهل مصر گفت: ((شما پس از اینكه از اینجا رفتید و از رای خود منصرف شدید، چه شد كه دوباره برگشتید؟))
جواب دادند در راه نامه ای از دست قاصدی بدست آوردیم كه در آن نامه دستور قتل ما صادر شده است. اهل بصره و كوفه نیز همین جواب را دادند، و اهل شهرهای دیگر گفتند ما آمده ایم تا به كمك یاران خود بشتابیم. صحابه به آنها گفتند شما چگونه از حال یارانتان اطلاع یافتید در صورتی كه شما از یكدیگر جدا شده و چندین فرسخ از آنها فاصله داشتید؟ مسلماً این توطئه ای است كه بر انجام آن با یكدیگر از قبل توافق كرده اید.
گویند چون مصری ها به شهر خود بر می گشتند، در بین راه با شتر سواری برخورد كردند، او را باز رسی كردند و از او نامه ای بدست آوردند كه در آن نامه دستور داده شده بود كه بعضی از مصریان را بكشند و گروهی را به دار آویزند و دست و پای عده ای دیگر را قطع كنند، نامه بنام عثمان رضی الله عنه و با مهر او بود و شتر سوار از غلامان عثمان رضی الله عنه و شتر نیز از شتران وی بود. نامه را به مدینه آورده و به مردم نشان دادند، مردم جریان نامه را از امیرالمومنین پرسیدند، در جواب گفت این توطئه ای علیه من است و سوگند یاد كرد كه چنین نامه ای ننوشته و به كسی دستور نوشتن چنین نامه ای نداده و از آن آگاهی ندارد، و ساختن مهر تقلبی نیز كار مشكلی نیست. گروهی او را تایید كردند و گروهی دیگر تكذیب نمودند.
ابن كثیر می گوید: این نامه بنام عثمان جعل شده بود و او چنین دستوری نداده و از آن آگاهی نداشت. ابن جریر، در تاریخ خود با سند خویش می گوید: مصریان از دست شتر سواری نامه ای یافتند كه در آن به والی مصر دستور قتل و قطع دست و پای گروهی صادر شده بود، این نامه را مروان بن حكم به نام عثمان جعل نموده و آیه زیر را متمسك خود قرار داده بود كه خداوند می فرماید: ((انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فساداً ...))؛ همانا كیفر كسانی كه با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند و در روی زمین دست به فساد می زنند این است كه كشته شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنها بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند.( 40 )
بدون شك، شورشیان مصداق این آیه بودند، ولی او حق نداشت از سوی عثمان رضی الله عنه چنین نامه ای تزویر نموده و بدون اطلاع او بدست غلامش بسپارد و او را بر شتر نموده، بفرستد.( 41 )
برخی از نویسندگان و محققان معتقدند كه قضیه ی نامه یك برنامه خود ساخته و طراحی شده بود است كه به عثمان رضی الله عنه نسبت داده شده است، چنانكه از این عبارت كتاب (( موارد الظمآن الی زوائد ابن حبان)) كه در ذیل نقل می شود چنین بر می آید و در تاریخ طبری نیز روایتی با همین مضمون آمده است، راوی می گوید:
مصری ها برگشتند، در بین راه مرد سواری را دیدند كه گاهی به آنان نزدیك می شد و گاهی فاصله می گرفت و سپس بر می گشت؛ مردم به او گفتند: تو را چه شده، از جانب ما در امان هستی، چه هدفی داری؟ او گفت: من قاصد امیرالمومنین به عاملش در مصر هستم، چون او را تفتیش نمودند نامه ای بدست آوردند كه از زبان عثمان و با مهر ایشان بود. در این نامه به عامل مصر دستور داده شده بود كه آنان را بدار آویخته یا دست و پای آنها را قطع كند. مصریان بعد از این ماجرا به مدینه برگشته نزد علیرضی الله عنه آمدند و گفتند: آیا می بینی كه عدوالله در حق ما چه نوشته؟ حال خداوند خون او را برای ما حلال گردانیده است، همراه ما بیا تا نزد او برویم، علیرضی الله عنه گفت: به خدا سوگند كه با شما نخواهم آمد، گفتند: پس چرا به ما نامه نوشتی؟ علی گفت: من هرگز برای شما چیزی ننوشته ام، آنگاه رو به یكدیگر كرده گفتند: آیا به امید این مرد می جنگید و ابراز خشم می كنید (كه این گونه اظهار بی تفاوتی میكند)؟( 42 )
روایت شده كه حضرت علیرضی الله عنه خطاب به اهل بصره گفت: شما با آنكه چندین منزل از آنها فاصله گرفته و دور شده بودید، چگونه اطلاع یافتید كه چنین نامه ای بدست آنها افتاده تا دوباره برگردید؟ به خدا سوگند این نقشه و توطئه ای است كه همین جا در مدینه بر آن توافق كرده اید.( 43 )
] آری شورشیان وقتی در مرحله ی اول مقاومت مردم مدینه روبرو شدند، دست به حیله زدند و به ظاهر به شهرهای خود برگشتند، و سپس طبق برنامه ی از قبل طرح شده جعل نامه را بهانه ای برای بازگشت دو باره خود قرار دادند. مترجم[
محاصره و شهادت سیدنا عثمان رضی الله عنه و نقش قهرمانانه ی علی رضی الله عنه در حمایت او سرانجام خلیفه مسلمین سیدنا عثمان رضی الله عنه مورد تهاجم قرار گرفت و فتنه ای رخ داد كه سزاوار جایگاه خلافت و لایق دوره ای نبود كه با عهد رسول اللهصلى الله علیه وسلم و خلافت ابوبكر و عمر رضی الله عنه نزدیك بود. اما به گفته استاد عقاد ((آشوب و بلوایی بود كه از چنین افراد آشوبگر و فتنه جو بعید نبود.))
آشوبگران عثمان رضی الله عنه را در خانه اش محاصره كرده و نگذاشتند از خانه خارج شده به مسجد برود. بسیاری از صحابه در خانه های خود مانده و خارج نشدند و گروهی از فرزندان صحابه رسول اللهصلى الله علیه وسلم به دستور پدرانشان به حمایت و حفاظت عثمان رضی الله عنه شتافتند مانع ورود آشوبگران به داخل خانه شدند كه حسن، حسین، عبدالله بن زبیر عبدالله بن عمر از جمله آنان بودند. این محاصره از اواخر ماه ذی قعده تا روز جمعه هیجدهم ذی الحجه ادامه داشت. یك روز قبل از این تاریخ، سیدنا عثمان رضی الله عنه، خطاب به مهاجرین و انصار و كسانی كه نزد او بودند و تعدادشان به هفتصد تن می رسید و در جمع آنان عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبیر، حسن، حسین، ابوهریره و عده ی زیادی از موالی او نیز حضور داشتند چنین گفت: (( من تمام كسانی را كه بر گردن آنها حقی دارم، سوگند می دهم كه اینجا را ترك گفته به خانه های خود باز گردند.))( 44 )
عده ی زیادی از بزرگان صحابه و فرزندانشان در آن جمع حضور داشتند، این جمعیت هفتصد نفری اگر اجازه مبارزه و دفاع داشت برای طرد و دفع این عده آشوبگر كافی بود. حضرت عثمان حتی به غلامان خود گفت: ((هر كسی شمشیرش را در غلاف كند آزاد است)). روایت شده كه بعد از این كه عثمان رضی الله عنه مردم را برای بیرون رفتن وادار نمود آخرین كسی كه از نزد او بیرون رفت حسن بن علی رضی الله عنهما بود.( 45 )
هنگامی كه حضرت علیرضی الله عنه از عثمان اجازه خواست تا از وی دفاع نموده و با آشوبگران بجنگد، در جواب چنین گفت: ((من همه كسانی را كه بر ذمه ی خود حقی از خداوند می بینند و معترفند كه من نیز بر آنها حقی دارم، سوگند می دهم كه قطره ای از خون خود یا دیگران را به خاطر من بر زمین نریزند))؛ حضرت علیرضی الله عنه دوباره خواسته خود را تكرار كرد، اما باز هم همان جواب سابق را شنید، چون حضرت علیرضی الله عنه به مسجد رفت مردم از وی خواستند كه به عنوان امام جماعت با آنها نماز بخواند اما وی در جواب گفت: ((چگونه با شما نماز بخوانم در حالی كه امام در محاصره است، من تنها نماز می خوانم))، چنانكه جداگانه نماز خواند و به خانه برگشت.(46)
حلقه محاصره تنگ تر و حالت بر حضرت عثمان سخت گشت، آب آشامیدنی تمام شد، لذا از مسلمین در این زمینه یاری خواست، حضرت علیرضی الله عنه بر مركبش سوار شد و یك مشك آب با خود گرفته به خانه عثمان رضی الله عنه رسید، بعد از اینكه سخنانی ركیك و توهین آمیز از آن قوم جاهل شنید و سواریش را فراری دادند، بلاخره آب را به داخل خانه رسانید.( 47)
بلاذری در ((انساب الاشراف)) می گوید:
علی رضی الله عنه چون از ماجرا آگاه شد، سه مشك آب فرستاد، عده ی زیادی از موالی بنی هاشم و بنی امیه در راه رساندن این آبها مجروح شدند، و الا ممكن نبود آب به آسانی به داخل خانه برسد. كتب شیعه نیز این روایات را تایید می كنند، به طور مثال به كتاب ((ناسخ التواریخ)) و ((الفوائد الرضویه)) چاپ ایران ((تاریخ عرب و اسلام)) و كتب دیگر مراجعه كنید.( 48 )
آورده اند كه امیر معاویه رضی الله عنه به حضرت عثمان رضی الله عنه گفت: ((قبل از آنكه با خطری مواجه شوی همراه من به شام بیا)). حضرت عثمان در جواب گفت: ((من جوار و همسایگی رسول اللهصلى الله علیه وسلم را به هیچ قیمتی از دست نخواهم داد، خواه رگهای گردنم پاره پاره گردد.)) معاویه گفت: ((پس لشكری از آنجا برایت می فرستم تا اگر حادثه ای رخ داد از شما محافظت كنند)). حضرت عثمان گفت: ((آیا می خواهی به سبب اسكان چنین سپاهی، رزق و آذوقه را بر همسایگان رسول اللهصلى الله علیه وسلم تنگ كنم و اهل هجرت و نصرت در مضیقه قرار گیرند؟)) آن گاه سیدنا معاویهرضی الله عنه گفت: ((به خدا سوگند ای امیرالمومنین، می ترسم مورد سوء قصد و ترور قرار گیری))، سیدنا عثمان رضی الله عنه جواب داد: ((حسبی الله و نعم الوكیل))؛ خداوند كه بهترین كار ساز است مرا كافی است.
بلاذری در كتاب ((انساب الاشراف )) نوشته است كه شورشیان به سوی حضرت عثمان رضی الله عنه تیراندازی نمودند كه در نتیجه ی آن حضرت حسن كه بر درب خانه ایستاده بود و همچنین قنبر، غلام حضرت علی، مجروح شدند.
ابومحمد انصاری می گوید: روز حادثه، عثمان را در منزلش در حالی دیدم كه حسن بن علی از او دفاع می كرد و در آنجا مجروح شد، من از جمله ی كسانی بودم كه او را پس از مجروح شدن از خانه بیرون آوردند.( 49 )
تعدادی از كسانی كه داخل منزل بودند، همچنین عده ای از یاغیان فاجر در آن هنگامه كشته شدند؛ عبدالله بن زبیررضی الله عنه جراحات زیادی برداشت و حضرت حسن بنت علی رضی الله عنه نیز مجروح شد.( 50 )
یاغیان از حضرت عثمان رضی الله عنه خواستند تا از مقام خلافت دست بردارد، در پاسخ گفت: ((این حق مردم است كه هر كس را بخواهند به عنوان ولی امر خود انتخاب كنند))، سپس گفت: (( اما اینكه ] بنا به خواست یاغیان[ منصب خلافت را رها كنم، چنین نخواهم كرد و جامه ای را كه خدا به من پوشانده، از تن بیرون نخواهم كرد.)).( 51 ) این اصرار او برای ماندن در مقام خلافت، بنابر وصیت رسول اللهصلى الله علیه وسلم بود كه فرموده بود: (( ای عثمان، به زودی خداوند جامه ای به تنت می پوشاند، اگر خواستند آن را از تنت بركنند، به آن تن در مده)).( 52 ) نائله همسر سیدنا عثمان رضی الله عنه می گوید: (( روزی كه عثمان رضی الله عنه به شهادت رسید، روزه دار بود.))( 53 ) حضرت نافع از ابن عمر نقل می كند كه عثمان رضی الله عنه صبح روزی كه شهید شد، گفت: رسول الله رضی الله عنه را در خواب دیدم، فرمود: ((ای عثمان رضی الله عنه امروز نزد ما افطار كن، لذا امروز روزه گرفته ام))؛ چنان كه در همان روز به شهادت رسید.(54 )
در حالی كه قرآن پیش رویش گذاشته و مشغول به تلاوت بود.( 55 ) این فاجعه روز جمعه ذی الحجه سال 35 هجری به وقوع پیوست.(56)
_________________________
37- برای تفصیل بیشتر به تاریخ ابن كثیر، البدایه: 7/170-17 مراجعه نمایید.
38- بسیاری از محققان برآنند كه عبدالله بن سبای یهودی كه اهل صنعای یمن بود و تظاهر به اسلام می كرد محور اطلی فتنه بود و نقش فعالی در شوراندن مردم علیه عثمان و جعل نامه ی دروغین داشت. دكتر جمیل عبدالله مصری می نویسد: هنگامی كه فتنه ها در بصره و كوفه به اوج خود رسیده بود،ابن سبا در مصر با جدیت تمام به شعله ور ساختن فتنه و ایجاد اختلاف بین زمامداران و ملت مشغول بود او می كوشید عقاید پوچ و پندارهای باطل را در اندیشه اسلامی وارد كند. (اثر اهل الكتاب فی الفتن و الحروب الاهلیه فی القرن الاول الهجری، ص: 285)، وی می افزاید: سبائیان شهرهای بزرگ را برای مركز فعالیت و تبلیغات خود انتخاب كرده بودند زیرا بزرگترین نیروی انسانی و مالی حكومت اسلامی در همین شهرها بود. همان، ص: 266
39- برخی از مورخان آورده اند كه: خود عبدالله بن سبا نیز با این گروه همراه بود- ر-ك: كتاب صهرین
40- برای تفصیل بیشتر رجوع كنید به تاریخ طبری: 5/104-105
41- البدایه و النهایه: 7/186.
42- موارد الظمآن الی زوائد ابن حبان، اثر حافظ نور الدین علی بن ابیبكر الهیثمی، ص: 532، دارالكتب العلمیه.
43- تارخ الامم و الملوك اثر ابن جعفر محمد بن جریر طبری: 5/105- دلیل دیگری كه جعلی بودن این نامه را اثبات می كند این است كه نامه خطاب به عبدالله بن سعد بن ابی سرح، استاندار مصر نوشته شده است در صورتی كه عثمان و مروان هر دو می دانستند كه عبدالله در این هنگام در شهر مصر نیست بلكه به او دستور رسیده تا خود را به مدینه برساند و آنها مطلع بودند كه او از مصر خارج شده و راه مدینه را در پیش گرفته است. ( طبری: 5/122) در آن هنگام حكومت فسطاط را محمد بن حذیفه بدست گرفته بود. (حاشیه كتاب العواصم من القواصم اثر قاضی ابیبكر بن العربی، ص: 110.)
44- همین مطلب را شاعر بزرگ، خواجوی كرمانی این گونه به نظم درآورده است:
بعد از عمر مقام خلافت بدو حلال او خون حلال كرده و خون خواستن حرام
آن منبع حیا كه شد از شرم حق چو آب چشمش نظر نكرده در آب از حیا تمام
و آن جامع كلام الهی كه ذات او در ملك شرع قلب كلام آمد از كلام
او غرق خون بسان شفق وز قفای او مانند صبح تیغ زده خونیان شام
سنگین دلان نگر كه از آن گونه كرده اند ازخون لعل او لب خنجر عقیق خام
(مترجم، به نقل از منظومه ی عشق)
45- ابن كثیر: 7/182-181.
46- عثمان بن عفان ذوالنورین، اثر استاد صادق عرجون، ص: 218-219.
47- ابن كثیر: 5/187.
48- انساب الاشراف: 5/68-69
49- انساب الاشراف: 5/95-96، چاپ جدید.
50- شرح نهج البلاغه: 3/286
51- البدایه و النهایه: 7/184
52- جامع صحیح ترمذی كتاب المناقب، باب فی المناقب عثمان، حدیث شماره: 3705.
53- البدایه و النهایه: 7/183.
54- همان: 7/182.
55- همان: 7/184-185- برخی از نویسندگان معاصر معتقدند كه یهود و نصاری در توطئه علیه حضرت عثمان رضی الله عنه دست داشتند، حتی كعب الاحبار نیز در این توطئه شریك بوده است. دكتر جمیل عبدالله مصری در كتاب ((اثر اهل الكتاب)) می نویسد: فتنه ای كه امت اسلامی در زمان عثمان رضی الله عنه با آن مواجه گشت نقشه ای بود كه یهود و نصاری و سایر دشمنان حكومت اسلامی در طرح آن شریك بودند. (ص:247) نیز می افزاید: چون كعب در مدینه و شام زمینه را آماده كرد، عبدالله بت سبا به كمك دیگر دشمنان سرگرم اجرای نقشه گردید، او تبلیغات گسترده و سازمان سافته ای جهت ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین به راه انداخت و تعدادی از افراد هرج و مرج طلب را به مناطق مسلمین گسیل داشت كه این دعوت در بصره و كوفه و مصر طرفدارانی پیدا كرد. (ص: 249).
56- در روایت دیگری چند روز قبل از این تاریخ ذكر شده است