تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
سیدنا عمر رضی الله عنه و حفظ زندگی ساده سلحشوری فاتحان عرب

پست: 152  |  موضوع مرتبط: عمومی

سیدنا عمر رضی الله عنه و حفظ زندگی ساده سلحشوری فاتحان عرب

امت اسلامی عرب دشوارترین مراحل زندگانی خود را پشت سر می گذاشت، و مسلمین رفته رفته از صحرای خشك عربستان و زندگی چادر نشینی و چوپانی و گوشت شتر خوردن خارج شده و در دنیای جدید و تمدن پیشرفته ایران و روم قدم می گذاشتند. عربها بدن تجربه قبلی با چنین زندگی نوینی مواجه شدند و طبیعی بود كه در برابر آن، تا حدی سر تسلیم فرود آوردند و تحت تاثیر آن قرار گیرند و رفاه طلبی و بهره گیری از دنیا را، از آنان بیاموزند.

اما سیدنا عمر برای مسلمین در سادگی و بی تكلفی و بی رغبتی در مظاهر دنیا، بهترین نمونه و الگو بود. او با تیزبینی، هرگونه تغییر در زندگی آنان را، در حالی كه معرض سیل خروشان فتوحات و غنایم قرار گرفته بودند، زیر نظر داشت و دقیقا مورد محاسبه قرار می داد.

در كتاب «البدایه و النهایه» پیرامون سفرتاریخی عمر به بیت المقدس آمده است: «به فرماندهان سایر بلاد اطلاع داده شد كه خلیفه را در «جابیه» ملاقات كنند، وقتی به حضور خلیفه رسیدند، جامه های ابریشمی پر زرق و برق به تن داشتند این منظره به شدت عمر رضی الله عنه را دگرگون ساخت و خواست كه آنان را تنبیه كند اما آنان عذر آورده و گفتند: همراه جامه های ابریشمی بالاپوشهای زرهی بر تن دارند و برای حفظ روح نظامی و سلحشوری به آن نیاز دارند، و لباس تنها برای تجمل نیست بلكه لباس رزم نیست هست و گفتند: آنان فرزندان عمر و تربیت شده مكتب پیغمبرند. با شنیدن این سخنان عمر آرام گرفت و سكوت كرد.[7]

طارق بن شهاب می گوید: حضرت عمر رضی الله عنه در سفر شام خواست از نهر آبی عبور كند از مركب پایین آمد و بدون تكلف كفشهای خود را بیرون آورد و بدست گرفت و مهار شتر را گرفت و از آب عبور كرد. ابوعبیدهرضی الله عنه به او گفت: ای امیر مومنان شما امروز از نظر مردم این منطقه مرتكب كار شگفت انگیزی شدید حضرت عمر دست بر سینه او زد و گفت: «كاش كسی دیگر این حرف را می گفت ای ابوعبیده نه تو! شما اعراب كمترین و حقیرترین اقوام بودید خداوند بوسیله اسلام شما را عزت بخشید و هرگاه جز اسلام به وسیله ای دیگر عزت كنید ذلیل خواهید شد.[8]

سیدنا عمر رضی الله عنه به بعضی از كارگزاران عرب خود كه در شهرهای عجمی ها بودند، نوشت: «از تن پروری و تقلید از طرز پوشاك عجم اجتناب كنید، خود را با آفتاب سوزان عادت دهید، سخت كوش و مقاوم باشید، با لباس درشت و ساده عادی باشید، تیر اندازی و اسب دوانی و سلحشوری را لازم بگیرید.[9]

نیز این گفته –كه بیانگر عزم آهنین و نظارت اخلاقی وی است- از وی منقول است: «همانا غنچه اسلام شكفته شد و قریش مال خدا را امداد و كمك حساب می كنند و از ادای فرایض آن غفلت می ورزند، آگاه باشید تا عمر زنده است، چنین چیزی ممكن نیست، من گردن و كمر مردم قریش را می گیرم و مانع افتادن آنها در آتش می شوم.

نمونه دیگری از سیاستهای حكیمانه و بینش عملی و مردم شناسی او این بود كه بزرگان صحابه را در مدینه نگه داشت و از پراكنده شدن آنان جلوگیری كرد و به آنان گفت: «خطرناكترین ضربه بر این امت پراكنده شدن شما در بلاد دیگر است» او معتقد بود، اگر در این باره تساهل شود در كشورهای فتح شده فتنه و آشوب بپا خواهد شد و مردم گرد شخصیتهای متفاوت جمع شده و سپس در باره آنان شك و شبهاتی ایجاد می شود و در نتیجه گروهها و احزاب گوناگونی تشكیل می شود و این موجب هرج و مرج و بی نظمی و چند رهبری می شود. حقوقدان و نویسنده معروف شیعه سید امیر علی –یكی از تواناترین نویسندگان مسلمان به زبان انگلیسی- در وصف عمر رضی الله عنه بحق گفته است: «حكومت كوتاه ابوبكر بیش از آن درگیر آرام كردن قبایل بیابان نشین بود تا بتواند فرصتی برای تدوین آیین نامه منظمی جهت ایالات مختلف اسلامی و فتح شده، داشته باشد. اما در عهد زمامداری عمر رضی الله عنه كه مردی واقعا بزرگ بود، بی وقفه رفاه ملتهای تابع كه مشخص كننده حكومتهای مسلمین صدر اسلام بود آغاز شد.[10]

وی در كتاب دیگرش می نویسد: نشستن عمر به خلافت، منافع بیشماری برای اسلام داشته است. او پایه‌ی اخلاقش بر اصول محكم و غیر قابل تزلزلی قرار داشته و در عدل و داد شدید و سخت و فعالیت و پشت كارش خستگی ناپذیر و بالاخره ساختمان روحی وی قوی و محكم بوده است.[11]

سپس می افزاید: «او شدید و سخت، ولی ناشر عدل و داد بود. دوراندیش، به روحیات مردم كاملا آشنا و بویژه برای ریاست و پیشوایی اعراب وحشی و خونخوار بسیار مناسب و شایسته بوده است. این مرد زمام امور را سخت و محكم بدست گرفته و در آن موقع كه یك مشت اعراب صحرا نورد و مردم نیمه وحشی مواجه با تجمل و تفنن و هوس رانیهای اهالی بلاد و شهرها شده بودند از اشاعه‌ی فساد اخلاقی و نشر ملاهی و مناهی در میان آنها شدیدا جلوگیری نمود. همیشه خود را در دسترس حتی پست ترین رعایای خود بدون هیچ نگهبان و پاسبانی از منزل بیرون می رفت و اطراف و جوانب شهر را می گشت. این بود وضع بزرگترین و مقتدرترین زمانی كه گفتیم.[12]

سر ویلیام میور (sir wiliam muir) می نویسد: عمر رضی الله عنه بعد از رسول اللهصلی الله علیه وسلم بزرگترین فرد در مملكت اسلامی بشمار می آید او بوسیله ذكاوت و استقامت خود توانست در مدت این ده سال مناطق شام، مصر و فارس را در برابر قدرت اسلام خاضع گرداند، كه از آن زمان تاكنون جزو قلمرو اسلام هستند. به رغم اینكه فرمانروای مقتدر مملكت پهناوری بود، هرگز فراست، متانت و اجرای عدالت در امور كلی و جزئی را از دست نداد او دوست نداشت خود را با لقبهای بزرگ ملقب كند، غیر از لقب ساده و عادی كه «رئیس عرب»[13] بود. مردم از ولایات دور دست برای ملاقات خلیفه و امیر مومنان می آمدند و از او سراغ می گرفتند و از اهل مسجد سؤال می كردند حال آنكه امیر مومنان در مسجد با لباسهای ساده در میان مردم نشسته بود.[14]

[دانشمند معاصر شیعه پرفسور مهرین می نویسد: «عمر شهنشاهی بود كه بجای تخت مرصع و جواهر آگین، بر روی خاك می نشست و عوض لباس فاخر كه از شرق و غرب به بیت المال سرازیر بود به جامه‌ی وصله دار كه پوشاك مفلس ترین رعیت او بود بدنش را مستور می نمود و به جای تاج زرین و پر از جواهر پر بها كه از ایران و رم می آوردند عمامه ای خشن، به رعب و جلالش می افزود. با ادنی رعیت به درجه مساوی می نشست و یك بنده حبشی را برادر مسلم خود می دانست، شهنشاه بود ولی رنج رعیت را داشت و شبها در كوچه های مدینه می گشت كه ضعیفی را حمایت كند و بیوه زنی را سرپرستی و یاری نماید. می خواست كه رعیتش بجای اینكه در مقابل او سر فرود آورند به آیین اسلام زندگی كنند، مربی ایتام و غمخوار بیچارگان و مروج عدل و فاتحان روم و ایران بود.[15]
_________________

[7]  البدایه والنهایه ج7ص56 –طبری ص2402
[8]  ابن كثیر ج7ص60
[9]  بغوی از ابو عثمان النهدی روایت كرده است.
[10]  روح اسلام ص256-257 انتشارات آستان قدس رضوی 1366
[11]  تاریخ عرب و اسلام ص32، ترجمه فخر داعی گیلانی، انتشارات گنجینه 1366 چاپ سوم
[12]  تاریخ عرب و اسلام ص48-49 انتشارات گنجینه 1366 چاپ سوم
[13]  تعبیر صحیحتر واژه «امیر المومنین» یا خلیفه می باشد. (مولف)
[14]  ANNALS OF رضی الله عنهHصلی الله علیه وسلم صلی الله علیه وسلمARLY CALIPHAرضی الله عنهصلی الله علیه وسلم,Op.ciرضی الله عنه.p.283
[15]  خاتم النبیین، اثر پرفسور عباس شوشتری مهرین ص434 چاپ چهارم 1362 موسسه عطایی (مترجم)
ahlesonnat



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 09:07 ق.ظ تاریخ: شنبه 31 تیر 1385 |+|