در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 151 | موضوع مرتبط: عمومی
همكاری و تعاون علی با عمر رضی الله عنهما
در اینجا گوشه ای از همكاری علیرضی الله عنه با عمر رضی الله عنه را یاد آور می شویم و به بیان رابطه و دوستی مخلصانه و صمیمیت زایدالوصف آنها با یكدیگر و همكاری در كارهای خیر و پیش برد اهداف خلافت و خیر خواهی آنها می پردازیم.
نافع عیثی می گوید: یكبار همراه عمربن خطاب و عثمان و علی بن ابی طالب به محل نگهداری شتران زكات رفتم، عثمان زیر سایه نشست و علی در كنار او ایستاد و آنچه را عمر رضی الله عنه می گفت برای عثمان دیكته می كرد، اما عمر در آن روز زیر آفتاب سوزان ایستاده و از شتران زكات آمارگیری می كرد و رنگ و دندان و دندان و مشخصات یكایك آنها را پیدا می كرد و برای ثبت در دفتر بیت المال به علی می گفت، علی در حالی كه از قدرت كار و اخلاص و امانت عمر رضی الله عنه به شگفت آمده بود به عثمان گفت: در كتاب خدا از قول دختران شعیب آمده است: «یا ابت استئجره ان خیر من استئجرت القوی الامین»[17] ای پدر او را استخدام كن چرا كه بهترین كسی است كه می توانی استخدام كنی كسی است كه قوی و امین باشد.
سپس علی با دست خود بسوی عمر رضی الله عنه اشاره كرد و گفت این است مرد نیرومند و امین. [18]
علی مرتضیرضی الله عنه بهترین مشاور و خیرخواه صمیمی عمر رضی الله عنه و قاضی توانا و حكیمی برای مسایل پیچیده بود.[19]حتی از عمر رضی الله عنه نقل شده كه گفت: «اگر علی نبود عمر به هلاكت می رسید»[20] نیز در تاریخ و ادبیات ضرب المثل معروفی است كه می گویند: «قضیة و لا ابا حسن لها» مشكلی است كه برای حل آن فردی چون ابوالحسن (علی) وجود ندارد. از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده كه فرمودند: شایسته ترین فرد برای قضاوت علیرضی الله عنه است.»
چون عمر رضی الله عنه به سفر قدس رفت علی مرتضی را جانشین خود ساخت. و علیرضی الله عنه دخترش ام كلثوم بنت فاطمه رضی الله عنهما را به ازدواج عمر رضی الله عنه در آورد.[21] و این بزرگترین دلیل صمیمیت آنها و احرام عمر رضی الله عنه در نگاه حضرت علیرضی الله عنه می باشد.
دلیل روشن بر صمیمیت و خلوص علیرضی الله عنه برای عمر رضی الله عنه و مصالح اسلام و مسلمین
آشكارترین دلیل بر خلوص علی برای عمر و خیرخواهی صادقانه او برای اسلام و مسلمین، موضع او در جنگ نهاوند[22] و مشورهی مخلصانه اوست. تفصیل داستان از قرار ذیل است:
در سال هجدهم و بنا بر قولی نوزدهم هجری واقعه نهاوند به وقوع پیوست انگیزه این واقعه آن بود كه بعد از سقوط جلولا و فتح اهواز توسط مسلمین، ایرانیان با پادشاه (شكست خورده) خود یزدگرد كه آن وقت در مرو بود مكاتبه كردند و او را تحریك نمودند. یزدگرد به فرماندهان مناطقی كه میان خراسان و حلوان و باب و سند بودند در این خصوص نامه نوشت. لذا سپاهی مركب از یكصد و پنجاه هزار مرد جنگی به سپهسالاری فیروزان در نهاوند گرد آمد، یزدگرد شور دفاع از وطن ساسانی و حس ناسیونالیستی آنها را بر انگیخت، پرچم درفش كاویانی كه از نظر ایرانیان پیام آور فتح و پیروزی بود و آتش مقدس كه آن را پرستش می كردند به همراه آنها بود.[23] یزدگرد مردان شاه پسر هرمز را فرمانده كل سپاه قرار داد و به نهاوند گسیل داشت.[24]
سعد بن ابی وقاص فرمانده لشكر اسلام نامه ای به حضرت عمر رضی الله عنه نوشت و جریان را به اطلاع وی رساند و پس از اینكه نزد وی آمد شفاهی هم توضیح داد و گفت كه مردم كفه اجازه می خواهند كه پیش از آنكه ایرانیان حمله را آغاز كنند با آنان بجنگند تا بدینوسیله در دل دشمن بیم و ترس بیفكنند.
حضرت عمر اصحاب را گرد آورد و با آنان در این مورد مشورت نمود و پیشنهاد كرد كه خود شخصا به جبهه برود و این جنگ سرنوشت ساز را از نزدیك رهبری كند. طلحه بن عبیدالله برخاست و گفت: یا امیر المومنین رای رای شماست هرآنچه فرمان دهی اطاعت خواهیم كرد. سپس عثمان برخواست و گفت: به عقیده من به استانداران سوریه، یمن و بصره دستور بدهید تا در راس قوای تحت فرماندهی خود بسوی عراق حركت كنند و خود نیز شخصا همراه با مردم مكه و مدینه حركت كنید، در كوفه تمام نیروها به هم خواهند پیوست تا به فرماندهی شخص شما به سوی نهاوند رهسپار شوند. پس حضرت علی برخاست و با رای آن دو مخالفت كرد و گفت: صلاح نیست شما مدینه را ترك كنید، زیرا بقای شما سبب یكپارچگی و عدم حضور شما موجب آشفتگی و تفرق خواهد بود. اعتقاد من این است كه شما در مدینه بمانید و به اهل بصره و سایر لشكریان اسلام دستور دهید تا با یك سوم از نیروهای تحت فرماندهی خود به میدان نبرد حركت كنند. سیدنا عمر مشوره صمیمانه سیدنا علی مرتضی را پذیرفت و نعمان بن مقرن مزنی را به فرماندهی كل منصوب كرد.[25] متن سخنان حضرت علی در كتاب نهج البلاغه[26] (مجموع سخنان و خطبه های حضرت علیرضی الله عنه) مشروحا آمده است در آنجا می خوانیم: عمر برای حركت به طرف ایران جهت جنگ، با حضرت علی مشورت كرد او فرمود: پیروزی و شكست این دین به سبب زیادی یا كم بودن لشكر نیست، این دین خداست كه آنرا (بر سایر ادیان) پیروز گردانیده و سربازان خدا هستند كه خداوند آنها مهیا ساخته و كمك كرده است، تا آنكه اسلام رشد پیدا كرد و در خیلی از سرزمینها نفوذ نمد، خدا به ما وعدهی پیروزی داده و به وعده اش عمل می كند و لشكرش را یاری می نماید. مكان و موضع رهبر و ولی امر همانند نخ تسبیح است كه دانه ها را به هم ربط می دهد و ضمیمهی یكدیگر می نماید وقتی نخ پاره شد دانه ها پراكنده می شوند و هیچگاه در كنار یكدیگر متمركز نخواهند شد، عرب در عین اینكه اكنون از نظر تعداد كم هستند اما بر اثر وجود اسلام زیاد و بر اثر اتحاد، غالب و بزرگوارند. پس تو قطب آسیا باش و آسیای جنگ را بوسیله عرب بچرخان و آنان را به آتش جنگ در آور و خودت بمان، زیرا اگر تو از این سرزمین (مدینه)بیرون روی این خطر وجود دارد كه عربهای اطراف مملكت علیه تو قیام كنند و آنگاه كار به جایی می رسد كه حفظ و حراست درون مرزها از رفتن به كارزار ایرانیان مهمتر می گردد.
دیگر آنكه اگر ایرانیان فردا ت را در میدان جنگ ببینند می گویند این رهبر عرب است اگر او را از بین ببرید آسوده خواهید شد و چنین حالتی برای تقویت حملهی آنان و هدف قرار دادن ت بیشتر می گردد. اما آنچه گفتی كه ایرانیان به قصد حمله به مسلمانان كرده اند و از این بابت ناراحتی، باید در پاسخ آن بگویم خدای عزیز از حركت آنها بیش از تو ناراحت است و چنین خدایی بیش از تو قدرت دارد كه آنچه را دوست ندارد تغییر دهد، اما آنچه درباره تعداد ایرانیان گفتی باید در باره آن یاد آور شوم كه ما پیش از این نیز با كثرت سرباز نمی جنگیدیم بلكه ما با یاری و كمك خدا نبرد می كردیم.[27]
همچنین هنگامی كه سیدنا عمر رضی الله عنه برای رفتن به جنگ رومیان، قبل از جنگ یرموك كه بزرگترینِ معركه های شام و تعیین كننده سرنوشت فتوحات آن سامان بود، با حضرت علی مشورت نمود رای حاكی از اخلاص و خیر خواهی ارایه داد آنگاه كه ابوعبیده پیكی بسوی عمر فرستاد و او را مطلع ساخت كه نیروهای رومیان دریا و خشكی را فرا گرفته و چون سیلی خروشان در حركتند، حضرت عمر مهاجران و انصار را جمع كرد و نامه ابو عبیده را قرائت نمود آنان نتوانستند خود را كنترل كنند و گریه سردادند و از سیدنا عمر اجازه خواستند تا به جبهه شام بروند و به یاری برادران خود بشتابند، آتش شوق و حماسه مهاجران و انصار در حال فزونی بود كه عبدالرحمن بن عوف پیشنهاد كرد كه شخص امیر المومنین برای حمایت مجاهدان شام، فرماندهی سپاه را به عهده گیرد.
در این هنگام حضرت علیرضی الله عنه به مخالفت برخاست و گفت: «خدا عزت مسلمانان و پوشاندن عیبها را تعهد كرده است. خدایی كه مسلمانان را در عین اینكه كم بودند و كسی از آنان حمایت نمی كرد پیروز گردانید، زنده است و هرگز نمی میرد، اگر تو خود به جنگ دشمن بروی و با آنان به نبرد بپردازی و شكست بخوری، پناهگاهی برای مسلمانان در نقاط دور دست باقی نخواهد ماند، بعد از تو مرجعی نخواهد بود كه به او مراجعه كنند بنابر این مردمی جنگ دیده و دلیر برای نبرد آنان اعزام گردان و به همراهی او كسانی را روانه كن كه طاقت سختی جنگ را داشته و اندرگو باشند، اگر خدا پیروزش گردانید همان خواست توست و اگر شكست خورد تو پناهگاه مردم و گرداننده كارهای مردم باش.»[28]
پر واضح است كه اگر حضرت علیرضی الله عنه نسبت به حضرت عمر سوء نیتی می داشت یا قلبا از او ناراض بود و او را غاصب حق خود می دانست، همواره منتظر فرصتی برای اعاده حق خود می شد و برای از بین بردن غاصب حق خود از این فرصت طلایی استفاده می كرد و او را راهنمایی می كرد كه شخصا به میدان نبرد برود و در آنجا كشته شود یا اینكه كسی را برای كشتن او ماموریت می داد تا هیچگونه مسئولیتی متوجه او نگردد و زمینه برای خلافت وی فراهم آید؛ اما میبینیم كه چگونه با دلسوزی و صمیمیت فوق العاده در راستای خیر خواهی و عمر و سایر مسلمین می كوشید. همانا مشورت او از عمق جان برخاسته و حقا كه چنین پیشنهادی جز از قلبی پاك و بی غرض و از مرد بلند همت و آینده نگری صادر نمی شود، حقا كه علی چنین بود و این عمل از آزاده ای چون او شگفت آور نیست، خداوند او را از سوی اسلام و مسلمین شایسته ترین پاداش ها را كه به دوستان مخلص خود می دهد، عنایت فرماید.
ولی برعكس هنگامی كه مسیحیان از سیدنا عمر خواستند تا شخصا به بیت المقدس رفته و قرارداد صلح را امضا كند و كلیدهای مسجدالاقصی را تحویل بگیرد و ابوعبیده به امیر مومنان نوشت كه فتح قدس به تشریف آوری او موقوف است، او نیز كلیه اصحاب برجسته و صاحب نظر را جهت شورا در این قضیه دعوت كرد؛ عثمانرضی الله عنه اظهار داشت حال كه وحشت و اضطراب بر مسیحیان سایه گسترده بهتر است به تقاضای آنان وقعی ننهند تا بیشتر تحقیر شده و بدون قید و شرط سلاح بر زمین بگذارند؛ اما علی مصلحت دانست تا خلیفهی مسلمین به قدس برود و چنین گفت: «این یك شرف و افتخار تاریخی است كه در هر زمان برای همه كس پیش نمی آید و از طرف دیگر باعث افتخار مسلمین خواهد شد» عمر رضی الله عنه نظر او را تایید كرد و مقدمات سفر را به بیت المقدس فراهم نمود و در غیاب خود علی را به جانشینی خود منصوب و انجام كلیه وظایف مربوط به خلافت را به عهدهی وی گذاشت و خود در ماه رجب سال شانزدهم هجری، مدینه را به قصد شام ترك گفت.[29]
________________
[17] قصص 26
[18] تاریخ كامل ابن اثیر ج3ص55-56
[19] از سیدنا عمر نقل شده كه گفت: تا علی هست من كسی را شایسته قضاوت نمی بینم. (مترجم به نقل از كتاب علی از زبان عمر)
[20] ابن عبدالبر، الاستیعاب ص2015
[21] قاضی نور الله شوشتری مجالس المومنین و ابوالقاسم قمی المسالك شرح الشرائع (هردو از دانشمندان معروف شیعه هستند)
[22] شهری است نزدیك همدان
[23] عده ای از مورخان مانند بلاذری در فتوح البلدان این مطلب را ذكر كرده ناد اما عده ای دیگر تصریح می دارند كه درفش كاویانی، پیش از این در جنگ قادسیه بدست مسلمین افتاده بود.(مترجم)
[24] دینوری، اخبا الطوال، ترجمه فارسی، ص168 و كتب دیگر (مترجم)
[25] تلخیص از كتب تاریخ
[26] نهج البلاغه معتبرترین كتاب شیعه است. حتی برخی گفته اند نهج البلاغه از كلام بشر فزونتر و از كلام خدا فروتر است (كتاب بیست و پبج سال سكوت علی ص39) مترجم
[27] نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 145 و صبحی صالح خطبه 146
[28] نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 133 و فیض الاسلام خطبه134
[29] برای تفصیل بیشتر رجوع كنید به كتبهای تاریخ كامل ج3ص399-402 تاریخ طبری ص2402 و یعقوبی ص167 البدایه و النهایه ج7ص55
ahlesonnat