تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم از دیدگاه عمر رضی الله عنه

پست: 150  |  موضوع مرتبط: عمومی

اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم از دیدگاه عمر رضی الله عنه

حضرت عمر به رغم هیبت و قدرت و اجرای عدالت بین مردم و به غم اشتغال دایم به امور خلافت، شدیدا اهل بیت رسول اللهصلی الله علیه وسلم را مورد اكرام قرار می داد و آنان را بر فرزندان خویش ترجیح می داد كه در این جا به چند نمونه اشاره می شود:

حسین بن علی می گوید: روزی عمر به من گفت: فرزندم چه خوب بود همواره نزد ما می آمدی و با هم می بودیم؛ من نیز روزی نزد او رفتم اما او با معاویه به تنهایی مشغول صحبت بود و دیدم فرزند عمر بیرون در مانده و اجازه ورود به او داده نمی شود، لذا من از همانجا برگشتم.

بعد از آن وقتی عمر رضی الله عنه مرا دید گفت: فرزندم چرا نیامدی، گفتم من آمدم ولی شما با معاویه مشغول سخن بودی و فرزندت را دیدم كه برگشت من نیز برگشتم، آنگاه عمر گفت: تو از عبدالله فرزند عمر به ورود سزاوارتری، زیرا ایمانی كه در قلب ما ریشه دوانده بر اثر لطف خدا و بركت شما (اهل بیت) بوده است.[1]

ابن سعد از جعفر صادق فرزند محمد باقر از پدرش علی بن حسین نقل می كند كه وی گفت: پوشاك و لباسهایی از یمن نزد عمر رضی الله عنه آوردند، وی آنها را میان مردم تقسیم نمود، مردم لباسهای جدید را پوشیده به مسجد آمدند، عمر رضی الله عنه بین منبر و قبر رسول اللهصلی الله علیه وسلم نشسته بود، مردم می آمدند و سلام می گفتند و برای او دعای خیر می كردند. در این هنگام حسن و حسین از خانه مادرشان فاطمه رضی الله عنها بیرون آمدند و از كنار جمعیت رد شدند، در حالی كه لباس جدیدی به تن نداشتند. عمر با دیدن آنها افسرده و غمگین شد، پرسیدن علت ناراحتی چیست؟ من از بابت این دو پسر ناراحت هستم كه به اندازه قد آنها پوشاكی وجود نداشت، سپس نامه ای به كارگزاران خود در یمن نوشت تا هرچه سریعتر دو دست لباس برای حسن و حسین بفرستند. چون لباس رسید آنرا به آنان پوشاند، آنگاه مطمئن و مسرور گشت.[2]

ابن جعفر می گوید: چون دروازه فتوحات به روی مسلمین گشوده شد عمر رضی الله عنه تصمیم گرفت كه برای تمام شهروندان مستمری مقرر كند، بدین منظور عده ای از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم را برای مشورت فرا خواند، عبدالرحمن بن عوف گفت: اول از خودت آغاز كن، فرمود: هرگز، بخدا سوگند خویشان رسول الله را بر همه مقدم قرار می دهم، سپس سهم سایر بنی هاشم را معین می كنم كه قبیله رسول خدایند، و نخست سهم عباس، سپس علی را مقرر نمود. سپس شهریه پنج قبیله را تنظیم نمود كه آخرین قبیله بنی عدی بن كعب (قبیله خود او) بود. روش تنظیم بدین گونه بود كه نخست از بنی هاشم نام كسانی را ثبت می كرد كه در جنگ بدر شركت داشتند سپس بدریان بنی امیه سپس به ترتیب قرابت. و برای حضرت حسن و حسین سهمی جداگانه مقرر گردانید.[3]

در طبقات ابن سعد آمده (و حافظ ابن عساكر نیز در تاریخ خود روایت كرده) كه وقتی عمر بن خطابرضی الله عنه لیست مستمری بگیران را تهیه می كرد، برای حسن و حسین گرچه از اصحاب بدر نبودند ولی بعلت قرابتشان با رسول اللهصلی الله علیه وسلم سهمی معادل سهم پدرشان كه از اهل بدر بود، مقرر نمود و به هر یك پنج هزار درهم می داد.[4]

علامه شبلی نعمانی در كتاب «الفاروق» تحت عنوان «پاسداشت خاطر خویشان رسول اللهصلی الله علیه وسلم می نویسد:

فاروق اعظم امور مهم را بدون مشورت حضرت علی انجام نمی داد و مشاوره‌ی جناب امیر نیز مبنی بر نهایت اخلاص و خیر خواهی بود، چون فاروق اعظم به بیت المقدس سفر كرد، امور خلافت را به جناب امیر تفویض نمود.[5] رابطه دوستی و اتحاد بین آن دو به حدی مستحكم بود كه حضرت علی دخترش ام كلثوم را كه از بطن فاطمه زهرا رضی الله عنها بود به حباله‌ی نكاح فاروق رضی الله عنه در آورد.[6] و یكی از فرزندان خود را به نام عمر نام گزاری كرد همانگونه كه یكی را به نام ابوبكر و دیگری را بنام عثمان نامید.[7] پر واضح كه انسان فرزند خود را به نامهای محبوب و پسندیده و با نامهای كسانی كه آنها را الگو و نمونه می دانند نامگذاری می كند.[8]

پایه گذاری تقویم اسلامی از هجرت رسول اللهصلی الله علیه وسلم

از جمله یادگارهای همیشگی و اقدامات پسندیده حضرت عمر رضی الله عنه كه تا بقای تاریخ و امت اسلامی پایدار خواهد ماند تنظیم و تعیین مبدا تاریخ اسلامی است. مردم عرب تا قبل از اسلام و صدور اسلام تاریخ معینی نداشتند تا برای تدوین حوادث، تاریخی قید كنند. در زمان حضرت عمر برای ضبط حوادث و مراسلات و غیره در مورد تعیین تاریخ نظرات متفاوتی وجود داشت. حضرت عمر اهل شورا را جمع كرد و از آنان نظر خواهی نمود. عده ای گفتند شیوه اهل فارس را عمل كنید كه تولد یا تاج گذاری شاه را مبدا تاریخ قرار می دهند. عده ای به تقلید از رومیان رای دادند. برخی گفتند روز تولد رسول اللهصلی الله علیه وسلم و عده ای دیگر گفتند سالروز بعثت آن حضرت مبدا تاریخ قرار گیرد. حضرت عمر رضی الله عنه تمام آرا را با ذكر دلیل رد نمود، آنگاه حضرت علی پیشنهاد كرد كه سال هجرت رسول خدا از مكه به سوی مدینه مبدا تاریخ اسلامی قرار گیرد. حضرت عمر رای او را مورد تایید قرار داد و به اتفاق آرای اصحاب تصویب گردید.

بدین ترتیب تقویم تاریخ اسلامی با حادثه ای آغاز می شود كه معنی و مفهوم خود را دارد و رسالت خاص خود را ایفا می كند. تاریخ اسلام مانند سایر ادیان مربوط به هیچ شخصیتی نیست، حتی به شخصیت پیامبر اسلام كه برجسته ترین شخص بشریت و محبوبترین آن نزد خدا و مسلمین است. همچنین متعلق به فتوحات و كشور گشاییها و جنگها نیست. ارتباط آن با هجرت بر اساس اندیشه ای عمیق و فلسفه ای بزرگ استوار است. زیرا بدینوسیله مهر یك دعوت و یك پیغام بر پیشانی این تقویم نقش بسته و هر فرد مسلمان و غیر مسلمان كه در مورد راز این تعیین بیندیشد، در می یابد كه نقطه شروع عظمت و شكوفایی همانا عقیده و ایمان است و در این دو از تمام اشیای محبوب و از اهل و وطن عزیزتر و محبوب‌ترند. و نیز در آن جنبه‌ی مژده و نیك فالی هم وجود دارد و آن اینكه سرآغاز و سرفصل عهد جدیدی در تاریخ بشری و مسیر انسانی می باشد و از سوی دیگر این پیام را می رساند كه چنگ زدن به عقیده و اصول اعتقادی و شهامت و از خود گذشتگی رمز پیروزی است و جنبه‌ی عقیدتی همیشه بر جنبه عرفی و طبعی مقدم بوده و ترجیح دارد.[9]
_______________
[1]  كنزالعمال ج7ص105 و الاصابه ج1ص133
[2]  الاصابه ج1ص106/ به كتاب گنجینه داستانهای آموزنده اثر همین مترجم مراجعه شود
[3]  ابو یوسف، كتاب الخراج، ص24-25 مصر چاپ اول 1302 هـ
[4] ابن سعد، الطبقات الكبری
[5]  سید امیر علی مورخ معروف شیعه می نویسد: «آن زمامدار بزرگ یعنی عمی اعتمادی كه در خلافت خود به شخص حضرت علی داشت تا این حد بود كه هر وقت به خارج سفر می كرد او را در مدینه كفیل یا قائم مقام خودش تعیین می نمود.» تاریخ عرب و اسلام ص54 (مترجم)
[6]  ترجمه فارسی الفاروق ج2ص372-374 چاپ پاكستان بحث مفصل پیرامون این ازدواج و دلایل علمی، تاریخی و كلامی آن در كتاب «باقیات صالحات ترجمه آیات بینات» تالیف نواب محسن الملك مهدی علی ج1ص186-211 آمده است.
[7]  البدایه و النهایه ج7ص331-332 (مروج الذهب فارسی ج2ص67 چاپ چهارم 1370هـ و كتاب شیعه كیست و  تشیع چیست؟ تالیف محمد جواد مغنیه چاپ چهارم تهران 1361هـ اعلام الوری، طبری ص203، ارشاد مفید ص186 تاریخ یعقوبی ج2ص213 مقاتل الطالبین ابی الفرج اصفهانی ص142 كشف الغمه اردبیلی ج2ص64 جلاء عیون مجلسی 582م نیز حضرت حسن و حسین و زین العابیدن و موسی كاظم فرزندان خود را بنام عمر نامگذاری كردند به كتب فوق كه معروفترین كتب شیعه می باشند مراجعه كنید.م)
[8]  امان شیعه از گذاشتن نام دشمن بر فرزندان خود نهی كرده اند و دستور داده اند كه این چنین نامها را عوض كنند. (وسایل الشیعه ج15ص123 و تولی و تبری ص56 نوشته هیأت تحریریه موسسه در راه حق. مترجم
[93]  برای تفصیل بیشتر مراجعه كنید به رساله دیگر مولف«القرن الخامس عشر الهجری الجدید فی ضوء التاریخ و الواقع» ص7-10 چاپ ندوة العلماء الهند

 



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 08:07 ق.ظ تاریخ: شنبه 31 تیر 1385 |+|