تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
سفر تاریخی عمر رضی الله عنه به بیت المقدس

پست: 149  |  موضوع مرتبط: عمومی

سفر تاریخی عمر رضی الله عنه به بیت المقدس

شاید خوانندگان تصور نمایند كه امیرالمومنین عمربن خطاب كه نامش پشت امپراطور روم و ایران را به لرزه در می آورد با چه شكوه و جلالی و طی چه تشریفاتی بسوی فلسطین حركت كرده است و موقعیت نیز چنین چیزی را ایجاب می كرد تا ابهت خلیفه مسلمین در قلوب تثبیت شود ولی واقعیت این است كه عمر مظهر اخلاق اسلامی و نابود كننده امتیازات فردی و قومی بود. حركتش ساده و بی آلایش بود. از مركبهای آذین بسته و مجلل خبری نبود و دسته های سواره نظام با لباس فاخر، ورودش را خبر می داد.

امیرالمومنین در حالی كه بر شتر خاكستری رنگ سوار بود وارد شهر جابیه[30] شد.

پیشانی و جلو سرش زیر آفتاب می درخشید، نه تاجی بر سر داشت نه كلاه و نه عمامه ای، زین سواریش چادر پشمی بود كه هر گاه سوار می شد زین مركب و هر گاه پیاده می شد زیر انداز و بستر او بود، چمدان یا ساك دستی او پوستین یا پارچه ای بود كه كناره هایش از لیف درخت خرما انباشته شده بود كه هم چمدان مسافرتش بود و هم به هنگام استراحت متكا و بالشش به حساب می آمد، پیراهنی پنبه ای به تن داشت كه بر اثر شتاب در راه پاره شده بود.[31]

امیر المومنین كار ترمیم و شستن پیراهن خود را به كشیش آن محل سپرد و پیراهنی به عاریه گرفت، كشیش كه سخت تحت تاثیر عظمت روح و بزرگواری عمر قرار گرفته بود با دست خود پیراهنش را وصله زد و به همراه پیراهن تازه و فاخر كتانی دیگر به عنوان هدیه تقدیم خلیفه اسلام كرد.

سیدنا عمر رضی الله عنه پیراهن عاریت گرفته را پس داد و پیراهن خود را پوشید و از پذیرفتن پیراهن اضافی نیز به بهانه اینكه پیراهن خودش از جنس پنبه و برای حذف كردن عرق بهتر است، خودداری كرد. كشیش به وی گفت: تو پادشاه عرب هستی، سواری شتر در این سرزمین عیب است، اگر بر اسب یا قاطر سوار شوی و لباس فاخری بپوشی در چشم رومیان ابهت بیشتر خواهید یافت. امیر مومنان، از پذیرفتن این پیشنهاد خودداری كرد و گفت: «افتخاری كه خداوند به من عطا كرده به بركت اسلام است نه به لباس فاخر و زر و زیور و من این افتخار را با هیچ چیزی معاوضه نخواهم كرد.»[32]

همچنین در دومین سفرش به شام كه در سال هجدهم هجری صورت گرفت، به همین سادگی بود، این بار نیز حضرت علی را در مدینه بطور رسمی جانشین خود ساخت و زمام حكومت را به وی سپرد، در این سفر غلامش و گروهی از اصحاب وی را همراهی می كردند، وقتی به ایله[33] نزدیك شد، شترش را به غلام خود داد و خود بر مركب وی سوار شد، وقتی مردم در مسیر حركتش سراغ امیرالمومنین را می گرفتند، عمر می گفت او در جلو شماست (یعنی خود اوست) بدین ترتیب سیدنا عمر رضی الله عنه وارد شهر ایله شد.[34]
________________
[30]  نام شهری است در شام، جنوب دمشق
[31]  اقتباس از كتاب سیرت عمر بن خطاب اثر ابن جوزی
[32]  البدایه و النهایه ج7ص59-60
[33]  شهری است در كنار دریای احمر، در آخرین نقطه مرزی حجاز و آغاز حدود شام واقع است. (معجم البلدان، حموی) مترجم
[34]  طبری ج4ص203-204



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 08:07 ق.ظ تاریخ: شنبه 31 تیر 1385 |+|