در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 149 | موضوع مرتبط: عمومی
سفر تاریخی عمر رضی الله عنه به بیت المقدس
شاید خوانندگان تصور نمایند كه امیرالمومنین عمربن خطاب كه نامش پشت امپراطور روم و ایران را به لرزه در می آورد با چه شكوه و جلالی و طی چه تشریفاتی بسوی فلسطین حركت كرده است و موقعیت نیز چنین چیزی را ایجاب می كرد تا ابهت خلیفه مسلمین در قلوب تثبیت شود ولی واقعیت این است كه عمر مظهر اخلاق اسلامی و نابود كننده امتیازات فردی و قومی بود. حركتش ساده و بی آلایش بود. از مركبهای آذین بسته و مجلل خبری نبود و دسته های سواره نظام با لباس فاخر، ورودش را خبر می داد.
امیرالمومنین در حالی كه بر شتر خاكستری رنگ سوار بود وارد شهر جابیه[30] شد.
پیشانی و جلو سرش زیر آفتاب می درخشید، نه تاجی بر سر داشت نه كلاه و نه عمامه ای، زین سواریش چادر پشمی بود كه هر گاه سوار می شد زین مركب و هر گاه پیاده می شد زیر انداز و بستر او بود، چمدان یا ساك دستی او پوستین یا پارچه ای بود كه كناره هایش از لیف درخت خرما انباشته شده بود كه هم چمدان مسافرتش بود و هم به هنگام استراحت متكا و بالشش به حساب می آمد، پیراهنی پنبه ای به تن داشت كه بر اثر شتاب در راه پاره شده بود.[31]
امیر المومنین كار ترمیم و شستن پیراهن خود را به كشیش آن محل سپرد و پیراهنی به عاریه گرفت، كشیش كه سخت تحت تاثیر عظمت روح و بزرگواری عمر قرار گرفته بود با دست خود پیراهنش را وصله زد و به همراه پیراهن تازه و فاخر كتانی دیگر به عنوان هدیه تقدیم خلیفه اسلام كرد.
سیدنا عمر رضی الله عنه پیراهن عاریت گرفته را پس داد و پیراهن خود را پوشید و از پذیرفتن پیراهن اضافی نیز به بهانه اینكه پیراهن خودش از جنس پنبه و برای حذف كردن عرق بهتر است، خودداری كرد. كشیش به وی گفت: تو پادشاه عرب هستی، سواری شتر در این سرزمین عیب است، اگر بر اسب یا قاطر سوار شوی و لباس فاخری بپوشی در چشم رومیان ابهت بیشتر خواهید یافت. امیر مومنان، از پذیرفتن این پیشنهاد خودداری كرد و گفت: «افتخاری كه خداوند به من عطا كرده به بركت اسلام است نه به لباس فاخر و زر و زیور و من این افتخار را با هیچ چیزی معاوضه نخواهم كرد.»[32]
همچنین در دومین سفرش به شام كه در سال هجدهم هجری صورت گرفت، به همین سادگی بود، این بار نیز حضرت علی را در مدینه بطور رسمی جانشین خود ساخت و زمام حكومت را به وی سپرد، در این سفر غلامش و گروهی از اصحاب وی را همراهی می كردند، وقتی به ایله[33] نزدیك شد، شترش را به غلام خود داد و خود بر مركب وی سوار شد، وقتی مردم در مسیر حركتش سراغ امیرالمومنین را می گرفتند، عمر می گفت او در جلو شماست (یعنی خود اوست) بدین ترتیب سیدنا عمر رضی الله عنه وارد شهر ایله شد.[34]
________________
[30] نام شهری است در شام، جنوب دمشق
[31] اقتباس از كتاب سیرت عمر بن خطاب اثر ابن جوزی
[32] البدایه و النهایه ج7ص59-60
[33] شهری است در كنار دریای احمر، در آخرین نقطه مرزی حجاز و آغاز حدود شام واقع است. (معجم البلدان، حموی) مترجم
[34] طبری ج4ص203-204