تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
امیر المومنین عمر فاروق رضی الله عنه

پست: 147  |  موضوع مرتبط: عمومی


امیر المومنین عمر فاروق  رضی الله عنه

دومین جانشین پیامبر    صلی الله علیه وسلم

نقش انتخاب عمر  رضی الله عنهبه خلافت در مقطع حساسی از تاریخ اسلام

ابوبكر رضی الله عنه در روزهای آخر عمر خود با همه پرسی و مراجعه با آرای عمومی عمر  رضی الله عنه را برای جانشینی خود انتخاب كرد. ابوبكر اگرچه به لیاقت شایستگی عمررضی الله عنه  اطمینان داشت و او را بخوبی می شناخت با این وجود او را به مقام خلافت انتصاب نكرد بلكه بخاطر احترام به افكار عمومی به آرای مردم مراجعه نمود و پس از اینكه از بزرگان مهاجر و انصار نظر خواهی كرد به جانشینی سیدنا عمر وصیت كرد و متن وصیت نامه را در ملاء عام برای مردم خواند و به مسجد رفت و خطاب به مردم چنین گفت: من كسی را از میان بستگان و خویشان خود برای بدست گرفتن زمام رهبری شما انتخاب نكرده ام بلكه منتخب من عمر است مردم یكصدا جواب دادند: «سمعنا و اطعنا» -شنیدیم و اطاعت كردیم- و در كتاب اخبار عمر ص 61 آمده است كه حضرت علی مرتضی فرمود: «ما جز به عمر به كسی دیگر راضی نیستیم.[1]

نویسنده و حقوقدان معروف شیعه سید امیر علی در كتاب «روح الاسلام» می نویسد ابوبكر قبل از فوت عمر را به جانشینی انتخاب كرد و این مطلب به وسیله عامه مردم از جمله اهل بیت محمدصلی الله علیه وسلم پذیرفته شد.»[2]

ابوبكررضی الله عنه بخوبی می دانست كه فاروق اعظمرضی الله عنه مردی قوی، قاطع و صبور است كه توانایی گرداندن چرخ عظیم خلافت و تاب و تحمل مشقات آن را دارد و می تواند در حساس ترین برهه از تاریخ، دین جدید و ملت نوپا را در سپیده دم فتوحات بزرگ رهبری كند.

در آن وقت دو ابر قدرت بزرگ تاریخ –امپراطوری روم و امپراطوری ساسانی- در آستانه سر تسلیم فرود آوردن، در برابر حكومت اسلامی بودند، و ثروت و خزاین آنها و اسباب رفاه و جامعه متكبر آنها در شرف انتقال به ملتی بود كه از قرنها با زندگی صحرایی و چادر نشینی عادت كرده بودند و با زندگی شهری و تمدن مدرن آن زمان آشنایی نداشتند تا جایی كه وقتی در عراق برای اولین بار كافور را دیدند فكر كردند نمك است و چه بسا كه بعضیها آن را در خمیر آرد نریخته باشند![3]

و از سوی دیگر این امت فاتح با مشكلی دیگر مواجه بود و آن اینكه چگونه می تواند هم زندگی نمونه دینی و سلحشوری عربی و حفظ ارزشهای اسلامی و سنتهای پیامبر صلی الله علیه وسلم را داشته باشد و هم شهرهای پهناور فتح شده و رهبری ملتهای متمدن را كه فرهنگ و تمدنی متفاوت و پیشرفته داشتند را اداره كند.

با در نظر گرفتن همه‌ی این شرایط به این نتیجه می رسیم كه انتخاب عمر رضی الله عنه انتخابی بموقع و موفق و الهام شده از جانب الله بوده است و بدینوسیله خداوند این دین را مورد لطف خود قرار داده و خواسته است آن را بر تمام ادیان غالب گردانیده و بر جهان پهناور و جامعه بیمار و قدرتهایی كه زمام بشریت را بدست گرفته و آزادی آنها را سلب كرده بود، پیروز بگرداند.

سیدنا عمر رضی الله عنه یگانه هماورد شایسته و امین توانایی بود كه در تحقق بخشیدن اهداف اسلام و آرمانهای پیامبر و جانشین وی بی همتا بود.

حضرت عمر رضی الله عنه محبوبیت خاصی در قلوب مسلمین داشت و در عین حال از چنان ابهتی برخوردار بود كه جلو هرگونه خودسری را می گرفت كه بهترین نمونه آن بركنار نمودن خالد بن ولیدرضی الله عنه از سمت فرماندهی سپاه اسلام بود. آری همان خالد كه رسول اللهصلی الله علیه وسلم او را شمشیر خدا لقب داده بود. خالد بر اثر فتوحات و پیروزیهای پی در پی زبانزد خاص و عام بود. حضور او در جنگها نشانه‌ی پیروزی محسوب می شد. بنابراین وجودش را هاله ای از حس سرافرازی فرا گرفته بود. ماجرای عزل او روزی صورت گرفت كه مسلمین بیش از هر روز دیگر به او نیاز داشتند. حكم عزل وی درست هنگامی به او ابلاغ شد كه سپاه اسلام در برابر رومیها در روز جنگ یرموك صف كشیده بود. حضرت عمر رضی الله عنه این سرباز با نفوذ و متهور را بركنار نمود و بجایش ابوعبیده را به فرماندهی لشكر اسلام برگزید. خالد كه فرماندهی بی نظیر بود و برق شمشیرش عراق و سوریه را به اسلام پیوند داده بود بدون هیچگونه واكنشی در برابر این فرمان خاضعانه گفت: «سمعناو طاعتا لامیر المومنین»؛ فرمان امیر المومنین را از دل و جان پذیرا هستم.[4]

و هنگامی كه یكی از سربازان به وقوع فتنه و مصیبت بر اثر این تغییر اشاره كرد؛ خالد در پاسخ گفت: «تا زمانی كه عمر زنده است از فتنه و آشوب نشان و اثری نخواهد بود»[5]

این حادثه از سویی عشق خالد به حقیقت و تسلیم او در برابر فرمان خلیفه محبوب را نشان می دهد كه نظیری در تاریخ فرماندهی نظامی ندارد و از سویی دیگر قدرت و شكوه خلافت سیدنا عمر رضی الله عنه و تسلط او بر اوضاع را به نمایش می گذارد.

همچنین ماجرای محمد فرزند عمرو بن عاص فاتح و استاندار مصر قابل اهمیت است. در مدتی كه عمرو بن عاص استاندار مصر بود یكبار مسابقه اسب دوانی برگزار شد. در این مسابقه اسب محمد در دست یكی از سواركاران بود در جریان مسابقه یكی از اسبها كه شباهت زیادی به اسب محمد داشت از بقیه اسبها سبقت گرفت محمد كه در جمع تماشاچیان قرار داشت فكر كرد كه اسب اوست، لذا گفت: به پروردگار كعبه سوگند كه اسب من جلو افتاد. اما صاحب اصلی آن اسب كه مردی مصری بود، فریاد زد بخدای كعبه سوگند كه اسب من برنده شده است؛ محمد بن عمر از خشم تازیانه ای به آن مرد زد و گفت: بگیر، من اشراف زاده هستم. آن مرد به حضرت عمر شكایت برد وی عمرو بن عاص و فرزندش را به مدینه احضار كرد و پس از محاكمه به مرد مصری گفت: این تازیانه را بگیر و اشراف زاده را بزن! و سپس به عمرو گفت: ای عمرو! از كی مردم را برده قرار دادی؛ حال آنكه از مادر آزاد متولد شده اند؟[

_______________
[1]  رجوع شود به كتابهای شرح زندگانی خلیفه دوم، اثر شبلی و سیمای صادق فاروق اعظم اثر ملا عبدالله احمدیان و فاروق اعظم اثر هیكل و تاریخ الكامل ابن اثیر و تاریخ ابن جوزی و دیگر كتب تاریخ (مترجم)
[2]  روح اسلام ص 123 آستان قدس رضوی 1366 (مترجم)
[3]  البدایه و النهایه ج7ص67
[4]  البدایه و النهایه ج7ص18-19 ابن اسحاق فرماندهی ابوعبیده را مربوط به حادثه محاصره دمشق دانسته است. هركدام كه صحیح باشد دلالت بر حساس بودن اوضاع دارد.
[5]  قاضی ابویسف كتاب الخراج ص87 و تاریخ طبری ص2527 شاید هم غزل خالد بخاطر بعضی از تصرفات خالد بوده كه سیدنا عمر راضی نبوده است. بهر حال جای هرگونه اجتهاد است. در روایت آمده كه سیدنا عمر رضی الله عنه به حكام و فرماندهان ولایات نوشت: خالد را بدان جهت معزول نساخته ام كه از دستورات من تخطی كرده و یا به امانت خیانت نموده است بلكه عزل وی به این سبب بوده كه مردم در این اندیشه اند كه پیروزی و شكست اسلام بسته به وجود اوست، و این موجب كبر و غرور خواهد شد مسلمانان باید بدانند كه همه چیز در مشیت خداست اگر پیروز می شویم خواست خداست و اگر شكست می خوریم تعلق و اراده او بر آن است. (تاریخ طبری ص2528) –برای تحلیل مفصل این حادثه به كتاب «خالد بن ولید» نوشته استاد صادق عرجون، چاپ سوم، دار سعودی 1981 مراجعه كنید.
[6]  ابن جوزی: سیره عمر بن الخطاب، ص86 چاپ مصر 1331هـ




نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 08:07 ق.ظ تاریخ: شنبه 31 تیر 1385 |+|