در مورد آزادی اندیشه وفکر میباشد
به وبلاگ سوالات دینی خوش آمدید
مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها
موسسه فرهنگی .اسلامی ندای توحید
سایت های منتخب اهل سنت عربی وفارسی
برای تبادل لینك ابتدا لینك ما را با عنوان: ( ::اهل سنت جنوب::
)در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید سپس از طریق ارسال لینك در قسمت زیر لینك خود
را برای ما بفرستید.
چرا در قرآن نام علی و سایر امامان نیامده؟
آیا دیدار هزاران انسان با امام زمان قابل انکار است؟
آیا احترام به قبرهای امامان واولیاء جزئی از احترام به خود آنها نیست؟
آیا پس از وفات پیامبر کودتاه شد؟
چرا امامت در فرزندان امام حسین ادامه یافت و از فرزندان امام حسن ، كسى به این مقام نرسید ؟
آیا فتح ایران در زمان عمر مطابق قانون شرع بود یا خیر؟
آیا امام حسن مى دانست كه ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
آیا اهمیت دادن به عید نوروز بدعت نیست؟
آیا خبر ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، راست است ؟
آیا روایت « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم صحت دارد ؟
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند، چرا علی با خلفا همكاری میكرد؟
درخواست یك عالم سنی از حكومت طهران
از طرف جامعه اهل سنت مجله خانواده سبز تحریم شد
پست: 146 | موضوع مرتبط: عمومی
مراسم بیعت با سیدنا ابوبكر
مسلمانان در مدینه بعد از وفات پیامبربه رغم اینكه خود اهل حل و عقد و دارای فهم و بصیرت بودند و در میان آنان مهاجران و انصار نیز وجود داشتند و به هر نتیجه ای كه آنان می رسیدند و مورد توافق آنان قرار می گرفت در جزیره العرب و سایر مسلمین جهان اجرا می شد، بر سر دو راهی قرار گرفتند، آنان دو راه در پیش داشتند: راه نخست اتحاد و یكپارچگی و دست در دست هم دادن برای گسترش اسلام و رساندن احكام خداوندی به مردم دنیا و سپردن زمام رهبری و بیعت با كسی كه همه مسلمین به برتری و فضیلت وی معترف و از جایگاه والای او نزد پیامبر rآگاه بودند و می دانستند كه پیامبر به وفاداری و صداقت وی گواهی داده و او را در مراحل بسیار حساس و سرنوشت ساز مقدم ساخته است. راه دوم نزاع و پراكندگی و اختلاف نظر و چند دستگی بود كه آینده اسلام را مورد تهدید قرار می داد و سرنوشت اسلام نیز همانند سایر ادیانی می شد كه به علت اختلاف بر سر ریاست و رهبری و جدال بر سر خلافت، قربانی شدند.
از جانب دیگر، آنچه مساله را بغرنج و پیچیده تر می ساخت وقوع این حادثه در شهر مدینه بود، شهری كه مسكن دو تیره بزرگ از قبیله ی قحطان، یعنی اوس و خزرج (انصار) بود، و آنان كسانی بودند كه رسول الله r و مسلمین را در شهر خود جای دادند و از هر گونه همكاری، فداكاری، محبت و ایثار دریغ نورزیدند، و قرآن به فضل آنان گواهی داده است.( 25 )
بنابراین هیچ بعید نبود كه برای خود حقی در خلافت پیامبر كه از مكه همراه با یاران و عشیره خود هجرت نموده و به دیار آنها آمده قایل باشند و یا خود را از دیگران سزاوارتر بدانند، این امر، خلافت عقل و منطق و غیر طبیعی نبود، اما در میان آنان دو قبیله بزرگ و رقیب دیرینه (اوس و خزرج) وجود داشت كه هیچ یك در برابر دیگری كوتاه نمی آمد.
و از طرفی دیگر، قبایل عرب جز در برابر قریش، در برابر قبیله ای دیگر سر تسلیم فرود نمی آوردند زیرا موقعیت برتر و سوابق رهبری دینی و اجتماعی قریش مسلم بود. حضرت عمر با درایت و تیزبینی و دور اندیشی ویژه خویش به این مطلب پی برد و دریافت كه اسلام با خطر بزرگی مواجه است و باید هر چه سریعتر به امر خلافت خاتمه داد، زیرا اگر ریسمان اتحاد و انسجام از دست جماعت و گروهی رها شد كه مسلمین به آنان چشم دوخته اند و باید آموزگار و رهنمای جهانیان و محافظ كیان اسلام و آینده سازان آن باشند، هرگز بار دیگر باز نخواهند گشت. بنابراین، تاخیر در انتخاب خلیفه را روا ندانست و حضرت ابوبكر را به عنوان كاندیدای خلافت پیشنهاد نمود تا جلوی هر گونه فتنه و آشوبی را گرفته و شیطان فرصت و راهی به متفرق ساختن جمعیت مسلمین و القای وساوس شوم خود در قلوب آنان نداشته باشد و رسول الله r در حالی دنیا را وداع گفته باشد كه (قبل از تدفین) مسلمین یكپارچه و متحد دارای امیر و سرپرستی باشند كه خود او متولی مراسم تشییع پیكر پاك رسول الله باشد.
برای اینكه بیشتر به حساسیت بحران و ضرورت تعجیل در گزینش رهبر پی ببرید به روایت مالك از زهری به نقل از خود سیدنا عمر توجه نمایید:
(( هنگامی كه در خانه ی پیغمبر و در كنار پیكر پاك وی نشسته بودیم، ناگاه مردی از بیرون فریاد بر آورد كه ای پسر خطاب برای لحظه ای بیرون بیا، من جواب دادم كه ما را آرام بگذار زیرا سرگرم فراهم ساختن مقدمات مربوط به دفن پیامبر r هستیم. آن مرد جواب داد كه حادثه ای اتفاق افتاده كه شما باید از آن مطلع شوید. انصار در سقیفه بنی ساعده اجتماع كرده اند قبل از اینكه حادثه ناگواری رخ دهد به آنها برسید. من رو به ابوبكر كردم و گفتم: بیا نزد برادران خود برویم تا از كم و كیف قضیه مطلع شویم. ( 26 )
(حضرت عمر این سخنان را در حضور صدها نفر از اجله ی اصحاب اظهار كرد كه اگر نكته ای بر خلاف واقعیت در آن می بود مسلماً مورد اعتراض اصحاب قرار می گرفت).
از این روایت چنین نتیجه گیری می شود كه اولاً ابوبكر و عمر در علم كردن مساله خلافت و جانشینی پیامبر، دستی نداشته و كسی را به این كار تشویق و ترغیب نكرده اند، ثانیاً: این دو نفر با نظری خاص و طبق برنامه ای از پیش طرح شده و با طیب خاطر به سقیفه بنی ساعده نرفته اند.
همانگونه كه بیان شد، انصار پیش از دیگران در سقیفه بنی ساعده گرد آمده بودند
(ممكن است در طرح این برنامه، منافقان نیز نقش داشته باشند) بهر حال حضرت عمر t پس از آگاهی از این جریان به اتفاق حضرت ابوبكر به منظور جلوگیری از بروز فتنه و آشوب در جمع برادران انصار (در سقیفه) حضور یافتند و پس از بحث و تبادل نظر، حضرت ابوبكر t به اتفاق آراء به عنوان خلیفه برگزیده شد، و همه حاضران به دست او بیعت كردند.
__________________
25- حشر: 9
26- فتح الباری: 7/30