تبلیغات
::اهل سنت جنوب::
 
 
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پیغام مدیر : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لینكهای ویژه
لینك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اینترنت
     در این سایت

آمار وب
بازدید های امروز:
بازدیدهای دیروز:
بازدید این ماه :
بازدید ماه گزشته:
کل بازدید ها:
نویسندگان وبلاگ:
كل مطالب ارسالی;:
آخرین به روز رسانی:

 تبلیغات
بیعت عمومی وراز تاخیر خلافت سیدنا علی

پست: 143  |  موضوع مرتبط: عمومی


بیعت عمومی
 وراز تاخیر خلافت سیدنا علی

روز بعد (سیزدهم ریبع الاول سال یازدهم هجری) بیعت عمومی در مسجد رسول الله  انجام شد.

انتخاب حضرت ابوبكر یك اتفاق تصادفی یا نتیجه دسیسه و برنامه از پیش طرح شده نبود كه به موفقت انجامید، بلكه برنامه تنظیمی الهی و تقدیر و خواست خداوند مقتدر و دانا، و مظهری از مظاهر لطف و عنایت خاص الهی به این دین بود كه می خواست آن را بر سایر ادیان غالب گرداند و وحدت كلمه را حفظ نماید.

حضرت علی در این باره می فرماید: ((الا ان القدر السابق قد وقع و القضاء الماضی قد تورد))( 27 )؛ آگاه باشید آنچه پیش از این مقدر بود (خلافت خلفا و انتقال به آن حضرت) واقع شد و آن چه حكم و اراده خدا به آن تعلق گرفته پی در پی پیش خواهد آمد.

نیز در فرازی دیگر خشنودی خویش را از این برنامه الهی اعلام داشته می فرماید: (( رضینا عن الله قضاءه و سلمنا الله امره))( 2 )؛ ما از قضا و قدر الهی خشنود و تسلیم فرمان او هستیم.

همچنین این بیعت موافق با عادت و شیوه انتخاب عربها بود، آنان با شورا و رأی آزاد، مسایل مهم خود از قبیل انتخاب رئیس قبیله و فرمانده لشكر را با رأی دادن به كسی كه از نظر سن، تجربه و تدبر و شایستگی بر دیگران برتری داشت حل می كردند، این شیوه از نسلهای گذشته همواره مورد توجه و عمل اعراب بوده است.

پروفسور سید امیر علی نویسنده معروف اسلامی (شیعی) كه قلم شیوایی به زبان انگلیسی دارد این حقیقت تاریخی را این گونه بیان می كند: ((نزد عربها زعامت و ریاست قبایل، موروثی نیست بلكه از طریق انتخاب صورت می گیرد، آنان كاملاً به اصل انتخاب ملزم و عامل هستند، تمام افراد قبیله در انتخاب رئیس قبیله حق رأی دارند و از میان بازماندگان متوفی شخصی بر اساس سن و تقدم ( SENIORITY ) انتخاب می شود.

مسلمین در انتخاب جانشین پیغمبر بر همین اصل قدیمی ملزم شدند، و از آنجا كه شرایط دشوار بود و وضع فوق العاده ای كه پیش آمده بود مجال هیچ گونه تاخیر در

انتخاب خلیفه را نمی داد، انتخاب ابوبكر t به عنوان خلیفه رسول الله  با در نظر گرفتن سن و اعتبار و احترامی كه بین مردم مكه داشت، بدون تاخیر انجام گرفت، این دو صفت نزد عربها امتیاز بزرگی محسوب می شد.

ابوبكر به صفت دانش و اعتدال معروف بود، حضرت علی t و اهل بیت پیامبر بنابر اخلاصی كه از یكدیگر به ارث برده بودند و بنابر وفاداری و محبت به اسلام، ابوبكر را به عنوان خلیفه ی رسول، به رسمیت شناختند)).( 28 ) 

انتخاب خلیفه را نمی داد، انتخاب ابوبكر به عنوان خلیفه رسول الله با در نظر گرفتن سن و اعتبار و احترامی كه بین مردم مكه داشت، بدون تاخیر انجام گرفت، این دو صفت نزد عربها امتیاز بزرگی محسوب می شد.

انتخاب خلیفه را نمی داد، انتخاب ابوبكر به عنوان خلیفه رسول الله  با در نظر گرفتن سن و اعتبار و احترامی كه بین مردم مكه داشت، بدون تاخیر انجام گرفت، این دو صفت نزد عربها امتیاز بزرگی محسوب می شد.

ابوبكر به صفت دانش و اعتدال معروف بود، حضرت علی  و اهل بیت پیامبر  بنابر اخلاصی كه از یكدیگر به ارث برده بودند و بنابر وفاداری و محبت به اسلام، ابوبكر را به عنوان خلیفه ی رسول، به رسمیت شناختند)).( 29 ) 

ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه كه شیعه معتزلی است، در این باره می نویسد: ((علمای گذشته و متاخر ین ما و نیز علمای بصره و بغداد متفق اند كه بیعت ابوبكر صدیق بیعتی صحیح و شرعی و قانونی بوده است، این بیعت گر چه بنابر نص صریحی نبود ولی بر اساس اصل انتخابی صورت گرفت كه به اجماع، یكی از شیوه های تعیین امام و رهبر شناخته شده است)).( 30 )

مسلمین با این انتخاب از شیوه ی انتخاب و حكومت قبیله ای موروثی كه بر اساس خون و نسبی استوار بود نجات یافتند. اگر در مرحله ی نخست خلیفه از بنی هاشم (كه بدون شك اهلیت این كار را داشتند) انتخاب می شد، آنگاه حكومت دنیوی و ریاست دینی و معنوی برای بنی هاشم محرز و منحصر می شد و بدین وسیله در اسلام نیز نوعی پاپیسم و روحانیت گرایی(PRIESTHOOD ) پدید می آمد همان گونه كه در بین مسیحی ها این مقام روحانیت بنام (اكلیروس Glergy ) وجود دارد، اگر چنین می شد، همان عواقب وخیم و آثار سوء كه در مقام روحانیت مسیحی و نظام طبقاتی مجوسی و برهمائی پدید آمد در جامعه اسلامی و در بین پیروان این دین نیز به وجود می آمد و رهبری جامعه و پیشوایی مذهبی و حق رأی و منافع اقتصادی منحصر و مخصوص یك طبقه و خانواده دانسته می شد و در طول تاریخ نسلهایی بوجود می آمد كه این طبقه را نه از سطح عموم انسانها، بلكه از مقام بشریت برتر می دانستند و معتقد می شدند كه آنان باید به سهم های مشخص دیگر زندگی كنند. 

این امر كاملاً منافی حكمتی بود كه رسول خدا  به خاطر آن قبول زكات را برای بنی هاشم حرام قرار داده است .

عبدالمطلب بن ربیعه بن الحارث در روایت طولانی می گوید: رسول الله  فرمود: همانا این صدقات (اموال زكات)چرك مال هستند، خوردن آنها برای محمد و آل محمد حلال نیست.( 31 )

خداوند خاندان هاشمی و افراد اهل بیت را از این كه مصداق آیه زیر قرار گیرند حفظ نمود: ((یا ایها الذین آمنوا ان كثیراً من الاحبار و الرهبان لیاكلون اموال الناس بالباطل)) ( توبه: 34)؛ ای مومنان! بسیاری از علمای دینی یهودی و مسیحی، اموال مردم را به ناحق می خورند.

اگر این دو ریاست (معنوی و مادی) از طریق ارث به بنی هاشم انتقال می یافت هرگز از دست آنان خارج نمی گردید، زیرا آن را میراث بحق خود می دانستند.

 

راز تاخیر خلافت سیدنا علی

آگاهان از تاریخ حركتهای انقلابی و دعوت های اصلاحی، به خوبی می دانند كه بسیاری از جنبش ها بر اساس دعوت به اصلاح و ازاله ی فساد و گمراهی، آغاز و پایه گذاری شده اند، اما سرانجام به تاسیس حكومت و دست یابی به قدرت سیاسی و نظامی و اختصاص كرسی ریاست برای خاندان بنیان گذار آن حركت و جنبش منتهی گشته اند.

به همین دلیل، افراد زیرك و آینده نگران تیز بین نسبت به دعوتها و نهضتهای دینی حساسیت داشته و همواره از فرجام آنها هراسان و بیمناك بوده اند.

این حساسیت در گفتگویی كه بین هرقل (هراكلیوس) امپراطور بیزانس روم ابوسفیان انجام گرفت كاملاً مشهود و آشكار است، این مصاحبه زمانی صورت گرفت كه رسول خدا  طی نامه ای هرقل را به اسلام دعوت كرده بود. از این گفتگو و از واكنش و برداشت او در برابر این نامه به ذكاوت و تحقیق گسترده وی پی می بریم. یكی از جمله سئوالت او از ابوسفیان این بود كه: آیا كسی از اجداد او پادشاه بوده است؟ وقتی ابوسفیان پاسخ منفی می دهد، هرقل می گوید: اگر كسی از نیاكان او پادشاه می بود لابد می گفتم: این آیین را آورده است تا پادشاهی از دست رفته خود را باز ستاند و میراث پدری خویش را بطلبد.( 32 )

وقتی هرقل نسبت به فردی كه مردم را به سوی ایمان به الله و رسالت خویش فرا می خواند بر اساس و پایه ای تاریخی این گونه استنباط و قضاوت می كند، پس به نظر شما اگر در نتیجه دعوت پیامبر حكومت و سلطنتی موروثی پدید می آمد و در بدایت

امر جانشینی بلافصل آن حضرت به فردی از افراد خاندانش منتقل می شد آیا جهان، این گونه استنباط نمی كرد كه دعوت نبوی و كوششهای اصلاحی- معاذ الله- همه در خدمت خاندان پیامبر بوده و تمام تلاشهای وی به خاطر به قدرت رساندن خاندان خود و فراهم آوردن زندگی مرفه و آینده درخشان و اختصاص زعامت و رهبری به آل خود بوده است؟

تقدیر و برنامه تنظیمی خداوند دانا چنین بود كه رسول خدا كسی را به جانشینی خود انتصاب نكند و بعد از وی هیچ یك از اهل بیت و خاندان هاشمی به صورت بلافصل، جانشین وی نگردد، بلكه نخستین جانشین او از خاندان دیگری بود و زمانی خلافت به سیدنا علی بن ابی طالب رسید كه در میان مسلمین و اصحاب رسول الله  كسی از او افضل و تواناتر برای حمل بار خلافت وجود نداشت، بدین وسیله جای اعتراض و شبهه ای برای كسی باقی نماند، زیرا مساله، مساله طبقاتی و خاندانی نبود بلكه قضیه لیاقت و شایستگی و توانایی این كار بود. پس راز تاخیر خلافت حضرت علی  بنابر همین حكمت بود كه خداوند در نظر داشت و كار خدا همواره روی حساب و برنامه دقیق است. ((و كان امر الله قدراً مقدواً)) 
___________________
27- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه: 37
28- منبع سابق، ص: 122، خطبه: 37
29- تاریخ مختصر عرب، ص: 21
30- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: 1/27
31- جامع صحیح بخاری، كتاب الزكوه
32- جامع صحیح بخاری، بدء الوحی
ahlesonnat



نوشته: اهل سنت جنوب ساعت: 08:07 ق.ظ تاریخ: شنبه 31 تیر 1385 |+|